پخش زنده حرم امام حسین (ع)
کربلای معلا
میعادگاه عاشقان ثارالله
با آرزوی سالی سرشار
از معنویت برای همه
دوستان از مشهد مقدس
این مطلب را به عنوان
تبرک درج می کنم
اللهم عجل لوليك الفرج مولانا صاحب الزمان
موافقان و مخالفان مهدى
انقلابها، هرچه با عظمت باشند، دوستان و دشمنان بيشترى دارند. نهضتهاى توحيدى ، شكوهمندترين حركت تاريخ بوده و جريانهاى موافق و مخالف نيرومندى داشته اند.
بازتاب نهضت مهدى ، بيش از نهضتهاى رهايى بخش پيشين خواهد بود. آرمانهاى بلند، شرك ستيزى و عدالت گسترى بى مرز و جهان شمول آن ، هم شور در دل مردمان محروم خواهد آفريد و هم دشمنان توحيد و عدل را بر خواهد انگيخت .
آن فرشته رحمت و غضب ، همان گونه كه دوستانى يكدل و با صفا در كنار دارد، دشمنانى كينه ورز و خطرناكى نيز در برابر خواهد داشت . بايد ديد همراهان حضرت كيانند، شمارشان چند است و خواستگاه اجتماعيشان كدام است و چه نقشى در پيشبرد نهضت دارند. دشمنان را در كدامين جناح و خط فكرى بايد جست و جو كرد و شيوه برخورد امام ، با مخالفان چگونه خواهد بود.
شناخت معيارها و موازين ياران ، ما را كمك خواهد كرد راه را بهتر شناخته و در صف منتظران با بصيرت قرار گيريم .
ياران امام
ياران امام ، سنگهاى زيرين انقلاب جهانى اند. همان گونه كه پيامبربا همراهى مهاجران و انصار، رسالت شكوهمندش را به انجام رساند و على (ع ) با مجاهدات افسران رشيدش ، حماسه هاى بزرگ آفريد، فرياد رس موعود نيز، با همكارى مردان نمونه و خود ساخته عدالت را به جهان باز خواهد آورد وراثت را به محرومان زمين خواهد بخشيد.
منابع دينى ما، بر جايگاه والاى آن جوانمردان اشارتها دارد.امامان ، همواره آرزومند همراهى آن حضرت بوده اند و ياورى آن چهره پنهان كرده را به دوستان خويش ، همه گاه ، يادآورى مى فرموده اند:
((خدايا، درود بفرست بر مولا و سرورم صاحب الزمان و مرا از ياران و پيروان و حاميان او قرار داده و از آنان كه در ركابش ، شربت شهادت مى نوشند، با شوق و رغبت بى هيچ گونه كراهت . ))
بابی انت وامی یا رسول الله
تو این روزهای بی کسی مولا می خوام پیشم باشی
همیشه از خدا می خوام هیچ وقت فراموشم نشی
دوشنبه ها شکستم دلت رو مثل شیشه
می خوام بگم دوست دارم اما روم نمیشه
گرمی انتظارت می یاد و رو سینه میشینه
همین رو من میدونم که عاشقی همینه
بیا تو زندگی تو بالو پرم باش
من میشم ساقی تو ساغرم باش
بیا و با ما بمون ای عدل خاموش
بیا که اینجا داری میشی فراموش
یه خواهشی ازت دارم ای خدای مهربون
می دونم جسارته آیه اذنت بخون
به امید.............................................
اصحاب کهف
در سده هاي اوليه دين مسيح گـروهى از جوانان مومن كه در يك زندگى تجملاتي در ميان انواع ناز و نعمت به سـر مى بردند, براى حفظ عقيده خود به همه اين نعمتهاي دنيوي پشت پا زدند, و بـه غارى از كوه پناه بردند. خداوند مي فرمايد: "اذ اوى الفتية الى الكهف "- "زمانى را به خاطر بياور كه آن جوانان به غار پناه بردند" قرآن در 14 آيه به شرح تفصيلي اصحاب كهف پرداخته است. "نحن نقص عليك نباهم بالحق "- "ما داستان آنها رابحق براى تو بازگو مى كنيم " "انهم فتية آمنوا بربهم وزدناهم هدى "-"آنـهـا جـوانانى بودند كه به پروردگارشان ايمان آوردند و ما بر هدايتشان افزوديم " از آيـات قـرآن اينچنين بر مي آيد كه اصحاب كـهـف در زماني مى زيستند كه بت پرستى و كفر, آنها رااحاطه كرده بود و يك حكومت ظالم ستمگر بر آنان حكمراني مي كرده است.اما اين گروه از جوانمردان كه به گمراهي ايشان پى بردند تصميم بر قيام گرفتند و راه هجرت پيش گرفتند. و لذا با خود به مشورت پرداخته با يكديگر تصميم گرفتند كه كناره گيري كرده و به غار پناه برند. در قرآن به زيبائي به توصيف محل زيست آنان در غار اشاره كرده و شواهدي را از آن غار بيان داشته است. همچنين در برخي آيات به چگونگي خواب آنان اشاره شده است. "وترى الشمس اذا طلعت تزاورعن كهفهم ذات اليمين واذا غربت تقرضهم ذات الشمال " "و (اگردر آنجا بودى ) خورشيد را مى ديدى كه به هنگام طلوع به سمت راست غارشان متمايل مى گردد و به هنگام غروب به سمت چپ" از اين آيه بر مي آيد كه دهـانـه غـار رو بـه شـمال باز مي شده است و از نور غير مستقيم برخوردار بوده اند. در مورد خواب آنها نيز مي فرمايد كه اگر به آنان مي نگريستي , "خيال مى كردى آنها بيدارند, در حالى كه در خواب فرورفته بودند" "وتحسبهم ايقاظا وهم رقود" و نيز مي فرمايد: "ونقلبهم ذات اليمين وذات الشمال "- "آنها را به سمت راست و چپ مى گردانديم " "وكلبهم باسط ذراعيه بالوصيد".- "و سـگ آنـهـا دسـتهاى خود را بر دهانه غار گشوده بودو نگهبانى مى كرد" خواب اصحاب كهف بر طبق آيات قران 309 سال به طول انجاميد.خداوند خواب ايشان را مشابه مرگ مي داند. وقتي از خواب سنگين بلند شدند نمي دانستند چقدر در خواب بوده اند.ولـى بـه هر حال سخت احساس گرسنگى و نياز به غذا مى كردند . لذا تصميم گرفتند با سكه هائي كه دارند به شهر روند و مقداري غذا و نان تهيه نمايند. و تاكيد نمودند مبادا كسي از حضورشان متوجه شود. وقتي كه يكي از آنان براي تهيه غذا به شهر وارد شد، با تغييرات زيادي برخورد نمود كه بسيار برايش عجيب مي نمود. وقتي كه سكه خود را به فروشنده اي داد ، متوجه شدند كه سكه به 300 سال قبل مربوط مي شود. و آنزمان بود كه او نيز متوجه شد كه او ويارانش در چه خواب عميق وطولانى فرورفته بودند. آن فرد به سرعت به غار بازگشت و دوستان خود را از ماجرا آگاه ساخت , همگى در تـعـجـب عميق فرو رفتند, و تحمل اين زندگى براى آنها سخت و دشوار بود و از خدا خواستند كه جان آنان را بگيرد. بدين ترتيب خداوند قدرت و عظمت خود را بار ديگر به همه تاريخ نشان داد. مردماني كه از اين قضيه آگاه شده بودند و ايشان را ملاقات كردند به نشانه احترام به اين بندگان برگزيده خداوند بر جايگاه آنان در محل غار، مسجدي را بنا نمودند
بیایید معنای قرآن را نیز بخوانیم
آنچه در بین مردم رواج دارد این است که قرآن خواندن ثواب دارد و برای کسب این ثواب افراد زیادی را میبینیم که آیاتی از قرآن را تلاوت میکنند به صورت عربی آنهم با رعایت قواعد مخصوص آن مثل ادغام، وقف، تلفظهای خاص بعضی از حروف و ... . اکثر مردم (نه همۀ آنان) قران را فقط به صورت عربی میخوانند و خیلی از آنها عربی بلد نیستند. آیا اینکار درست است؟ قرآن خودش میگوید این کتاب برای هدایت انسانها آمده است و راهنمای بشر است تا از نادانی رهایی یابد. آیا تلاوت عربی قرآن میتواند باعث هدایت و راهنمایی شود؟ آیا میتواند نادانی کسی را برطرف سازد؟ آیا میتواند رموز آفرینش را آموزش دهد؟ قرآن یک کتاب آموزشی است و آمده است تا خوبان را مژده دهد و بدان را بترساند. راهنمای زندگی در جهان است و حتماً باید مفهوم جملات آنرا بفهمیم تا باعث هدایت و دانایی ما شود. درست است که تلاوت عربی قرآن با صوتی زیبا و جذاب تأثیرگذار است اما هر چیزی جای خود دارد. احساس زودگذر و ناپایدار است. ممکن است که من از صوت قرآن لذت ببرم اما آیا میتواند در مشکلاتی که دارم کمکم کند و در فهم درست مسائل جهان یاریم دهد. بله تلاوت قرآن با صدای دلنشین کاری پسندیده و زیباست اما این به این معنی نیست که همیشه باید قرآن را عربی بخوانیم. برای مطالعۀ قرآن باید از ترجمۀ آن استفاده کرد مخصوصاً برای کسی که عربی نمیداند. کسی هم که عربی میداند باید به معنی کلمات و جملات دقت کند و مفهوم آنها را کاملاً درک کند نه فقط روخوانی محض طوری که نداند چه خوانده است. یادم میآید دوستی داشتم که هر از چند گاهی قرآن را از اول تا آخر میخواند و به قول خودش ختم میکرد اما این ختم قرآن هیچ تأثیری روی او نداشت و همان آدمی بود که بود. بعد از مدتی فهمیدم که قرآن خواندن را کنار گذاشته ، دلیلش را پرسیدم یواشکی گفت که تا حالا چند بار قرآن را ختم کرده ام اما به نظرم کار بیهوده ایست خواندن یک رمان هم لذت بیشری دارد و هم خیلی چیزها یاد میگیرم الان کتابهای داستان و رمان میخوانم. این حرف او خیلی مرا به فکر انداخت تا اینکه فهمیدم که بندۀ خدا قرآن را همیشه عربی میخوانده و روی مفهوم آیات قرآن اصلاً فکر نکرده است. خوب یادم هست که من هم هر وقت قرآن را میخواندم آنرا عربی میخواندم خیلی هم سعی میکردم قواعد تنوین و ادغام و حروف یرملون و ... را رعایت کنم سالها میگذشت و من همان آدم سالهای قبل بودم. تا اینکه اتفاقاتی افتاد و من متوجه معنی آیات قرآن شدم که بسیار تأثیر گذار بود. مسیر زندگیم را به کلی عوض کرد. از معانی آیات قرآن چیزهایی فهمیدم که هیچ جا برایم گفته نشده بود. حتی موارد اشتباهی از فرهنگ مردم و زندگی مردم پیدا کردم. فرهنگی در قرآن برای زندگی و جهان پیدا کردم که منطقی تر از فرهنگ بیرون بود و به حقایقی رسیدم که اکثر مردم را از آن بی خبر یافتم.-
رضايت مادرو ملاقات با امام زمان
در شرح حال شيخ محمد علي تِرمُذي ،آن مرد دانشمند و عالم در فنون مختلف آورده اند كه:
ميگويند در ابتداي جواني با دو نفراز طالبان علم قرار گذاشتندهر سه نفر براي تحصيل علم به شهر ديگر بروند،جهت خداحافظي نزد مادر آمد و اجازه سفر خواست، مادر اجازه نداد و گفت: فرزند عزيز من پير وضعيفم و جز تو كسي را ندارم كه در كارها به من كمك نمايد و تو مي داني كه رعايت حال مادر و امتثال امراو از جمله واجبات الهي است. شيخ با شنيدن حرف مادر از مسافرت براي تحصيل علم منصرف شد وبه رفقايش گفت:شما برويد ومن ميمانم. چند روز بعد در ميان قبرستان نشسته بود و با خود فكر مي كرد كه رفقاي من رفتند و مشغول تحصيل علم شدند و پس از مدّتي دانشمند بر مي گردند و من از فيض علم محروم شدم . ناگاه پيرمرد نوراني ميبيند كه نزد وي آمد و پرسيد : چرا ناراحتي؟ شيخ محمد علي شرح حال خود را بيان كرد . پيرمرد نوراني فرمود: مي خواهي من هر روز تو را درس بدهم؟ شيخ با خوشحالي جواب داد: آري و از جان و دل استقبال مي كنم. مدّت دو سال پير مرد مي آمد و او را درس مي گفت و بعداً معلوم شد كه آن پير مرد حضرت خضر(عليه السلام) بوده است، روزي حضرت خضر به شيخ فرمود: براي آنكه رضاي مادر را برميل خود ترجيح دادي امروز تو را به جايي خواهم برد كه برايت موجب سعادت است. شيخ قبول كرد و با هم به جانب مقصد حركت كردند، بعد از چند لحظه به بياباني وسيع رسيدند و چشمهﺀ آب گوارايي مشاهده كردند كه اطرافش همه درختان سر سبز بود و در كنار چشمه تختي بود و آقايي زيبا و خوش اندام روي آن نشسته بود، حضرت خضر نزديك او رفت و سلام كرد و احترام نمود. طولي نكشيد كه حدود چهل نفر آمدند و آن اقا با يك اشاره به طرف آسمان طعامي حاضر نمود و همگان خوردند. سپس حضرت خضر سوالاتي از آن بزرگوار نمود و جواب شنيد و با اجازه حضرتش بر گشتيم، حضرت خضر فرمود: او مهتر اولياء و سرور ما حضرت صاحب الامر(عج) بود و خدا حافظي كرد و رفت. از شيخ محمد علي پرسيدند: اين مقام را از كجا به دست آوردي كه حضرت خضر تو را درس داد و به زيارت آقا مولايمان حضرت مهدي(عج) مشرّف شدي؟ شيخ فرمود: آن چه پيدا كردم در اثر دعاي مادر و رضايت او بود.

قرآن کریم:
«و اذا فعلوا فاحشة قالوا وجدنا عليها آبائنا و الله أمرنابها، قل ان الله لايامر بالفحشاء، أتقولون على الله مالا تعلمون. قل أمر ربى بالقسط...»
(و چون كارى زشت كنند گويند پدران خود را چنين يافتيم و خدايمان به آن فرمان داده، بگو خدا به زشتى دستور نمىدهد. آيا به خدا چيزى نسبت مىدهيد كه نمىدانيد؟ بگو خدايم به دادگرى فرمان داده است)
«يا ايها الذين امنوا كانوا قوامين بالقسط.»
(اى كسانى كه ايمان آوردهايد بر پا دارندگان پيوسته عدالت باشيد)
«و اقسطوا ان الله يحب المقسطين.»
(و داد كنيد زيرا خدا دادگران را دوست مىدارد)
«ان الله يأمركم أن تودوا الامانات الى اهلها و اذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل.»
( بى گمان خدا به شما فرمان مىدهد كه امانتها را به صاحبانش باز دهيد و چون ميان مردمان داورى و حكم كرديد به عدالت حكم كنيد.)
«فلذلك فادع و استقم كما أمرت ولا تتبع أهوائهم و قل امنت بما أنزل الله من كتاب و أمرت لا عدل بينكم.»
(پس بايد به آن (شيوه از پرستش) دعوت كنى و روى راست چنان دارى كه فرمان يافتى، و از خواهشهاى آنان پيروى مكن و بگو: به آن كتابها كه خدا فرو فرستاد ايمان آوردم و دستور يافتم كه در ميان شما عدالت كنم)
ارُسلنا رسلنا بالبيّنات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط.»
(بيقين پيامبران خود را با دلايل روشن فرستاديم و كتاب و ميزان همراهشان فرو فروستاديم تا آدميان به عدالت برخيزند)
پیامبر اکرم (ص):
«بالعدل قامت السموات و الارض»
(آسمانها و زمين به عدل برپاست)
«بئس القوم قوم لا يقومون لله تعالى بالقسط بئس القوم قوم يقتلون الذين يأمرون بالقسط فى الناس.»
(بدقومى هستند آنان كه براى خدا به عدالت قيام نمىكنند، بدقومى هستند آنان كه امركنندگان به عدالت در ميان مردم را مىكشند)
«ايها الناس انه و الله ما فيكم أحد أقوى عندى من الضعيف حتّى آخذ الحق له ولا أضعف عندى من القوى حتى آخذ الحقّ منه.»
( مرد به خدا سوگند كه بى گمان كسى از شما نزد من قويتر از ضعيف نيست تا حقش را بگيرم و كسى نزد من ضعيفتر از قوى نيست تا حق (ديگران) را از او بستانم)
«العدل حياة»
(عدل حيات است)
«جعل الله سبحان العدل قوام الانام و تنزيها من المظالم والاثام و تسنية للاسلام.»
(خداوند سبحان عدل را مايه برپايى انسان و ستون زندگانى آنها و سبب پاكى از ستمكاريها و گناهان و روشنى چراغ اسلام قرار داده است)
«و ما اعمال البر كلها و الجهاد فى سبيل الله عند الامر بالمعرف و النهى عن المنكر الا كنفثة فى بحر لجى و ان الامر بالمعروف و النهى عن المنكر لايقربان من أجل ولا ينقصان من رزق، و افضل من ذلك كله كلمة عدل عند امام جائر.»
(تمام اعمال نيك و حتى جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهى از منكر همچون قطرهاى است در مقابل يك درياى پهناور. (بدانيد) امر به معروف و نهى از منكر نه مرگ كسى را نزديك مىكنند و نه از روزى كسى مىكاهند و اما از همه اينها مهمتر سخنى است كه براى دفاع از عدالت در برابر پيشواى ستمگرى گفته مىشود.)
«ان افضل قرة عين الولاة استقامة العدل فى البلاد، و ظهور مودة الرعية.»
((بدان) برترين چيزى كه موجب روشنايى چشم زمامداران مىشود، برقرارى عدالت در همه بلاد وآشكار شدن علاقه رعايا نسبت به آنهاست)
«العدل نظام الامرة.»
( عدل نظام بخش حكومت است)
«اعدل تدم لك القدرة.»
(دادگر باش، قدرت برايت پايدار مىماند)
«من عمل بالعدل حصن الله ملكه من عمل بالجور عجل الله سبحانه هلكه.»
(هر (دولتى) كه به عدالت عمل كند خداوند ملك و حكومتش را نگه دارد. هر (دولتى) كه ستمگرى پيشه كند خداى سبحان در هلاك كردنش شتاب كند)
حضرت فاطمه زهرا(س):
«ففرض (الله)... العدل تسكيناًللقلوب.»
(خداوند عدالت را وسيله آرامش دلها قرار داده است)
حضرت امام صادق (ع) :
«العدل أحلى من الماء يصيبه الظمآن.»
(عدالت شيرينتر از آبى است كه به لب تشنه رسد)
|
نسخة شفابخش
جواد فروغي
قرآن كتابي است آسماني و ابدي. مجموعه اي است از گفتار خداوند كه توسط امين وحي بر پيامبر مكرم اسلام خوانده شده است. قرآن مجموعه قوانين و دستورات لايتغيري است كه خداوند براي تكامل انسان ها فرستاده است. اگر انسان ها به اين كتاب آسماني گردن نهند و فرامين آن را به كار بندند، هيچ گاه دچار شكست، سرگرداني، هرج و مرج و ناامني نخواهند شد و همگي با صفا و صميميت و همدلي و همياري در كنار هم زندگي خواهند كرد.
قرآن درياي پرموج و خروشي است كه پر از گنج هاي گرانبها و صدف هاي پرمرواريد است كه هر كس به آن وارد شود با دست خالي بيرون نخواهد آمد.
اين كتاب، مرهمي است بر دل هاي مجروح و مأيوس. داروي شفابخشي است بر دل هاي بيمار كه خود مي فرمايد: و نزل من القرآن ما هو شفاء و رحمه
قرآن پناهگاهي است براي بي پناهاني كه از همه بريده و از همه نااميدند. راهنمايي است براي گمراهاني كه حيرت زده و سرگردان در جست وجوي راه نجات اند. در اين راستاست كه رسول گرامي(ص) در اين باره مي فرمايند: قرآن را بخوانيد و به آن عمل كنيد و بدانيد كساني كه قرآن مي خوانند و به آن عمل نمي كنند مورد لعن قرآن قرار مي گيرند
همچنين امير كلام، علي عليه السلام، معلم بزرگ قرآن مي فرمايد: از گفتار خداوند سود بريد و از آن شفا طلبيد و بدانيد كه قرآن در قيامت شفيعي است كه شفاعتش هرگز رد نمي شود
در كشور ما فضاي قرآني زياد است. قرآن خوانده مي شود، ولي از خوان نعمت اين سفره الهي، كم بهره برده مي شود، چرا كه بايد به قرآن عمل شود و اگر به قرآن عمل نكنيم نتيجه اي نخواهيم گرفت. پس مأنوس شدن با قرآن و قرائت قرآن، مقدمه اي است براي عمل به آن. قرآن دارويي است كه اگر به نسخه آن عمل نشود امكان رها شدن از لغزش ها و انحرافات نيست؛ هر چند زياد هم خوانده شود. و زماني كه مردم از درك و فهم و عمل به قرآن بي بهره باشند و پيام قرآن را در زندگي، راهنماي عمل خويش نسازند امكان لغزش وجود دارد و نمي توان از آسيب لغزش ها به دور بود
گويند شخصي با قرآن مأنوس بود و هميشه قرآن مي خواند. اما با اين كه قرآن در مورد انفاق و صدقات و... فراوان توصيه كرده بود، او بدون درك و فهم، قرآن مي خواند و به آن چه مي خواند عمل نمي كرد. روزي فرزندش سخت بيمار شد. به عابدي برخورد كرد و قصه بيماري فرزندش را بازگو كرد. عابد به او گفت: گوسفندي نذر كن و در راه خدا به فقرا و مستمندان انفاق كن و قرآن بخوان كه خدا شفايش مي دهد
مرد مال دوست مانده بود كه چگونه از اموالش دل بكند. ولي چاره اي جز عمل به آن نديد. روبه عابد گفت: احسنت به تو اي عابد. من قرآن مي خوانم چون در دسترسم است. اما چون گله گوسفند دور است، نمي توانم آن را ذبح كنم.
اين تفكر كساني است كه قرآن مي خوانند و به آن عمل نمي كنند و البته عمل به قرآن فقط صدقه و انفاق نيست. بلكه پرهيز ازگناه، غيبت، تهمت و حلال خدا را حلال دانستن و حرام خدا را حرام دانستن است.
وقتي امام حسين(ع) ديد يزيد حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال كرده، بدعت ها را زنده كرده و سنت هاي رسول الله را دفن كرده است، چنان كرد كه تا دنيا دنياست، اين پيام قرآني و نور هدايتش خاموش نمي شود.پس بياييم قرآن را بخوانيم و به آن عمل كنيم

الامام اميرالمومنين علي ابن ابي طالب(عليه السلام):
الصدق ينجيک و ان خفته الکذب يريدک و ان امنته.
راستگويي نجاتت ميدهد هرچند از ان ترس داشته باشي دروغگويي نابودت ميکند هرچند از ان احساس خطر نکني.
غرر الحکم حديث 1118و1119
به گورستان گذر کردم کم و بیش
بدیدم حال دولتمند و درویش
نه درویشی ز دنیا بی کفن ماند
نه دولتمند برد از یک کفن بیش

رهنمودهاى تربيتى امام كاظم عليه السلام

آنچه در امر تربيت مهم و اساسى است ارائه شيوههاى اطمينان بخش تربيتى است كه ضمن در برداشتن همه ابعاد زندگى انسان، او را به سعادت حقيقى كه همان مقام قرب الهى است نائل گرداند و بىشك چنين شيوههاى تربيتى جز از سيره قولى و عملى اسوههاى راستين دين يعنى معصومين عليهم السلام ميسر نيست. بدين جهت ضرورى مىنمايد كه زندگانى معصومين عليهم السلام را به طور كامل و دقيق از منظر تربيت نگريست و از خلال سيره رفتارى و گفتارى آنها، تربيت صحيح را عرضه نمود. در اين مقاله تلاش بر آن است كه گوشههايى از سيره امام كاظم عليه السلام در تربيت فرزندان را هر چند ناقص به تصوير بكشانيم.
گام نخست در تربیت
از ويژگيهاى انحصارى اسلام نگاه عميق و ريشهاى به امر تربيت است؛ از ديدگاه اسلام زمينههاى تربيت را نه از لحظه تولد كه از مدتها قبل بايد فراهم نمود. از بزرگترين اهداف ازدواج تربيت فرزندان صالح و شايسته است، ازدواج تنها يافتن شريك در زندگى مشترك و پيوند ساده ميان زن و مرد نيست بلكه "مرد" بايد مادرى شايسته و "زن" پدرى لايق براى فرزندان آينده خود برگزيند. امام كاظم عليه السلام فرموده است: ... واختاروا لنطفكم ... براى نطفههاى خود انتخاب كنيد[مادران شايستهاى براى فرزندان آيندهتان برگزينيد] و نيز آن حضرت ويژگيهايى را براى انتخاب همسر فرمود كه رعايت آنها شرط موفقيت در زندگى آينده است، برخى از اين معيارها عبارتند از:
|
آن حضرت از پيامبر اكرم (ص) نقل مىكند كه فرمود: خداوند فايدهاى بهتر از همسر صالحه به انسان نداده تا وقتى او را مىبيند خوشحال گردد و هر گاه شوهر خارج از منزل است خود و مال شوهر را حفظ نمايد. |
صالح بودن
آن حضرت از پيامبر اكرم (ص) نقل مىكند كه فرمود: خداوند فايدهاى بهتر از همسر صالحه به انسان نداده تا وقتى او را مىبيند خوشحال گردد و هر گاه شوهر خارج از منزل است خود و مال شوهر را حفظ نمايد.
همچنين آن حضرت دعايى را به اصحاب تعليم دادند كه از خداوند طلب همسر صالح و مهربان كنند «اللهم ارزقنى زوجه صالحه ودودا ...» و سفارش كردند كه اين دعا را بعد از نماز و قرائت سوره فاتحه و يس بخوانند.
کفو بودن
هم شان بودن والدين، در تربيت اولاد نقش بسزايى دارد. چنانچه والدين از نظر سطح سواد و فرهنگ و مسائل اخلاقى و اعتقادى به هم نزديك نباشند دچار تضاد و ناهماهنگى در تربيت خواهند شد و تربيت مطلوب حاصل نخواهد گشت. امام كاظم عليه السلام در حديثى مىفرمايد: وانكحواالاكفاء ... با همسرانى كه هم سطح و كفو شما هستند ازدواج كنيد .
عاطفه همسر
فرزند بيش از هر چيز به ويژه در دوران كودكى نياز به محبت دارد. با محبت بودن همسر از دو جهت اهميت دارد: از طرفى كانون خانواده را صفاى بيشتر مىبخشد و باعث نيرو و توان بيشتر مدير خانواده يعنى شوهر مىگردد و از طرف ديگر فرزندان تشنه محبت خود را از چشمه زلال محبت سيراب مي کند و روان آنها را طراوت مىبخشد. امام كاظم عليه السلام در دعايى كه به اصحاب تعليم دادند طلب همسر ودود و با عاطفه زياد را از خداوند، سفارش نمودند.
عفاف و پاکدامنی همسر
عفاف و پاكدامنى از معيارهاى ضرورى انتخاب همسر است؛ زيرا فرزندان طيب و پاكيزه از دامان مادران پاكدامن و با عفت پرورش خواهند يافت.
امام كاظم عليه السلام از رسول خدا(ص) نقل مىكند كه فرمود: با زنان فلان طايفه ازدواج كنيد زيرا آنها با عفت هستند و با زنان فلان طايفه ازدواج نكنيد زيرا آنان با عفت نيستند و زنانشان نيز با عفت نخواهند بود و نيز على بن جعفر مىگويد از برادرم سؤال كردم آيا استفاده از شير زنى كه از راه زنا بچه زاييده صلاح هست؟
فرمود: استفاده از شير او و شير دختر او كه از زنا متولد شده صلاح نيست.
امام هفتم عليه السلام بيش از آن كه ديگران را به انتخاب همسر شايسته توصيه كند خود بدين امر اساسى اهميت مىداد و براى فرزندان خود مادران صالح و شايسته انتخاب نمود، نكته قابل توجه اين كه هر كدام از همسران ايشان كه از نظر تقوا و فضيلت برجستهتر بودند فرزندان بلند مرتبهترى داشتند؛ براى نمونه به منزلت دو نفر از همسران آن حضرت اشاره مىكنيم:
|
هم شان بودن والدين، در تربيت اولاد نقش بسزايى دارد، چنانچه والدين از نظر سطح سواد و فرهنگ و مسائل اخلاقى و اعتقادى به هم نزديك نباشند دچار تضاد و ناهماهنگى در تربيت خواهند شد و تربيت مطلوب حاصل نخواهد گشت. امام كاظم عليه السلام در حديثى مىفرمايد: وانكحواالاكفاء ... با همسرانى كه هم سطح و كفو شما هستند ازدواج كنيد . |
منبع:
ماهنامه كوثر، شماره 15 .
"على همتبنارى"
Sura 108: Bounty (Al-Kawthar)
کوثر
In the name of God, Most Gracious, Most Merciful
1. We have blessed you with many a bounty
2. Therefore, you shall pray to your Lord (Salat), and give to charity.
3. Your opponent will be the loser.

مراسم روح بخش دعای کمیل
هیأت محبان اهل بیت (ع)
این هفته حال و هوای دیگری داره
چون این بار این مراسم
جایی برگزار می شه
که دل همه منتظرای
مهدی صاحب الزمان (عج)
اونجا می تپه
و اونجا جایی نیست جز
مسجد مقدس جمکران
ومرا خاطرات گذشته
دست به دست هم داده
تا بقیع رایاد کنند.
سامری هرجاباشد.حتی درسامرا
بسان یاغی نگون بخت بربقیع.بقعه نخواهد گذاشت
چون او تاب دیدن عصای موسایی فرزندش مهدی را ندارد .چه ائتلاف یکپارچه .یا آن طرف حماسه حماس
او گوساله لیبرالیزم رابا زر آزین بسته
شاید هارونی را دگران سازد.ودیگران را نگران
هاشا!!!
چه نامیمون نیرنگی ای میمونیان!
جای سامرا بر سریر دلهاست
چونانکه بقیع در قلبها.
یحیی جهانگیری سهروردی


|
مجموعه سؤالاتى وجود دارد كه فقط اختصاص به نوجوانها و جوانها ندارد؛ بلكه بزرگترها نيز گاهى با آن دست و پنج مفهوم آزمايش در قرآن به صورتهاى مختلف ذكر شده و از سنتهاى مؤكد، عام و استثناناپذير خداوند است. در اينجا بايد يادآور شد كه آزمايشهاى خداوند خيلى پيچيده تر از آزمايشهاى ما انسانهاست، آزمايشهاى انسانى در يك مورد خاص و براى يك هدف مشخص صورت مى گيرد، ولى آزمايشهاى الهى چندين هدف را دنبال مى كند. گاهى دو گروه را به وسيله يكديگر آزمايش مى كند و گاهى چندين نفر را به وسيله يكديگر آزمايش مى كند؛ «لِيَبْلُوَا بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ»6. علت انتخاب اين موضوع اهميت ويژه آن است كه اولاً، بسيارى از مسايل فكرى و اعتقادى به حل آن بستگى دارد. دوم اينكه بسيارى از قضايايى كه در تاريخ واقع شده، به خصوص از صدر اسلام تاكنون، با تحليلى خداشناسانه و با بينش توحيدى پاسخ داده شود و سوم اين كه بتوانيم وظيفه خود را در مقابل اين سنت عظيم و پيچيده الهى بشناسيم. پيچيدگى آزمايشهاى الهى از آزمايشهاى انسانى خيلى بيشتر است، ما بايد خود را آماده كنيم و براى سربلندى در آزمايش الهى از آزمايشهاى گذشته خداوند عبرت بگيريم كه قدم بزرگ موفقيت در همين عبرت پذيرى است. ادامه دارد...!!! پی نوشت ها : * از بیانات آیت الله العظمی مصباح یزدی - قم ـ حسينيه شهدا – شب هشتم محرم 1427 1 نساء، 155 2 عنكبوت،2 3 انفال، 28 4 ملك، 2 5 كهف، 7 این الطالب بدم المقتول بکربلا ؟! خدایا در ظهور منتقم خون حسین سلام الله علیهما تعجیل فرما
|
||
![]() |
حضرت محمد (ص) مي فرمايد
:آگاه باشيد،هر كه به طرف مسجد براي اقامه نماز حركت كند،به هر قدمي هفتاد هزار حسنه وثواب براي او نوشته گردد،وهفتاد هزار گناه او پاك گردد وبه همين اندازه درجاتش بالا رود،و اگر در همين حال بميردخداوند هفتاد هزار فرشته بر او بگمارد،كه او را در قبرش زيارت كنند،ودر تنهايي مونس او باشند و برايش استغفار كنند تا بر انگيخته شود
.
میلاد با سعادت
پنجمین اختر تابناک اسمان ولایت و امامت
حضرت امام محمد باقر (ع)
مبارک باد
|
خوش آمدي يا باقر |
|||
|
ماه علي |
بر حاشیه برگ شقایق بنویسید
گل تاب فشار در و دیوار ندارد



مـــلاقــــات بـــا
امـــام زمــان عجل الله تعالی فرجه الشریف
ادعــــاهـــا و واقـعـیـت هـــا

2ـ انواع و اقسام تشرفات
یکی دیگر از موضوعاتی که باید بدان توجه داشت این است که آیا همه کسانی که ادعا میکنند با امام زمان عج ملاقات کرده اند،براستی شخص آن حضرت و وجود واقعی ایشان را دیده اند یا احتمالات دیگری در این میان وجود دارد؟
در پاسخ این پرسش باید گفت: احتمالات و فروض مختلفی در این زمینه مطرح است و هرگز نمیتوان ادعا کرد که همه مدعیان رؤیت امام مهدی ع به واقع آن حضرت را دیده اند.
حضرت آیت الله جوادی آملی در زمینه دسته بندی کسانیکه موفق به دیدار امام زمان ارواحنافداه شده اند، میفرماید:
خیلی از موارد است که انسان بیمار دارد،شفا پیدا میکند،یا گشمده ای دارد، پیدا میکند.اما آیا اینها بوسیله شخص حضرت است یا اولیای فراوانی که زیرنظر حضرت هستند، و یا شاگردان فراوانی که حضرت دارد؟ هیچ برهانی بر مسئله نیست که مثلا آن کسی که شخص گمشده را به منزل میرساند،یا مشکل کسی را حل میکند، شخص حضرت باشد.اولیای فراوانی رد خدمت و تحت تدبیر حضرت هستند.حضرت ممکن است به یکی از اینها دستور داده باشند و آن مشکل حل شود.در بعضی از وارد ان تمثلات نفسانی را انسان مشاهده میکند و خیال میکند واقعیت است. این بخش اول که مشهود است تمثلات نفسانی بوده، باید از واقعیت بینی جدا شود.
در بخش دوم که حقیقتاً کسی را می بیند و مشکل او حل میشود یا شفای مرضی بوده یا گمشده ای را به مقصد میرساند؛ در اینجا نیز هیچ برهانی ندارد که حضرت باشد یا شاگردی از شاگردان او. حضرت، شاگردان فراوانی دارد. این 313 نفری که هستند، الان ممکن است افراد فراوانی باشند که تحت تدبیر آن حضرت مأموریتهایی را انجام میدهند.
بخش سوم،آن است که نظیر موحوم بحرالعلوم خدمت خود حضرت میرسد. این را هم بعضی منکر هستند،[ولی] این هیچ استبعادی ندارد، بلکه امکان هم دارد.اما در این بخش دو مسئله وجود دارد:1ـ فرد حق ندارد بگوید من خدمت حضرت رسیده ام؛2ـ ما حق نداریم قبول کنیم. به ما گفته اند که شما تکذیب کنید، یعنی نگوئید او دروغ میگوید، بلکه اثر عملی بار نکنید، تکذیب، بمعنای اینکه شما دروغ میگویید و حضرت غیرقابل دیدن است، نیست.1
با توجه به مطالب یاد شده میتوان گفت که:اولاً نباید هر عنایتی را که از سوی امام زمان عج به شخصی میشود و هر گره گشایی را که از سوی ان حضرت صورت میگیرد، به حساب ملاقات یا تشرف گذاشت و ثانیاً هر ادعای تشرفی را به سادگی پذیرفت و بر گفته های مدعی مهر تأیید زد.
ادامه دارد..!!!
پی نوشتها:
3ـ ر.ک:«این ماییم که غایبیم»(متن سخنرانی) آیت الله جوادی آملی. موعود48

جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام عصر ارواحنا فداه صلوات بفرستید...

آن زمانی که زمان یاد ندارد چه زمان آن مکانی که مکان یاد ندارد چه مکان
نه شبی بودو نه روزی نه بهشت و نه جنان این دلم در پی یک واژه ی بی خاتمه بود
اولين واژه كه آمد به نظر فا طمه بود ز طفيل گل او ساخته ام دنيا را
جبرئيل و ملك و آدم و هم حوا را

| |||||||||











