با تشکر از تمامی کسانی که در این مدت این وبلاگ را با نظرات سازنده خود همراهی کرده اند.
هم اینک که حدود ۶ ماه از آغاز فعالیت این وبلاگ گذشته است و در راستای تحقق خواست ها و نیاز های بازدیدکنندگان گرامی قصد داریم تغییرات اساسی در مورد مطالب و شکل و مدیریت وبلاگ ایجاد نماییم.
یکی از اصول این حرکت تشکیل گروهی منسجم برای اداره وبلاگ است.
برای همین منظور از کلیه علاقمندان دعوت به همکاری می نماییم.
در ابتدا در مورد سرفصل های این وبلاگ که به صورت ثابت و هفتگی خواهد بود نظرات شما را خواهانیم.
لطفا نظرات خود را در این مورد و نحوه و میزان همکاریتان با این وبلاگ را اعلام فرمائید.
با تشکر - خادم خدام هیئت محبان اهل بیت (ع) شهر قیدارنبی(ع) - خدابنده
برای ثبت نظر اینجا را کلیک کنید.
مسابقه نامه نگاری
نامه ای به امام زمان (عج)
کودکان - نوجوانان - جوانان - بزرگسالان
مهلت ارسال آثار ۱۵ مهرماه ۸۴
کانون فرهنگی هنری آیت اله دانش مسجد جامع قیدارنبی (ع)
به نفرات برتر جوایزی اهدا خواهد شد.
منابع اسلامي در اين باب سخنهاي گوناگون گفته اند . به روايت سدي از مفسران بزرگ و معتبر اهل سنت در تفسير آيه « و انزلنا الحديد فيه بأس شديد و منافع للناس ، حضرت آدم وقتي از بهشت بيرون آمد ، ذوالفقار را كه از برگ اس بهشتي ساخته شده بود با خود به اين دنيا آورد و با آن با دشمنان ( جن و شياطين ) مي جنگيد . پس از او به ترتيب به پيامبران بعد رسيد تا سرانجام به پيامبر اسلام (ص) رسيد و آن حضرت آن را به علي (ع) داد ( مناقب ، ج 3 ، ص 339 ، نقل از تفسير سدي ) .
به گزارش ديگر ، روز جنگ احد امام علي (ع) سخت جنگيد تا آنكه شمشيرش شكست و نزد پيامبر (ص) آمد و شمشير خواست . ( مناقب ، ج 3 ، ص 339 ؛ علل الشرايع ، جزء 1 ، ص 7 ) ، نيز گويند : بتي آهنين در يمن بود كه علي (ع) آن را شكست و بفرمود تا از آن ، دو شمشير ساختند . يكي از آن دو ذوالفقار بود . ( مناقب ، ج 3 ، ص 339 )
همچنين گويند هنگامي كه بلقيس به ديدن سليمان رفت ، شش شمشير از جمله ذوالفقار را برايش به هديه برد . سرانجام به دست عاص بن منبه رسيد و او كه در پيكار بدر ، در سپاه مشركان بود ، كشته شد و شمشيرش به دست پيامبر (ص) و دست آخر به دست علي (ع) رسيد ( مناقب ، ج 3 ، ص 315، پاورقي ).
نيز گويند حجاج بن علاطه يكي از مردم مكه آن را به پيامبر (ص) هديه داد و آن حضرت آن را روز احد به علي (ع) بخشيد ( تاج العروس ، ج 7 ، ص 357، ماده فقره )
نيز گويند برگ نخلي در دست پيامبر (ص) بود ، وقتي علي (ع) شمشير خواست ، پيامبر (ص) بر آن برگ نخل دميد و به قدرت خدا شمشيري شد كه بعدا ذوالفقار نام گرفت . ( مناقب ، ج 3 ، ص 339 ).
همچنين گويند به سال هشتم هجري كه پيامبر (ص) براي فتح مكه مي رفت در ميان راه علي (ع) را فرستاد تا بت و بتخانه منات را ويران كند . آن حضرت در خزانه منات دو شمشير به نام رسوب و مخذم يافت كه « حارث بن ابي شمر شاه غساني شام » به منات هديه كرده بود و علي (ع) آن دو شمشير را نزد پيامبر (ص) برد و آن حضرت شمشيرها را به علي (ع) بخشيد ؛ ذوالفقار يكي از آن دو بود ( طبري ، تاريخ ، ج 3 ، ص 17 ؛ اصنام كلبي ، ص 14 ـ 15 ؛ معجم البلدان ، ج 5 ، ص 205 ) اين خبر درست نيست ، زيرا در جنگ احد به سال سوم هجرت ذوالفقار در دست علي (ع) بود و با آن مي جنگيد . ( سيره ابن هشام ، جلد 3 ، ص 4 ـ 77 ) .
همچنين گويند كه علي (ع) در سال نهم هجرت بت فلس را شكست و بتخانه اش را ويران كرد و دو شمشير رسوب و مخذم را ( كه يكي از آن دو ذوالفقار بود ) در آنجا يافت و آنها را به پيامبر (ص) داد و سپس پيامبر (ص) آنها را به علي (ع) بخشيد . اين خبر نيز به دليل اينكه ذوالفقار در سال 3 هجري دست علي (ع) بود ، درست نيست . همچنين گويند به پيكار بدر به سال دوم هجرت عاص بن منبه و پدر و عمويش كه از سران مشرك بود كشته شدند . علي (ع) عاص بن منبه را كشت و شمشيرش ، ذوالفقار را به پيامبر (ص) داد . سال بعد در جنگ احد هنگامي كه از شدت جنگ شمشير علي (ع) شكست و از پيامبر (ص) شمشير خواست ، پيامبر اكرم (ص) در گرماگرم پيكار احد به علي (ع)داد و علي (ع) شجاعانه از پيامبر (ص) دفاع كرد و دشمن را عقب راند . در اين هنگام ندايي شنيده شد كه مي گفت « لا فتي الا علي لا سيف الا ذوالفقار » پيامبر (ص) فرمود : ‹‹ اين صداي جبرئيل است ››.
در ميان همه گزارشها مورخان روي گزارش اخير بيشتر تأكيد كرده اند . به نظر اين جانب با آنكه بيشتر گزارشها احتمال صحت دارد ، ولي گزارش آخري معقول تر و منطقي تر است ، ( نيز نگاه كنيد به : مناقب سليمان كوفي ، ص 495 ؛ شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد ، ج 7 ، ص 219 ؛ تاريخ ابن الوردي ، ج 1 ، ص 132 ؛ تاريخ طبري ، ج 3 ، ص 184 و تاريخ يعقوبي ، ج 3 ، ص 184 و تاريخ يعقوبي زندگي امام علي (ع) و … )
ادامه دارد . . .
« يا بني آدم قد انزلنا عليكم لباسأ يواري سواتكم و ريشأ و لباس التقوي ذلك خير ذلك من آيت الله لعلهم يذكرون * يا بني آدم لايفتننكم الشيطان كما اخرج ابويكم من الجنه ينزع عنهما لباسهما ليريهما سواتهما انه يريكم هو و قبيله من حيث لا ترونهم انا جعلنا الشياطن اولياء للذين لايؤمنون» 1
اي فرزندان آدم ، بر شما لباسي فرو فرستاديم كه اندام شما را مي پو شاند و مايه زينت شماست ، و لباس تقوي بهترين است . اين از آيات خداست . باشد كه متذكر شده و پند گيرند . * اي فرزندان آدم ، مبادا شيطان شما را فريب دهد چنان كه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون كرد . پوشش از تن آنها بركند و قبايح آنها را در نظرشان پديد آورد . همانا شيطان و بستگان شما را مي بينند در صورتي كه شما آنها را نمي بينيد ما شيطانها را دوستدار آنان كه ايمان نمي آورند ، قرار داديم .
اشاره :
اخيرا مباحثي در باب مخالفت با نوع پوشش و چادر مشكي و برداشتهاي متفاوت از آيه جلباب از ديدگاه مفسرين مطرح شده است كه در اين مقاله سعي شده به برخي از اين شبهات پاسخ داده شود .
الف ـ مدعاي مشترك و اصلي شبهات
پيام مشترك و مدعاي اصلي شبهات مذكور اين است كه پوشش چادر سياه براي بانوان مكروه و نا مطلوب است ، بنابر اين از چادر رنگارنگ استفاده شود .
ب ـ ادله و نقد و بررسي آنها
در لابلاي اين شبهات براي اثبات مدعاي قبل به طور پراكنده به ادله اي استناد شده است . نگارنده پس از استخراج و نقل قول مستقيم ادله به نقد منطقي و استدلالي آنها پرداخته و داوري را به خوانندگان محترم ، مخصوصا بانوان مؤمن و عفيف و فرهيخته واگذار مي كند .
دليل اول : « چادر به احتمال خيلي زياد از زمان قاجاريه در ايران جا افتاده است و هيچ ارتباطي به دين و مذهب ندارد . »
اولا : اين كه واقعا چادر در چه زماني بين زنان ايراني جا افتاده است ، نياز مند مطالعه تاريخي است و گويندگان اين بحث نيز سند و مدرك معتبر تاريخي براي حرف خويش نقل نكرده اند بنابر اين كلام ايشان مدعايي بدون دليل است .
ثانيا : بر فرض ، آنگونه كه ايشان ادعا كرده اند بپذيريم چادر در زمان قاجار در ايران جا افتاده است . پس از اثبات ارتباط وثيق و مستحكم چادر با دين كه در قسمت بعد ذكر مي شود ، بايد زنان ايراني افسوس بخورند كه چرا دير و در زمان قاجار متوجه چادر به عنوان مدل و الگوي پوشش مناسب شده اند نه اينكه از اين پوشش متين و داراي وقار گلايه مند باشند . و البته زنان مسلمان و مؤمن حقيقي هيچ وقت از پوشش كامل اسلامي مثل چادر گلايه مند نبوده و نخواهند بود .
ثالثا : گويندگان محترم ادعا نموده اند اساسا چادر ( چه رسد به رنگ مشكي آن ) هيچ ارتباطي به دين و مذهب ندارد . دقت و پژوهش در آيه 59 احزاب كه واژه جلابيب ( جمع جلباب ) در آن بكار رفته، صحت مدعاي فوق را مورد ترديد جدي قرار مي دهد .
حضرت فاطمه زهرا (س) هنگام خروج از منزل از پوششي استفاده مي كرده كه امروز ‹‹ چادر ›› نام گرفته است .
در آيه مذكور آمده است : « يا ايها النبي قل لازواجك و بناتك و نساء المؤمنين يدنين عليهن من جلابيبهن ذلك ادني ان يعرفن فلا يؤذين و كان الله غفورا رحيما » 3
براساس ترجمه مرحوم الهي قمشه اي معناي آيه شريفه چنين نقل شده است : « اي پيامبر گرامي به زنان و دختران خود و زنان مؤمن بگو كه خويشتن را به چادر فرو پوشند كه اين كار براي اينكه آنها ( به عفت و حريت ) شناخته شوند تا از تعريض و جسارت هوسرانان آزار نكشند ، بر آنان بسيار بهتر است و خدا در ( حق خلق ) آمرزنده و مهربان است .
به منظور بررسي صحت و سقم ادعاي مذكور لازم است بين جلباب مطرح شده در قرآن و چادر رايج فعلي در ابعاد چهار گانه « مفهوم » ، « اندازه » ، « كاركرد « و « رنگ » مقايسه اي انجام گردد تا ارتباط يا عدم ارتباط چادر با دين اسلام و قر آن آشكار گردد . براي انجام مقايسه مذكور به طور مستقل به تبيين ابعاد چهار گانه مذكور نسبت به جلباب و چادر پرداخته مي شود.
ادامه دارد . . .
قالَ أَميرُالمُؤْمِنينَ عَلِىُّ بْنُ أَبيطالب(عليه السلام) :
مِنْ كُنُوزِ الْجَنَّةِ الْبِرُّ وَ إِخْفاءُ الْعَمَلِ وَ الصَّبْرُ عَلَى الرَّزايا وَ كِتْمانُ الْمَصائِبِ.
از گنجهاى بهشت; نيكى كردن و پنهان نمودن كار[نيك] و صبر بر مصيبتها و نهان كردن گرفتاريها (يعنى عدم شكايت از آنها) است.
|
| |
|
زندگي مسابقه اي است همگاني ، هميشگي و سراسري . برنده اين مسابقه کيست و جايزه اش چيست؟ با ورزش بايد قله انسانيت را فتح کرد، اندام روح را زيبا ساخت ، به تربيت جان پرداخت و حريف نفس را خاک کرد ، بايد به باشگاه تقوا رفت و براي برداشتن « حرف حق » و تقويت ارداه ، تمرين خودسازي کرد تا مدال شرف گرفت. در ميدان زندگي هم مي دوند ، ولي افرادي معدود به مفصد مي رسند. نبايد به« نفس » ببازيم که شرمندگي دارد. ونبايد هشدارهاي نجات غريق را ناديده بگيريم و در استخر دنيا غرق شويم يا امواج گناه ما را خفه کند. زندگي بازي نيست ، نوعي مسابقه در« چگونه زيستن » است . مربي شما در اين راه کيست ؟ بايد از پاس فرصتها خوب استفاده کرد و در تيم خوبيها عضو شد و گل حقيقت را چيد. تا داور « سوت مرگ » را نکشيده ، شايد بتوانيم اخرين گل را بزنيم و با « امتياز» از ميدان رقابت بيرون برويم. بازنده واقعي کسي است که« زندگي » ار ببازد. |
جواد محدثی
دستورالعمل دوم
مشهد ربيعالثانی ۱۴۲۰
بسمه تعالی
كوچك و بزرگ بايد بدانيم: راه يگانه برای سعادت دنيا و آخرت، بندگی خدای بزرگ است؛ و بندگی، در ترك معصيت است در اعتقاديات و عمليات.
آنچه را كه دانستيم، عمل نماييم و آنچه را كه ندانستيم، توقف و احتياط نماييم تا معلوم شود، هرگز پشيمانی و خسارت، در ما راه نخواهد داشت؛ اين عزم اگر در بنده، ثابت و راسخ باشد، خدای بزرگ، اولی به توفيق و ياری خواهد بود.
والسلام عليكم و رحمةالله و بركاته، و الصلاة علی محمد و آله الطاهرين، واللعن علی أعدائهم أجمعين.
خود سازي در زمان غيبت
عرضه اعمال
خطا کرديم ما ، در بندگي ها
چه بايد کرد با شرمندگي ها
بدون تو گذشت اين زندگاني
چه خيري بود در اين زندگاني ها
موسي بن سيار مي گويد :" همراه با امام رضا – عليه السلام – به دروازه شهر طوس رسيديم . صداي گريه اي شنيدم و در جستجوي آن بر آمدم . در آنجا جنازه اي بود . ناگهان امام رضا – عليه السلام – با شتاب ، از اسب پياده شد ، به سوي جنازه رفت ، و آن را بر دوش گرفت . در آن حال به سوي ما آمد و فرمود :
"اي موسي بن سيار! هر کس جنازه يکي از دوستان ما را تشييع کند ، از گناهان خود بيرون مي رود ، همچون روزي که از مادر زاده شود ، در حالي که هيچ گناهي بر او نيست ."
مردم جنازه را کنار قبر بر زمين نهادند. مولايم مردم را کنار زد ، پيش جنازه نشست، دست بر سينه او نهاد، و فرمود:
"اي فلان بن فلان! مژده باد تو را به بهشت، که از اين ساعت بر تو ترسي نيست."
از امام-عليه السلام- پرسيدم:"فدايت گردم، آيا اين مردم را مي شناسي ؟ چون اينجا سرزميني است که تا کنون بر آن قدم ننهاده بوديد !"
حضرت فرمود:
"اي موسي بن سيار! مگر نمي داني که اعمال شيعيان مان ، هر صبح و شام بر ما امامان عرضه مي شود . پس براي هر کوتاهي که در اعمال آنهاست ، از خداوند متعال ، گذشت از آن مي خواهيم . و براي هر کار خوب و پيشرفت در برنامه هاي ديني ، پاداش براي صاحبش مي طلبيم."(1)
اکنون جا دارد که ما ، در زمان خود ، به اين سخن نوراني حضرت امام رضا – عليه السلام – بينديشيم.
از کارهاي شبانه روزي خود پروا کنيم .
از ياد نبريم کا امام عصر – عجل الله تعالي فرجه- ، فرزند برومند و وارث بحقّ مقامات و شئون حضرت رضا – عليه السلام – است . و همانند ايشان ، از تمام کردارهاي ما آگاه است .
از ياد نبريم که حضرت بقيه الله ارواحنافداه ، در ضمن پيامي ارزشمند براي جامعه شيعه ، مي فرمايد:
" ما بر اخبار و احوال شما آگاهيم . و هيچ چيز از اوضاع شما ، بر ما پوشيده و مخفي نيست ."(2)
به راستي ، اگر خود را در محضر مولايمان بدانيم و وقوف و نظارتش بر تک تک اعمالمان را ببينيم ، همين گونه رفتار مي کنيم که تا کنون بوده است ؟
پس بکوشيم که رفتار هاي فردي و اجتماعي خود را ، بدان گونه قرار دهيم که خود آن حضرت در دعاي ارزشمندي به ما تعليم فرمود :
" اللهُمَ ارزُقنا توفيقَ الطّاعه و بُعدَ اَلمَعصِيه وَ..."(3)
"خدايا روزي فرما به ما توفيق طاعت و دوري از معصيت و ..."
بدان اميد که در تمام مراحل زندگاني ، اين دعاي شريف را سرمشق خود قرار دهيم ، و با عمل به آن ، همواره م.لايمان را شاد و مسرور سازيم . ان شاء الله.
منابع:
1 – مکيال المکارم ، ج1، ص121
2 – فَاِنّا نُحيطُ علماً بانبائکُم ، وَلايعزُبُ عنّا شي ءٌ مِن اَخبارِکُم . کلمه الامام المهدي – عليه السلام – ص 190 و 191 .
3 – مفاتيح الجنان ، دعاي امام زمان – عليه السلام - .
( درس نامه انتظار/ مقاله اي از نرجس والا)
نوشته شده توسط مُنتظرِ مُنتَقِم
Montazer_montaghem110@yahoo.com




نیمه شعبان
میلاد خاتم الاوصیاء
آخرین ذخیره الهی بر روی زمین
تنها منجی عالم بشریت
حضرت مهدی موعود
خجسته باد














کلیپ های ویژه نیمه شعبان










محافظ صفحه نمایش ویژه میلاد حضرت مهدی(عج)










اولین وبلاگ مربوط به آقای احمد طاهری می باشد که در مورد حضرت مهدی (عج) می باشد.
حتما به این وبلاگ سر بزنید چون مطالب پرمحتوا و مفیدی دارد.
|
|
عبدالرضا هلالي |
گل نرگس گل نرگس |
|||
|
عبدالرضا هلالي |
سايتون سنگين شده مولا |
|||
|
عبدالرضا هلالي |
آقا بيا |
|||
|
عبدالرضا هلالي |
آمده دنيا يوسف زهرا |
|||
|
محمود کريمي |
بيا اباصالح اي گل فاطمه |
|||
|
محمود کريمي |
بيا گل نرگس اي گل فاطمه |
|||
|
محمد طاهري |
غم عشقت بيابون پرپرم کرد |
|||
|
ميرداماديان |
تو دلم يه دنيا حرفه آقا |
|||
|
بني فاطمه |
حبيبم کجايي گل زهرا |
|||
|
اکبري |
از در خونت نميرم يا ابا صالح |
|||
|
گروه رسائل |
بهانه زندگيم |
|||
|
گروه رسائل |
بيا که راه را گم کرديم |
|||
|
گروه رسائل |
دلم مي خواهد نظاره اي به سوي اين گدا کني |
|||
|
گروه رسائل |
اي جان جانانم |
|||
|
گروه رسائل |
تو لطف بي کرانه اي گل نرگس |
|||
|
گروه رسائل |
تو پاره جگر فاطمه اي |
|||
|
گروه رسائل |
يابن الزهرا کجايي |

انا المهدى؛ من موعود زمانم، صاحب عصر، پرورده دامن نرگس و آورنده عدل خدا.
من مهدى، قائمه گيتى، خرد هستى و ادامه خدايم.
شكيب شما در سراشيب عمر. ميوه باغ آفرينش، فراخى آسمانها و نجابت زمين.
من گريههاى شما را مىشناسم.
با انتظار شما هر شام ديدار مىكنم.
نغمهگر ندبههاى شما در ميان كاج هاى غيبتم.
اشك هاى شما آينده من است.
دلتنگي هاى من، گشايش بخت شماست.
من موى گره در گرهم را نذر پريشان شمايان كردهام .
انا المهدى؛ من موعود زمانم، پرورده دامن نرگس و آورنده عدل خدا.
با من از همه آنچه در دل داريد بگوييد.
از گرانى بار انتظار؛
از تيرگى شبهاى غيبت؛
از هيمنه جور؛
از هيبت گناه، از فريب سراب، از دروغ خندهها و از دورى اقبال.
من با ندبههاى شما مىبالم.
من تنگى دل شما را مىشناسم.
من برق چشم شما را مى بينم .
گرمى دستهاى شما، چراغ خيمه صحرايى من است.
انا المهدى؛ من موعود زمانم، صاحب عصر، پرورده دامن نرگس و آورنده عدل خدا.
از دورى و ديرى با من بگوييد. جز من كسى حرف شما را باور نمىكند.
جز من كيست كه بداند روزگار شما چگونه روزگارى است؟
جز من كيست كه بداند زخم شما، شكوفه كدام غم است؟
گريه شما، جارى چه اندوهى است؟
و خنده شما تا كجا شكوهمند است؟
مرا باور كنيد.
من تنهايى شما هستم.
اسب آرزوهاى شما، تنها در چمن ظهور من چابك است.
پرنده اميد شما را من پرواز مىدهم.
و آشناترين رهگذر شهر شما منم.
اناالمهدى؛ من موعود زمانم، پرورده دامن نرگس و آورنده عدل خدا.
مرا بخوانيد و بخواهيد.
مرا تا صبح ظهور، انتظار كشيد.
مرا كه چون پدران روستايى، با دستمالى از مهربانى به سوى شما مىآيم.
با يك سبد انار؛
يك طبق سيب؛
و يك سينه سخن.
من شما را از گريههاى شما مىشناسم و شما مرا از اجابتهايم.
امسال، باران گرسنه خاك است.
ابرها ديگر نمىبارند.
خورشيد به ناز نشسته است.
بهار خرمى نمىكند.
آيا از ياد بردهاند كه شما جمعه شناسان هفته انتظاريد؟
نمىدانند شما شب ها مرا به خواب مىبينيد؟
و روزها
زمين را با آهن اندوه مىشكافيد؟
امسال زمين ركاب نمىدهد،
و گريه انتظار، شما را امان.
من مىآيم، كه هر سال، بهار آمدنى است.
من مىآيم كه سفره شما بى نان نباشد.
و هفته شما، بى جمعه.
اناالمهدى؛ من موعود زمانم. صاحب عصر، قائمه گيتى، خرد هستى، پرورده دامن نرگس و آورنده عدل خدا.
اناالمهدى
نيمه شعبان است
وصداي سبز پاي بهار مي آيد
زمزمه روشن عندليبان وصل مي وزد
نبض حضور منتشر شقايق در رگه هاي خشك غيرت زمين مي تپد
و از مجمع اهل بيت گل سرخ ، رايحه دلاويز ديگري جاده هاي خاكي زمان را خوشبو مي دارد
نگــــــــارا
روايت هجر تو
قصه العشق لا انفصام لها
همه لحظه هاي ماست ، ديگر اكنون
منتظران و چشم انتظارانت را به نگاهي و اشاره ايي و دعايي بنواز
ميلاد خجسته مهر سپهر سروري بر شيفتگان خاندان آل طاها مباركباد
بمناسبت فرا رسيدن ولادت با سعادت منجي عالم بشريت حضرت مهدي (عج) و به منظور آشنايي هر چه بيشتر با فرهنگ مهدويت و انتظار ، مسابقه فرهنگي انتظار سبز برگزار مي گردد
برای شرکت در مسابقه روی آدرس زیر کلیک کنید:
فوايد دعا برای فرج
۱-مايه ناراحتی شيطان لعين است.
۲-مايه استجابت دعا می شود.
۳-باعث نجات يافتن از فتنه های آخرالزمان می شود.
۴-باعث آمرزش گناهان می شود.
۵-شفاعت آن حضرت در قيامت شامل حال او می شود.
۶- نشانه انتظار است.
۷-فرج مولای ما حضرت صاحب الزمان(ع) زود تر واقع می شود.
۸-باعث طولانی شدن عمر است.
۹-هنگام مرگ به او مژده می رسد و با او به نرمی رفتار می شود.
۱۰- باعث زياد شدن اِشراف نور امام زمان(ع) در دل او می شود.
۱۱-محبوبترين افراد نزد خداوند خواهد بود.
۱۲-کردار بد او به کردار نيک مبدّل می شود.
۱۳-دعای اميرالمومنين(ع)در حق او در روز قيامت است.
۱۴-بی حساب داخل بهشت می شود.
۱۵-فرشتگان برای او طلب آمرزش می کنند.
۱۶-در امان است از تشنگی روز قيامت.
۱۷-اين دعا در عالم برزخ و قيامت مونس مهربانی خواهد بود.
۱۸-باعث دوری غصّه ها می شود.
۱۹-اين دعا خوشايندترين اعمال نزد خداوند است.
۲۰-در روز قيامت هديه های ويژه ای دريافت می کند.
۲۱-سبب کامل شدن دين است.
۲۲-ثواب کسی را دارد که زير پرچم حضرت مهدی (ع) شهيد شده است.
۲۳-با ائمه اطهار(ع) محشور می شود.
۲۴-نائل شدن به بالاترين درجات شهدا در روز قيامت.
۲۵-رستگاری به شفاعت حضرت فاطمه زهرا(ع)را دارد.
برادران و خواهران! برای اين که اين فضايل بزرگ نصيبتان شود هميشه بعد از نمازهای واجب ويا در مجالس روضه ويا در سحرگاهان اولين دعايی که می کنيد خدا را به حقّ محمد(ص) وآلش وبه حقّ قرآنش وبه حقّ شهدای کربلا قسم دهيد که از بقيه غيبت وليّش حضرت مهدی (ع) صرف نظر فرمايد.آمين يا رب العالمين.
يا رَبََََََّ الحُسَينِ بِحَقِّ الحُسَينِ اِشفِ صَدرِ الحُسَينِ بِظُهُور الحُجََََّة
قال الامام المهدی (علیه السلام):
فَاتَّقُوا اللّهَ، وَ سَلِّمُوا لَنا، وَ رُدُّو الاَْمْرَ إِلَيْنا، فَعَلَيْنَا الاِْصْدارُ، كَما كانَ مِنَّا الاِْيرادُ، وَ لا تَحاوَلُوا كَشْفَ ما غُطِّىَ عَنْكُمْ، وَ اجْعَلُوا قَصْدَكُمْ إِلَيْنا بِالْمَوَدَّةِ عَلَى السُّنَّةِ الْواضِحَةِ.
از خدا بترسيد و تسليم ما شويد و كارها را به ما واگذاريد، بر ماست كه شما را از سرچشمه، سيراب برگردانيم، چنان كه بردن شما به سرچشمه از ما بود، در پى كشف آنچه از شما پوشيده شده نرويد.
مقصد خود را با دوستى ما بر اساس راهى كه روشن است به طرف ما قرار دهيد.
جايگزيني
"به خدا سوگند دوست دارم ، معاويه شما را با نفرات خود مبادله کند، همچون مبادله دينار به درهم. ده نفر از شما را بگيرد و يک نفر از آنها به من بدهد..."(1)
"... به شما حمله مي کنند، شما حمله نمي کنيد! با شما مي جنگند، شما نمي جنگيد! اين گونه معصيت خدا مي شود و شما رضايت مي دهيد! وقتي تابستان فرمان حرکت به سوي دشمن مي دهم، مي گوييد هوا گرم است؛ مهلت ده تا سوز گرما بگذرد . و آنگاه که در زمستان فرمان جنگ ميدهم ، مي گوييد هوا خيلي سرد است ، بگذار سرما برود . همه اين بهانه ها براي فرار از گرما و سرما بود؟ وقتي شما از اين گر ما و سرما فرار ميکنيد ، به خدا سوگند، از شمشير بيشتر گريزانيد.
... چقدردوست داشتم که هرگز شما را نمي ديدم و هرگز نمي شناختم . سوگند به خدا که آشنايي شما جز پشيماني حاصلي نداشت و سرانجام آن اندوهي غم بار شد..."(2)
اينها سخناني است که مولاي متقيان ، امير المومنين عليه السلام از سر درد و شکوه ، به مردم زمان خود مي فرمايند.
امير المومنين عليه السلام بارها اين گونه جملات را با سوز دل بيان فرمودند.
آيا امام عصر ارواحنا فداه، هر روز چندين بار چنين مضاميني را نسبت به ما بيان نمي کنند؟ آيا وفاداري ما به امام عصر عليه السلام ، محبت و خلوص قلبمان ، بيشتر از ياران حضرت علي عليه السلام است؟ آيا براي خدمت در پيشگاه حضرتش ، سرما و گرما و گرفتاري و خستگي و انواع مشغلهها را بهانه نمي کنيم ؟ آيا در برنامه ريزي زندگي ، اولويت را به خدمتگزاري و کسب رضايت امامان مي دهيم؟ آيا ميشنويم صداي مولايمان را، که ما را از اتکاء بر غنيمت دنيا باز داشته است؟ آيا به معصيت خدا رضايت نداده ايم و افزون طلبي را پيشه خود نساخته ايم؟و...
خدا نکند که سر از فرمان اماممان باز زنيم و گردن به تيغ شيطان بسپاريم و از پشت خنجر خوريم. آن که سر به فرمان جانشين پروردگار نگذارد و فرمانش را سمعاً و طاعتاً اجرا نکند ، قطعاً مورد نکوهش مولايش قرار خواهد گرفت . آيا اين فرمايش امير المومنين عليه السلام را خوانده ايم که:
" دل من از دست شما پر از خون و سينه ام مالامال است ، کاسه هاي غم و اندوه را جرعه جرعه به من نوشانديد..."(3)
آيا امروز، چنين مضامين را از زبان فرزند خلفشان نمي شنويم؟ خدا را ، که چنين نباشد، که اگر چنين باشد ، روزگار، جز به تباهي نخواهيم گذراند! مباد، که عمري بگذرانيم و در پايان آن بگوييم:
افسوس که عمر رفت و در هجران رفت شرمنده منم که عمر در عصيان رفت
يک عمر کنار خوان احسان بودم چشمي نگشودم و همه حرمان رفت
اميد است که بتوانيم اين سرود را زمزمه کنيم:
آن دم که دلم سرود"مهدي" خوانَد ازعمر گذشته ام همان دَم مانَد
اي نام تو، از عسل مرا شيرين تر توفيق تو بر جان و دلم بنشانَد
منابع:
1. (نهج البلاغه،خطبه97)
2. (نهج البلاغه، خطبه 27)
3. (نهج البلاغه، خطبه27)
( درس نامه انتظار/ مقاله اي از هدي ضرغامي فر)
نوشته شده توسط مُنتظرِ مُنتَقِم
قلم خیلی ناتوان تر از آن است که بتواند این لحظات بی نظیر را به تصویر بکشد عظمت و شوکت آقا علی بن موسی الرضا همه چشم ها را خیره کرده و مردم از هر رنگ و نژاد و ملیت پروانه وار دور حرم آقا می چرخند.
امشب که شب آخر بود بعد از زیارت خواجه مراد و خواجه اباصلت همه باهم به حرم می رویم تا با نفس گرم مداح عزیز کاروان که آمدن او به این اردو خود داستانی شنیدنی دارد دل ها را صیقلی داده و ناب ترین اشک های بچه های هیئت بر گونه ها شان جاری شود.
اگر چه این اشک ها بر گونه های بچه ها جاری می شود ولی در واقع بر دل و دست و زبان وتمامی اعضایشان تاثیر دارد . از آنان انسانی دیگر می آفریند.
انسانی متفاوت از قبل از این اردو.
و اما داستان آمدن مداح عزیزمان:
بعد از اینکه با خبر شدیم متاسفانه هیچ کدام از دو مداح اصلی هیئت یعنی آقای کرمی و آقای گل محمدی به خاطر مشکلاتی نمی توانند ما را در این اردو همراهی کنند بسیار ناراحت بودیم.
یک روز قبل از حرکت کاروان موقعی که بعد از نماز مغرب و عشاء به خانه رفتم با خبر شدم که برادرزاده ام مریض شده و پدر و مادرش هم در خانه مان نیستند بالاخره بعد از صرف مختصر شامی به همراه مادرم بردارزاده را به بیمارستان بردیم. در آنجا مادرم با یک خانمی شروع به صحبت کردن کرد و بعد از حدود ۱۰ دقیقه تازه متوجه شد که با انها آشناست و شوهر او هم مداح است. وقتی مادرم این مطلب را به من گفت به ذهنم خطور کرد حالا که مداحان خودمان نمی توانند با ما همسفر شوند این آقای ملکی را دعوت کنیم با اینکه خیلی دیر شده بود و احتمال اینکه قبول نکند زیاد بود بعد از آشنایی و احوالپرسی مختصر این مطلب را مطرح کردم آقای ملکی گفت بنده روز جمعه مراسم مولودی دارم ولی ...
به خاطر ضیق وقت بقیه خاطرات را بعدا در قیدار اضاضفه می کنم.
ان شاء الله دوشنبخ صبح ساعت ۹ حرکت خواهیم نمود.
الان هم بنده به زیارت می روم و از طرف همه شما نایب الزیاره هستم.
دعا برای تعجیل در فرج آقا امام زمان (عج) را فراموش نکنید.
این مطلب را از مشهد مقدس وارد کردم فقط جهت تبرک با دوستان عازم حرم هستیم برای اقامه نماز ظهر و عصر جمعه.
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم عجل لولیک الفرج
به اطلاع کلیه بازدیدکنندگان گرامی وبلاگ می رسانیم به جهت اردوی زیارتی مشهد مقدس حدود یک هفته از بروز کردن مطالب این وبلاگ معذوریم . امیدواریم که بازهم ما از نظرات ارزشمند خود بهره مند سازید. التماس دعا
هیأت محبان اهل بيت(ع) خدابنده هر هفته به افرادي كه از اين سايت بازديد كرده و نظرات خود را ثبت نمايند هدیه ای تقديم مي نمايد.
هدیه:
كارت اينترنت شركت شفق خدابنده
مي باشد.
برای ثبت نظر اینجا را کلیک کنید.
تذكرات:
مشخصات كامل خود از قبيل نام و نام خانوادگي و نشاني ايميل (در صورت امكان) وارد نماييد.
در كادر مربوطه نظرات خود را ثبت نماييد.
نظرات شما می تواند درباره مطالب درج شده در این وبلاگ باشد
و یا مواردی که فکر می کنید نیاز است در این وبلاگ مطرح شود.
همچنین می توانید سایتهای مذهبی را معرفی نمایید تا در قسمت پیوندها لینک داده شود.
در پايان گزينه ثبت نظر را كليك كنيد.
براي دريافت جايزه خود در مراسم اين هفته هيئت شركت نماييد.
لازم به ذکر است این طرح ویژه اهالی شهرستان خدابنده و افرادی که می توانند از کارت اینترنت این شهر استفاده کنند می باشد.
از طرحها و نظرات و همکاری سایر بازدیدکنندگان محترم از مناطق دیگر هم استقبال می کنیم.
![]()
مرقــد مطهر حضرت امام رضا(ع) قبله گاه دل هاى مشتاق و عاشقان دلداده آن حضرت در سراسر جهان است.شيدادلان كوى دوست با تحمّل مشقت هاى فراوان به زيارت بارگاه نورانى آن امام مى شتابنـد و گــاهى در خلوت لحظات ، چنان شوق زيارت بى تابشان مى كند كه آرزو مى كنند ايكاش مى توانستند همواره در محضر مولاى خود، حرم مطهر رضوى باشند و عرض ارادت و ادب كنند، لكن اين امر هميشه و براى همگان مقدور نمى گردد. آستان قدس رضوى با فراهم سازى امكان نيل به زيارت از راه دور،زمينه اين ارتباط از طريق سايت اينترنت را فراهم آورده است تا از هر كجا و هر زمان كه اراده نماييد خود رادر محضر امام رئوفتان بيابيد.
نحوه تشرّف به زيارت از طريق اينترنت
جهت اتصال به پايگاه زيارت از راه دور مى بايست از رابط نرم افزارى مناسبى جهت مشاهده دنياى واقعيت مجازى (VRML)استفاده نمود. براى اين منظور پيشنهاد مى گردد از نرم افزار CosmoPlayer استفاده نماييد. (راهنمای کار با رابط گرافيکی Cosmo Player و مراحل نصب آن)
بعد از نصب برنامه روی لینک زیر کلیک کنید تا به زیارت اینترنتی مشرف شوید. التماس دعا
http://www.aqrazavi.org/vrml/v001.htm
به بهانه اردوی زیارتی مشهد مقدس
كرامات رضوي
چشمه فيض
سيل خروشان اندوه، بي امان بر وجودش يورش مي آورد و گلويش را مي فشارد، چ
ندان كه نمي داند از اين بند غم چگونه رهايي بايد … دلي دارد دردمند و تني دارد رنجور، مانده است كه اين حكايت را نزد كدام دوست برد و اين شكايت را در كدام منزل بگشايد. ژرفاي اين رنج را كسي نيست كه دريابد و پهناي اين اندوه را احدي نيست كه حس كند!
آرام و قرار ندارد، وجود توفاني اش را به كوچه هاي شهر مي سپارد و در انديشه ساحلي كه توفان از جانش برگيرد و گرداب وجودش را آرامش دهد، منزل به منزل به پيش مي تازد.
اين نياز اوست، نياز راستين هر انساني كه در اندرون جان خويش غم نهفته دارد و اندوهي فرو خفته. هر كه چنين است در وراي اين جهان خاكي، كسي را مي جويد كه سخن و حكايت او را بشنود و نجواي برخاسته از دل غمزده او را مهربانانه در كام خويش ريزد…
آن گاه كه چنين كسي را يافت، بند از دل مي گشايد و بي هيچ ترتيب و آدابي همه ناگفته هاي خود را - كه از واگويه آن پرهيز داشت - بر زبان مي راند، زيرا مي داند كه اين گوش، چونان ديگران نيست كه فقط مي شوند، بلكه اين سخن در برابر فردي گفته مي شود كه با شنيدن آن، گويي همه رنجها و غمها را در جان خويش مي بينند، پس مي كوشد تا غبار غم از تن و جان وي بزدايد و او را در زلال معرفت خويش جلا بخشد.
اين سرچشمه فيض و كرامت و اين معدن بخشش و بزرگواري، زماني برا نسان آشكار مي شود و معني مي يابد كه اين باور را با همه وجود خويش دريابد كه او كليد هر قفل ناگشوده است و توان اين را دارد كه انسان را از گرفتاري در كلاف در هم پيچيده مشكلات رهايي بخشد.
خجسته میلاد با سعادت
حضرت اباعبدالله الحسین (ع)
امام سجاد (ع)
و حضرت اباالفضل العباس (ع)
گرامی باد.
|
هلالي |
ارباب حسين |
|||
|
هلالي |
حسين سلطان عشق |
|||
|
هلالي |
شاه عالمین |
|||
|
واعظي |
گل زهرا رسيده |
|||
|
واعظي |
حسين جانم |
|||
|
واعظي |
جانم ابوالفضل |
|||
|
واعظي |
يا حسين يا حبيبي |
|||
|
سيب سرخي |
ابي عبدالله حسين مولا |
|||
|
سيب سرخي |
کاش ميشد امشب مهمون کربلاش بوديم |
|||
|
سيب سرخي |
ماه بني هاشم |
|||
|
سيب سرخي |
تو علمدار رشيدي |
|||
|
سيب سرخي |
يا ابوالفضل مددي |
|||
|
اکبري |
عشق خدايي من |
|||
|
اکبري |
فداي روي ماهت |
|||
|
اکبري |
يا ابوالفضل يا عباس |
|||
|
اکبري |
يا حسين |
|||
|
طاهري |
هواي حرمت |
|||
|
طاهري |
نواي من حسينه |
|||
|
کريمي |
خورشيد زهرا در زمين |
|||
|
حداديان |
زين العابدين مولانا |













|
فضیلت ماه شعبان این ماه از ماههای با ارزش است. یکی از شبهای قدر در این ماه می باشد و کسی در آن متولد شده که خداوند بواسطه او وعده پیروزی به تمامی دوستان، پیامبران و برگزیدگانش ـ از زمانی که پدر ما حضرت آدم (علی نبینا و آله و علیه السلام) در زمین ساکن شده ـ داده است. و وعده داده، بوسیله او، بعد از پر شدن زمین از ظلم و جور، آن را پر از قسط و عدل نماید و از مقام آن همین بس که ماه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: « شعبان شهری؛ رحم الله من اعاننی علی شهری؛ شعبان ماه من است، خداوند کسی را که مرا در ماهم یاری کند، بیامرزد.» کسی که از این دعوت بزرگ آگاه شود، باید بکوشد که از دعوت شدگان این دعوت گردد. این جانشین و برادر او امیرالمؤمنین (علیه السلام) است که می فرمایند: «از زمانی که ندای منادی رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) را که برای روزه این ماه ندا می کرد شنیدم، هیچگاه روزه این ماه را از دست نداده و در تمام عمرم آن را از دست نخواهم داد؛ اگر خدا بخواهد.» (1) مناجات شعبانیه : یکی از پر محتوا ترین مناجاتها می باشد که دارای مضامین والای عرفانی است که بعضی از فرازهای آن شایسته آنست که در طول سال تکرار شود و در قنوتها و سایر حالتهای عالی و عرفانی با آن مناجت نمود که واقعا از دست دادن آن ضرر بزرگی است. ارزش نعمت مناجات : بیشتر مردم قدر نعمت مناجات را نمی دانند. مناجات شامل معارف بالایی است که بجز اهلش که همان اولیای خدا هستند و از طریق کشف و شهود به آن رسیده اند، کسی از آن آگاهی ندارد. و رسیدن به این معارف از راه مکاشفه از بهترین نعمتهای آخرت است که قابل مقایسه با هیچکدام از نعمتهای دنیا نیست. امام صادق(علیه السلام) در این فرمایش، ارزش این نعمت را این گونه بیان می کنند:« اگر مردم برتری شناخت خدا بر سایر نعمتها را می دانستند، به زیباییهای زندگی دنیا که در اختیار دشمنان ما گذاشته شده، چشم نمی دوختند؛ و دنیایشان نزد آنان کمتر از خاکی بود که روی آن را می رفتند؛ در نعمت شناخت خدا قرار گرفته و مانند لذت کسی که همیشه در بهترین جاهای بهشت با دوستان خدا بسر می برد، از آن لذت می بردند...»(2) 1ـ برگرفته از کتاب المراقبات با اندکی تغییر 2ـ همان |






|
برخی از اعمال مستحب در این ماه 1ـ روزه، هر قدر که ممکن باشد. چنان که گفته شد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:« شعبان ماه من است. خدا رحمت کند کسی را که مرا به روزه داری در این ماه یاری کند» . 2ـ استغفار فراوان. برای هر روز، هفتاد مرتبه گفتن جمله «اَستَغفِرُالله و اَسئَلُه التَّوبَة» سفارش شده است؛ 3ـ صدقه دادن، هر چند به نصف دانه خرما باشد؛ 4ـ صلوات فراوان بر محمد و آل او (سلام الله علیهم) 5 ـ خواندن مناجات شعبانیه که تمام امامان(سلام الله علیهم) بر خواندن آن در این ماه اهتمام داشته اند؛ 6 ـ احیای شب نیمه شعبان و انجام دادن اعمالی همچون زیارت امام زمان (ارواحنا فداه)، زیارت امام حسین(سلام الله علیه) و دعا. ماه شعبان ماه سراسر نور و رحمت است و درباره فضائل آن احادیث و روایات فراوانی به ما رسیده است؛ و این اندک که گذشت شمه ای بود از اعمال که به وسطه آن دستیابی به فیض الهی حاصل میشود...واضح است کسانی که تشنه معارف و رحمات الهی هستند فرض است که به کتاب شریف مفاتیح الجنان مراجعه نموده که بطور مفصل شرح فضائل آن را نموده است... همچنین کتاب شریف المراقبات منسوب به عارف وارسته میرزا جواد ملکی تبریزی (رحمة الله علیه) نیز ره توشه گرانبهایی است برای سالکان که شایسته است از آن غفلت ننمایند...انشاءالله |
مسابقه نامه نگاری
نامه ای به امام زمان (عج)
در رده های سنی کودکان - نوجوانان - جوانان و بزرگسالان
مهلت ارسال آثار: ۲۵ شهریور
محل تحویل آثار: کانون فرهنگی هنری
آیت اله دانش
مسجد جامع قیدارنبی(ع)
واقع در حیاط مسجد
به آثار برتر در جشن بزرگ روز نیمه شعبان
جوایزی اهدا خواهد شد.
اسحاق بن عمّار گويد:
روزى محضر شريف امام جعفر صادق عليه السلام شرفياب شدم و پيرامون آيه شريفه قرآن : رَبّ فَأنْظِرْنى إلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ قالَ فَإنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرينَ إلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ سؤال كردم كه آخرين روز مهلت حيات شيطان چه زمانى است ؟
حضرت فرمود: آيا فكر مى كنى تا قيامت و صحراى محشر باشد؟!
خير چنين نيست ، بلكه منظور روز ظهور و قيام قائم آل محمّد صلوات اللّه عليهم مى باشد؛ چون امام زمان (عجّ) را ظاهر گردد و قيام كند، وارد مسجد كوفه خواهد شد و شيطان در مقابل حضرت دو زانو مى نشيند و مى گويد: واى از اين روز كه چه روز سختى است .
پس از آن امام زمان عليه السلام او را به قتل مى رساند.
بنابراين مهلت شيطان تا آن روزى خواهد بود كه به دست پُر توان حضرت صاحب الزّمان (عجّ) به هلاكت اءبدى خواهد رسيد.
منبع: چهل داستان و چهل حديث از امام زمان عليه السلام - عبداللّه صالحى
« وقتي آيه ي «اي جامه به خويشتن فرو پيچيده! به پا خيز شب را، مگر اندكي.» مزمل/1. بر پيامبر نازل شد، شب ها را تا صبح، به عبادت مي پرداخت، تا جايي كه پاهايش ورم كرد. طوري شده بود كه هنگام نماز يك پايش را بلند مي كرد و يكي را روي زمين مي گذاشت. پس جبرئيل نازل شد و آيات سوره طه را بر پيامبر خواند؛ «قرآن را به تو نازل نكرديم تا به رنج بيفتي.» طه/2
در تفسير الميزان آمده است، طه يعني هر دو پايت را بر زمين بگذار.»
همان پا هايي كه:
« نشسته بود توي مسجد. يك دفعه كمي جابجا شد و پاي راستش را دراز كرد. بعد به آرامي پرسيد: «اين پا شبيه چيست؟»
هر كس به مبالغه چيزي گفت. از ستون هستي تا عصاي موسي پيش رفتند. لبخندي زد و باز هم كمي جابجا شد. پاي ديگرش را دراز كرد و گفت: «شبيه اين يكي است!» »
برگرفته از كتاب پيامبر نوشته محسن حدادي (از سري كتب دانشجويي/ فر دانش)
هیأت محبان اهل بيت(ع) خدابنده هر هفته به افرادي كه از اين سايت بازديد كرده و نظرات خود را ثبت نمايند هدیه ای تقديم مي نمايد.
هدیه:
كارت اينترنت شركت شفق خدابنده
مي باشد.
برای ثبت نظر اینجا را کلیک کنید.
تذكرات:
مشخصات كامل خود از قبيل نام و نام خانوادگي و نشاني ايميل (در صورت امكان) وارد نماييد.
در كادر مربوطه نظرات خود را ثبت نماييد.
نظرات شما می تواند درباره مطالب درج شده در این وبلاگ باشد
و یا مواردی که فکر می کنید نیاز است در این وبلاگ مطرح شود.
همچنین می توانید سایتهای مذهبی را معرفی نمایید تا در قسمت پیوندها لینک داده شود.
در پايان گزينه ثبت نظر را كليك كنيد.
براي دريافت جايزه خود در مراسم اين هفته هيئت شركت نماييد.
لازم به ذکر است این طرح ویژه اهالی شهرستان خدابنده و افرادی که می توانند از کارت اینترنت این شهر استفاده کنند می باشد.
از طرحها و نظرات و همکاری سایر بازدیدکنندگان محترم از مناطق دیگر هم استقبال می کنیم.
عید سعید مبعث
بر عموم مسلمین جهان
مبارک باد

از جمله احاديثى كه بازگو كننده حقيقتبعثت است و آغاز وحى را به خوبى روشن مىسازد، روايتى است كه ذيلا از لحاظ خوانندگان مىگذرد:
پيشواى دهم ما حضرت امام هادى (عليه السلام) مىفرمايد: «هنگامى كه محمد (صلى الله عليه و آله) ترك تجارت شام گفت و آنچه خدا از آن راه به وى بخشيده بودبه مستمندان بخشيد، هر روز به كوه حراء مىرفت و از فراز آن به آثار رحمت پروردگار مىنگريست، و شگفتىهاى رحمت و بدايع حكمت الهى را مورد مطالعه قرار مىداد.
به اطراف آسمانها نظر مىدوخت، و كرانههاى زمين و درياها ، درهها ، دشتها و بيابانها را از نظر مىگذرانيد، و از مشاهده آن همه آثار قدرت و رحمت الهى، درس عبرت مىآموخت.
ازآنچه مىديد، به ياد عظمتخداى آفريننده مىافتاد. آن گاه با روشن بينى خاصى به عبادت خداوند اشتغال مىوزيد. چون به سن چهل سالگى رسيد خداوند نظر به قلب وى نمود، دل او را بهترين و روشنترين و نرمترين دلها يافت.
در آن لحظه خداوند فرمان داد درهاى آسمانها گشوده گردد. محمد (صلى الله عليه و آله) از آنجا به آسمانها مىنگريست، سپس خدا به فرشتگان امر كرد فرود آيند، و آنها نيز فرود آمدند، و محمد (صلى الله عليه و آله) آنها را مىديد. خداوند رحمت و توجه مخصوص خود را از اعماق آسمانها به سر محمد (صلى الله عليه و آله) و چهره او معطوف داشت.
در آن لحظه محمد (صلى الله عليه و آله) به جبرئيل كه در هالهاى از نور قرار داشت نظر دوخت. جبرئيل به سوى او آمد و بازوى او را گرفت و سخت تكان داد و گفت: اى محمد! بخوان. گفت چه بخوانم؟ «ما اقرا»؟
جبرئيل گفت: «نام خدايت را بخوان كه جهان و جهانيان را آفريد. خدائى كه انسان را از ماده پست آفريد (نطفه). بخوان كه خدايتبزرگ است. خدائى كه با قلم دانش آموخت و به انسان چيزهائى ياد داد كه نمىدانست». پيك وحى، رسالت خود را به انجام رسانيد، و به آسمانها بالا رفت. محمد (صلى الله عليه و آله) نيز از كوه فرود آمد. از مشاهده عظمت و جلال خداوند و آنچه به وسيله وحى ديده بود كه از شكوه و عظمت ذات حق حكايت مىكرد،بىهوش شد، و دچار تب گرديد.
از اين كه مبادا قريش و مردم مكه نبوت او را تكذيب كنند، و به جنون و تماس با شيطان نسبت دهند، نخست هراسان بود. او ازروز نخستخردمندترين بندگان خدا و بزرگترين آنها بود. هيچ چيز مانند شيطان و كارهاى ديوانگان و گفتار آنان را زشت نمىدانست.
در اين وقتخداوند اراده كرد به وى نيروى بيشترى عطا كند، و به دلش قدرت بخشد. بدين منظور كوهها و صخرهها و سنگلاخها رار براى او به سخن در آورد. به طورى كه به هر كدام مىرسيد، به وي اداى احترام مىكردند. و مىگفت: السلام عليك يا حبيب الله! السلام عليك يا ولى الله! السلام عليك يا رسول الله! اى حبيب خدا مژده باد كه خداوند تو را از همه مخلوقات خود، آنها كه پيش از تو بودهاند، و آنها كه بعدها مىآيند برتر و زيباتر و پرشكوهتر و گرامىتر گردانيده است.
از اين كه مبادا قريش تو را به جنون نسبت دهند، هراسى به دل راه مده. زيرا بزرگ كسى است كه خداوند جهان به وى بزرگى بخشد، و گرامى بدارد! بنابراين از تكذيب قريش و سركشان عرب ناراحت مباش كه عنقريب خدايت تو را به عالىترين مقام خواهد رسانيد، و بالاترين درجه را به تو خواهد داد.
پس از آن نيز پيروانتبه وسيله جانشين تو على بن ابيطالب (عليه السلام) ازنعمت وصول به دين حق برخوردار خواهند شد، و شادمان مىگردند. دانشهاى تو به وسيله دروازه شهر حكمت و دانشت على بن ابيطالب در ميان بندگان و شهرها و كشورها منتشر مىگردد.
به زودى ديدگانتبه وجود دخترت فاطمه (سلام الله عليها) روشن مىشود، و از وى و همسرش على، حسن و حسين كه سروران بهشتيان خواهند بود، پديد مىآيند.
عنقريب دين تو در نقاط مختلف جهان گشترش مىيابد. دوستان تو و برادرت على پاداش بزرگى خواهند يافت. لواى حمد را به دست تو مىدهيم، و تو آن را به برادرت على مىسپارى. پرچمى كه در سراى ديگر همه پيغمبران و صديقان و شهيدان در زير آن گرد مىآيند، و على تا درون بهشت پرنعمت فرمانده آنها خواهد بود.
من در پيش خود گفتم: «خدايا! اين على بن ابيطالب كه او را به من وعده مىدهى كيست؟ آيا او پسر عم من است؟ ندا رسيد اى محمد! آرى، اين على بن ابيطالب برگزيده من است كه به وسيله او اين دين را پايدار مىگردانم، و بعد از تو برهمه پيروانتبرترى خواهد داشت. (13)
در اين حديث همه چيز راجع به آغاز كار پيغمبر گفته شده است. جاى تعجب است كه مفسران اسلامى به خصوص مفسران شيعه از اين حديث شريف و نقل آن درتفسير سوره اقرا غافل ماندهاند، با اينكه نكات جالب و تازهاى از تاريخ حيات پيغمبر را بازگو مىكند، كه مى بايد مسلمانان از آن آگاه گردند.
ملاحظه مىكنيد كه پيغمبر بدون هيچ گونه تشريفات مادى يا اشكالاتى كه در احاديث اهل تسنن بود، به مقام عالى پيغمبرى رسيد. با قدمهائى شمرده و ديدى وسيع و قدرتى خارق العاده به خانه بازگشت.
همين كه وارد خانه شد پرتوى از نور و بوئى خوش فضاى خانه را فرا گرفت. خديجه پرسيد اين چه نورى است؟ پيغمبر فرمود: اين نور نبوت است. اى خديجه! بگو لا اله الا الله و محمد رسول الله. سپس پيغمبر ماجراى بعثت را چنانكه اتفاق افتاده بود براى خديجه شرح داد و افزود كه جبرئيل به من گفت: «از اين لحظه تو پيغمبر خدائى».
خديجه كه از سالها پيش هالهاى از نور نبوت درسيما درخشان همسر محبوب خود ديده و از كردار و رفتار و گفتار او هزاران راز نهفته و شادى بخش خوانده بود گفت: به خدا دير زمانى است كه من در انتظار چنين روزى به سر بردهام، و اميدوار بودم كه روزى تو رهبر خلق و پيغمبر اين مردم شوى. (14)
بدين گونه محمد بن عبدالله برازندهترين مردم قريش كه سوابق درخشان او نزد عموم طبقات روشن و از لحاظ ملكات فاضله و سجاياى اخلاقى و خصال روحى شهره شهر بود، برفراز كوه حراء از جانب خداوند يكتا به مقام عالى نبوت و رهبرى خلق برگزيده شد، و خاتم انبيا گرديد.
صالح عليه السلام از ميان قومش غايب شد. وقتي که بازگشت، به خواست خدا چهره اش تغيير کرده بود و اکثر مردم او را به چهره اش نشناختند. صالح خود را معرفي کرد و مردم بر سه دسته شدند: عده اي انکارش کردند. عده اي ديگر شک کردند و عده اي به يقين رسيدند که او همان صالح، پيامبر خداست.
اهل يقين از صالح نشانه خواستند. صالح عليه السلام نشانه هاي پيامبري خويش را بازگفت. و از شتر ياد کرد. اهل يقين ايمان آوردند و پذيرفتند که او همان پيامبر خدا صالح است.
و جالب توجه ترين نکته ي اين ماجراي تاريخي اين است که صالح عليه السلام هفت روز، تنها هفت روز، از ميان خود غايب شد. و هنگامي که بازگشت عده اي بودند که به صراحت او را انکار مي کردند.
کمي فکر کنيم!
چه مي شود که حجت خدا هفت روز از قوم خود غايب باشد و مردم از طراط مستقيم الاهي گمراه شوند؟
چقدر شيطان مصمم بر گمراه کردن خلق است.
چقدر انسان فراموش کار است.
و حالا ما....
سال ها و قرن هاست که از ماجراي صالح پيامبر، مي گذرد.
و 1171 سال است که حجت خدا از مکيان ما غايب شده.
و به راستي وقتي او بيايد، هستند مردماني که وجودش را انکار مي کنند.
و هستند عده اي اهل يقين که به او ايمان مي آورند و سر به فرمانش مي گذارند.
خدايا!
نکند تا آمدنش دل هاي ما از ايمان تهي شود؟
نکند تا ظهورش ما هم به شک بيفتيم؟
نکند.......
منبع:
مکيال المکارم/1/259
نوشته شده توسط محب مولا
Fap_20@yahoo.com
هفت کلام از هفتمین امام
ثَلاثٌ مُوبِقاتٌ: نَكثُ الصَّفَقَةِ و تَركُ السُّنَّةِ و فِراقُ الجَماعَةِ؛
سه چيز تباهى مىآورد: پيمان شكنى، رها كردن سنّت و جدا شدن از جماعت.
عَونُكَ لِلضَّعيفِ أفضَلُ الصَّدَقَةِ؛
كمك كردن تو به ناتوان، بهترين صدقه است.
لَو كانَ فِيكُم عِدَّةُ أهلِ بَدرٍ لَقامَ قائمُنا؛
اگر به تعداد اهل بدر (مؤمن كامل) در ميان شما بود، قائم ما قيام مىكرد.
لَيسَ مِنّا مَن لَم يُحاسِب نَفسَهُ في كُلِّ يَومٍ؛
كسى كه هر روز خود را ارزيابى نكند، از ما نيست.
مَن كَفَّ غَضَبَهُ عَنِ النّاسِ كَف َّ اللَّهُ عَنهُ عَذابَ يَومِ القِيامَة؛
هر كس خشم خود را از مردم باز دارد، خداوند عذاب خود را در روز قيامت از او باز مىدارد.
إذا كانَ ثَلاثَةٌ في بَيتٍ فَلا يَتَناجى إثنانِ دونَ صاحِبِهِما فَإنَّ ذلِكَ مِمّايَغُمُّهُ؛
هر گاه سه نفر در خانه اى بودند، دو نفرشان با هم نجوا نكنند؛ زيرا نجوا كردن، نفر سوم را ناراحت مىكند.
إيّاكَ أن تَمنَعَ في طاعَةِ اللَّهِ فَتُنفِقُ مِثلَيهِ في مَعصِيَةِ اللَّهِ؛
مبادا از خرج كردن در راه طاعت خدا خوددارى كنى، و آنگاه دو برابرش را در معصيت خدا خرج كنى.
محبت و رأفت حضرت مهدی(عج) در قرآن
مقدمه :
اگر کسی بر سکوی محبت بایستد و جهان را از دید عشق بنگرد، متوجه خواهد شد که تمامی جهان با قانون عشق و محبت اداره می شود، این مسأله ای است که تمام دانشمندان به آن معترفند.
از نظر دانشمندان فیزیک ـ که حوزه کار آنها محدوده فیزیکی و مادی جهان است ـ یکی از قوانین عام جهان، نیروی جاذبه است؛ یعنی جهان با نیروی جاذبه اداره می شود . در دنیای جمادات، الکترونها عاشقانه گرد هسته اتم میچرخند، در گیاهان گرایش و کششهای گوناگونی از جمله : نورگرایی(فتوتروپیسم) و زمینگرایی(ژئوتروپیسم) وجود دارد، که ساقه گیاه را به سوی نور و وریشه آن را به سوی زمین هدایت میکند. حتی اگر به مانعی برخورد کند، با آن به مبارزه برخاسته، راه خود را ادامه میدهد، در این زمینه، آزمایش غربال در علوم طبیعی، شاهدی گویاست.
حیوانات که حیات خاصی دارند، به طور بارزی دارای این ویژگی هستند، وجود غرایز در آنها، بهترین شاهد است. کششهای غریزی در جنبههای گوناگون، موجب حیات و بقای آنهاست.(1)
محبت در قرآن :
در 114 سوره قرآن، 228 مرتبه از رحمت خاص و عام آفریدگار جهان، نام برده شده و صدها مرتبه به تعبیرات گوناگون از این قانون در تمامی عالم پرده برداری شده است، طوری که 28 بار کلمه «ودّ» و مشتقات آن؛ 115 مرتبه لفظ «حبّ» و مشتقات آن و ده ها بار لفظ «ولایت» و مشتقات آن به کار برده شده است.
این همه تأکید و توصیه، به خاطر خاصیت فطری انسان است که قرآن نیز به آن اشاره میکند؛ زیرا قرآن، زبان فطرت انسانهاست و انسان کامل، مجسمهای ازتمام قوانین موجود در قرآن کریم است. در نتیجه، آن دو در آثار و خواص مشترکند. از این رو، به هر دو آنها، «کتاب» و «امام» اطلاق شده است.(2)
محبوب :
محبت شدید اقتضا میکند عاشق همواره در قرب وصال و حضور معشوق تلاش کند. این شوق لحظه به لحظه شدیدتر میگردد، همانند مادری که هنگام جوشش عشق به فرزند، او را به سینه میچسباند. گویا تاب و تحمل وجود کوچکترین فاصلهای را میان خود و فرزندش ندارد و بر آ« است که بیش از پیش در کنار او باشد؛ حتی گاهی حاضر است جان خود را نیز فدای جان فرزند کند؛ باشد، تا او باشد، و اگر خود فنا شود، باکی نیست. عبارت زیبا و پرمعنای «بابی انت و امی و نفسی و اهلی و مالی»(3) نشانگر همین مطلب است.
دستورالعمل اول
بسمهتعالی
الحمدلله ربالعالمين، والصلاة علی سيد الأنبياء و المرسلين، و علی آله سادة الأوصياء الطاهرين و علی جميع العترة المعصومين، واللعن الدائم علی أعدائهم أجمعين.
جماعتی از اين جانب، طلب موعظه و نصيحت میكنند؛ اگر مقصودشان اين است كه بگوييم و بشنوند و بار ديگر در وقت ديگر، بگوييم و بشنوند، حقير عاجزم و بر اهل اطلاع پوشيده نيست.
و اگر بگويند كلمهای میخواهيم كه امّالكلمات باشد و كافی برای سعادت مطلقه دارين باشد، خدای تعالی قادر است كه از بيان حقير، آن را كشف فرمايد و به شما برساند.
پس عرض میكنم كه غرض از خلق، عبوديت است (و ما خلقت الجن و الانس إلا ليعبدون. سوره ذاريات/۵۶ ) و حقيقت عبوديت؛ ترك معصيت است در اعتقاد كه عمل قلب است و در عمل جوارح.
و ترك معصيت، حاصل نمیشود به طوریكه ملكه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و ياد خدا در هر حال و زمان و مكان و در ميان مردم و در خلوت « ولا أقول سبحان الله و الحمدلله، لكنه ذكرالله عند حلاله و حرامه».
ما امامزمان عجلالله له الفرج را دوست میداريم، چون امير نحل است؛ امور ما مطلقاً به وسيله او به ما میرسد؛ و او را پيغمبر صلواتالله عليه برای ما امير قرار داده؛ و پيغمبر را دوست داريم، چون خدا او را واسطه بين ما و خود قرار داده؛ و خدا را دوست داريم، برای اينكه منبع همه خيرات است و وجود ممكنات، فيض اوست.
پس اگر خود و كمال خود را خواهانيم، بايد دوست خدا باشيم؛ و اگر دوست خداييم، بايد دوست وسائط فيوضات از نبیّ و وصیّ، باشيم؛ وگرنه يا دوست خود نيستيم، يا دوست واهب العطايا نيستيم، يا دوست وسائط فيوضات نيستيم.
پس كيميای سعادت، ياد خداست، و او محرّك عضلات به سوی موجبات سعادت مطلقه است؛ و توسل به وسائط استفاضه از منبع خيرات، به واسطه وسائل مقرره خودش است. بايد اهتدا به هدايات آنها نماييم و رهروی به رهبری آنها نماييم تا كامياب شويم.
ديگر توضيح نخواهيد و آنكه عرض شد، ضبط نماييد و در قلب ثبت [كنيد]، خودش توضيح خود را میدهد.
اگر بگوييد چرا خودت عامل نيستی؟! میگويم: «اگر بنا بود كه بايد بگوييم ما عامليم به هرچه عالميم، شايد حاضر به اين حضور و بيان نمیشديم»؛ لكن دستور، بذل نعمت است، شايد به مقصود برساند؛ « ما أخذالله علیالعباد أن يتعلّموا حتی أخذ علی العماء أن يعلّموا».
مخفی نماند اگر ميسور شد برای كسی، نصيحت عملّيه بالاتر است از نصايح قوليه «كونوا دعاة إلیالله بغير أاسنتكم»
وفقّنا الله و اياكم لما يرضيه و جنبنا جميعاً عن ما يسخطه و السلام عليكم و رحمةالله و بركاته والحمدلله أولاً و آخراً والصلوة علی محمد و آله الطاهرين واللعن علی أعدائهم أجمعين.
مشهد، ربيعالثانی ۱۴۲۰
ادامه دارد. . .
محمدرضا شجريان گفت: ما بايد در موسيقي سنتي و پاپ به ائمه اطهار بپردازيم و در کارهايمان نظر خاصي به اين بزرگان داشته باشيم.
اين خواننده سنتي در گفتگو با خبرنگار شبستان، گفت: ما بايد در عرصه موسيقي، به امامان معصوم به ويژه ائمه اطهار(ع) نظر خاصي داشته باشيم تا قطعاتي هم که اجرا مي کنيم خاص و ويژه باشد.
وي افزود: اين بزرگان براي ما مسلمانان از جايگاه ارزشمندي برخوردار هستند و بايد تلاش کنيم در راستاي رضايت آن ها قدم برداريم، چرا که هر چه داريم از آن ها است.
خواننده قطعه ''دل شدگان'' اظهار کرد: من ارادت قلبي زيادي به امام حسين(ع) و امام رضا(ع) دارم و اگر شرايط ساخت قطعاتي در مدح اين دو بزرگوار پيش بيايد، به طور حتم اجرا خواهم کرد. ولي تاکنون چنين شرائطي رخ نداده است.
شجريان در پايان تاکيد کرد: در همه قطعاتي که تاکنون انجام داده ام هميشه گوشه چشمي به اين بزرگواران داشته ام و ديگر هنرمندان عرصه موسيقي هم بايد در اين راه قدم بردارند چون در کشوري اسلامي زندگي مي کنيم.
سالگرد مرحوم حاج ملا آقا جان در زنجان |
|
|
|
اجتماع ارادتمندان مرحوم حاج ملا آقا جان در چهلمین سال در گذشت او کنار مقبره اش |
|
بسمه تعالي ..............در 49 سال قبل در چنين روزي مرحوم آقاي حاج ملا آقا جان زنجاني . غريبانه از دار دنيا رفت و چون او را نمي شناختند غريبانه در قبرستان عمومي شهر زنجان دفنش كردند . سالها گذشت . و چون حضرت ولي عصر عليه السلام « معز الاولياء » است . سال به سال عزت او . محبوبيت او .زياد شد تا به جايي رسيد كه پس از تقريبا نيم قرن . بدون آنكه از مردم دعوتي به عمل آيد . در روز بيستم ماه رجب از سراسر كشور هزارها نفر براي بزرگداشت سالگرد آن بزرگوار در زنجان جمع مي شوند و مزار او را زيارت مي كنند و احيانا حوائج خود را از او مي گيرند . مطلبي كه در اينجا قابل توجه است . اين است كه يك عده از كساني كه همه چيز را در ظواهر و تعينات فكر مي كنند . در زمان زندگي او در دنيا . او را بخواطر لباسش كه بسيار معمولي بود و گاهي كشاورزي مي كرد و بيلي بر شانه مي گذاشت و به خانه مي رفت . از علم و معنويت او استفاده نمي كردند و متوجه اين نبودند كه كوهي از علم و دانش با اين تواضع كه در زمان رضا شاه خائن كه مجالس عزاداري را تعطيل كرده بود . او با اين وضع لباس در كوچه و بازار زنجان . هر كجا چند نفري را مي ديد . اقامه عزاداري براي حضرت سيد الشهداء عليه السلام مي نمود و به اين وسيله نمي گذاشت نام مقدس حضرت ابي عبد الله الحسين علیه السلام و عزاداري براي آن حضرت از بين برود . آنها او را تحقیر می کردند و گاهی او را دیوانه تصور می نمودند ولی پس از مرگش اهل معنا متوجه شدند كه او يكي از اولياء خداست . روح معين است . به حاجت مندان به اذن پروردگار حوائجشان را مي دهد و آنچنان پس از 49 سال كه از وفاتش مي گذرد . مردم به او اظهار ارادت مي كنند و اين چنين در سالگردش كنار قبرش اجتماع مي نمايند و اظهار علاقه مي كنند . اين همان معني كلمه « معز الاولیاء » است كه در باره حضرت ولي عصر ارواحنا فداه مي گوييم و نشانه اش را مي بينيم . اميد است خداي تعالي مقامات آن بزرگوار را متعالي بفرمايد . |
بعد از شهدا ما چه کردیم؟؟؟!!!
هیأت محبان اهل بيت(ع) خدابنده هر هفته به افرادي كه از اين سايت بازديد كرده و نظرات خود را ثبت نمايند هدیه ای تقديم مي نمايد.
هدیه:
كارت اينترنت شركت شفق خدابنده
مي باشد.
برای ثبت نظر اینجا را کلیک کنید.
تذكرات:
مشخصات كامل خود از قبيل نام و نام خانوادگي و نشاني ايميل (در صورت امكان) وارد نماييد.
در كادر مربوطه نظرات خود را ثبت نماييد.
نظرات شما می تواند درباره مطالب درج شده در این وبلاگ باشد
و یا مواردی که فکر می کنید نیاز است در این وبلاگ مطرح شود.
همچنین می توانید سایتهای مذهبی را معرفی نمایید تا در قسمت پیوندها لینک داده شود.
در پايان گزينه ثبت نظر را كليك كنيد.
براي دريافت جايزه خود در مراسم اين هفته هيئت شركت نماييد.
لازم به ذکر است این طرح ویژه اهالی شهرستان خدابنده و افرادی که می توانند از کارت اینترنت این شهر استفاده کنند می باشد.
از طرحها و نظرات و همکاری سایر بازدیدکنندگان محترم از مناطق دیگر هم استقبال می کنیم.
خدايا تو را شكر ميكنم.
خدايا تو را شكر ميكنم كه مرا آفريدي.
خدايا تو را شكر ميكنم كه مرا انسان آفريدي.
خدايا تو را شكر ميكنم كه مرا انسان مسلمان آفريدي.
خدايا تو را شكر ميكنم كه مرا انسان مسلمان شيعه آفريدي.
خدايا تو را شكر ميكنم كه مرا انسان مسلمان شيعه ايراني آفريدي.
..............
خدايا تو را شكر ميكنم.چرا كه به من اجازه دادهاي كه شكر تو را به جا آورم و انديشه و زبان و قلم من را قادر ساختي تا بتواند قطرهاي از اقيانوس بيكران وجودت را شاكر باشد.
خدايا تو را شكر ميكنم كه مرا آفريدي.چرا كه مرا لايق دانستي تا به اراده و خواست تو در اين جهان هستي قدم گذارم تا شايد بتوانم ذرهاي از وجود با عظمتت را درك كنم.
خدايا تو را شكر ميكنم كه مرا انسان آفريدي.چرا كه به گفته خودت انسان اشرف مخلوقاتت ميباشد و تو چه كريمي كه من را جزء اشرف مخلوقاتت قرار دادي.
خدايا تو را شكر ميكنم كه مرا انسان مسلمان آفريدي.ديني كه كاملترين و آخرين فرمانهايت را براي سعادت و خوشبختي انسان به قلب و سرشت بهترين مخلوقت،محمد مصطفي(صلوات الله عليه و اله) هديه كردي و مرا لايق دانستي كه از پيروان دين پيامبر خاتم باشم.
خدايا تو را شكر ميكنم كه مرا انسان مسلمان شيعه آفريدي.والاتر و عاشقانهتر از اين چه، كه علي (عليهالسلام) را ولي و جانشين آخرين نبيت قرار دادي و چه شكري بهتر از اين كه عشق و ارادت چهارده نور مقدس را در دلم نشاندي كه با اين بذل و بخششت خير دنيا و آخرت را برايم به ارمغان آوردي.
خدايا تو را شكر ميكنم كه مرا انسان مسلمان شيعه ايراني آفريدي.و چه زيباست در ميان قومي قدم به عرصه وجود نهادم كه آوازه شير زنان و دلير مردانش زبانزد خاص و عام است و ميتوان تجلي آن را در ايمان،استقامت،شجاعت،دليري و استواري مردم اين آب و خاك در نبرد با دشمن متجاوز در هشت سال دفاع قهرمانانه ملت ايران جستجو كرد.
و باز خدايا تو را شكر ميكنم....
قال الامام المهدی (علیه السلام):
عمل صالح و تقرّب به اهل بيت(عليهم السلام)
فَلْيَعْمَلْ كُلُّ امْرِء مِنْكُمْ بِما يُقَرَّبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا، وَلْيَتَجَنَّبْ ما يُدْنيهِ مِنْ كَراهِيَّتِنا وَ سَخَطِنا، فَإِنَّ امْرَأً يَبْغَتُهُ فُجْأَةً حينَ لا تَنْفَعُهُ تَوْبَةٌ، وَ لا يُنْجيهِ مِنْ عِقابِنا نَدَمٌ عَلى حَوْبَة.
هر يك از شما بايد به آنچه كه او را به دوستى ما نزديك میسازد، عمل كند و از آنچه كه خوشايند ما نبوده و خشم ما در آن است، دورى گزيند، زيرا خداوند به طور ناگهانى انسان را می گيرد، در وقتى كه توبه برايش سودى ندارد و پشيمانى او را از كيفر ما به خاطر گناهش نجات نمیدهد.
برخي به خطا تصور مي كنند كه ذوالفقار يعني شمشيري كه دو تيغه دارد و بر همين اساس در نقاشي ها و حتي فيلمها آنرا دو تيغه نشان مي دهند و اين خطاي آشكار است . ذوالفقار: يعني چيزي كه داراي مهره ها . شيارها و حفره ها است .
فقار (به كسر يا فتح فاء) جمع فقره ، فقره ، فقاره و فقره است وفقره : يعني مهره هاي كمر و فقر : يعني شيارها و حفره ها .
شمشير مفقره : يعني شمشيري كه شيارهاي با ريك با عمقي اندك يا حفره هايي در وسط تيغه دارد و شيارها از وسط تيغه به سمت بيرون كشيده شده است . به شمشير امام علي (ع) ذوالفقار مي گفتند چون روي تيغه آن حفره هايي (گودي هايي) كوچك و زيبا داشت كه گويا جهت تزئين ايجاد شده بود . نيز گفته اند روي تيغه آن ازكنار دسته تا نوك آن شياري باريك و بلند بود كه شيارهاي باريك از آن شيار بلند به سمت دم و پشت ( 18 شيار ) در دو طرف ايجاد شده بود . بنابر اين فقار يعني بريدگيها ، شيارها ، گوديها و به معنايي گوديهاي كمر .
اين معنا هيچ شباهتي به دو تيغه داشتن ندارد . تنها اين شهر آشوب در كتاب مناقب آل ابي طالب ( ج 3 ، ص 290 ) گفته است « و كان ذوالفقار ذا شعبتين = ذوالفقار دو تيغه داشت » كه به نظر مي لآيد كه برداشت او از ذوالفقار است .
در روايتي منسوب به امام صادق (ع) آمده است كه ذوالفقار بدين جهت نام گرفت كه در وسط تيغه ، در طول آن شياري بود كه آن را به مهره هاي كمر تشبيه كرده بودند . ( علل الشرايع ، ج 1 ، ص 160 ؛ مناقب ، ج 3 ، ص 340 ) . نيز در روايتي ديگر منسوب به امام صادق (ع) آمده است كه بدان علت به شمشير علي (ع) ذوالفقار مي گفتند كه آن را به هر كسي مي زد ، در دنيا از زندگي و در آخرت از بهشت محروم مي شد . ( مناقب ، ج 3 ، ص 339 ) ، همچنين صدوق در « من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 178 » گويد ‹‹ ذوالفقار شمشيري بود كه پيامبر (ص) به علي (ع) داد و بدين جهت اين نام گرفت كه در
پشت آن مهره هايي چون مهره هاي كمر انسان وجود داشت يا بدين جهت كه كمر كفار را قطع مي كرد . به نوشته يعقوبي ( تاريخ ، ج 2 ، ص 88 ) درازاي ذوالفقار هفت وجب و عرض آن يك وجب بود و در وسط آن شياري بود در تمام طول آن . به گفته اصمعي ذوالفقار هجده شيار (فقره) داشت ( طبري ، ج 7 ، ص 596 ؛ مناقب ، ج 3 ، ص 340 ) .
منتظر پاسخ سؤالات زیر نبز باشید:
ذوالفقار از آن چه كسي بود و چگونه به دست علي (ع) رسيد ؟
ذو الفقار سرانجام چه شد ؟
ادامه دارد ...
با دقت گوش فرا بده...
صداي قدمهايش را خواهي شنيد.
اگر با گوش دل، گوش فر ادهي، زمزمههايش را نيز خواهي شنيد.
با كه نجوا ميكند؟
چه ميگويد؟
...
با خداي خود چه ميگويد؟
آيا ظهورش را از خدا طلب ميكند؟
صداي قدمهاي استوارش را نميشنوي؟
با دقت گوش فرا بده...
به كجا ميرود؟
نميدانم.
شايد براي تسكين درد دردمندي به عيادتش ميرود...
شايد ميرود تا راه را به گمگشتهاي نشان دهد...
شايد به ديدار يارانش ميرود...
شايد به زيارت قبر بي نور و چراغ مادرش ميرود...
شايد به كربلا ميرود...
شايد به جمكران...
شايد...
شايد به كنار كعبه ميرود.
گوش فرا بده...
با گوش دلت گوش فرا بده...
چه ميگويد؟
چه ميشنوي؟
نداي آسمانيش عرش را به لرزه مياندازد.
«انا بقية الله»
به دقت گوش فرا بده.
آنچه ميشنوي را با خودت زمزمه ميكني.«انا بقية الله»!
آيا درست شنيدهاي...
نوا، نواي آشنايست.
وصفش را زياد شنيده بودي.
صدا، صداي منجيست.
آري.
هموست.
اين صدا به دلت مينشيند.
مثل اينكه تمام هستي منتظر اين ندا است.
از آدم تا خاتم.
از اولين تا آخرين.
آري...
نداي حق طلبي و مژده ظهورش را از هماكنون ميتوان شنيد.
پس با دقت گوش فرا دهيم.
با گوش دل گوش فرا دهيم.
نكند گوشهايمان را ببنديم.
يا خودمان نخواهيم كه بشنويم.
ظهور نزديك است.
آري
ظهور منجي نزديك است.
پس بياييد منتظران واقي او باشيم.
آمين يا رب العالمين
|
1- خلقت آدم علیه السلام منبع: سایت تبیان |
|
| |
|
در عصر ارتباطات ، « انزوا» پذيرفتني نيست و زندگي بي رابطه مرگ روح است. عرش الهي ، مرکز بي نهايت شماره اي اتصال با آفريده هاست. هر کس از هر جا و هر زمان و به هر زبان مي تواند با اين مرکز ، گفتگو کند. بي آنکه خطي روي خطي بيفتد. خدا در مرکز ملکوتي دعا ، هر لحظه اماده دريافت پيام « نياز» است. هفده رکعت نماز در پنج نوبت ، کد تماس با خداست که در عدد «17 – 24434 » خلاصه مي شود. کسي که روزي پنج بار با او تکلم مي کند ، از تنهائي در مي آيد ، کليم خدا مي شود و احساس بي پناهي نمي کند. خدا که آن سوي خط تماس است ، دوست دارد در خوشي ها هم سراغ از او بگيريم ، نه فقط وقتي که گرفتار مي شويم و به دردسر مي افتيم. بي معرفتي است که وقتي « مضطر» مي شويم از اورژانس « دعا» استمداد کنيم و انتظار کمک فوري داشته باشيم. او هميشه گوش به زنگ ماست . مائيم که گاهي حوصله حرف زدن با او را نداريم. يا تماس و دعوت او را بي جواب مي گذاريم. شيطان سعي مي کند در جبهه معنوي ، رابطه ما با خدا را قيچي کند ، يا روي خط نيايش « پارازيت ريا» بيندازد. مکالمه ما با مرکز ، نبايد قطع و وصل شود ، يا صدايش خش خش داشته باشد. بايد « ديش » رحمت گير را بر بام بلند نيايش نصب کنيم و دريافت کننده دل را روي طول موج « اجابت » تنظيم کنيم ، تا صداي استجابت دعا به گوش دلمان برسد. اگر « امن يجيب » که رمز اجابت است نتوانست خط ما را باخدا مرتبط سازد ، بايد ديد کدام گناه و غفلت موجب قطع تماس شده است ؟ گاهي قساوت دل و غذاهاي حرام و دوستان بد ، در سيستم ارتباطي ما با خدا اختلال ايجاد مي کنند و خطوط تماس را مي پوسانند و صدايمان به خدا نمي رسد. براي وصل مجدد خط ، هم پرداخت هزينه لازم است و هم تعهد. هزينه اش ، توبه و استغفار و اصلاح و عمل صالح است ، تعهدش هم آن است که قول بدهيم از حلم صبر و ستاريت خدا سوء استفاده نکنيم ، والا هميشه در معرض خطر اختلال و قطع ارتباطيم. گاهي تنها يک « يا رب » خالصانه ، يک آه برخاسته از دل ، يک قطره اشک ندامت ، يک دل شکسته و يک توسل بي ريا ، ما را به خدا وصل مي کند. پيش شماره ارتباط با خدا ، حمد و ثناء و صلوات است . اگر محبت و معرفت « اهل بيت » را داشته باشيم « آل محمد» به ما خط مي دهند ، آنگاه مي توانيم يا چهارده خط مستقيم با خدا مرتبط شويم .« ولايت » تلفن همراه ما براي تماس با شبکه ملکوتي خداست. حيف است که در جهل ارتباطات ، با خدا و رسول و اهل بيت ، رابطه نداشته باشيم. جواد محدثی |
حكايتي از زبان مسيح نقل مي كنند كه بسيار شنيدني است . مي گويند او اين حكايت را بسيار دوست داشت و در موقعيت هاي مختلف آن را بيان ميكرد . حكايت اين است :
مردي بود بسيار متمكن و پولدار روزي به كارگراني براي كار در باغش نياز داشت . بنابراين ، پيشكارش را به ميدان شهر فرستاد تا كارگراني را براي كار اجير كند . پيشكار رفت و همه ي كارگران موجود در ميدان شهر را اجير كرد و آورد و آن ها در باغ به كار مشغول شدند . كارگراني كه آن روز در ميدان نبودند ، اين موضوع را شنيدند و آنها نيز آمدند . روز بعد و روزهاي بعد نيز تعدادي ديگر به جمع كارگران اضافه شدند . گر چه اين كارگران تازه ، غروب بود كه رسيدند ، اما مرد ثروتمند آنها را نيز استخدام كرد . شبانگاه ، هنگامي كه خورشيد فرو نشسته بود ، او همه ي كارگران را گردآورد و به همه ي آنها دستمزدي يكسان داد . بديهي ست آناني كه از صبح به كار مشغول بودند ، آزرده شدند و گفتند : (( اين بي انصافي است . چه مي كنيد ، آقا ؟ ما از صبح كار كرده ايم و اينان غروب رسيدند و بيش از دو ساعت نيست كه كار كرده اند . بعضي ها هم كه چند دقيقه پيش به ما ملحق شدند . آن ها كه اصلاً كاري نكرده اند )) .
مرد ثروتمند خنديد و گفت : (( به ديگران كاري نداشته باشيد . آيا آنچه كه به خود شما داده ام كم بوده است ؟ ))
كارگران يكصدا گفتند : (( نه ، آنچه كه شما به ما پرداخته ايد ، بيش تر از دستمزد معمولي ما نيز بوده است . با وجود اين ، انصاف نيست كه ايناني كه دير رسيدند و كاري نكردند ، همان دستمزدي را بگيرند كه ما گرفته ايم )) .
مرد دارا گفت : (( من به آنها داده ام زيرا بسيار دارم . من اگر چند برابر اين نيز بپردازم ، چيزي از دارائي من كم نميشود . من از استغناي خويش مي بخشم . شما نگران اين موضوع نباشيد . شما بيش از توقع تان مزد گرفته ايد پس مقايسه نكنيد . من در ازاي كارشان نيست كه به آنها دستمزد مي دهم ، بلكه مي دهم چون براي دادن و بخشيدن ، بسيار دارم . من از سر بي نيازي ست كه مي بخشم .))
مسيح گفت : (( بعضي ها براي رسيدن به خدا سخت مي كوشند . بعضي ها درست دم غروب از راه مي رسند . بعضي ها هم وقتي كار تمام شده است ، پيدايشان مي شود . اما همه به يكسان زير چتر لطف و مرحمت الهي قرار مي گيرند .))
شما نميدانيد كه خدا استحقاق بنده را نمي نگرد ، بلكه درائي خويش را مي نگرد . او به غناي خود نگاه مي كند ، نه به كار ما . از غناي ذات الهي ، جز بهشت نمي شكفد . بايد هم اينگونه باشد . بهشت ، ظهور بي نيازي و غناي خداوند است . دوزخ را همين خشكه مقدس ها و تنگ نظرها برپا داشته اند . زيرا اينان آنقدر بخيل و حسودند كه نميتوانند جز خود را مشمول لطف الهي ببينند .
هو الحق
می خواهید شما را به عبادتی که از همه عبادت ها بر بدن آسانتر است خبر دهم : سکوت و نیک خویی .
نخستین مرحله عبادت خاموشی است .
خدا رحمت کند بنده ای را که سخن نیک گوید و غنیمت برد یا از بدگویی سکوت کند و سالم ماند .
خاموشی زبان ، مایه سلامت انسان است .
خاموشی ، خردمندی است و خاموشی گزینان ، اندکند .
خاموشی والاترین عبادت هاست .
خاموشی زینت دانا و پرده نادان است .
هرکه به خدا و آخرت ایمان دارد یا سخن نیکی گوید یا خاموش ماند .
هر که خاموش ماند ، نجات یابد .
نیک خویی کن و خموشی طولانی گزین . قسم به خدایی که جان من به دست اوست ، خلایق زینتی مانند آن ندارند .
بحثی پیرامون روزه سکوت
در آیه ی 26 سوره مریم چنین آمده :
«........ فإمّا تَرَیِنّ مِنَ البَشَرِ أَحَداً فَقُولِی إِنِّی نَذَرتُ لِلرَّّحمَنِ صَوماً فَلَن أُکَلِّّمَ الیَومَ إنسِیّاً »
«........ هرگاه کسی از انسانها را دیدی با اشاره بگو : من برای خدای رحمان روزه گرفته ام و با احدی امروز سخن نمی گویم .»
ظاهر این آیه نشان میدهد که حضرت مریم به خاطر مصلحتی مامور به سکوت بود و به فرمان خدا از سخن گفتن در این مدت خاص خودداری می کرد تا نوزادش عیسی لب به سخن بگشاید و از پاکی او دفاع کند که این از هر جهت مؤثر تر و گیراتر بود .
اما از تعبیر آیه چنین بر می آید که نذر سکوت برای آن قوم کار شناخته شده ای بود به همین دلیل این کار را بر او ایراد نگرفتند .
ولی این نوع روزه در شرع اسلام ، مشروع نیست .
از امام علی بن الحسین (ع) در حدیثی نقل شده :
« صوم السکوت حرام » و این به خاطر تفاوت شرایط در آن زمان با زمان ظهور اسلام است .
و البته یکی از آداب صوم کامل در اسلام آنست که انسان به هنگام روزه ، زبان را از آلودگی به گناه و مکروهات حفظ کند . ( تفسیر نمونه ج 13 ص 46 )
1- قال رسول الله (ص): نحن ولد عبدالمطلب ساده اهل الجنه انا و حمزه و علي و جعفر والحسن والحسين والمهدي (رسول الله فرمود: ما هفت نفر از فرزندان عبدالمطلب سروران اهل بهشت هستيم من و حمزه و علي و جعفر و حسن و حسين و مهدي )
2- قال رسول الله (ص) يخرج المهدي علي راسه غماه فيها مناد ينادي هذا المهدي خليفه الله فاتبعوه (پيامبر فرمود: حضرت مهدي قيام مي كند و بالاي سرش تكه ابري است كه در آن يك ندا كننده اي صدا مي زند اين مهدي خليفه خداوند است و از او پيروي كنيد)
3- قال رسول الله يخرج المهدي و علي راسه ملك ينادي: ان هذا المهدي فاتبعوه . ( پيامبر فرمود: پيامبر فرمود: مهدي خروج مي كند و بالاي سرش ملكي ندا مي كند اين شخص آن مهدي خليفه خداست او را پيروي كنيد.
4- قال رسول الله (ص): المهدي طاووس اهل الجنه ( پيامبر اكرم فرمود: مهدي طاووس اهل بهشت است.
(5) فرود آمدن حضرت عيسي و نماز گزاردن وي پشت سر مهدي (عج) رخدادي است كه مذاهب اسلامي بر آن اتفاق نظر دارند و اين مطلب مقام و منزلت حضرت مهدي (عج) را مي رساند.
...قال رسول الله (ص): منا الذي يصلي عيسي بن مريم خلفه (... رسول اكرم فرمود: از ما ست كسي كه عيسي بن مريم پشت سر او نماز مي گزارد)


