تبليغاتX
هیأت محبان اهل بیت(ع) خدابنده
شاید این جمعه بیاید ..شاید...پرده از چهره گشاید...شاید....
الهي اين نفس بي حب زهرا(س) اگر رفت به سينه بر نگردد.


ما همان نسل جوانیم که ثابت کــردیم

در ره عشق جگـــــر دار از صد مردیــم

هر زمان یاد خمینی(ره) در سر ما افتـد

دور سیـد علی خــامنــه ای میگــردیم
+ نوشته شده در  یکشنبه 2 آبان1389ساعت   توسط محسن حاجیانی | 
باغ فدک

*************************************************************

اشاره به كوهي است كه ناقه حضرت صالح (ع) و بچه ناقه از وسط دو شكاف كوه ظاهر شدند و پس از كشتن مادر به دست مخالفان حضرت صالح (ع) فرزند ناقه فرار كرد

**********************************************************

غار ثور

+ نوشته شده در  شنبه 1 آبان1389ساعت   توسط محسن حاجیانی | 

سيدبحرالعلوم يمني، از علماي بزرگ زيريه در يمن بوده كه وجود حضرت ولي عصر عليه الصلوه و السلام را انكار مي كرده است. ... تا اين كه آن جناب نامه اي براي حضرت آيت ا... سيدابوالحسن اصفهاني رضوان ا... تعالي عليه مي نويسد و براي اثبات وجود امام زمان (ع) دليل قاطعي درخواست
مي كند. آيت ا... اصفهاني، در جواب مي نويسد: « جواب شما را بايد به طور حضوري بدهم. شما طي سفر به نجف اشرف مشرف شويد تا جواب را دريافت كنيد. » .... و اينك بشنويد ماجراي شيعه شدن سيد يمني را از زبان فرزند او: « ... وقتي به مقام مهدي (ع) در وسط وادي السلام نجف وارد شديم، ديديم كه آيت ا... سيد ابوالحسن اصفهاني به سوي چاهي كه در آن جا بود، رفت و به دست خود از آن آب كشيد و تجديد وضو كرد و اين در حالي بود كه ما به عمل او مي خنديديم 1. آن گاه وارد مسجد مقام شد و چهار ركعت نماز خواند و كلماتي گفت ... به ناگاه ديديم كه تمام فضاي مقام غرق نور و روشنايي گشت. در آن هنگام، آيت ا... اصفهاني پدرم را داخل مسجد طلبيد. پدرم به آن مقام وارد شد، اما طولي نكشيد كه صداي گريه اش بلند شد و آن گاه، فريادي بلند زد و از هوش رفت. وقتي داخل شدم ديدم كه آيت ا... اصفهاني بالاي سر پدرم نشسته است و شانه هاي او را مالش مي دهد تا به هوش آيد... وقتي از آن جا برگشتيم، پدرم گفت: « حضرت ولي عصر حجت بن الحسن العسگري (عج) را به طور حضوري زيارت كردم و با ديدنش مستبصر و شيعه اثني عشري شدم » سيد بحرالعلوم يمني، پس از بازگشت به يمن 4000 نفر از مريدان سني خويش را به مذهب تشيع مشرف گرداند.

ميرزاي شيرازي و فتواي تحريم تنباكو

... آيت ا... سيد محمد فشاركي خطاب به ميرزاي شيرازي گفت: « سيد! چرا عليه استعمار انگليس براي خدا قيام نمي كني؟! چرا بر تحريم تنباكو فتوا نمي دهي؟ ! مگر خون تو از خون سيدالشهدا رنگين تر است؟! جناب ميرزا، نظري به شاگر خويش انداخت و فرمود: « واقعش را بخواهي مدت ها در فكر چنين فتوايي بودم و ابعاد مختلف آن را بررسي مي كردم تا اينكه ديروز به نتيجه نهايي رسيدم. امروز به سرداب غيبت رفتم تا از مولايم امام زمان ارواحنا فداء اجازه صدور بگيرم . آقا نيز اجازه فرمودند و دقايقي قبل از آمدن شما متن فتوا را نوشتم» آن گاه ميرزاي بزرگ متن فتوا را به سيد محمد فشاركي نشان داد: « اليوم استعمال توتون و تنباكوي باي نحو كان در حكم محاربه با امام زمان سلام ا... عليه است.» ... متن فتواي ميرزا به ايران ارسال شد و در مدت كوتاهي در سرتاسر ايران پخش گرديد. اكثريت مردم ايران در اطاعت از مرجع تقليدشان، توتون ها را دور ريختند و قليان ها و وسايل استعمال تنباكو را شكستند و از بين بردند. تا جايي كه در كاخ ناصرالدين شاه نيز قليان ها راشكستند. بدين ترتيب، توطئه استعمار انگليس در هم شكست و اهداف شيطاني شان به ثمر ننشست، پس از شكست انگليس، علما و مردم متدين به خدمت ميرزاي شيرازي شتافتند و اين پيروزي بزرگ را به او تبريك گفتند. ميرزاي بزرگ با شنيدن اين تبريكات گريه ميكرد. وقتي علت گريه آن جناب را پرسيدند، پاسخ داد، « از اين پس دشمنان اسلام به فكر مبارزه با روحانيت مي افتند، چرا كه كانون خطر و مبارزه را شناخته اند 2.»

1. ر.ك: قاضي زاهدي، شيفتگان حضرت مهدي (عج)، ج1، ص124.

2. ر.ك: قاضي زاهدي، شيفتگان حضرت مهدي (عج)، ج2، ص 355.

+ نوشته شده در  شنبه 1 آبان1389ساعت   توسط محسن حاجیانی | 

دلم هوای کعبه را کرده امشب

کاش باز هم

دعوتم می کردی

آخ .....

دلم هوای چرخیدن دارد دور تو

دلم می خواهد

باز هم بگردم دورت

دلم می خواهد بشینم رو به روی خانه ات

دست هایم را زیر چانه ام قلاب کنم

زل بزنم به بزرگیت

دلم می خواهد فقط بنشینم نگاهت کنم

می گذاری نه؟

بگذار

خواهش می کنم خدا

......

سلام به دوستان عزیز

به لطف خدا اسم ما هم تو قرعه کشی در اومد و توفیق زیارت خونه خدا رو پیدا کردیم

اگه خدا بخواد امسال عازم خونه خدا می شم...


انشا الله زیارت خونه خدا برا همه آرزو مندان نصیب بشه...


+ نوشته شده در  دوشنبه 19 مهر1389ساعت   توسط محسن حاجیانی | 
چقدر خنده داره که...

چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به در گاه خدا دیر وطاقت فرساست ولی 90دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل برق و باد می گذره  

چقدر خنده داره که 100هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم می یاد

چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر می یاد اما یک ساعت فیلم دیدن به سرعت می گذره

چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمون به وقت اضافه می کشه لذت می بریم واز هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی مراسم دعا وخطابه ونیایشطولانی تر از حدش می شه شکایت می کنیم وآزرده خاطر می شیم

چقدر خنده داره که خوندن یک صفحه یا بخشی از قرآن سخته اما خوندن 100صفحه از پر فروشترین کتاب  رمان دنیا آسونه

چقدر خنده داره که سعی می کنید ردیف جلوی یک کنسرت یا مسابقه رو رزرو کنیم اما به آخرین صفهای نماز جمعه تمایل بیشتری داریم

چقدر خنده داره که همه مردم بدون این که به چیزی اعتقاد پیدا کنن ویا کاری در راه رضای خدا انجام بدن به بهشت برن

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 مهر1389ساعت   توسط محسن حاجیانی | 
بخوان دعاي فرج را، دعا اثر دارد

دعا کبوتر عشق است، بال و پر دارد

بخوان دعاي فرج را و عافيت بطلب

که روزگار بسي فتنه زير سر دارد

بخوان دعاي فرج را که يوسف زهرا

ز پشت پرده غيبت به ما نظر دارد

بخوان دعاي فرج را به ياد خيمه سبز

که آخرين گل سرخ از دلت خبر داردگل

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 مهر1389ساعت   توسط محسن حاجیانی | 

شاه و کنیزک

(داستانی زیبا از مثنوی مولوی)

این داستان یکی از داستان های زیبا و پند آموز جلال الدین محمد بلخی( مولوی ) است که ما(تبیاد) قصد داریم در مقالات بعدی به تحلیل این حکایت دلنشین برای شما عزیزان بپردازیم . باشد که مورد توجه و عنایت شما قرار گیرد .

شاه و کنیزک

پادشاه قدرتمند و توانایی, روزی برای شكار با درباریان خود به صحرا رفت, در راه كنیزك زیبایی دید و عاشق او شد. پول فراوان داد و دخترك را از اربابش خرید, پس از مدتی كه با كنیزك بود. كنیزك بیمار شد وشاه بسیار غمناك گردید. از سراسر كشور, پزشكان ماهر را برای درمان او به دربار فرا خواند, و گفت: جان من به جان این كنیزك وابسته است, اگر او درمان نشود, من هم خواهم مرد. هر كس جانان مرا درمان كند, طلا و مرواریدفراوان به او می‌دهم. پزشكان گفتند: ما جانبازی می‌كنیم و با همفكری ومشاوره او را حتماً درمان می‌كنیم. هر یك از ما یك مسیح شفادهنده است. پزشكان به دانش خود مغرور بودند و یادی از خدا نكردند. خدا هم عجز وناتوانی آنها را به ایشان نشان داد. پزشكان هر چه كردند, فایده نداشت.دخترك از شدت بیماری مثل موی, باریك و لاغر شده بود. شاه یكسره گریه می‌كرد. داروها, جواب معكوس می‌داد.

شاه از پزشكان ناامید شد. و پابرهنه به مسجد رفت و در محرابِ مسجد به گریه نشست. آنقدر گریه كرد كه از هوش رفت. وقتی به هوش آمد, دعا كرد. گفت ای خدای بخشنده, من چه بگویم, تواسرار درون مرا به روشنی می‌دانی. ای خدایی كه همیشه پشتیبان ما بوده‌ای، بارِ دیگر ما اشتباه كردیم. شاه از جان و دل دعا كرد, ناگهان دریای بخشش ولطف خداوند جوشید, شاه در میان گریه به خواب رفت. در خواب دید كه یك پیرمرد زیبا و نورانی به او می‌گوید: ای شاه مُژده بده كه خداوند دعایت راقبول كرد, فردا مرد ناشناسی به دربار می‌آید. او پزشك دانایی است. درمان هر دردی را می‌داند, صادق است و قدرت خدا در روح اوست. منتظر او باش.

دخترك از شدت بیماری مثل موی, باریك و لاغر شده بود. شاه یكسره گریه می‌كرد. داروها, جواب معكوس می‌داد.

فرداصبح هنگام طلوع خورشید, شاه بر بالای قصر خود منتظر نشسته بود, ناگهان مرد دانای خوش سیما از دور پیدا شد, او مثل آفتاب در سایه بود, مثل ماه می‌درخشید. بود و نبود. مانند خیال, و رؤیا بود. آن صورتی كه شاه در رؤیای مسجد دیده بود در چهرة این مهمان بود. شاه به استقبال رفت. اگر چه آن مرد غریب را ندیده بود اما بسیار آشنا به نظر می‌آمد. گویی سالها با هم آشنابوده‌اند. و جانشان یكی بوده است.

 

شاه از شادی, در پوست نمی‌گنجید. گفت : ای مرد ، محبوب حقیقی من تو بوده‌ای نه كنیزك. كنیزك, ابزار رسیدن من به تو بوده است. آنگاه مهمان را بوسید و دستش را گرفت و با احترام بسیار به بالای قصر برد. پس از صرف غذا و رفع خستگی راه, شاه پزشك را پیش كنیزك برد و قصه بیماری او را گفت: حكیم، دخترك را معاینه كرد. و آزمایش‌های لازم راانجام داد. و گفت: همة داروهای آن پزشكان بی فایده بوده و حال مریض را بدتركرده, آنها از حالِ دختر بی‌خبر بودند و معالجه تن می‌كردند. حكیم بیماری دخترك را كشف كرد, امّا به شاه نگفت. او فهمید دختر بیمار دل است. تنش خوش است و گرفتار دل است. عاشق است.

عاشقی پیداست از زاری دل         نیست بیماری چو بیماری دل

 

شاه و کنیزک

دردعاشق با دیگر دردها فرق دارد. عشق آینه اسرارِ خداست. عقل از شرح عشق ناتوان است. شرحِ عشق و عاشقی را فقط خدا می‌داند.

حكیم به شاه گفت: خانه را خلوت كن! همه بروند بیرون، حتی خود شاه. من می‌خواهم از این دخترك چیزهایی بپرسم. همه رفتند، حكیم ماند و دخترك. حكیم آرام آرام از دخترك پرسید: شهر تو كجاست؟ دوستان و خویشان تو كی هستند؟ پزشك نبض دختر راگرفته بود و می‌پرسید و دختر جواب می‌داد. از شهرها و مردمان مختلف پرسید،از بزرگان شهرها پرسید، نبض آرام بود، تا به شهر سمرقند رسید، ناگهان نبض دختر تند شد و صورتش سرخ شد. حكیم از محله‌های شهر سمر قند پرسید. نام كوچه غاتْفَر، نبض را شدیدتر كرد. حكیم فهمید كه دخترك با این كوچه دلبستگی خاصی دارد. پرسید و پرسید تا به نام جوان زرگر در آن كوچه رسید،رنگ دختر زرد شد، حكیم گفت: بیماریت را شناختم، بزودی تو را درمان می‌كنم.این راز را با كسی نگویی. راز مانند دانه است اگر راز را در دل حفظ كنی مانند دانه از خاك می‌روید و سبزه و درخت می‌شود. حكیم پیش شاه آمد و شاه را از كار دختر آگاه كرد و گفت: چاره درد دختر آن است كه جوان زرگر را از سمرقند به اینجا بیاوری و با زر و پول و او را فریب دهی تا دختر از دیدن او بهتر شود.

 

شاه دو نفر دانای كار دان را به دنبال زرگر فرستاد. آن دو زرگر را یافتند او را ستودند و گفتند كه شهرت و استادی تو در همه جا پخش شده، شاهنشاه ما تو را برای زرگری و خزانه داری انتخاب كرده است. این هدیه ‌ها و طلاها را برایت فرستاده و از تو دعوت كرده تا به دربار بیایی ، در آنجا بیش از این خواهی دید. زرگر جوان، گول مال و زر را خورد و شهر وخانواده‌اش را رها كرد و شادمان به راه افتاد. او نمی‌دانست كه شاه می‌خواهد او را بكشد. سوار اسب تیزپای عربی شد و به سمت دربار به راه افتاد. آن هدیه‌ها خون بهای او بود. در تمام راه خیال مال و زر در سرداشت. وقتی به دربار رسیدند حكیم او را به گرمی استقبال كرد و پیش شاه برد، شاه او را گرامی داشت و خزانه‌های طلا را به او سپرد و او را سرپرست خزانه كرد. حكیم گفت: ای شاه اكنون باید كنیزك را به این جوان بدهی تابیماریش خوب شود. به دستور شاه كنیزك با جوان زرگر ازدواج كردند و شش ماه در خوبی و خوشی گذراندند تا حال دخترك خوبِ خوب شد. آنگاه حكیم دارویی ساخت و به زرگر داد. جوان روز به روز ضعیف می‌شد. پس از یكماه زشت و مریض و زرد شد و زیبایی و شادابی او از بین رفت و عشق او در دل دخترك سرد شد:

عشق هایی كز پی رنگی بود         عشق نبود عاقبت ننگی بود

آنگاه حكیم دارویی ساخت و به زرگر داد. جوان روز به روز ضعیف می‌شد. پس از یكماه زشت و مریض و زرد شد و زیبایی و شادابی او از بین رفت و عشق او در دل دخترك سرد شد.

زرگرجوان از دو چشم خون می‌گریست. روی زیبا ، دشمن جانش بود مانند طاووس كه پرهای زیبایش دشمن اویند. زرگر نالید و گفت: من مانند آن آهویی هستم كه صیاد ، برای نافة خوشبو خون او را می‌ریزد. من مانند روباهی هستم كه به خاطر پوست زیبایش او را می‌كشند. من آن فیل هستم كه برای استخوان عاج زیبایش خونش را می‌ریزند. ای شاه مرا كشتی. اما بدان كه این جهان مانند كوه است و كارهای ما مانند صدا در كوه می‌پیچد و صدای اعمال ما دوباره به ما برمی‌گردد.

 

زرگر آنگاه لب فروبست و جان داد. كنیزك از عشق او خلاص شد. عشق او عشق صورت بود. عشق بر چیزهای ناپایدار. خود، ناپایدار است. عشق زنده, پایداراست. عشق به معشوق حقیقی كه پایدار است. هر لحظه چشم و جان را تازه تازه‌ تر می‌كند مثل غنچه.


عشق حقیقی را انتخاب كن, كه همیشه باقی است.جان ترا تازه می‌كند.

عشق كسی را انتخاب كن كه همة پیامبران و بزرگان ازعشقِ او به والایی

و بزرگی یافتند. و مگو كه ما را به درگاه حقیقت راه نیست در نزد كریمان و

بخشندگان بزرگ كارها دشوار نیست.

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 فروردین1389ساعت   توسط منتظر یار | 

                                           بسم الله الرحمن الرحیم.

امام باقر (ع)« اول ما يحاسب به العبد الصلاة، فان قبلت قبل سائر عمله، و اذا ردت رد عليه سائر عمله -نخستين چيزى كه از بنده حسابرسى مى شود نماز است، پس اگر نماز پذيرفته شد اعمال ديگرش نيز پذيرفته مى شود، چنانچه نمازش رد شود بقيه اعمال او هم قبول نخواهد شد.

اگر نمازتان را قبول کردند حجتان  ، گریه هایتان و صدقات شمارا می پذیرند قال الباقر - علیه السلام -:ان الصلاه اذا ارتفعت فى اول وقتها رجعت الى صاحبها و هى بیضاء مشرقه تقول : حفظتنى حفظك الله و اذا ارتفعت فى غیر وقتها بغیر حدودها رجعت الى صاحبها و هى سوداء مظلمه تقول : ضیعتنى ضیعك الله  
هرگاه نماز در اول وقت بالا برود، سفید و درخشان به سوى صاحبش باز مى گردد و به او خطاب مى كند: از من مواظبت نمودى خدا تو را حفظ كند، و هرگاه در غیر وقت خود و بدون شرایط بالا برود، سیاه و تاریك به سوى صاحبش باز مى گردد و به او مى گوید مرا تباه ساختى ، خدا تو را نابود كند.

بعضی ها جوری نماز ظهر وعصرشان را طوری میخوانند که پشت سرش نماز مغرب وعشاء بخوانند اگر حدودش هم رعایت نشود به صاحبش بازمی گردد.

قال رسول الله - صلى الله علیه وآله -:لایزال الشیطان ذعزا من المؤ من ما حافظ على الصلوات الخمس لوقتهن فاذا ضیعهن تجرا علیه فادخله فى العظائم ؛
شیطان همیشه از مؤ من مى ترسد تا زمانى كه بر نمازهاى پنجگانه محافظت دارد و در وقتش به جا مى آورد، اما هنگامى كه وقت نماز را ضایع كرد بر او جراءت پیدا مى كند و او را در گناهان بزرگ مى اندازد.

قال حجه بن الحسن العسكرى - عجل الله تعالى فرجه الشریف -:ملعون ملعون من اخر المغرب الى ان تشتبك النجوم ؛
ملعون است ، ملعون است ، آن كسى كه نماز مغربش را تاخیر بیندازد تا زمانى كه آسمان پدیدار شود.

قال حجه بن الحسن العسكرى - عجل الله تعالى فرجه الشریف -:ملعون ملعون من اخر الغداه الى ان تنقضى النجوم ؛
ملعون است ، ملعون است ، كسى كه نماز صبحش را تاءخیر بیندازد تا زمانى كه ستارگان محو شوند

.

روزی هارا بین الطلوعین تقسیم می کنند که اکثرمردم خواب هستند .هنگامیکه پیامبر(ص) به معراج رفته بودند برخورد کردند با میوه های که نوکشان بسمت زمین که ازانها شیر وعسل وآرد ...می ریخت فرمود اینها کی تقسیم میشود؟ گفتند بین الطلوعین از طلوع فجر تا طلوع آفتاب درقدیم مقید بودند این ساعتها بیدار باشند اما حالا میشنه پای تلویزیون از این کانال به آن کانال تا برنامه آخر دیگر نمیتونه بین الطلوعین بیداربشه . چقدر آداب دارد لحظه به لحظه ذکر ودعا دارد .

فرش فروشی گرفتارشده بود دوتا قالیچه ابریشمی برداشت از قم اورد تهران برای فروش روز پنجشنبه بود بازارهم انرروز نصف روز هست میگوید موذن اذان گفت منهم در ترافیک گیر کردم رسیدم امامزاده سید ناصرالدین (ع) فرزند امام باقر(ع) این امامزاده ها لنگر هستند  بلاها به برکت اینها دفع میشود اما به این بزرگواران کم توجه میشود امام عصر (عج) به مرحوم آیت الله مرعشی در تشرفی که داشت فرموده بود زیاد به زیارت امامزاده ها برو  در زیارت انها برکاتی هست.

فردی اهل معنا میگفت رفته بودم زیارت امام رضا(ع) درخواستی داشتم بهم ندادند رفتم امامزاده داوود (ع) درست شد در دلم شبهه بوجود امد رفتم زیارت ولی الله بمن ندادند رفتم امامزاده داوود دادند شب درخواب امامزاده داوود را دیدند فرمود :شک دردلت پیدا نشه ماهم از امام رضا(ع) گرفتیم ما واسطه شدیم حتی علمای ربانی اینها قاضی حاجات السائلین هستند

یکی ازبزرگان از آیت الله اراکی پرسید:ما میرویم خدمت حضرت معصومه(س) چی بگوییم؟بگوییم خانم حاجت مارو ازخدا بگیر بما بده یا بگوییم ای خدایا بحق این بی بی حاجت مارو بده؟

فرمود :هیچ کدام ما خیلی گنهکاریم .ما نمیتوانیم با خدا اینطور حرف بزنیم گفت : پس ما چی بگوییم؟ فرمود بروید سر قبر شیخ عبدالکریم حائری سر قبر میرزای قمی اینها را واسطه کنیداینها آبرومندند به انها بگویید من حاجت دارم از حضرت معصومه(س) برام بگیرید.

ادامه مطلب در پست آینده

 منبع : برگرفته از سخنان استاد هاشمی نژاد

«اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم »

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 فروردین1389ساعت   توسط منتظر یار | 

ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شریف‌ترین ماه‌های سال است. در این ماه درهای آسمان و بهشت گشوده و درهای جهنم بسته می‌شود، و عبادت در یکی از شب‌های آن ( شب قدر ) بهتر از عبادت هزار ماه است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خطبه شعبانیه خود درباره فضیلت و عظمت ماه رمضان فرموده است: «ای بندگان خدا! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده است؛ ماهی که نزد خداوند بهترین ماه‌ها است؛ روزهایش بهترین روزها، شب‌هایش بهترین شب‌ها و ساعاتش بهترین ساعات است.
بر مهمانی خداوند فرا خوانده شدید و از جمله اهل کرامت قرار گرفتید. در این ماه، نفس‌های شما تسبیح، خواب شما عبادت، عمل‌هایتان مقبول و دعاهایتان مستجاب است.
پس با نیت‌ای درست و دلی پاکیزه،‌ پروردگارتان را بخوانید تا شما را برای روزه داشتن و تلاوت قرآن توفیق دهد. بدبخت کسی است که از آمرزش خدا در این ماه عظیم محروم گردد. با گرسنگی و تشنگی در این ماه، به یاد گرسنگی و تشنگی قیامت باشید.»

آن گاه پیامبر اکرم وظیفه روزه‌داران را برشمرد و از
صدقه بر فقیران، احترام به سالخوردگان، ترحم به کودکان، صله ارحام، حفظ زبان و چشم و گوش از حرام، مهربانی به یتیمان و نیز عبادت و سجده های طولانی، نماز، توبه، صلوات، تلاوت قرآن و فضیلت اطعام در این ماه سخن گفت.

منابع :
مفاتیح الجنان،‌ تفسیر نمونه، ‌ج 1، ص 634؛ المیزان، ‌ج 2، ص 15

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 شهریور1388ساعت   توسط منتظر یار | 
چند نوای اذان به یاد ماندنی

 

دانلود اذان رحیم موذن زاده(MP3 260 KB)

دانلود اذان سلیم مؤذن زاده (MP3 332 KB)

دانلود اذان عباس سلیمی (MP3 332 KB

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 مرداد1388ساعت   توسط منتظر یار | 

پند هایی از ائمه

 

پند های امام صادق (ع) در رابطه با دوست خوب فرمودند :

دوست خوب کسی است که :

الف - در ضاهر و باطن تو را دوست بدارد .

ب - آبروی تو را آبروی خود بداند .

ج - با دست یافتن به مال و مقام روش خود را تغییر ندهد .

د - در ضمینه رفاقت از آنچه در اختیار دارد مضائقه نکند .

ه - تو را در سختی ها تنها نگذارد .

 

همچنین امام صادق (ع) فرمود:پرهیز از دوستی سه دسته !

از دوستی سه کس بپرهیز : خیانت پیشه،ستمکار و سخن چین

زیرا کسی که به دیگری خیانت کرد ، روز دیگر نیز به تو خیانت

خواهد نمود؛و ان کس که به دیگری ستمی کرد ، روز آینده به تو

ستم خواهد نمود؛و کسی که نزد تو سخن چینی کرد ، به زیان

تو نیز سخن چینی خواهد کرد .

پندهای حضرت محمد (ص):

مردی خدمت رسول اکرم (ص) رسید . عرض کرد : یا رسول الله !

بر من عملی بیاموز که خدا مرا دوست داشته باشد و مردم نیز مرا

دوست داشته باشند و مال من زیاد گردد و بدن من سالم گردد و عمر

بر من طولانی شود و با شما در قیامت محشور گردم .

پیامبر (ص) در جواب فرمودند : این شش خصلت است و احتیاج

به شش خصلت نیز دارد .

1-هر گاه بخواهی خداوند تو را دوست بدارد ، از غیر او پروا کن

و تقوا پیشه کن .

2- هر گاه بخواهی مردم تو را دوست بدارند ، به آنان نیکی کن و

چشم طمع به دارایی انان نداشته باش .

3- هر گاه بخواهی خداوند ثروتت را افزون کند ، مالت را پاک

گردان (واجبات مالی خود را ادا کن )

4- هر گاه بخواهی خداوند بدنت را سالم بگرداند ، بسیار صدقه بده .

5- هر گاه خداوند عمرت را طولانی کند ، صله رحم کن .

6- هر گاه بخواهی خداوند تو را با من محشور کند ، سجده هایت را

طولانی کن .

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 مرداد1388ساعت   توسط منتظر یار | 

 

 

 نیمه شعبان  به زبان علمی

 

نیمه شعبان یکی از جشن‌های شیعیان است که در زاد روز امام مهدی (عج)، امام زمان یعنی ۱۵ شعبان واقع شده است.شیعیان دوازده‌امامی معتقدند او از ديدگان ناپديد شده (غیبت صغری و غیبت کبری) و زنده است.این روز در تقویم رسمی ایران تعطیل است و......

 

.:: به ادامه مطلب توجه فرمایید ::.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 12 مرداد1388ساعت   توسط منتظر یار | 

 

نیمه شعبان

                      بر تمامی منتظران آقا امام زمان(عج)

                                                                       مبارک باد

 

یا صاحب الزمان

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 مرداد1388ساعت   توسط منتظر یار | 

مكان  حضرت مهدی (عج)


محل غيبت امام مهدى ـ ارواحنا فداه ـ نخست از سرداب مقدس بوده است البته همان گونه كه شيخ طوسى ـ قدّس سرّه ـ فرموده است: سرداب مقدس محل شروع غيبت بوده نه اينكه آن عزيز هم اكنون نيز در آن سرداب بسر مى برد. چنانچه برخى از اهل سنت اعتراضى مبنى بر اين توهم مطرح نموده اند كه چگونه مى شود با اين طول مدت در سرداب زندگى نمود؟ و او از كجاست؟
ما هرگز چنين اعتقادى نداريم و بر فرض اگر هم چنين باشد، باز هم مانعى ندارد زيرا ...........

 -= به ادامه مطلب توجه فرمایید  =-

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 29 تیر1388ساعت   توسط منتظر یار | 

                  عید مبعث

               بر تمام عاشقان مبارک باد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 تیر1388ساعت   توسط منتظر یار | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
ما را شب دیدار بود هر شب جمعه
دل منتظر یار بود هر شب جمعه
گویند چرا هیأتیان خواب ندارند
گو فاطمه بیدار بود هر شب جمعه

مراسم روح بخش دعای کمیل
شب های جمعه
ساعت 8شب

از همشهریان عزیزی که قصد دارند هیأت را به منزل خود دعوت کنند تقاضامندیم که در یکی از مراسمات هفتگی هیأت شرکت نمایند و بعد از آشنا شدن با نحوه برگزاری و کیفیت مراسم با مسئول روابط عمومی هیأت برای دعوت از هیأت هماهنگ نمایند.
از آنجائیکه برنامه هیأت هر سه ماه یک بار منتشر می شود، اگر فردی مایل باشد هیأت را در یکی از ماههای بهار دعوت نماید باید تا قبل از پایان زمستان ثبت نام نماید.
التماس دعا - خادم هیأت

پیوندهای روزانه
هیئت روضه العباس ارومیه
تبيان زنجان
پادشاه عالم
منتظران
وبلاگي در مورد مهدي (عج)
وبلاگی در مورد محمود کریمی
محبان اهل بیت (ع)
هیئت سائلین الزهرا(س) شهر ابهر
صاحب الزمان
وبلاگ هیئت محبان اهل بیت (ع) شهر رشت
سایت نماز شب
راهیان کربلا
مذهبی
تالار گفتمان كانون فرهنگي رهپويان وصال
صلوات دات کام
هیئت مذهبی راهیان کربلا
مدیریت حلقه مفقوده
وب سايت حضرت مهدي(عج)
پایگاه اطلاع رسانی شیعه
ولایت فقیه
پایگاه اینترنتی امام علی
پایگاه اینترنتی 14 معصوم
سایت تبیان
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1389
مهر 1389
فروردین 1389
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
آرشيو
آرشیو موضوعی
حضرت مهدی (عج)
هدایت در حکایت
عدالت
قرآن
حدیث
تصاویر
حضرت علی
مداحی به مناسبت ماه محرم
سخنراني
ویژه های موبايل
شهید مطهری
ایام فاطمیه
امام خمینی(ره)
نویسندگان
منتظر یار
خادم اهل بيت(ع)
رامین احدی
علی احمدی
محرمعلی عبدی
محسن حاجیانی
محسن مینایی
منتظر قائم
یحیی جهانگیری سهروردی
پیوندها
وبلاگی در مورد عبد الرضا هلالی
سایت تبیان
سایت اطلاع رسانی مجمع جهانی اهل بیت علیه السلام
بانک اطلاعا ت شيعه
جستجوگر سايتهای شيعه
سايت جهانی آستان قدس رضوی
پایگاه اطلاع رسانی مسجد مقدس جمکران
سایت اطلاع رسانی مجله خورشید مکه
سايت اطلاع رسانی امام خمينی
پایگاه اطلاع رسانی دفتر ( قم ) آیت الله العظمی خامنه ای
پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله العظمی فاضل لنکرانی
پايگاه رسمی دفتر آيت الله العظمی مکارم شيرازی
پایگاه اطلاع رسانی آیت اله بهجت
پایگاه اطلاع رسانی آیت اله گلپایگانی
مجمع وبلاگ نویسان مهدوی
قیدار(ع) جد سی ام پیامبر(ص)
سایت شهر تاریخی فرهنگی سجاس
ادبیات و علوم انسانی
نوشته های جواد محدثی
غار زیبای کتله خور
دل نوشته های یک بنده خدا از شهر خدابنده
اعجاز ورزش
هیأت جوانان علوی
هیأت عاشقان امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)
هیأت اباصالح المهدی(عج)
هیأت منتظرین حضرت مهدی (عج)
هیأت قائم آل محمد (عج)
هیأت احباب الحسین (ع)
هیأت متوسلین به ائمه اطهار(ع)
هیأت عزاداران جوانان ثارالله
هیأت عشاق المهدی (عج)
نماز ابراز عشق به خدا
هیئت رهروان شهدا عالیشهر
او خواهد آمد(دانلود مداحی)
صفای اشک وفای غم
هیئت عاشقان ابوالفضل
نرگسانه
راهی به نور
.:: مذهبی و مداحی ::.
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

 





Powered by WebGozar