جسد شیخ صدوق سالم است

آشكار شدن آرامگاه شیخ صدوق و پدیدار شدن جسد او
آرامگاه شیخ صدوق، درگذر زمان به خاطر حمله مغولان و جنگهای خوارزمیان و تیموریان و همچنین به علت حوادث مختلف چندین مرتبه خراب و ویران شد و سالها در زیر تودههای خاك پنهان گردیده بود.
در حدود سال 1238 هجری قمری، سیل عظیمی آمد و تمام اراضی مزروعی و باغات اطراف شهرری را آب فرا گرفت و بعضی از مناطق را تخریب نمود كه در این حادثه، واقعه عجیبی نیز اتفاق افتاد و بعد از سالیانی طولانی قبر مطهر شیخ صدوق منكشف شده و بدن شریف وی تازه و معطر و كاملا سالم و بدون هیچگونه تغییر و عیب و نقصی هویدا گردید كه تفصیل این واقعه را بسیاری از بزرگان در كتب خود، مانند:
خوانساری در كتاب روضات، تنكابنی در كتاب قصص العلمأ، مامقانی در كتاب تنقیح المقال، خراسانی در كتاب منتخب التواریخ، قمی در كتاب فوائد الرضویه و رازی در كتاب اختران فروزان ری و همچنین در مقدمه كتب مرحوم صدوق، از جمله كتاب كمال الدین صدوق و مقدمه كتاب خصال صدوق نقل نمودهاند.
اما شرح واقعه چنین است:
باغ مستوفی در اطراف شهرری، یكی از باغاتی بود كه در آنجا زراعت میكردند. اتفاقا سیل عظیمی آمد و تمامی اراضی مزروعی را آب فراگرفت و بسیاری از مكانها را تخریب نمود.
بر اثر آب باران، حفره و شكافی عمیق، در باغ مستوفی نیز پدید آمد. هنگامی كه به اصلاح و مرمت این قسمت مشغول بودند، سردابی ظاهر شد كه آب قسمتی از آن را تخریب كرده بود.
وقتی كه برای بازرسی و جستجو به آنجا وارد شدند، جسدی را مشاهده كردند كه تمام اعضأ بدن آن سالم و تازه به نظر میرسید و هیچگونه عیب و نقصی در آن دیده نمیشد، و با صورتی نیكو آرمیده بود! و هنوز اثر خضاب كردن بر ناخنهایش مشهود بود! و ناخنهای یك دست را گرفته و ناخن دست دیگر را نگرفته بود و محاسن شریفش روی سینهاش ریخته بود و بدن چنان سالم و تازه بود كه چنین به نظر میآمد تازه از حمام بیرون آمده است و فقط رشتههای نخ پوسیده كفن كه از هم گسسته شده بود در اطراف جسد بر روی خاك ریخته بود!

این خبر در شهرری و تهران، به سرعت دهان به دهان گشت؛ و مردم فورا به سلطان وقت اطلاع دادند. به دستور سلطان، سریعا گروهی از علمأ و افراد سرشناس و صاحب نفوذ، كه در بین ایشان مرحوم حاج آقا محمد آل آقا كرمانشاهی و مرحوم میرزا ابوالحسن جلوه، حكیم گرانمایه آن روزگار و مرحوم آیة الله ملا محمد رستم آبادی و مرحوم علامه سید محمود مرعشی نجفی حضور داشتند؛ انتخاب و برای بررسی وضعیت در منطقه حضور پیدا كردند و وارد سرداب شدند و پس از تایید اصل قضیه، برای شناسایی جسد، شروع به تفحص و جستجو نمودند.
با تفحص و بررسیهای انجام شده در سرداب، متوجه لوح و سنگ قبری میشوند كه بر روی آن چنین نوشته شده است:
هذا المرقد العالم الكامل المحدث، ثقة الامحدثین، صدوق الطایفه، ابوجعفر محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی.
پس از بررسیهای كامل و پیدا شدن این سنگ نبشته و تایید علمأ و امینان مردم، در صحت و شناسایی جسد مطهر شیخ صدوق، جای هیچگونه تردیدی باقی نماند؛ و لذا دستور دادند، سرداب را بازسازی كنند و در آن را بستند و حفره پدید آمده را نیز مرمت كردند و بنایی مناسب بر آن ساختند و به بهترین وجه تزیین و آیینه كاری نمودند.
مرحوم آیة الله مرعشی نجفی كلامی را نیز در ادامه بیان میدارند كه:
مرحوم پدرم، علامه سید محمد مرعشی نجفی میفرمودند:
من دست آن بزرگوار را بوسیدم و دیدم كه تقریبا پس از نهصد سال كه از مرگ و دفن شیخ صدوق میگذرد، دست ایشان، بسیار نرم و لطیف بود.
آری این چنین است سرانجام عاشقان و دلدادگان کوی حضرت دوست که مس وجود خود را با کیمیای محبت او به طلا مبدل ساختند.
منبع:
مقدمه كتاب من لا یحضره الفقیه و کتاب روضات الجنات خوانساری.
افتخار ری

زندگينامه شيخ صدوق
-
دوران کودکي
شيخ صدوق دوران کودکي و آغاز جواني را در دامان علم و فضيلت و تقواي پدر بزرگوارش علي بن بابويه سپري کرد. صدوق در محضر پدر، علوم و معارف را همراه با تربيتهاي عملي و اخلاقي فرا گرفت. پدري که در اوج علم و فقاهت و شهرت، زندگي خود و فرزندانش را در نهايت زهد و قناعت ميگذرانيد. شيخ صدوق بيش از بيست سال از دوران پربرکت حيات پدر را درک کرد و در سن 22 يا 23 سالگي بود که دست روزگار دامان پر مهر محبت پدر را از او گرفت!
-
نبوغ ذاتي
خانواده اصيل و اهل علم شيخ صدوق و پرورش يافتن در دامان پدري فقيه و وارسته از يک سو، و تيزهوشي، ذکاوت، حافظه فوق العاده قوي و استعداد ذاتي او از سوي ديگر موجب گرديد در مدتي کوتاه به قلههاي بلندي از کمالات انساني دست يابد و در کمتر از بيست سالگي هزاران حديث و روايت با راويان آنها را به حافظه بسپارد. استاد صدوق محمد بن علي الاسود درباره حافظه و اشتياق وافر شيخ صدوق به آموختن ميفرمود: «اين ميل و اشتياق به علم و دانش که در صدوق وجود دارد مايه شگفتي نيست زيرا او به دعاي امام زمان متولد شده است» خود شيخ صدوق بارها ميفرمود: «من به دعاي صاحب الامر متولد شدهام».
-
استادان شيخ صدوق
شايد بتوان گفت يکي از عوامل مؤثر در موفقيت صدوق استادان بسيار زيادي است که ديده و از خرمن علوم آنها خوشهها برگرفته است. او ابتدا از محضر پدر خود علي بن بابويه درس آموخت و افزون بر آن در مجالس و محافل درسي بزرگان علم و ادب حاضر ميشد، به گونهاي که بعضي از علما گفتهاند: تعداد استادان صدوق از دويست نفر متجاوز است. از جمله بزرگاني که صدوق از محضر آنها بهره برده ميتوان به ابوجعفر محمد بن يعقوب کُليني نويسنده كتاب گرانمايه اصول کافي اشاره کرد.
استادان شيخ صدوق را نميتـوان شمرد، ولي دانشمند محقق مرحوم شيخ عبـدالرحيـم ربانـي شيرازي 252 تـن از آنها را نام برده است که گـروهـي از آنها در زمـره مشـاهيـر بـوده و عبـارتند از:
1 ـ پدرش علي بن بابويه قمي
2 ـ محمد بن حسن وليد قمي
3 ـ احمد بن علي بن ابراهيم قمي
4 ـ علي بن محمد قزويني
5 ـ جعفر بن محمد بن شاذان
6 ـ جعفر بن محمد بن قولويه قمي
7 ـ علي بن احمد بن مهريار
8 ـ ابو الحسن خيوطي
9 ـ ابـو جعفـر محمـد بـن علـي بن اسـود
10ـ ابـو جعفـر محمـد بـن يعقـوب کلينـي
11 ـ احمـد بـن زيـاد بـن جعفـر همـداني
12 ـ علـي بن احمد بن عبدالله قرقي
13 ـ محمد بن ابراهيم ليثي
14 ـ ابراهيم بن اسحاق طالقاني
15 ـ محمد بن قاسم جرجاني
16 ـ حسين بن ابراهيم مکتبي
-
کليني و صدوق
پس از مرحوم کليني نويسنده کتاب ارزشمند اصول کافي، صدوق از بزرگترين محدثان عصر خود به شمار ميآيد که علاوه بر ضبط و نقل حديث، در علوم ديگر نيز تبحر داشته و تأليفات بسياري از خود به جاي گذاشته است. صدوق سالها از محضر کليني استفاده نموده و به شنيدن و جمع آوري احاديث ائمه عليهمالسلام مشغول بوده است؛ اما بر خلاف شخصيت علمي کليني که بيشتر از جهت جمع آوري، بررسي و نقل حديث مشهور است، شيخ صدوق در سه زمينه روايت، مباحث کلام و فقه برحسته و ممتاز بوده است.
-
شاگردان شيخ صدوق
صدوق، به خوبي دريافته بود که بهترين شيوه براي حفظ و حراست از سخنان پيشوايان دين که در هر زمان ممکن است مورد تعرض و دستبرد قرار گيرد، انتقال به سينه دلسوختگان مکتب اهل بيت ميباشد؛ از همين رو با پرورش شاگردان و طالبان دانش، به نگهداري و صيانت از اين ميراث گران بها پرداخت. از ميان مهمترين شاگردان وي ميتواند به دانشمند بلند آوازه، محمد بن نُعمان معروف به شيخ مفيد نام برد که خدمات بسياري به جهان اسلام ارائه کرد و آثار به جاي مانده از وي حکايت از وسعت معلومات او دارد.
1 ـ شيخ مفيد
2 ـ محمد بن محمد بن نعمان
3 ـ حسين بن عبدالله
4 ـ هارون بن موسي تلعکبري
5 ـ بـرادرش حسيـن بـن علـي بـن بـابـويه قمـي
6 ـ بـرادر زادهاش حسـن بـن حسيـن بـن بـابـويه قمـي
7 ـ حسـن بـن محمـد قمـي (مـؤلف تـاريخ قـم)
8 ـ علـي بـن احمـد بـن عبـاس نجـاشـي (پـدر نجـاشـي)
9 ـ علم الهدي (سيد مرتضي)
10 ـ سيـد ابـو البـرکـات علـي بـن حسيـن جـوزي
11 ـ ابوالقاسم علي خزاز
12 ـ محمد بن سليمان حمراني

سخنرانی های استاد شهید سید مرتضی مطهری
|
برای دانلود سخنرانی های شهید مطهری، روی آیکون |
منبع: سایت Motahari.org
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
پيام امام خمینی به مناسبت شهادت استاد "
بسم الله الرحمن الرحيم
انا لله و انا اليه راجعون
اينجانب به اسلام و اولياي عظيمالشأن و ملت اسلام و به خصوص ملت مبارز ايران، ضايعهي اسفانگيز شهيد بزرگوار و متفکر و فيلسوف و فقيه عاليمقام مرحوم آقاي حاج شيخ مرتضي مطهري قدسسره را تسليت و تبريک عرض ميکنم. تسليت در شهادت شخصيتي که عمر شريف و ارزندهي خود را در راه اهداف مقدس اسلام صرف و با کجرويها و انحرافات مبارزه سرسختانه کرد. تسليت در شهادت مردي که در اسلامشناسي و فنون مختلفه اسلام و قرآنکريم کمنظير بود. من فرزند بسيار عزيزي را از دست دادم و در سوگ او نشستم که از شخصيتهايي بود که اصل عمرم محسوب ميشد.
در اسلام عزيز به شهادت اين فرزند برومند و عالم جاودان ثلمهاي وارد شد که هيچ چيز جايگزين آن نيست. و تبريک از داشتن اين شخصيتهاي فداکار که در زندگي و پس از آن با جلوهي خود نورافشاني کردهاند و ميکنند. من در تربيت چنين فرزنداني که با شعاع فروزان خود مردگان را حيات ميبخشند و به ظلمتها نور ميافشانند، به اسلام بزرگ، مربي انسانها و امت اسلامي تبريک ميگويم. من اگر چه فرزند عزيزي را که پارهي تنم بود، از دست دادم، لکن مفتخرم که چنين فرزندان فداکاري در اسلام وجود داشت و دارد. « مطهري » که در طهارت روح و قوت ايمان و قدرت بيان کمنظير بود، رفت به ملء اعلي پيوست. لکن بدخواهان بدانند که با رفتن او شخصيت اسلامي و علمي و فلسفياش نميرود.
ترورها نميتوانند شخصيت اسلامي مردان اسلام را ترور کنند. آنان بدانند که به خواست خداي توانا ملت ما با رفتن اشخاص بزرگ، در مبارزه عليه فساد و استبداد و استعمار مصمّمتر ميشوند. ملت ما راه خود را يافته و در قطع ريشههاي گنديدهي رژيم سابق و طرفداران منحوس آن از پاي نمينشينند. اسلام عزيز با فداکاري و فدايي دادن عزيزان رشد نمود. برنامهي اسلام از عصر وحي تاکنون، بر شهادت توآم با شهامت بوده است. قتال در راه خدا و راه مستضعفين در رأس برنامههاي اسلام است. ( و ما لکم لا تقاتلون في سبيل الله و المستضعفين من الرجال و النساء والولدان. ) اينان که شکست و مرگ خود را لمس نمودهاند، با اين رفتار غير انساني ميخواهند انتقام بگيرند يا به خيال خام خود مجاهدين در راه اسلام را بترسانند، بد گمان کردهاند. از هر موي شهيدي از ما و از هر قطرهي خوني که به زمين ميريزد، انسانهاي مصمم و مبارزي به وجود ميآيد.
شما مگر تمام افراد ملت شجاع را ترور کنيد، والا ترور فرد هر چه بزرگ باشد، براي اعادهي چپاولگري سود ندارد. ملتي که با اعتقاد به خداي بزرگ و براي احياي اسلام به پا خاسته با اين تلاشهاي مذبوحانه عقب گرد نميکند. ما براي فداکاري حاضر و براي شهادت در راه خدا مهيا هستيم. اينجانب روز پنجشنبه 12 ارديبهشت 58 را براي بزرگداشت شخصيتي فداکار و مجاهد در راه اسلام و ملت، عزاي عمومي اعلام ميکنم و خودم در مدرسهي فيضيه در روز پنجشنبه و جمعه به سوگ مينشينيم. از خداوند متعال براي آن فرزند عزيز اسلام، رحمت و غفران و براي اسلام عزيز، عظمت و عزت مسئلت مينمايم. سلام بر شهداي راه حق و آزادي.
منبع : نشریه ی شاهد یاران
|
شهيد مطهري، نور تابنده اي بود كه انوار يكتا پرستي را بر جان مخاطبان خود تاباند و زنگار انحراف و التقاط را از دل ها زدود. او تجسم معارف اسلامي، علوم و فنون عقلي و نقلي، اصلاحگر بزرگ جامعه اسلامي و مظهر كامل يك انديشمند برجسته كشور ايران و جهان اسلام بود. به حق او يكي از بزرگترين معماران بناي فكري نظام اسلامي به شمار مي آيد. بي ترديد كتاب ها و گفتارهايي كه اين نظريه پرداز اسلامي به آن ها پرداخته براي جامعه اسلامي، حياتي و چاره ساز است. | |
|
در طول تاريخ زندگي بشر، چهره هاي درخشاني ظهور كرده اند كه هم چون مشعل فروزان، فراراه زندگي مردمان را روشن و آنان رابه سوي اهداف متعالي رهنمون ساخته اند. استاد شهيد مرتضي مطهري، فرزند راستين اسلام ناب محمدي صلي الله عليه والله و سلم است كه هم عزت خون شهيدان راه حق را پشتوانه شخصيت كم نظير خود دارد و هم كرامت انديشه و قلم علماي رباني را. بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران، حضرت امام خميني رحمه الله، او را حاصل عمر خود مي دانست و رهبر فرزانه انقلاب، حضرت آيت الله خامنه اي (مدظله العالي) نيز فرمود: ‹‹ آثار استاد مطهري مبناي فكري نظام جمهوري اسلامي است و به حق، شاگرد شايسته امام امت و از افراد نادر وكم نظير زمان ما و عصاره اي از انديشه هاي اسلامي مي باشند››. شرح مختصر زندگاني مولف شهيد استاد شهيد آيت الله مطهري در 13 بهمن 1298 هجري شمسي در فريمان واقع در 75 کيلومتري شهر مقدس مشهد در يک خانواده اصيل روحاني چشم به جهان مي گشايد. پس از طي دوران طفوليت به مکتبخانه رفته و به فراگيري دروس ابتدايي مي پردازد. در سن دوازده سالگي به حوزه علميه مشهد عزيمت نموده و به تحصيل مقدمات علوم اسلامي اشتغال مي ورزد. در سال 1316 عليرغم مبارزه شديد رضاخان با روحانيت و عليرغم مخالفت دوستان و نزديکان، براي تکميل تحصيلات خود عازم حوزه علميه قم مي شود در حالي که به تازگي موسس گرانقدر آن, آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالکريم حائري يزدي ديده از جهان فروبسته و رياست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن, آيات عظام سيد محمد حجت، سيد صدرالدين صدر و سيد محمد تقي خوانساري به عهده گرفته اند. و در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آيت الله العظمي بروجردي (در فقه و اصول) و حضرت امام خميني ( به مدت 12 سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي (در فلسفه : الهيات شفاي بوعلي و دروس ديگر) بهره مي گيرد. قبل از هجرت آيت الله العظمي بروجردي به قم نيز استاد شهيد گاهي به بروجرد مي رفته و از محضر ايشان استفاده مي کرده است. مولف شهيد مدتي نيز از محضر مرحوم آيت الله حاج ميرزا علي آقا شيرازي در اخلاق و عرفان بهره هاي معنوي فراوان برده است. از اساتيد ديگر استاد مطهري مي توان از مرحوم آيت الله سيد محمد حجت ( در اصول) و مرحوم آيت الله سيد محمد محقق داماد (در فقه) نام برد. وي در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصيل علم، در امور اجتماعي و سياسي نيز مشارکت داشته و از جمله با فدائيان اسلام در ارتباط بوده است. در سال 1331 در حالي که از مدرسين معروف و از اميدهاي آينده حوزه به شمار مي رود به تهران مهاجرت مي کند. در تهران به تدريس در .مدرسه مروي و تأليف و سخنرانيهاي تحقيقي مي پردازد . در سال 1334 اولين جلسه تفسير انجمن اسلامي دانشجويان توسط استاد مطهري تشکيل مي گردد. در همان سال تدريس خود در دانشکده الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران را آغاز مي کند. در سالهاي 1337 و 1338 که انجمن اسلامي پزشکان تشکيل مي شود .استاد مطهري از سخنرانان اصلي اين انجمن است و در طول سالهاي1340 تا 1350 سخنران منحصر به فرد اين انجمن مي باشد که بحثهاي مهمي از ايشان به يادگار مانده است. وي همچنين درکنار امام بوده است به طوري که مي توان سازماندهي قيام پانزده خرداد در تهران و هماهنگي آن با رهبري امام را مرهون تلاشهاي او و يارانش دانست. در ساعت 1 بعد از نيمه شب روز چهارشنبه پانزده خرداد1342 به دنبال يک سخنراني مهيج عليه شخص شاه به وسيله پليس دستگير شده و به زندان موقت شهرباني منتقل مي شود و به همراه تعدادي از روحانيون تهران زندانی مي گردد. پس از 43 روز به دنبال مهاجرت علماي شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه ساير روحانيون از زندان آزاد مي شود. پس از تشکيل هيئتهاي موتلفه اسلامي، استاد مطهري از سوي امام خميني همراه چند تن ديگر از شخصيتهاي روحاني عهده دار رهبري اين هيئتها مي گردد. پس از ترور حسنعلي منصور نخست وزير وقت توسط شهيد محمد بخارايي کادر رهبري هيئتهاي موتلفه شناسايي و دستگير مي شود ولي از آنجا که قاضي اي که پرونده اين گروه, تحت نظر او بود مدتي در قم نزد استاد تحصيل کرده بود به ايشان پيغام مي فرستد که حق استادي را به جا آوردم و بدين ترتيب استاد شهيد از مهلکه جان سالم بدر مي برد. در اين زمان وي به تأليف کتاب در موضوعات مورد نياز جامعه و ايراد سخنراني در دانشگاهها، ایجاد انجمن اسلامي در مسجد هدايت، مسجد جامع نارمک و غيره مي پردازد. به طور کلي استاد شهيد که به يک نهضت اسلامي معتقد بود نه به هر نهضتي، براي اسلامي کردن محتواي نهضت تلاشهاي ايدئولوژيک بسياري نمود و با کجرويها و انحرافات مبارزه سرسختانه کرد. در سال 1346 به کمک چند تن از دوستان اقدام به تأسيس حسينيه ارشاد نمود به طوري که مي توان او را بنيانگذار آن موسسه دانست. ولي پس از مدتي به علت تکروي و کارهاي خودسرانه و بدون مشورت يکي از اعضاي هيئت مديره و ممانعت او از اجراي طرحهاي استاد و از جمله ايجاد يک شوراي روحاني که کارهاي علمي و تبليغي حسينيه زير نظر آن شورا باشد سرانجام در سال 1349 عليرغم زحمات زيادي که براي آن موسسه کشيده بود و عليرغم اميد زيادي که به آينده آن بسته بود در حالي که در آن چند سال خون دل زيادي خورده بود از عضويت هيئت مديره آن موسسه استعفا داد و آن را ترک كرد. و در سال 1348 به خاطر صدور اعلاميه اي با امضاي ايشان و حضرت علامه طباطبايي و آِيت الله حاج سيد ابوالفضل مجتهد زنجاني مبني بر جمع اعانه براي کمک به آوارگان فلسطيني و اعلام آن طي يک سخنراني در حسينيه ارشاد دستگير شد و مدت کوتاهي در زندان تک سلولي به سربرد. از سال 1349 تا 1351 برنامه هاي تبليغي مسجدالجواد را زير نظر داشت و غالباً خود سخنران اصلي بود تا اينکه آن مسجد و به دنبال آن حسينيه ارشاد تعطيل گرديد و بار ديگر استاد مطهري دستگير و مدتي در بازداشت قرار گرفت. پس از آن استاد شهيد سخنرانيهاي خود را در مسجد جاويد و مسجد ارک و غيره ايراد مي کرد. بعد از مدتي مسجد جاويد نيز تعطيل گرديد. در حدود سال 1353 ممنوع المنبر گرديد و اين ممنوعيت تا پيروزي انقلاب اسلامي ادامه داشت. اما مهمترين خدمات استاد مطهري در طول حيات پر برکتش ارائه ايدئولوژي اصيل اسلامي از طريق درس و سخنراني و تأليف کتاب است. اين امر خصوصاً در سالهاي 1351 تا 1357 به خاطر افزايش تبليغات گروههاي چپ و پديد آمدن گروههاي مسلمان چپ زده و ظهور پديده التقاط به اوج خود مي رسد. گذشته از حضرت امام، استاد مطهري اولين شخصيتي است که به خطر سران سازمان موسوم به «مجاهدين خلق ايران» پي مي برد و ديگران را از همکاري با اين سازمان باز مي دارد و حتي تغيير ايدئولوژي آنها را پيش بيني مي نمايد. در اين سالها استاد شهيد به توصيه حضرت امام مبني بر تدريس در حوزه علمي قم هفته اي دو روز به قم عزيمت نموده و درسهاي مهمي در آن حوزه القا مي نمايد و همزمان در تهران نيز درسهايي در منزل و غيره تدريس مي کند. در سال 1355 به دنبال يک درگيري با يک استاد کمونيست دانشکده الهيات! زودتر از موعد مقرر بازنشسته مي شود. همچنين در اين سالها استاد شهيد با همکاري تني چند از شخصيتهاي روحاني، «جامعه روحانيت مبارز تهران» را بنيان مي گذارد بدان اميد که روحانيت شهرستانها نيز به تدريج چنين سازماني پيدا کند.
و گرچه ارتباط استاد مطهري با امام خميني(ره) پس از تبعيد ايشان از ايران به وسيله نامه و غيره استمرار داشته است ولي در سال 1355 موفق گرديد مسافرتي به نجف اشرف نموده و ضمن ديدار با امام خميني درباره مسائل مهم نهضت و حوزه هاي علميه با ايشان مشورت نمايد. پس از شهادت آيت الله سيد مصطفي خميني (ره) و آغاز دوره جديد نهضت اسلامي، استاد مطهري به طور تمام | |











































