|
|
اللهم عجل لولیک الفرج |
الهي... دل خوشم که الهي مي گويم !
الهي... از من آهي و از تو نگاهي ....!
الهي...اگر من بنده تو نيستم تو که مولاي من هستي !
الهي... اگر يک بار دلم را بشکني ؛ از من چه بشکن بشکني !
الهي... راز دل نهفتن دشوار است و گفتن دشوارتر...!
الهي... عاقبت چه خواهد شد و با ابد چه بايد کرد ؟
الهي... الهي تو پاک آفريدي ... ما آلوده کرديم !
الهي... به حق خودت حضورم ده و به آفتاب جمال آفرينت نورم ده ...!
الهي... دندان دادي ، نان دادي ، جان دادي ؛ جانان بده ...!
الهي ... آن خواهم که هيچ نخواهم !
الهي... شکرت که فهميدم نفهميدم .
الهي ... اگرچه درويشم ، ولي داراتر از من کيست که تو دارايي مني !
الهي... تورا دارم چه کم دارم ؟پس چه غم دارم ؟
الهي... رجب بگذشت و ما از خود نگذشتيم ، تو از ما بگذر ...!
الهي...شکرت و شکرت که مي گويم شکرت .
|
|
تاریخ |
منزل |
آدرس |
مراسم ویژه |
|
1 |
۸۴/۷/۷ |
حاج قدرت بیگدلی |
خ امام، پشت فرمانداری، ک طه |
توسل به آقا امام زمان(عج) |
|
2 |
۸۴/۷/۱۴ |
احمد شاهسونی |
خ مطهری شمالی (جاده گوندره) ک شهید خانی |
توسل به امام حسین(ع) |
|
3 |
۸۴/۷/۲۱ |
اله وردی قاسمی |
خ مطهری شمالی، بالاتر از تربیت بدنی |
توسل به امام موسی کاظم(ع) |
|
4 |
۸۴/۷/۲۸ |
حسین الماسی |
خ کمربندی، بالاتر از سه راه جاده گوندره، ک سریر |
جشن میلاد امام حسن(ع) |
|
5 |
۸۴/۸/۵ |
ابوالفضل نجفی |
خ کمربندی، پشت پارک شهر، ک شهید بهزاد مرادی |
شب قدر |
|
6 |
۸۴/۸/۱۲ |
قندعلی رحیمی |
ابتدای خ تختی، جنب سوپرمارکت ارکیده |
توسل به حضرت علی(ع) |
|
7 |
۸۴/۸/۱۹ |
سید محمود حسینی |
خ شهید رجایی شرقی، جنب مدرسه مرصاد، ک پروانه |
توسل به آقا امام زمان(عج) |
|
8 |
۸۴/۸/۲۶ |
محمد نجفی |
خ شهید چمران، ک نصر3 |
توسل به حضرت زهرا(س) |
|
9 |
۸۴/۹/۳ |
شهید صفی اله رفیعی |
خ شهید چمران، ک مسجد زینبیه |
توسل به امام جعفر صادق(ع) |
|
10 |
۸۴/۹/۱۰ |
الیاس عسگری |
خ مطهری شمالی، ک شهید علی اکبر نوایی |
توسل به حضرت رقیه(س) |
|
11 |
۸۴/۹/۱۷ |
علی اوسط شهیدی |
خ شهید چمران، پایین تر از اداره برق، ک بهارستان |
توسل به حضرت زینب(س) |
|
12 |
۸۴/۹/۲۳ |
ذبیح اله عبدی |
خ کمربندی، بالاتر از جاده لاچوان، ک حشمت جنوبی |
جشن میلاد امام رضا(ع) |
|
13 |
۸۴/۹/۲۴ |
محرمعلی میرمحمدی |
خ شهید چمران، جنب اداره برق |
توسل به آقا امام زمان(عج) |
چرا ترس از خدا؟
چرا یکی از صفات مؤمن ترس از خدا داشتن است؟ چطور می شود از وجود دلربائی که رحیم است و... ترس داشت؟ حدیثی از امام محمد باقر خواندم : کسی نقل می کرد که روزی دیدم رنگ امام باقر پریده است . از او پرسیدم : آیا حالتان خوب نیست چرا که رنگتان پریده است ؟ فرمود: می خواهم بروم نماز بخوانم و ترس از خداوند است که رنگ از رویم برده و عرق سرد بر پیشانی من نشانده است. قرآن هم مؤمن را خدا ترس می داند.
![]() |
حقيقت ترس از خدا همانا ترس آدمى از اعمال زشت خويش است كه باعث مىشود خداوند از انزال رحمت و خير خود امساك و خوددارى كند، بنا بر اين هر وقت كه دل آدمى به ياد خدا بيفتد اولين اثرى كه از خود نشان مىدهد اين است كه ملتفت قصورها و تقصيرها و گناهان خود گشته، آنچنان متاثر شود كه عكس العملش در جوارح، لرزه اندام باشد.دومين اثرش اين است كه متوجه پروردگارش مىشود كه هدف نهائى فطرت اوست، و در نتيجه خاطرش سكون يافته و بياد او دلش آرامش مىيابد.
يعنى اگر انسانها كار بدىبكنند، مبتلا به عذابى مىشوند كه آن عذاب را خداوند بر آنها نازل خواهد كرد. انسان بايد ترس از خدا داشته باشد تا هم به امور نامطلوب و ناپسنديده دنيا و آخرت مبتلا نشود و هم امور مطلوب و پسنديده دنيا و آخرت را به دست آورد و اين امر، تنها در پرتو اطاعت از خداوند امكانپذير است.
عامل حركت انسانى در قالب معرفت اسلامى، خوف از خدا و رجاء از خدا است. دو عامل خوف و رجاء موجب مىشود تا انسانها بر حسب مراتب ايمان و معرفتخود، به عبادت خدا بپردازند; عبادت برخى افراد به دليل ترس از عذاب جهنم است و كسانى كه از درجات ايمان بالاترى برخوردارند، از ترس اينكه مبادا از چشم خدا بيفتند عبادت خدا مىكنند.
خداوند تعین نمی پذیرد و زور - که جهت تخریبی بخشیدن به نیرو به قصد ویران کردن ، بنا بر این ضعف است - به خداوند نمی توان نسبت داد و خداوند را زورمند خواند ، پس ، ترس از خدا، ترس از زورمند نیست . در قرﺁن ، هم، یک جا ﺁمده است که جز مؤمنان، بقیه می باید از خداوند بترسند . و جای دیگر، مؤمن را کسی دانسته است که از خداوند خوف دارد . و می دانید که علی ( ع ) می فرمود: تو را پرستش می کنم نه از بیم جهنم و نه به طمع بهشت ، تو را پرستش می کنم بخاطر ﺁنکه سزاوار پرستشی ( عشق عرفانی ) . بدین قرار، رابطه انسان با خدا ، رابطه نسبی با مطلق است . پس ترس مؤمن از خدا، بخاطر پندار و کردار خویش است . اگر او از ﺁزادی و حقوق خویش غافل شود، در جا، از خدا غافل می شود . غفلت از خدا ممکن نیست مگر ، در جا، بنده قدرت ( = زور ) شدن و ﺁن را بر خود حاکم کردن یعنی زور گفتن و زور پذیرفتن . پس ترس مؤمن از خدا، هشدار و انذار به او است : زنهار بهوش باش ! اگر از ﺁزادی خویش غافل شدی بنده زور می شوی و عملی که بنده زور انجام می دهد، خاصیت برخود افزائی دارد . تا بی نهایت برخود می افزاید . صدای گوش خراشی را تصور کنید که تا بی نهایت تکرار شود و هر بار، بلند تر و گوش خراش تر بگردد .
ﺁن انقلاب فکری عظیمی که اسلام پدید ﺁورد و با از خود بیگانه شدنش در بیان قدرت، از یادها رفت، تغییر رابطه انسان با بهشت و جهنم بود . بنا بر بیان های دینی رایج، بهشت و جهنم در ﺁن دنیا هستند . بنا بر بعضی از بیانها ، نه خوب و بد عمل انسان که افتادن و نیافتادن نظر لطف خداوند بر او، سزاوار بهشت یا جهنمش می کند . بنا بر برخی دیگر از بیانها، عمل انسان مؤثر است اما لطف خداوند مؤثر تر است . و در هیچیک از ﺁنها ، عمل انسان در این جهان نیست که بهشت و جهنم را می سازد . کسانی هم پیدا شده اند که گمان برده اند ، نوﺁوری کرده اند اگر بگویند انسان را باید از بهشت و دوزخ ﺁن جهانی ﺁسود . اما قرﺁن را اگر بمثابه بیان ﺁزادی بخوانی می بینی ، بهشت و جهنم را عمل امروز انسان می سازد . به سخن دیگر، بنا برﺁن که ﺁزادی ( = لا اکراه ) بی کران است ، تعقل عقل ﺁزاد و عملی کردن ﺁن، خالی از زور و تخریب می شود . این عمل ، تا بی نهایت بر خود می افزاید .بدینسان می توانید بهشتی را که پدید می ﺁید ، تصور کنید .
در حقیقت، انواع بیانهای قدرت و از جمله بیان قدرتی که قید بهشت و جهنم و ﺁن جهان را می زند ، روشهای چگونه مردن هستند . جهنمی که هم اکنون پدید ﺁمده است نیز ﺁنها را به خود نمی ﺁورد . دین بمثابه بیان ﺁزادی روش چگونه زیستن است و به ﺁدمی می ﺁموزد : عقلی ﺁزاد است که بهنگام تعقل، پهنه اندیشه بی کران لااکراه و هدف را در بی نهایت قرار بدهد . تنها این عقل است که می تواند اندیشه خلق کند . اندیشه ای که این سان خلق می شود و بعمل در می ﺁید ، درکوتاه و میان و دراز مدت ، تا بی نهایت ، رشد می کند . پس، چنین عقل ﺁزادی می باید از غفلت خویش از بی نهایت ، بی نهایت عقل، بی نهایت هوش، بی نهایت علم ، بی نهایت ... در خوف باشد : از درسهای پیروزی ، یکی سه جهاد است : جهاد و جهاد افضل و جهاد اکبر، و هر سه بمعنای ﺁزاد شدن و ﺁزاد کردن از زور. سومی ﺁزاد شدن از هر محدود کننده ایست .
منبع: پایگاه مجله خانواده سبز
|
. |




