تبليغاتX
هیأت محبان اهل بیت(ع) خدابنده



پخش زنده حرم امام حسین (ع)

کربلای معلا

میعادگاه عاشقان ثارالله

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 اسفند1384;ساعت ;  توسط م.حسینی;  | 


با آرزوی سالی سرشار

از معنویت برای همه

دوستان از مشهد مقدس

این مطلب را به عنوان

تبرک درج می کنم

 

 

اللهم عجل لوليك الفرج مولانا صاحب الزمان

 
هفت سین قرآنی
 
 
سلامٌ َ علی نوح ٍ فی العالمین
 
سلام ٌعلی ابراهیم
 
سلامٌ علی موسی و هارون
 
سلامٌ علی اِل یاسین
 
سلامٌ قَولاً مِن ربِ رَحیم
 
سلامٌ علیکم طِبتُم فَدخُلوها خالِدین
 
سلامٌ هیَ حتّی مطلَعِ الفَجر
+ نوشته شده در  دوشنبه 29 اسفند1384;ساعت ;  توسط م.حسینی;  | 

موافقان و مخالفان مهدى



انقلابها، هرچه با عظمت باشند، دوستان و دشمنان بيشترى دارند. نهضتهاى توحيدى ، شكوهمندترين حركت تاريخ بوده و جريانهاى موافق و مخالف نيرومندى داشته اند.
بازتاب نهضت مهدى ، بيش از نهضتهاى رهايى بخش پيشين خواهد بود. آرمانهاى بلند، شرك ستيزى و عدالت گسترى بى مرز و جهان شمول آن ، هم شور در دل مردمان محروم خواهد آفريد و هم دشمنان توحيد و عدل را بر خواهد انگيخت .
آن فرشته رحمت و غضب ، همان گونه كه دوستانى يكدل و با صفا در كنار دارد، دشمنانى كينه ورز و خطرناكى نيز در برابر خواهد داشت . بايد ديد همراهان حضرت كيانند، شمارشان چند است و خواستگاه اجتماعيشان كدام است و چه نقشى در پيشبرد نهضت دارند. دشمنان را در كدامين جناح و خط فكرى بايد جست و جو كرد و شيوه برخورد امام ، با مخالفان چگونه خواهد بود.
شناخت معيارها و موازين ياران ، ما را كمك خواهد كرد راه را بهتر شناخته و در صف منتظران با بصيرت قرار گيريم .


ياران امام
ياران امام ، سنگهاى زيرين انقلاب جهانى اند. همان گونه كه پيامبربا همراهى مهاجران و انصار، رسالت شكوهمندش را به انجام رساند و على (ع ) با مجاهدات افسران رشيدش ، حماسه هاى بزرگ آفريد، فرياد رس موعود نيز، با همكارى مردان نمونه و خود ساخته عدالت را به جهان باز خواهد آورد وراثت را به محرومان زمين خواهد بخشيد.
منابع دينى ما، بر جايگاه والاى آن جوانمردان اشارتها دارد.امامان ، همواره آرزومند همراهى آن حضرت بوده اند و ياورى آن چهره پنهان كرده را به دوستان خويش ، همه گاه ، يادآورى مى فرموده اند:
((خدايا، درود بفرست بر مولا و سرورم صاحب الزمان و مرا از ياران و پيروان و حاميان او قرار داده و از آنان كه در ركابش ، شربت شهادت مى نوشند، با شوق و رغبت بى هيچ گونه كراهت . ))

+ نوشته شده در  جمعه 26 اسفند1384;ساعت ;  توسط محسن حاجیانی; 

بابی انت وامی یا رسول الله

تو این روزهای بی کسی مولا می خوام پیشم باشی  

 

همیشه از خدا می خوام هیچ وقت فراموشم نشی

 

دوشنبه ها شکستم دلت رو مثل شیشه

 

می خوام بگم دوست دارم اما روم نمیشه

 

گرمی انتظارت می یاد و رو سینه میشینه

 

همین رو من میدونم که عاشقی همینه

 

بیا تو زندگی تو بالو پرم باش

من میشم ساقی تو ساغرم باش   

بیا و با ما بمون ای عدل خاموش

بیا که اینجا داری میشی فراموش 

      

یه خواهشی ازت دارم ای خدای مهربون

                    می دونم  جسارته آیه اذنت بخون 

به امید.............................................

+ نوشته شده در  جمعه 26 اسفند1384;ساعت ;  توسط محسن حاجیانی; 

اصحاب کهف

در سده هاي اوليه دين مسيح گـروهى از جوانان مومن كه در يك زندگى تجملاتي در ميان انواع ناز و نعمت به سـر مى بردند, براى حفظ عقيده خود به همه اين نعمتهاي دنيوي پشت پا زدند, و بـه غارى از كوه پناه بردند. خداوند مي فرمايد: "اذ اوى الفتية الى الكهف "- "زمانى را به خاطر بياور كه آن جوانان به غار پناه بردند" قرآن در 14 آيه به شرح تفصيلي اصحاب كهف پرداخته است. "نحن نقص عليك نباهم بالحق "- "ما داستان آنها رابحق براى تو بازگو مى كنيم " "انهم فتية آمنوا بربهم وزدناهم هدى "-"آنـهـا جـوانانى بودند كه به پروردگارشان ايمان آوردند و ما بر هدايتشان افزوديم " از آيـات قـرآن اينچنين بر مي آيد كه اصحاب كـهـف در زماني مى زيستند كه بت پرستى و كفر, آنها رااحاطه كرده بود و يك حكومت ظالم ستمگر بر آنان حكمراني مي كرده است.اما اين گروه از جوانمردان كه به گمراهي ايشان پى بردند تصميم بر قيام گرفتند و راه هجرت پيش گرفتند. و لذا با خود به مشورت پرداخته با يكديگر تصميم گرفتند كه كناره گيري كرده و به غار پناه برند. در قرآن به زيبائي به توصيف محل زيست آنان در غار اشاره كرده و شواهدي را از آن غار بيان داشته است. همچنين در برخي آيات به چگونگي خواب آنان اشاره شده است. "وترى الشمس اذا طلعت تزاورعن كهفهم ذات اليمين واذا غربت تقرضهم ذات الشمال " "و (اگردر آنجا بودى ) خورشيد را مى ديدى كه به هنگام طلوع به سمت راست غارشان متمايل مى گردد و به هنگام غروب به سمت چپ" از اين آيه بر مي آيد كه دهـانـه غـار رو بـه شـمال باز مي شده است و از نور غير مستقيم برخوردار بوده اند. در مورد خواب آنها نيز مي فرمايد كه اگر به آنان مي نگريستي , "خيال مى كردى آنها بيدارند, در حالى كه در خواب فرورفته بودند" "وتحسبهم ايقاظا وهم رقود" و نيز مي فرمايد: "ونقلبهم ذات اليمين وذات الشمال "- "آنها را به سمت راست و چپ مى گردانديم " "وكلبهم باسط ذراعيه بالوصيد".- "و سـگ آنـهـا دسـتهاى خود را بر دهانه غار گشوده بودو نگهبانى مى كرد" خواب اصحاب كهف بر طبق آيات قران 309 سال به طول انجاميد.خداوند خواب ايشان را مشابه مرگ مي داند. وقتي از خواب سنگين بلند شدند نمي دانستند چقدر در خواب بوده اند.ولـى بـه هر حال سخت احساس گرسنگى و نياز به غذا مى كردند . لذا تصميم گرفتند با سكه هائي كه دارند به شهر روند و مقداري غذا و نان تهيه نمايند. و تاكيد نمودند مبادا كسي از حضورشان متوجه شود. وقتي كه يكي از آنان براي تهيه غذا به شهر وارد شد، با تغييرات زيادي برخورد نمود كه بسيار برايش عجيب مي نمود. وقتي كه سكه خود را به فروشنده اي داد ، متوجه شدند كه سكه به 300 سال قبل مربوط مي شود. و آنزمان بود كه او نيز متوجه شد كه او ويارانش در چه خواب عميق وطولانى فرورفته بودند. آن فرد به سرعت به غار بازگشت و دوستان خود را از ماجرا آگاه ساخت , همگى در تـعـجـب عميق فرو رفتند, و تحمل اين زندگى براى آنها سخت و دشوار بود و از خدا خواستند كه جان آنان را بگيرد. بدين ترتيب خداوند قدرت و عظمت خود را بار ديگر به همه تاريخ نشان داد. مردماني كه از اين قضيه آگاه شده بودند و ايشان را ملاقات كردند به نشانه احترام به اين بندگان برگزيده خداوند بر جايگاه آنان در محل غار، مسجدي را بنا نمودند

+ نوشته شده در  جمعه 26 اسفند1384;ساعت ;  توسط محسن حاجیانی;  | 

بیایید معنای قرآن را نیز بخوانیم

آنچه در بین مردم رواج دارد این است که قرآن خواندن ثواب دارد و برای کسب این ثواب افراد زیادی را میبینیم که آیاتی از قرآن را تلاوت میکنند به صورت عربی آنهم با رعایت قواعد مخصوص آن مثل ادغام، وقف، تلفظهای خاص بعضی از حروف و ... . اکثر مردم (نه همۀ آنان) قران را فقط به صورت عربی میخوانند و خیلی از آنها عربی بلد نیستند. آیا اینکار درست است؟ قرآن خودش میگوید این کتاب برای هدایت انسانها آمده است و راهنمای بشر است تا از نادانی رهایی یابد. آیا تلاوت عربی قرآن میتواند باعث هدایت و راهنمایی شود؟ آیا میتواند نادانی کسی را برطرف سازد؟ آیا میتواند رموز آفرینش را آموزش دهد؟ قرآن یک کتاب آموزشی است و آمده است تا خوبان را مژده دهد و بدان را بترساند. راهنمای زندگی در جهان است و حتماً باید مفهوم جملات آنرا بفهمیم تا باعث هدایت و دانایی ما شود. درست است که تلاوت عربی قرآن با صوتی زیبا و جذاب تأثیرگذار است اما هر چیزی جای خود دارد. احساس زودگذر و ناپایدار است. ممکن است که من از صوت قرآن لذت ببرم اما آیا میتواند در مشکلاتی که دارم کمکم کند و در فهم درست مسائل جهان یاریم دهد. بله تلاوت قرآن با صدای دلنشین کاری پسندیده و زیباست اما این به این معنی نیست که همیشه باید قرآن را عربی بخوانیم. برای مطالعۀ قرآن باید از ترجمۀ آن استفاده کرد مخصوصاً برای کسی که عربی نمیداند. کسی هم که عربی میداند باید به معنی کلمات و جملات دقت کند و مفهوم آنها را کاملاً درک کند نه فقط روخوانی محض طوری که نداند چه خوانده است. یادم میآید دوستی داشتم که هر از چند گاهی قرآن را از اول تا آخر میخواند و به قول خودش ختم میکرد اما این ختم قرآن هیچ تأثیری روی او نداشت و همان آدمی بود که بود. بعد از مدتی فهمیدم که قرآن خواندن را کنار گذاشته ، دلیلش را پرسیدم یواشکی گفت که تا حالا چند بار قرآن را ختم کرده ام اما به نظرم کار بیهوده ایست خواندن یک رمان هم لذت بیشری دارد و هم خیلی چیزها یاد میگیرم الان کتابهای داستان و رمان میخوانم. این حرف او خیلی مرا به فکر انداخت تا اینکه فهمیدم که بندۀ خدا قرآن را همیشه عربی میخوانده و روی مفهوم آیات قرآن اصلاً فکر نکرده است. خوب یادم هست که من هم هر وقت قرآن را میخواندم آنرا عربی میخواندم خیلی هم سعی میکردم قواعد تنوین و ادغام و حروف یرملون و ... را رعایت کنم سالها میگذشت و من همان آدم سالهای قبل بودم. تا اینکه اتفاقاتی افتاد و من متوجه معنی آیات قرآن شدم که بسیار تأثیر گذار بود. مسیر زندگیم را به کلی عوض کرد. از معانی آیات قرآن چیزهایی فهمیدم که هیچ جا برایم گفته نشده بود. حتی موارد اشتباهی از فرهنگ مردم و زندگی مردم پیدا کردم. فرهنگی در قرآن برای زندگی و جهان پیدا کردم که منطقی تر از فرهنگ بیرون بود و به حقایقی رسیدم که اکثر مردم را از آن بی خبر یافتم.-

+ نوشته شده در  جمعه 26 اسفند1384;ساعت ;  توسط محسن حاجیانی;  | 

     

رضايت مادرو ملاقات با امام زمان

 

در شرح حال شيخ محمد علي تِرمُذي ،آن مرد دانشمند و عالم در فنون مختلف آورده اند كه:

ميگويند در ابتداي جواني با دو نفراز طالبان علم قرار گذاشتندهر سه نفر براي تحصيل علم به شهر ديگر بروند،جهت خداحافظي نزد مادر آمد و اجازه سفر خواست، مادر اجازه نداد و گفت: فرزند عزيز من پير وضعيفم و جز تو كسي را ندارم كه در كارها به من كمك نمايد و تو مي داني كه رعايت حال مادر و امتثال امراو از جمله واجبات الهي است. شيخ با شنيدن حرف مادر از مسافرت براي تحصيل علم منصرف شد وبه رفقايش گفت:شما برويد ومن ميمانم. چند روز بعد در ميان قبرستان نشسته بود و با خود فكر مي كرد كه رفقاي من رفتند و مشغول تحصيل علم شدند و پس از مدّتي دانشمند بر مي گردند و من از فيض علم محروم شدم . ناگاه پيرمرد نوراني ميبيند كه نزد وي آمد و پرسيد : چرا ناراحتي؟ شيخ محمد علي شرح حال خود را بيان كرد . پيرمرد نوراني فرمود: مي خواهي من هر روز تو را درس بدهم؟ شيخ با خوشحالي جواب داد: آري و از جان و دل استقبال مي كنم. مدّت دو سال پير  مرد مي آمد و او را درس مي گفت و بعداً معلوم شد كه آن پير مرد حضرت خضر(عليه السلام) بوده است، روزي حضرت خضر به شيخ فرمود: براي آنكه رضاي مادر را برميل خود ترجيح دادي امروز تو را به جايي خواهم برد كه برايت موجب سعادت است. شيخ قبول كرد و با هم به جانب مقصد حركت كردند، بعد از چند لحظه به بياباني وسيع رسيدند و چشمهﺀ آب گوارايي مشاهده كردند كه اطرافش همه درختان سر سبز بود و در كنار چشمه تختي بود و آقايي زيبا و خوش اندام روي آن نشسته بود، حضرت خضر نزديك او رفت و سلام كرد و احترام نمود. طولي نكشيد كه حدود چهل نفر آمدند و آن اقا با يك اشاره به طرف آسمان طعامي حاضر نمود و همگان خوردند. سپس حضرت خضر سوالاتي از آن بزرگوار نمود و جواب شنيد و با اجازه حضرتش بر گشتيم، حضرت خضر فرمود: او مهتر اولياء و سرور ما حضرت صاحب الامر(عج) بود و خدا حافظي كرد و رفت. از شيخ محمد علي پرسيدند: اين مقام را از كجا به دست آوردي كه حضرت خضر تو را درس داد و به زيارت آقا مولايمان حضرت مهدي(عج) مشرّف شدي؟ شيخ فرمود: آن چه پيدا كردم در اثر دعاي مادر و رضايت  او بود.

+ نوشته شده در  جمعه 26 اسفند1384;ساعت ;  توسط محسن حاجیانی;  | 

 

beitoollah

+ نوشته شده در  جمعه 26 اسفند1384;ساعت ;  توسط ;  | 

قرآن کریم:

 

«و اذا فعلوا فاحشة قالوا وجدنا عليها آبائنا و الله أمرنابها، قل ان الله لايامر بالفحشاء، أتقولون على الله مالا تعلمون. قل أمر ربى بالقسط...»

(و چون كارى زشت كنند گويند پدران خود را چنين يافتيم و خدايمان به آن فرمان داده، بگو خدا به زشتى دستور نمى‏دهد. آيا به خدا چيزى نسبت مى‏دهيد كه نمى‏دانيد؟ بگو خدايم به دادگرى فرمان داده است)

«يا ايها الذين امنوا كانوا قوامين بالقسط.»

(اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد بر پا دارندگان پيوسته عدالت باشيد)

«و اقسطوا ان الله يحب المقسطين.»

(و داد كنيد زيرا خدا دادگران را دوست مى‏دارد)

«ان الله يأمركم أن تودوا الامانات الى اهلها و اذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل.»

( بى گمان خدا به شما فرمان مى‏دهد كه امانتها را به صاحبانش باز دهيد و چون ميان مردمان داورى و حكم كرديد به عدالت حكم كنيد.)

«فلذلك فادع و استقم كما أمرت ولا تتبع أهوائهم و قل امنت بما أنزل الله من كتاب و أمرت لا عدل بينكم.»

 (پس بايد به آن (شيوه از پرستش) دعوت كنى و روى راست چنان دارى كه فرمان يافتى، و از خواهشهاى آنان پيروى مكن و بگو: به آن كتابها كه خدا فرو فرستاد ايمان آوردم و دستور يافتم كه در ميان شما عدالت كنم)

ارُسلنا رسلنا بالبيّنات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط.»

(بيقين پيامبران خود را با دلايل روشن فرستاديم و كتاب و ميزان همراهشان فرو فروستاديم تا آدميان به عدالت برخيزند)

پیامبر اکرم (ص):

 

«بالعدل قامت السموات و الارض»

 (آسمانها و زمين به عدل برپاست)

«بئس القوم قوم لا يقومون لله تعالى بالقسط بئس القوم قوم يقتلون الذين يأمرون بالقسط فى الناس.»

(بدقومى هستند آنان كه براى خدا به عدالت قيام نمى‏كنند، بدقومى هستند آنان كه امركنندگان به عدالت در ميان مردم را مى‏كشند)

«ايها الناس انه و الله ما فيكم أحد أقوى عندى من الضعيف حتّى آخذ الحق له ولا أضعف عندى من القوى حتى آخذ الحقّ منه.»

( مرد به خدا سوگند كه بى گمان كسى از شما نزد من قويتر از ضعيف نيست تا حقش را بگيرم و كسى نزد من ضعيف‏تر از قوى نيست تا حق (ديگران) را از او بستانم)

حضرت علی(ع):

 

«العدل حياة»

 (عدل حيات است)

«جعل الله سبحان العدل قوام الانام و تنزيها من المظالم والاثام و تسنية للاسلام.»

(خداوند سبحان عدل را مايه برپايى انسان و ستون زندگانى آنها و سبب پاكى از ستمكاريها و گناهان و روشنى چراغ اسلام قرار داده است)

«و ما اعمال البر كلها و الجهاد فى سبيل الله عند الامر بالمعرف و النهى عن المنكر الا كنفثة فى بحر لجى و ان الامر بالمعروف و النهى عن المنكر لايقربان من أجل ولا ينقصان من رزق، و افضل من ذلك كله كلمة عدل عند امام جائر.»

 (تمام اعمال نيك و حتى جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهى از منكر همچون قطره‏اى است در مقابل يك درياى پهناور. (بدانيد) امر به معروف و نهى از منكر نه مرگ كسى را نزديك مى‏كنند و نه از روزى كسى مى‏كاهند و اما از همه اينها مهمتر سخنى است كه براى دفاع از عدالت در برابر پيشواى ستمگرى گفته مى‏شود.)

«ان افضل قرة عين الولاة استقامة العدل فى البلاد، و ظهور مودة الرعية.»

((بدان) برترين چيزى كه موجب روشنايى چشم زمامداران مى‏شود، برقرارى عدالت در همه بلاد وآشكار شدن علاقه رعايا نسبت به آنهاست)

«العدل نظام الامرة.»

( عدل نظام بخش حكومت است)

«اعدل تدم لك القدرة.»

 (دادگر باش، قدرت برايت پايدار مى‏ماند)

«من عمل بالعدل حصن الله ملكه من عمل بالجور عجل الله سبحانه هلكه.»

 (هر (دولتى) كه به عدالت عمل كند خداوند ملك و حكومتش را نگه دارد. هر (دولتى) كه ستمگرى پيشه كند خداى سبحان در هلاك كردنش شتاب كند)

حضرت فاطمه زهرا(س):

 

«ففرض (الله)... العدل تسكيناًللقلوب.»

 (خداوند عدالت را وسيله آرامش دلها قرار داده است)

حضرت امام صادق (ع) :

 

«العدل أحلى من الماء يصيبه الظمآن.»

(عدالت شيرين‏تر از آبى است كه به لب تشنه رسد)

 

+ نوشته شده در  جمعه 26 اسفند1384;ساعت ;  توسط ;  | 

 
از سلسله مباحث حضرت آيت‌الله مصباح يزدي(دام‌ظله)
 
چگونه مي‌توانيم معناي "رب" را بفهميم؟
 
براي بالابردن كيفيت نماز، خوب است در سورة حمد تأمل كنيم، زيرا در ابتدا، اهميت آن خيلي معلوم نمي‌شود. در منظومة شمسي بين خورشيد و سياراتي كه در اطراف آن مي‌چرخد، اقماري كه دنبال هر سياره‌اي مي‌چرخد ارتباطي و نظامي وجود دارد، زمين دور خورشيد مي‌چرخد، ستارگان روابطي دارند و ...
حال اگر فكر كنيم ماه چه‌طور دور زمين مي‌چرخد؟ نسبت مجموع ماه و زمين با خورشيد چگونه است؟ اين مي‌شود تدبير يك منظومه كه حجم خورشيد، نيروي جاذبه، حجم ساير ستارگان و فاصله‌اي كه با يكديگر دارند تا با هم تصادم پيدا نكنند، تحت همين تدبير قرار مي‌گيرند. هزاران از اين منظومه‌ها را اگر جمع كنيم كه بعضي‌ها خورشيدشان صدها برابر خورشيد ماست، يك مجموعه كهكشان را تشكيل مي‌دهد. ما خيلي هنر كنيم ارتباط زمين، ستارگان و اقمار اطراف خودمان را درك كنيم. حالا منظومه‌ها نسبت به هم چه نسبتي بايد داشته باشند، تدبير ديگري مي‌خواهد. تا به حال چندين هزاركهكشان در عالم شناخته شده است! فاصلة بين زمين با بعضي از اين اجرام آسماني طبق محاسبات علمي سيصدميليارد سال نوري است. نور در هر ثانيه سيصد هزار كيلومتر مي‌پيمايد.
حال يك دقيقة آن‌ چقدر مي‌شود؟ يك ساعتش چقدر مي‌شود؟ يك روز آن چقدر مي‌شود و ... با محاسبات عادي نمي‌توان يك‌سال نوري را حساب كرد. اين تازه يك سال نوري است. هزارسال نوري بايد در چه فضايي مطرح شود تا يك موجود از جايي به جاي ديگر حركت كند. يك سال نوري را كه هزار برابر كنيد، تازه مي‌شود يك ميليون سال نوري كه اگر يكبار ديگر در هزار ضرب كنيد، آن‌وقت يك ميليارد سال نوري به دست مي‌آيد. حال آن‌را در سيصد ضرب كنيد!! مغز انسان سوت مي‌كشد تا اين عدد را محاسبه كند. جهان يك چنين وسعتي دارد، تازه وسعتي كه تا به حال شناخته شده است و تا چندسال پيش اين عدد اصلاً معلوم نبود، فردا چه معلوم خواهد شد، خدا مي‌داند! اين ربوبيت جهان است. هر قدر انسان فكر كند نمي‌تواند عظمت دستگاه ربوبيت الهي را درك كند. خداوند متعال مي‌فرمايد:"ثم ارجع البصر كرّتين ينقلب اليك البصر خاسئاً و هو حسير"1 بعد از اين‌كه صدها سال فكر كني، جز اين‌كه سرت را پايين‌اندازي و با خجالت بگويي: ما كجا و اين محاسبات كجا، راه ديگري نداري.
پس از حمد الهي دو اسم شريف "الرّحمن" و "الرّحيم" تكرار شده است. خوب، طبيعي است گفته شود: تكرار به خاطر اهميت اين دو نام مبارك است، ولي شايد نكتة ديگري در كار باشد و آن اين است كه خداي متعال به بندگانش ياد مي‌دهد كه چگونه عبادت كنند. در حقيقت اين آيه و اين سوره از زبان بندگان است. در مقام عبادت، دو اسم شريف "الله" و "ربّ‌العالمين" اهميّت فوق العاده‌اي دارد، حتي از صفاتي ذاتي، مثل حيات، علم و قدرت اهميتش بيشتر است.
ربوبيت يعني چه؟
شايد كلمة "صاحب اختيار" خيلي به معناي ربوبيت نزديك باشد، يعني بي‌اذن و اجازة او، هيچ‌كس نمي‌تواند مستقلاً در عالم تصرف كند و همة اختيارات به او منتهي مي‌شود. طبعاً به ذهن انسان مي‌آيد، خدايي كه صاحب اختيار عالم است، برچه اساسي عالم را اداره مي‌كند؟ ما وقتي مي‌گوييم: فلان‌كس صاحب اختيار چيزي است، فوراً به ذهنمان مي‌آيد كه او شخص مستبدي است و هركاري بخواهد انجام مي‌دهد؛ آيا خدا اين‌گونه است كه دلش مي‌خواهد چيزي را خلق كند، يكي را به بهشت و ديگري را به جهنم ببرد و هركاري دلش مي‌خواهد انجام دهد؟ حقيقت اين است كه خداوند صاحب اختيار است و كسي او را مؤاخذه نمي‌كند. "لايسئل عمّا يفعل و هم يسئلون"2 ولي كار خدا گزاف نيست. اين طور نيست كه يك روز حالش اقتضا كند كاري را انجام دهد و فردا سليقه‌اش برگردد و تجديدنظر كند. در نهج‌البلاغه آمده است: خدا اين‌گونه نيست كه حالي داشته باشد و بعد حال ديگري برايش پيش آيد. همه چيز را از اول مي‌دانسته است،3 تازه اول و آخر هم متناسب با فهم ما گفته شده است و الّا خدا اول و آخر زماني ندارد. او گرچه صاحب اختيار همة عالم است و هركاري كه بخواهد مي‌كند و هيچ‌كس حق ندارد او را مؤاخذه كند، ولي اساس تدبيرش نسبت به عالم و آفرينش آن را دو نوع رحمت تشكيل مي‌دهد. نه از تنهايي دلش تنگ شده است و نه هيچ‌وقت دل‌تنگ خواهد شد. اصلاً كمال او در تنهايي او است. ما خيال مي‌كنيم كه وقتي تنها باشيم، حوصله‌مان سر مي‌رود، دلمان تنگ مي شود و مي‌خواهيم با كسي انس بگيريم. اين به خاطر نقص‌هايي است كه داريم. خداوند بي‌نهايت كمال دارد و به چيزي احتياج ندارد. پس چرا عالم را خلق كرده است؟
در يك كلمه، رحمت الهي اقتضا كرده است كه اين عالم را بيافريند. كساني كه با اصطلاحات معقول آشنا هستند، اين‌جور رحمت را به فياضيت، بخشايش بي‌نهايت و بدون چشم‌داشت تعبير مي‌كنند. اين بخشايش، اساس آفرينش عالم را تشكيل مي‌دهد. البته انسان تنها يك‌بار آفريده نمي‌شود. "كلّ يوم هو في شأن"4 در كمترين لحظه‌اي كه شما تصور كنيد، ما به خدا نيازمنديم. در هر لحظه‌اي ممكن است خداوند يك تدبيري براي ما داشته باشد، تا حكمت او چه اقتضا كند.
تكامل و تنزل انسان‌ها به اراده و اختيار خودشان بستگي دارد و اين از عجايب خلقت است كه خداوند موجودي را بيافريند و در او قدرت تصميم‌گيري بگذارد، بدون اينكه از تحت ارادة خدا خارج شود. آن‌قدر اين مسأله دقيق است كه خيلي از بزرگان در جمع ميان اين دومعنا كه هم خداي متعال مدبّر انسان در همة حالات است و هم رشد و تنزّل انسان به ارادة خود او است، مانده‌اند؛ حتي در روايات بسياري سفارش شده است خيلي در جمع اين دو معنا فكر نكنيد،‌به اين زودي مسأله برايتان حل نمي‌شود. راه جمع اين دومعنا همان‌گونه كه همه مي‌دانيد، همان ارادة طولي است، اما اين ارادة طولي يعني چه، خيلي بحث دارد. علي ايّ حال، همه مي‌دانيم كه انسان موجودي است داراي ويژگي تصميم‌گيري و خودش بايد سرنوشتش را تعيين كند.
اين‌طور نيست كه كسي بگويد: من دلم مي‌خواهد به جهنم بروم، به او بگويند: خير، حتماً بايد به بهشت بروي. عكس آن نيز صادق است.
 
پي‌نوشت‌ها:
1. سوره ملك، آيه4
2. سوره انبياء، آيه 23
3. شرح نهج‌البلاغه ابن ابي الحديد، ج 5، باب 60، ص 153
4. سوره الرحمن، آيه 29
+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 اسفند1384;ساعت ;  توسط م.حسینی; 

قرآن نمي خوانيم، چرا؟
007803.jpg
نوجوان خوش صداي مشهدي كه خيلي زود قرآن خواندش مشهور شد، حالا 26 ساله است و مهندسي كامپيوترش را از دانشگاه كيش گرفته است. گرچه چند سالي است كه در رسانه ها، خبري از جواد فروغي نيست، ولي او سخت مشغول است. غير از قرائت و برگزاري جلسات قرآن، فروغي در جمع هاي مختلف سخنراني هم مي كند. دوران خدمت سربازي را تمام كرده. متأهل است و در واحد فرهنگي و اجتماعي منطقه آزاد كيش مشغول به كار است. او كه بسيار كم در مسابقات قرآني شركت مي كند، در پاسخ به اين سؤال كه قرآن نمي خوانيم، چرا؟ نوشته است  
نسخة شفابخش
جواد فروغي

قرآن كتابي است آسماني و ابدي. مجموعه اي است از گفتار خداوند كه توسط امين وحي بر پيامبر مكرم اسلام خوانده شده است. قرآن مجموعه قوانين و دستورات لايتغيري است كه خداوند براي تكامل انسان ها فرستاده است. اگر انسان ها به اين كتاب آسماني گردن نهند و فرامين آن  را به كار بندند، هيچ گاه دچار شكست، سرگرداني، هرج و مرج و ناامني نخواهند شد و همگي با صفا و صميميت و همدلي و همياري در كنار هم زندگي خواهند كرد.
قرآن درياي پرموج و خروشي است كه پر از گنج هاي گرانبها و صدف هاي پرمرواريد است كه هر كس به آن وارد شود با دست خالي بيرون نخواهد آمد.
اين كتاب، مرهمي است بر دل هاي مجروح و مأيوس. داروي شفابخشي است بر دل هاي بيمار كه خود مي فرمايد: و نزل من القرآن ما هو شفاء و رحمه
قرآن پناهگاهي است براي بي پناهاني كه از همه بريده و از همه نااميدند. راهنمايي است براي گمراهاني كه حيرت زده و سرگردان در جست وجوي راه نجات اند. در اين راستاست كه رسول گرامي(ص) در اين باره مي فرمايند: قرآن را بخوانيد و به آن عمل كنيد و بدانيد كساني كه قرآن مي خوانند و به آن عمل نمي كنند مورد لعن قرآن قرار مي گيرند
همچنين امير كلام، علي عليه السلام، معلم بزرگ قرآن مي فرمايد: از گفتار خداوند سود بريد و از آن شفا طلبيد و بدانيد كه قرآن در قيامت شفيعي است كه شفاعتش هرگز رد نمي شود
در كشور ما فضاي قرآني زياد است. قرآن خوانده مي شود، ولي از خوان نعمت اين سفره الهي، كم بهره برده مي شود، چرا كه بايد به قرآن عمل شود و اگر به قرآن عمل نكنيم نتيجه اي نخواهيم گرفت. پس مأنوس شدن با قرآن و قرائت قرآن، مقدمه اي است براي عمل به آن. قرآن دارويي است كه اگر به نسخه آن عمل نشود امكان رها شدن از لغزش ها و انحرافات نيست؛ هر چند زياد هم خوانده شود. و زماني كه مردم از درك و فهم و عمل به قرآن بي بهره باشند و پيام قرآن را در زندگي، راهنماي عمل خويش نسازند امكان لغزش وجود دارد و نمي توان از آسيب  لغزش ها به دور بود
گويند شخصي با قرآن مأنوس بود و هميشه قرآن مي خواند. اما با اين كه قرآن در مورد انفاق و صدقات و... فراوان توصيه كرده بود، او بدون درك و فهم، قرآن مي خواند و به آن چه مي خواند عمل نمي كرد. روزي فرزندش سخت بيمار شد. به عابدي برخورد كرد و قصه بيماري فرزندش را بازگو كرد. عابد به او گفت: گوسفندي نذر كن و در راه خدا به فقرا و مستمندان انفاق كن و قرآن بخوان كه خدا شفايش مي دهد
مرد مال دوست مانده بود كه چگونه از اموالش دل بكند. ولي چاره اي جز عمل به آن نديد. روبه عابد گفت: احسنت به تو اي عابد. من قرآن مي خوانم چون در دسترسم است. اما چون گله گوسفند دور است، نمي توانم آن را ذبح كنم.
اين تفكر كساني است كه قرآن مي خوانند و به آن عمل نمي كنند و البته عمل به قرآن فقط صدقه و انفاق نيست. بلكه پرهيز ازگناه، غيبت، تهمت و حلال خدا را حلال دانستن و حرام خدا را حرام دانستن است.
وقتي امام حسين(ع) ديد يزيد حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال كرده، بدعت ها را زنده كرده و سنت هاي رسول الله را دفن كرده است، چنان كرد كه تا دنيا دنياست، اين پيام قرآني و نور هدايتش خاموش نمي شود.پس بياييم قرآن را بخوانيم و به آن عمل كنيم
1384/12/20   منبع : روزنامه همشهري مورخ
+ نوشته شده در  دوشنبه 22 اسفند1384;ساعت ;  توسط م.حسینی; 

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 اسفند1384;ساعت ;  توسط م.حسینی; 

الامام اميرالمومنين علي ابن ابي طالب(عليه السلام):

الصدق ينجيک و ان خفته الکذب يريدک و ان امنته.

راستگويي نجاتت ميدهد هرچند از ان ترس داشته باشي دروغگويي نابودت ميکند هرچند از ان احساس خطر نکني.

غرر الحکم حديث 1118و1119

+ نوشته شده در  جمعه 19 اسفند1384;ساعت ;  توسط م.حسینی; 

به گورستان گذر کردم کم و بیش

 

بدیدم  حال  دولتمند  و درویش

 

نه درویشی ز دنیا  بی  کفن  ماند

 

نه دولتمند برد از یک کفن بیش

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 اسفند1384;ساعت ;  توسط ; 

رهنمودهاى تربيتى امام كاظم عليه السلام
 


آنچه در امر تربيت مهم و اساسى است ارائه شيوه‏هاى اطمينان بخش تربيتى است كه‏ ضمن در برداشتن همه ابعاد زندگى انسان، او را به سعادت حقيقى كه همان مقام قرب ‏الهى است نائل گرداند و بى‏شك چنين شيوه‏هاى تربيتى جز از سيره قولى و عملى ‏اسوه‏هاى راستين دين يعنى معصومين عليهم السلام ميسر نيست. بدين جهت ضرورى ‏مى‏نمايد كه زندگانى معصومين عليهم السلام را به طور كامل و دقيق از منظر تربيت نگريست و از خلال سيره رفتارى و گفتارى آنها، تربيت صحيح را عرضه نمود. در اين مقاله تلاش بر آن است كه گوشه‏هايى از سيره امام كاظم عليه السلام در تربيت فرزندان ‏را هر چند ناقص به تصوير بكشانيم.

 

گام نخست در تربیت 

از ويژگيهاى انحصارى اسلام نگاه عميق و ريشه‏اى به امر تربيت ‏است؛ از ديدگاه اسلام زمينه‏هاى تربيت را نه از لحظه تولد كه از مدتها قبل بايد فراهم نمود. از بزرگترين اهداف ازدواج تربيت فرزندان صالح و شايسته است، ازدواج تنها يافتن شريك در زندگى مشترك و پيوند ساده ميان زن و مرد نيست ‏بلكه "‏مرد" بايد مادرى شايسته و "زن" پدرى لايق براى فرزندان آينده خود برگزيند. امام ‏كاظم عليه السلام فرموده است: ... واختاروا لنطفكم ... براى نطفه‏هاى خود انتخاب كنيد[مادران شايسته‏اى براى فرزندان آينده‏تان برگزينيد] و نيز آن حضرت ويژگيهايى‏ را براى انتخاب همسر فرمود كه رعايت آنها شرط موفقيت در زندگى آينده است، برخى ‏از اين معيارها عبارتند از:

 

آن حضرت از پيامبر اكرم (ص) نقل مى‏كند كه فرمود: خداوند فايده‏اى بهتر از همسر صالحه به انسان نداده تا وقتى او را مى‏بيند خوشحال گردد و هر گاه شوهر خارج از منزل است ‏خود و مال شوهر را حفظ نمايد.

صالح بودن

آن حضرت از پيامبر اكرم (ص) نقل مى‏كند كه فرمود: خداوند فايده‏اى بهتر از همسر صالحه به انسان نداده تا وقتى او را مى‏بيند خوشحال گردد و هر گاه شوهر خارج از منزل است ‏خود و مال شوهر را حفظ نمايد.

همچنين آن حضرت دعايى را به اصحاب تعليم دادند كه از خداوند طلب همسر صالح و مهربان كنند «اللهم ارزقنى زوجه صالحه ودودا ...» و سفارش كردند كه اين دعا را بعد از نماز و قرائت ‏سوره فاتحه و يس بخوانند.

 

کفو بودن 

هم شان بودن والدين، در تربيت اولاد نقش بسزايى دارد. چنانچه والدين از نظر سطح سواد و فرهنگ و مسائل ‏اخلاقى و اعتقادى به هم نزديك نباشند دچار تضاد و ناهماهنگى در تربيت ‏خواهند شد و تربيت مطلوب حاصل نخواهد گشت. امام كاظم عليه السلام در حديثى مى‏فرمايد: وانكحواالاكفاء ... با همسرانى كه هم سطح و كفو شما هستند ازدواج كنيد .

 

 عاطفه همسر

فرزند بيش از هر چيز به ويژه در دوران كودكى نياز به محبت دارد. با محبت ‏بودن ‏همسر از دو جهت اهميت دارد: از طرفى كانون خانواده را صفاى بيشتر مى‏بخشد و باعث ‏نيرو و توان بيشتر مدير خانواده يعنى شوهر مى‏گردد و از طرف ديگر فرزندان تشنه ‏محبت خود را از چشمه زلال محبت ‏سيراب مي کند و روان آنها را طراوت مى‏بخشد. امام ‏كاظم عليه السلام در دعايى كه به اصحاب تعليم دادند طلب همسر ودود و با عاطفه زياد را از خداوند، سفارش نمودند.

 

 عفاف و پاکدامنی همسر

عفاف و پاكدامنى از معيارهاى ‏ضرورى انتخاب همسر است؛ زيرا فرزندان طيب و پاكيزه از دامان مادران پاكدامن و با عفت پرورش خواهند يافت.

امام كاظم عليه السلام از رسول خدا(ص) نقل مى‏كند كه فرمود: با زنان فلان طايفه ازدواج‏ كنيد زيرا آنها با عفت هستند و با زنان فلان طايفه ‏ازدواج نكنيد زيرا آنان با عفت نيستند و زنانشان نيز با عفت نخواهند بود و نيز على بن جعفر مى‏گويد از برادرم سؤال كردم آيا استفاده از شير زنى كه از راه ‏زنا بچه زاييده صلاح هست؟

فرمود: استفاده از شير او و شير دختر او كه از زنا متولد شده صلاح نيست.

امام هفتم عليه السلام بيش از آن كه ديگران را به انتخاب همسر شايسته توصيه كند خود بدين ‏امر اساسى اهميت مى‏داد و براى فرزندان خود مادران صالح و شايسته انتخاب نمود، نكته قابل توجه اين كه هر كدام از همسران ايشان كه از نظر تقوا و فضيلت‏ برجسته‏تر بودند فرزندان بلند مرتبه‏ترى داشتند؛ براى نمونه به منزلت دو نفر از همسران آن حضرت اشاره مى‏كنيم:

هم شان بودن والدين، در تربيت اولاد نقش بسزايى دارد، چنانچه والدين از نظر سطح سواد و فرهنگ و مسائل ‏اخلاقى و اعتقادى به هم نزديك نباشند دچار تضاد و ناهماهنگى در تربيت ‏خواهند شد و تربيت مطلوب حاصل نخواهد گشت. امام كاظم عليه السلام در حديثى مى‏فرمايد: وانكحواالاكفاء ... با همسرانى كه هم سطح و كفو شما هستند ازدواج كنيد .

 

منبع:

ماهنامه كوثر، شماره 15 .

"على همت‏بنارى"

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 اسفند1384;ساعت ;  توسط م.حسینی; 

 
 
animated bar
 
 
ولادت باسعادت
 
هفتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت
 
حضرت امام موسی کاظم (ع)
 
بر عموم شیفتگان و محبان آن حضرت
 
خجسته باد.
 
 animated bar
 
+ نوشته شده در  سه شنبه 16 اسفند1384;ساعت ;  توسط م.حسینی; 


   Sura 108: Bounty (Al-Kawthar)

کوثر


  In the name of God, Most Gracious, Most Merciful

1. We have blessed you with many a bounty

2. Therefore, you shall pray to your Lord (Salat), and give to charity.

3. Your opponent will be the loser.

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 اسفند1384;ساعت ;  توسط ; 

مراسم روح بخش دعای کمیل

هیأت محبان اهل بیت (ع)

این هفته حال و هوای دیگری داره

چون این بار این مراسم

جایی برگزار می شه

که دل همه منتظرای

مهدی صاحب الزمان (عج)

اونجا می تپه

و اونجا جایی نیست جز

مسجد مقدس جمکران

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 اسفند1384;ساعت ;  توسط م.حسینی; 

وتورا تماشای این گونه

ومرا خاطرات گذشته

دست به دست هم داده

تا بقیع رایاد کنند.

سامری هرجاباشد.حتی درسامرا

بسان یاغی نگون بخت بربقیع.بقعه نخواهد گذاشت

چون او تاب دیدن عصای موسایی فرزندش مهدی را ندارد .چه ائتلاف یکپارچه .یا آن طرف حماسه حماس

او گوساله لیبرالیزم رابا زر آزین بسته

شاید هارونی را دگران سازد.ودیگران را نگران

هاشا!!!

چه نامیمون نیرنگی ای میمونیان!

جای سامرا بر سریر دلهاست

چونانکه بقیع در قلبها.

یحیی جهانگیری سهروردی

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 اسفند1384;ساعت ;  توسط م.حسینی;  | 

 
 

 

پُــل آزمــایـــش

قسمت اول

 

مجموعه سؤالاتى وجود دارد كه فقط اختصاص به نوجوان‏ها و جوان‏ها ندارد؛ بلكه بزرگ‏ترها نيز گاهى با آن دست و پنجه نرم مى ‏كنند. يكى از آن مجموعه سؤالات كه در ذهن بسيارى از مردم وجود دارد و حل آن در شناختن اكثر مسايل اعتقادى مؤثر است اين است كه: خداوند متعال با آن رحمت، لطف و كرم بى ‏كران خود، اين عالم را آفريده و به مخلوقات نيز نعمت‏هاى فراوانى عطا فرموده است، اما در اين ميان، بلاهايى مانند سيل و زلزله پيش مى ‏آيد كه در آن‏ها انسان‏هاى بى ‏گناهى از بين مى ‏روند و به سختى ‏هايى مبتلا مى ‏شوند؛ اين بلاها چگونه با آن رحمت، مهربانى و با حكمت و به بيان ديگر با عدل خداوند سازگار است؟ اين يكى از سؤالاتى است كه عموميت دارد؛ سؤال ديگر اين است كه: خداى متعال انبياء را براى هدايت مردم مبعوث فرمود و هدف او اين بود كه مردم به بركت ارشادات انبياء، راه صحيح را پيدا كنند، رفتار انسانى معقولى داشته باشند، جامعه سالمى را بسازند و در رفاه و خوشى و سعادت زندگى كنند، انبياء هم با تمام توانشان در اين راه كوشش كردند، ولى چرا همه انبياء با مشكلات فراوانى مواجه مى‏ شدند و در بسيارى از موارد نيز مورد اهانت، ضرب و شتم، زندان و حتى كشته شدن قرار مى‏ گرفتند. قرآن به كشتن انبياء اشاره كرده و مى ‏فرمايد: «وَ قَتْلهُمُ الْأَنْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍّ»1. چرا خداوند انبياء را براى هدايت، بر مردم مسلط نكرد تا شكنجه و آزارى نبينند و چرا مردم با همه انبياء مخالفت كردند؟ چرا خداوند اجازه مى ‏دهد به اوصياء و اولياء خدا توهين شود. حتى حضرت سيدالشهداءعليه‏ السلامبه مصيبت‏هايى گرفتار شدند كه نمونه ‏اش را در تاريخ بشريت نمى ‏توان پيدا كرد. اين سؤال‏ها را بايد با حل يك مسأله اعتقادى پاسخ گفت، مسأله‏ اى كه قرآن بر آن خيلى تكيه كرده و آن را به صورت‏هاى مختلف بيان فرموده است، و آن مسأله امتحان، آزمايش، فتنه و ابتلاء است. اين مفهوم در قرآن با الفاظ متعددى بيان شده كه در ابتدا، براى فهم آن‏ها اشاره‏ اى كوتاه مى ‏كنم. آن چه ما در فارسى به نام «آزمايش» مى‏ ناميم قرآن در مورد آن به چند واژه اشاره كرده است كه «ابتلاء»، «بلا»، «فتنه» و «تمحيص» از جمله آن‏هاست. يكى از آياتى كه در مورد آزمايش با تعبير «فتنه» وارد شده، اين است كه: «أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ»2، آيا مردم چنين پنداشته ‏اند، همين كه بگويند ما ايمان آورديم، رها مى ‏شوند و مورد فتنه و آزمايش قرار نمى ‏گيرند. اين سؤال را استفهام انكارى مى ‏گويند؛ يعنى از نحوه سؤال پيداست كه جوابش منفى است. در آيات ديگرى نيز مى ‏فرمايد: «أَنما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ وَ أَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ»3، اموال و فرزندان شما، فتنه هستند؛ يعنى وسيله آزمايش‏ اند و هم چنين مى‏ فرمايد: «وَ نَبْلُوَكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً»، ما شما را با خوشى ‏ها و ناخوشى‏ ها مى ‏آزماييم. محققين اهل لغت نيز اصل «فتنه» را به معناى داغ كردن و در نهايت به هر نوع زحمت ‏دادن و گرفتار كردن دانسته‏ اند. به هر حال لازمه آزمايش، گرفتار شدن و درگير شدن با كارهاى سخت و دشوار است، تا آن‏جا كه قرآن در آياتى هدف از آفرينش را آزمايش و امتحان معرفى كرده است و مى ‏فرمايد: «الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً»4، خدا مرگ و زندگى را براى اينكه شما را بيازمايد آفريد، تا مشخص شود كدام نيكوكارتريد. آيات ديگرى نيز در سوره كهف است كه مى ‏فرمايد: «إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً»5؛ يعنى آنچه در روى زمين هست، از جاذبه‏ هايى كه وجود دارد و زينت‏هايى كه خدا روى زمين قرار داده، براى اين است كه مردم را به آن‏ها بيازمايد.

  مفهوم آزمايش در قرآن به صورت‏هاى مختلف ذكر شده و از سنت‏هاى مؤكد، عام و استثناناپذير خداوند است. در اين‏جا بايد يادآور شد كه آزمايش‏هاى خداوند خيلى پيچيده‏ تر از آزمايش‏هاى ما انسان‏هاست، آزمايش‏هاى انسانى در يك مورد خاص و براى يك هدف مشخص صورت مى ‏گيرد، ولى آزمايش‏هاى الهى چندين هدف را دنبال مى ‏كند. گاهى دو گروه را به وسيله يك‏ديگر آزمايش مى ‏كند و گاهى چندين نفر را به وسيله يك‏ديگر آزمايش مى ‏كند؛ «لِيَبْلُوَا بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ»6. علت انتخاب اين موضوع اهميت ويژه آن است كه اولاً، بسيارى از مسايل فكرى و اعتقادى به حل آن بستگى دارد. دوم اين‏كه بسيارى از قضايايى كه در تاريخ واقع شده، به‏ خصوص از صدر اسلام تاكنون، با تحليلى خداشناسانه و با بينش توحيدى پاسخ داده شود و سوم اين كه بتوانيم وظيفه خود را در مقابل اين سنت عظيم و پيچيده الهى بشناسيم. پيچيدگى آزمايش‏هاى الهى از آزمايش‏هاى انسانى خيلى بيشتر است، ما بايد خود را آماده كنيم و براى سربلندى در آزمايش الهى از آزمايش‏هاى گذشته خداوند عبرت بگيريم كه قدم بزرگ موفقيت در همين عبرت‏ پذيرى است.

ادامه دارد...!!!

   پی نوشت ها :

   *  از بیانات آیت الله العظمی مصباح یزدی - قم ـ حسينيه شهدا – شب هشتم محرم 1427

  1  نساء، 155

  2  عنكبوت،2

  3  انفال، 28

  4  ملك، 2

  5  كهف،  7

 این الطالب بدم المقتول بکربلا ؟!

خدایا در ظهور منتقم خون حسین سلام الله علیهما تعجیل فرما

 

 
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه 14 اسفند1384;ساعت ;  توسط م.حسینی; 

حضرت محمد (ص) مي فرمايد:

آگاه باشيد،هر كه به طرف مسجد براي اقامه نماز حركت كند،به هر قدمي هفتاد هزار حسنه وثواب براي او نوشته گردد،وهفتاد هزار گناه او پاك گردد وبه همين اندازه درجاتش بالا رود،و اگر در همين حال بميردخداوند هفتاد هزار فرشته بر او بگمارد،كه او را در قبرش زيارت كنند،ودر تنهايي مونس او باشند و برايش استغفار كنند تا بر انگيخته شود.

+ نوشته شده در  شنبه 13 اسفند1384;ساعت ;  توسط محسن حاجیانی; 

میلاد با سعادت

پنجمین اختر تابناک اسمان ولایت و امامت

حضرت امام محمد باقر (ع)

مبارک باد

Download

Play

خوش آمدي يا باقر

Download

Play

ماه علي

+ نوشته شده در  جمعه 12 اسفند1384;ساعت ;  توسط م.حسینی;  | 

بر حاشیه برگ شقایق بنویسید

گل تاب فشار در و دیوار ندارد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 اسفند1384;ساعت ;  توسط ;  | 

 
مولای متقیان علی (ع) می فرمایند که ده چیز مانع از ده چیز است
 
 
١) تلاوت سوره فاتحه الکتاب      مانع از غضب پروردگار
 
 ٢) تلاوت سوره یاسین              مانع از عطش روز قیامت
 
 ۳) تلاوت سوره  دخان               مانع از اهوال و افزاء روز قیامت
 
 ۴ ) تلاوت سوره واقعه             مانع از فقر و پریشانی
 
  ۵ ) تلاوت سوره ملک              مانع از عذاب
 
   ۶ ) تلاوت سوره کوثر             مانع از خصومت و تسلط اعداء
 
   ۷) تلاوت سوره کافرون          مانع از کفر و زندقه در حال مرگ
 
  ۸ ) تلاوت سوره اخلاص          مانع از نفاق
 
 ۹ ) تلاوت سوره فلق               مانع از حسد حاسدین
 
١٠) تلاوت سوره نا س              مانع از قروض و وسوسه شیطان
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 اسفند1384;ساعت ;  توسط م.حسینی;  | 

واقعه جانسوز تخریب بارگاه حرمین شریفین را به پیشگاه امام زمان علیه السلام و عاشقان حضرتش، تسلیت می گوییم.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 اسفند1384;ساعت ;  توسط م.حسینی;  | 

مـــلاقــــات بـــا

 امـــام زمــان عجل الله تعالی فرجه الشریف

ادعــــاهـــا و واقـعـیـت هـــا

 2ـ انواع و اقسام تشرفات

 یکی دیگر از موضوعاتی که باید بدان توجه داشت این است که آیا همه کسانی که ادعا میکنند با امام زمان عج ملاقات کرده اند،براستی شخص آن حضرت و وجود واقعی ایشان را دیده اند یا احتمالات دیگری در این میان وجود دارد؟

در پاسخ این پرسش باید گفت: احتمالات و فروض مختلفی در این زمینه مطرح است و هرگز نمیتوان ادعا کرد که همه مدعیان رؤیت امام مهدی ع به واقع آن حضرت را دیده اند.

حضرت آیت الله جوادی آملی در زمینه دسته بندی کسانیکه موفق به دیدار امام زمان ارواحنافداه شده اند، میفرماید:

خیلی از موارد است که انسان بیمار دارد،شفا پیدا میکند،یا گشمده ای دارد، پیدا میکند.اما آیا اینها بوسیله شخص حضرت است یا اولیای فراوانی که زیرنظر حضرت هستند، و یا شاگردان فراوانی که حضرت دارد؟ هیچ برهانی بر مسئله نیست که مثلا آن کسی که شخص گمشده را به منزل میرساند،یا مشکل کسی را حل میکند، شخص حضرت باشد.اولیای فراوانی رد خدمت و تحت تدبیر حضرت هستند.حضرت ممکن است به یکی از اینها دستور داده باشند و آن مشکل حل شود.در بعضی از وارد ان تمثلات نفسانی را انسان مشاهده میکند و خیال میکند واقعیت است. این بخش اول که مشهود است تمثلات نفسانی بوده، باید از واقعیت بینی جدا شود.

در بخش دوم که حقیقتاً کسی را می بیند و مشکل او حل میشود یا شفای مرضی بوده یا گمشده ای را به مقصد میرساند؛ در اینجا نیز هیچ برهانی ندارد که حضرت باشد یا شاگردی از شاگردان او. حضرت، شاگردان فراوانی دارد. این 313 نفری که هستند، الان ممکن است افراد فراوانی باشند که تحت تدبیر آن حضرت مأموریتهایی را انجام میدهند.

بخش سوم،آن است که نظیر موحوم بحرالعلوم خدمت خود حضرت میرسد. این را هم بعضی منکر هستند،[ولی] این هیچ استبعادی ندارد، بلکه امکان هم دارد.اما در این بخش دو مسئله وجود دارد:1ـ فرد حق ندارد بگوید من خدمت حضرت رسیده ام؛2ـ ما حق نداریم قبول کنیم. به ما گفته اند که شما تکذیب کنید، یعنی نگوئید او دروغ میگوید، بلکه اثر عملی بار نکنید، تکذیب، بمعنای اینکه شما دروغ میگویید و حضرت غیرقابل دیدن است، نیست.1

با توجه به مطالب یاد شده میتوان گفت که:اولاً نباید هر عنایتی را که از سوی امام زمان عج به شخصی میشود و هر گره گشایی را که از سوی ان حضرت صورت میگیرد، به حساب ملاقات یا تشرف گذاشت و ثانیاً هر ادعای تشرفی را به سادگی پذیرفت و بر گفته های مدعی مهر تأیید زد.

 

ادامه دارد..!!!

 

 پی نوشتها:

 3ـ ر.ک:«این ماییم که غایبیم»(متن سخنرانی) آیت الله جوادی آملی. موعود48

 

جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام عصر ارواحنا فداه صلوات بفرستید...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 اسفند1384;ساعت ;  توسط م.حسینی;  | 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 اسفند1384;ساعت ;  توسط م.حسینی;  | 

 
با دیگران بخند نه بر دیگران .
اگر به فردا غره باشى امروز شكست مى خورى .
گریه هم دل خوش مى خواهد .
آنكه به فكر فردا نیست بر غم فردا دچار مى شود .
هر كس به دنبال محال برود از ممكن هم محروم مى شود .
زبان انسان مارى است كه جثه خودش را مى گزد .
در خانواده سعادت را پدر بوجود مى آورد و مادر آن را حفظ مى كند .
سكوت چنان موضوع جالبى است كه ساعتها مى توان درباره اش حرف زد .
سكوت حصارى است كه دور حكمت كشیده اند .
حقیقت واقعى در سكوت نهفته است .
انسان وقتى در كار سیاست آسان فریب مى خورد كه تصوركند دیگران را فریب داده است.
سكوت هرگزاشتباه نمى كند.
سخن گفتن یك نوع احتیاج است ولى گوش دادن یك هنر است .
در خوردن حرف , هیچ كس سوء هاضمه نمى گیرد.
علت این كه زنبور ها وزوز مى كنند این است كه بلد نیستند حرف بزنند.
هر كس آنچه را دلش مى خواست بگوید آنچه را كه دلش نمى خواهد مى شنود .
یا درست حرف بزن یا عاقلانه سكوت كن .
اقامتگاه خود را دائم تغییر بده زیرا لذت زندگى در تنوع است .
گلهاى قشنگى هستند كه معطر نیستند , زنان زیبایى وجود دارند كه دوست داشتنى نیستند .
به چیزى كه بدون آن هم زندگى میسر است ارزش نده .
حكمت درختى است كه ریشه آن در قلب و میوه آن در زبان است .
چه بسا اشخاصى فقط با صداى كلنگ گوركن خود از خواب بیدار مى شوند.
دیروزرا فراموش كنید , امروز را كار كنید , به فردا امیدوار باشید .
كسى كه همیشه زیادتر از حد لزوم خرید مى كند روزى مجبور مى شود كه لوازم را بفروشد .
براى ثروتمند شدن تنها دانستن راه درآمد كافى نیست باید راه خرج كردن
 را هم به خوبى بلد باشى .
هرگز درباره هچ كس قضاوت نكنید خود را به جاى او بگذارید .
آفت هر كارى دلبستگى نداشتن به آن است .
تسلط بر نفس از فرمانروایى بر نفوس مشكلتر است .
فقیر آن نیست كه كم دارد بلكه آن  است كه بیشتر مى طلبد .
عیوب دیگران را نباید با انگشت كثیف نشان داد .
تنها نزد كسى شكایت كن كه بتواند مشكل را حل كند .
كسى كه درحضورت از تو مى ترسد در غیاب تو از تو متنفر است .
براى این كه پیش روى قاضى نیایستى پشت سرقانون راه برو .
زمان درباره همه چیز قضاوت مى كند .
كسى كه قدرت را با پول بخرد عدالت را هم به پول مى فروشد .
+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 اسفند1384;ساعت ;  توسط م.حسینی;  | 

      آن  زمانی  که  زمان  یاد  ندارد   چه  زمان             آن  مکانی  که  مکان  یاد  ندارد  چه  مکان

      نه شبی بودو نه روزی نه بهشت و نه جنان           این دلم  در  پی  یک واژه ی بی خاتمه بود

      اولين  واژه  كه  آمد  به  نظر    فا طمه   بود            ز  طفيل   گل   او    ساخته ام    دنيا    را

   جبرئيل  و  ملك  و  آدم  و  هم  حوا را

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 اسفند1384;ساعت ;  توسط ;  | 

 
 
سامراء در آتش و خون
 
 
عزای مسلمین در مرقد امامان شیعه
 
 
حضرت امام علی النقی الهادی و
 
 
 
امام حسن عسکری علیهم السلام
 
 
 
 
 
 
گزارش تصویری از انفجار حرمین شریفین در سامراء
 
 
 
 
 
 
 عزا عزاست امروز
 
 
روز عزاست امروز
 
 
 
مهدی صاحب زمان
 
 
 
صاحب عزاست امروز 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 اسفند1384;ساعت ;  توسط م.حسینی;  |