تبليغاتX
هیأت محبان اهل بیت(ع) خدابنده



بسمه تعالی

 

قابل توجه شرکت کنندگان

مسابقه اینترنتی کلام نور

 

با سلام و عرض تبریک مبعث رسول اکرم

از کلیه شرکت کنندگان در مسابقه اینترنتی کلام نور پوزش می طلبیم که به خاطر تغییر شرایط نتوانستیم به قول خود وفا کرده و قرعه کشی و اهدای جوایز ایشان را در محفل انس با قرآن انجام دهیم.

لذا برندگان این مسابقه را به شرح ذیل اعلام می کنیم:

محسن طهماسبی

مجید حسنلوفرد

مهدی طاهری

محمد سلیمیان

بهرام

الهام محمدی

رضا پوربیگدلی

مریم کلائی

میثم حاجیانی

امیرحسین بیگدلی

علی اکبر رضاپور

اسماعیلی

محسن اله مرادی

مصطفی محمدی

از برادران محترم دعوت می شود جهت دریافت جایزه خود در مراسم این هفته هیئت که  در منزل آقای سید یوسف موسوی واقع در خ شهرداری روبروی شهرداری، کوچه سریر، پ17 و در تاریخ 2/6/85 ساعت 9 شب برگزار می شود شرکت کرده و جایزه خود را دریافت کنند.

از خواهران محترمه نیز تقاضامندیم برای دریافت جایزه خود به جامعة القرآن الکریم خدابنده مراجعه و جایزه خود را از واحد فرهنگی این مؤسسه دریافت کنند.

یکی از افراد شرکت کننده که فقط فامیلی خود را ذکر کرده اند اگر از خواهران محترمه می باشند ابتدا به جامعة القرآن مراجعه کرده و خود را معرفی کنند بعد از یک روز جایزه خود را دریافت کنند.

از همه عزیزانی که در مسابقه شرکت کردند و باعث پربار شدن این وبلاگ شدند تشکر می کنیم.

مسابقه بعدی ما به مناسبت نیمه شعبان می باشد که تا چند روز دیگر طرح خواهد شد.

با ما در ارتباط باشید.

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 مرداد1385;ساعت ;  توسط م.حسینی;  | 


بسمه تعالي

 

« بعثت نبي مكرم اسلام و تأثير آن در زندگي بشري»

 

جهان در آستانه بعثت حضرت رسول اكرم (ص) در انحطاط و بحران شگفت انگيزي قرار داشت جهالت ، غارتگري ، ظلم و ستم ، تضييع حقوق ضعيفان و محرومان ، فساد و بي بند و باري ، تبعيض و ناعدالتي ، نگراني و دلهره ، دوري از اخلاق و انسانيت ، تمام جوامع بشري را در آن روز گار فراگرفته بود .

در اين ميان منطقة جزيرة العرب و به ويژه شهر مكه از منظر فرهنگي ، سياسي ، اقتصادي و اجتماعي پايين ترين و بدترين وضع را تحمل مي كرد خضوع اعراب جاهل در مقابل چوبهاي خشكي كه به صورت بت درست شده بود و اهالي مكه در مقابل آن اجسام بي جان قربانيها كرده و استمداد مي طلبيدند هر انسان فهميده و عاقلي را به تعجب و تأسف وا مي داشت زنان نه تنها از حقوق اساسي خود محروم بودند بلكه همانند كالاي بي جان خريد و فروش مي شدند .

و جهان در آستانه بعثت غرق در انواع خرافات افكار و انديشه هاي جاهلانه بود و شايد در آن روزگاران در هيچ جاي عالم خرافه پرستي و بي بند و باري و رواج مفاسد اجتماعي مثل منطقة جزيرة العرب نبود مردم آن عصر بدون آنكه خود متوجه باشند نياز شديدي به امر معنوي ، اخلاقـي و انسـاني داشتنـد و در آتش ناعـدالتي ، نا بـرابـري و تضييع حقوق انساني مي سوختند .

اما بعد از بعثت رسول گرامي اسلام اصول و ارزشهاي جاري در جامعه كه عليه مصالح دنيا و آخرت مردم بود به ارزشهاي انساني و الهي تبديل شد. خرافه پرستي به حقيقت يابي ، جنگ و خونريزي و ناعدالتي به قسط و عدل و مساوات بدل گرديد و انسانهاي در ظاهر پايين درجه به افرادي مورد اعتماد و داراي منزلت اجتماعي و والايي تبديل شدند تمام قوانين و ملاكهاي ظاهري و مادي جاي خود را به معيارهاي ارزشمند و متعالي داد .

آري بعثت نبي مكرم اسلام حضرت محمد (ص) ارزشهاي ضد انساني را دگرگون كرد و تمام رسمهاي ايام جاهليت ، به قوانين عادلانة اسلامي تبديل شدند .

و از مهمترين علل بعثت انبياء تهذيب نفوس و تربيت انسانهاي مستعد است پيامبران الهي كوشش مي كنند نيروهاي دروني انسانها را از قوه به فعليت رسانده و براي رسيدن به قله سعادت و كمال آنان را همراهي و ياري نمايند آنان براي ارتباط افراد با مبدأ هستي زمينه‌سازي كرده و مقدمات تعالي و سعادت آنان را فراهم مي آورند .

و بعثت است كه ريسمان  محكم نبوت تنها وسيله اي كه انسانها را در زير لواي وحدت و برادري مي آورد . انسانهايي كه از تفرقه و تشتت و نزاع و اختلافها به تنگ آمده و به دنبال راهكارهاي مورد اعتماد براي حل معضلات زندگي خود مي گردند .

آتش خانمان سوز اختلاف نيروهاي عظيم بشري و سرمايه هاي فراوان آنان را به باد داده و زيبا ترين محيطهاي زندگي را به جهنمي سوزان بدل مي كند اگر انسانها به سخنان پيام‌آوران وحي توجه كرده و زير علم توحيد گرد آيند مطمئناً از تفرقه و تشتت در امان بوده و در سايه كلمه توحيد به توحيد كلمه نيز دست خواهند يافت.

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 مرداد1385;ساعت ;  توسط محسن حاجیانی;  | 

شهادت حضرت موسی کاظم (ع)

به پیشگاه آقا امام زمان (عج)

و پیروان آن حضرت

تسلیت باد

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 مرداد1385;ساعت ;  توسط م.حسینی;  | 

شهادت نامه


امام كاظم عليه السلام سال‌ها مورد اذيت و آزار و تعقيب و زجر بود، و مدتى كه از چهار سال تا چهارده سال نوشته‌اند تحت نظر و در تبعيد و زندان‌هاي تك سلولي و سياه چال‌هاى بغداد - در غل و زنجير - به سر مي‌برد.

امام موسى بن جعفر عليه السلام با وجود مراقبت دستگاه جبار هارونى بى آنكه بيمى به دل راه دهد به خاندان و بازماندگان سادات رسيدگى مي‌كرد و از گردآورى و حفظ آنان و جهت دادن به بقاياى آنان غفلت نداشت. آن زمان كه امام در مدينه بود، هارون كسانى را بر حضرت گماشته بود تا از آنچه در گوشه و كنار خانه امام عليه السلام مي‌گذرد، وى را آگاه كنند. هارون از محبوبيت بسيار و معنويت نافذ امام سخت بيمناك بود.

چنانكه نوشته‌اند كه هارون، درباره امام موسى بن جعفر عليه السلام مي‌گفت: مي‌ترسم فتنه‌هايى بر پا كند كه خون‌ها ريخته شود. پيداست كه اين قيام‌هاى مقدس را كه سادات علوى و شيعيان خاص رهبرى مي‌كردند و گاه خود در متن آن قيام‌ها و اقدام‌هاى شجاعانه بودند از نظر دستگاه حاكم غرق در عيش و تنعم به ناحق فتنه ناميده مي‌شد. از سوى ديگر اين بيان هارون نشانگر آن است كه امام عليه السلام لحظه‌اى از رفع ظلم و واژگون كردن دستگاه جباران غافل نبوده است. وقتى مهدى عباسى به امام عليه‌السلام مي‌گويد: آيا من را از خروج خويش در ايمنى قرار مي‌دهى نشانگر هراسى است كه دستگاه ستمگر عباسى از امام عليه السلام و ياران و شيعيانش داشته است .
عيسى بن جعفر؛ نوه منصور دوانيقى در نامه‏اى كه براى هارون مى‏نويسد وضعيت امام ‏را در اين زندان بازگو مى‏كند و مى‏نويسد: «مدتى است كه موسى بن جعفر عليه السلام در زندان من است. در اين مدت او را آزمودم و جاسوسانى بر او گماشتم؛ چيزى جز عبادت و دعا از او ديده نشد. كسى را مامور كردم تا دعاهاى او را بشنود. شنيده‏ نشد كه بر تو يا من نفرين كند. براى خود نيز جز به آمرزش و رحمت، دعايى نمى‏كند بنابراين كسى را بفرست تا موسى بن جعفر را به او تحويل دهم وگرنه او را آزاد مى‏كنم‏.»

به راستى نفوذ معنوى امام کاظم عليه السلام در دستگاه حاكم به حدى بود كه كسانى مانند على بن يقطين صدراعظم (وزير) دولت عباسى، از دوستداران حضرت موسى بن جعفر عليه السلام بودند و به دستورات حضرت عمل مي‌كردند.

. . .  ادامه مطلب را نیز مطالعه کنید


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  یکشنبه 29 مرداد1385;ساعت ;  توسط م.حسینی;  | 

 
" رابطه وضو و ساختمان مغز"
 
يکي از شاخه هاي دانش نوين پزشکي ، دانش نور و فيزيولوژي و يا علم بررسي کارکارد سيستم عصبي است ، اين دانش جديد توانسته ، پرده از اسرار مغز برداشته و پيچيدگي هاي آن را کشف نمايد.
از ديدگاه دانش فيزيولوژي ، مغز يک سيستم رايانه اي فوق العاده پيشرفته است و همچون رايانه داراي قسمت هاي مختلفي مي باشد. اگر مغز را داراي اقشار مختلفي بدانيم ، يک قشر آن را قشر حسي تشکيل خواهد داد که هر قسمت ازقشر حسي به عضو معيني از بدن مرتبط است . اگر نحوه ارتباط قشر حسي يا بخش هاي مختلف را روي نقشه اي پياده کنيم. آدمکي پديد خواهد آمد که آدمک حسي ناميده مي شود.
به طور مثال، اگر هرعضو از آدمک راتحريک کنيم، مغز آدمک حسي همانند مغز انسان واکنش نشان مي دهد.
واکنش مغز آدمک حسي نسبت به وضو:
آنچه موجب تعجب و شگفتي دانشمندان نورو فيزيولوژي گرديده اين است که اگرعمل وضو همان طورکه ، انسان انجام مي هد ، روي آدمک حسي اجراء شود ، آن اعضا بدن آدمي فقط حدود 20 درصد از سطح بدن را شامل مي شوند ولي قسمت اعظم قشر حسي تحريک گرديده و واکنش نشان ميدهد.
بعبارت ديگر ، مي توان از اين واکنش معادله زير با بدست آورد:
مرطوب کردن تمام بدن= مرطوب کردن ( دست و صورت و پاها)
نتايج بدست آمده از اين تحقيقات اين مطالب را متذکر مي گردد که ، وضو وسيله اي براي هوشياري انسان است و شايد يکي از حکمتهاي وجوب وضو براي نمازگزار ، هوشياري حاصل از آن باشد.
+ نوشته شده در  جمعه 27 مرداد1385;ساعت ;  توسط م.حسینی;  | 

+ نوشته شده در  جمعه 27 مرداد1385;ساعت ;  توسط م.حسینی;  | 

« بي شرمي و بي غيرتي »
 
امام صادق (ع) مي فرمايد : يكي از لشكريان ابليس ملعون ، شيطاني است به نام ‹قفندر› كه هرگاه چهل روز در خانه اي ساز و آواز برپا شود ، و در آنجا مردم رفت و آمد كنند اين شيطان در اعضاي بدن صاحب خانه مي دمد ، و بعد از اين عمل ، غيرت در وجود صاحب خانه خاموش مي شود . تا آنجا كه اگر همسرش مورد تجاوز واقع شود ، غيرتي از خود نشان نمي دهد و تكاني نمي خورد .
در روايتي ديگر رسول اكرم (ص) مي فرمايد : هر كس در خانه اش چهل روز صداي ساز و آواز و ترانه سرايي بلند شود ، خداوند شيطاني را بر او مسلط مي كند كه هيچ عضوي از اعضاي بدن او نيست مگر آنكه شيطان بر آن مي نشيند ، و وقتي چنين شد ، شرم و حيا از او گرفته مي شود ،به طوري كه ديگر يك چنين شخصي باك ندارد كه چه بگويد ، و يا چه چيزهايي درباره ي او بگويند .
ابن عباس مي گويد : هر آوازي كه از دهان بيرون آيد و رضاي خدا در آن نباشد آواز شيطان است . نزد بعضي مراد از آواز شيطان ، غنا ، مزامير و ملاهي است، و به معناي ديگر مي توان گفت : هر بيان ، كلام و سخني كه بر خلاف رضاي حق تعالي باشد ، آن بيان ، كلام و سخن ، آواز شيطاني است . مانند : غيبت ، دروغ ، تهمت ، فحش ، ناسزا ، لعن و نفرين ، سخن چيني ، خبر چيني و عيب جويي ، و هر آنچه {به ناحق} گفته مي شود از آفات زبان است .
در حديث معراجيه ، رسول اكرم (ص) مي فرمود : در شب معراج عده اي از زنان امت خود را ديدم در حالي كه به عذاب سختي گرفتار بودند ، زني را ديدم به شكل سگ در حالي كه آتش از پشتش داخل و از دهانش خارج ميشد ، و اوزني بود خواننده و آوازه خوان !
 
منابع :
1- وسائل الشيعه جلد 14 صفحه ي 108
2- وسائل جلد 12 صفحه ي 232 ، مستدرك جلد2 ص 458
3- منهج الصادقين جلد 5 ص6 و ص 295 ، تفسير اثني عشري جلد 7 ص 408
4- عيون الاخبار الرضا جلد 2 ص 10 باب 30 ، بحار ، جلد 8 ، ص 309
نوشته شده از كتابي به نام « ابليس نامه يا قصه هاي شيطان » جلد اول نوشته ي محسن غفاري
+ نوشته شده در  جمعه 27 مرداد1385;ساعت ;  توسط م.حسینی;  | 

فصل اول: پــدران و نــیــاکــان(بطور خلاصه)

1. ابراهیم خلیل علیه السلام قسمت دوم

ابراهیم برای راهنمایی بابلیان به بابل رفت تا آنان را از بت پرستی برهاند. در آنجا با ستیزه و لجاج رو به رو شد.

 بدبختی بزرگ بشر تعصب اوست. تعصب است که بشر بینا و شنوا را کور و کر می سازد! چشم دارد ولی نمی بیند، گوش دارد ولی نمی شنود، فهم دارد ولی نمی خواهد بفهمد! بلکه فهم خود را می کوبد!

 تعصب، گونه ای است از بیماری روحی، اگر این بیماری در بشر نبود، بشر یک جا و یک دین، حقیقت بین شده بود، اختلاف مذهبی رخ نمی داد. جنگ ها و کشتارهای مذهبی در کار نبود و جامعه بشریت یگانه بود... .

 بابلیان سخنان ابراهیم را می شنیدند ولی نخواستند باور کنند. می دانستند چه می گوید ولی از این دانسته بهره نمی گرفتند. نَمرود پادشاه بابل که خود را معبود و بت قرار داده و نام خدا را بر خود نهاده بود از ابراهیم پرسید:«خدای تو کیست؟»

 ابراهیم پاسخ داد:« خدای من کسی است که زنده می کند و می میراند.»

 نمرود گفت:« من هم زنده می کنم و می میرانم.»

 ابراهیم گفت:« همانا خداوند من خورشید را از مشرق طالع ساخته اگر تو می توانی آن را از مغرب برآور.»1

 نمرود خاموش شد و دم نزد، ولی به ستیزه ادامه داد.

***

 ابراهیم بت پرستان را چنین راهنمایی می کرد:

 ... پرستش بت غلط است، کسی را باید پرستید که خودتان را ساخته است و هستی را به شما بخشیده. کسی را بپرستید که آسمان ها و زمین را آفریده، خورشید و ماه و ستارگان را آفریده، جهان و جهانیان را پدید آورده است.

 وقتی ابراهیم به بتکده ای قدم نهاد و آن را خلوت یافت، فرصت را مغتنم شمرد و شکستن بتهای کوچک را آغاز کرد و همگی را شکست و تبر را بر گردن بت بزرگ نهاد.2

 بابلیان که خدایان خود را چنان دیدند، به جستجوی بت شکن پرداختند و سرانجام ابراهیم را شناختند و دستگیر کرده، به بازجویی کشیدند!

 از او پرسیدند:«چه کسی این جنایات را مرتکب شده است؟!»

 ابراهیم گفت:« چرا از من می پرسید؟ از خود بت بپرسید، آنها اگر قادر بر سخن باشند خواهند گفت که این کار را که کرده، بلکه بت بزرگ این کار را کرده تا قدرت خود را بنمایاند.»3

 در برابر این منطق قوی ابراهیم، دادگاه فرمایشی واماند و ندانست که چه کند، ولی تعصب نگذاشت سخن حق این مرد بزرگ را بپذیرند.

  رهنمودهای ابراهیم سودی نبخشید، بابلیان هم چنان به بتهای خود عشق می ورزیدند و در جهل و نادانی لجاجت می کردند! لجاجت یکی از بدبختی های بشر است.

 سرانجام دادگاه ابراهیم را به سخت ترین مجازات محکوم کرد: در آتش انداختن و سوختن و خاکسترش ساختن!4 بیابانی از آتش برافروختند که از همه جای آن آتش زبانه می کشید، شدت حرارات آتش به اندازه ای بود که کسی نمی توانست بدان نزدیک شود! ... از منجنیق استفاده کردند، ... ابراهیم را در منجنیق گذاردند و به سوی آتش پرتاب کردند.

 بلافاصله فرمانی عظیم از سوی فرستنده ابراهیم خطاب به آتش صادر شد:« ای آتش بر ابراهیم سرد و سلامت شو.»5

 به یکدم، دریای گدازان آتش، گلزار و گلستان گردید و ابراهیم در آن بیاسایید.

... هنگامی که ابراهیم را برای پرتاب در منجنیق نشاندند، جبرئیل بر حضرت نازل شد و عرض کرد:« نیازی دارید و فرمایشی هست؟»

پاسخ شنید:« با تو کاری ندارم.»

عرض کرد:« برای خدا پیامی داری تا برسانم؟» پاسخ شنید: « خدای من، حال مرا بهتر از من می داند.»

 این است مقام رضا و تسلیم در برابر حق که ابراهیم بدان رسید.

 

 ادامه دارد...

   پی نوشت :

  1. بقره آیه 258.      2. انبیاء آیه 58.       3. همان، آیات 61 ـ 62.        4 و 5. همان، آیات 68 ـ 69.

 

+ نوشته شده در  جمعه 27 مرداد1385;ساعت ;  توسط م.حسینی;  | 

 
حضرت رسول الله ( ص ) ميفرمايند : در ميان شما آتشي پيدا ميشود بي شعله و سرد و از سرزميني که آنجا را برهوت ( آمريکا ) گويند به سوي شما آيد و مردم در آن عذاب اليم دچار ميشوند ، اين آتش سرد ، اموال و جان مردم را ميخورد و در تمام دنیا دور میزند و مدت گردش آن در کره خاک هشت شبانه روز است . این آتش در چیزی است که مانند مرغ پرواز میکند . طیران آن مانند گردش باد و ابر است ، گرمی آن در شب افزونتر از حرارت آن در روز است - احتمالا منظور بمب باران کردن آنست که غالبا در شب واقع میشود - و آن بالای سر مردم بین زمین و آسمان ، پایین تر از عرش ، پرواز خواهد کرد . غرش و ناله این طیاره مانند غرش و ناله رعد و برق عاصف است.
آنگاه حذیفه عرض کرد : یا رسول الله ( ص ) آیا آن روز مومنین از این آتش در امان خواهند بود ؟
پیغمبر ( ص ) فرمود : کجا هستند مومنین و مومنات ؟ مردم آن روز خودسری هستند که مانند بهائم دور هم جمع میشوند و چون حیوانات سبع و درنده سیر میکنند و یک نفر نیست در میان آن جمع که بگوید چرا چنین شدید ؟!!!
_________________________________________________
در این حدیث شریف صفات هواپیما تشریح شده و بمب افکنی که تصریح گردیده همان طور که فرمود : این موجود آتشین در هشت شبانه روز تمام روی زمین را سیر میکند در سال هزار و سیصد و پنجاه و یک در کنفرانس وزیر فرهنگ درباره اختراعات و اهمیت آن و خصوصیات هواپیما از اطلاعاتی که از سفر اروپا بدست آورده بود ، میگفت : هواپیماهای اخیر در هشت شبانه روز تمام روی کره زمین را گردش میکنند و در جراید عراق مانند المرشد و روزنامه های ایران این موضوع ثبت شده بود .
این حدیث را فاضل معاصر آقای حسن صدر لاهیجی از کتاب یواقیت استخراج کرده و در سال چهل و نه در مشهد ترجمه کرده و با شرح فارسی به چاپ رسانیده است .
منبع :
یواقیت ، تالیف سال 905 قمری ، عبدالله شعرانی از صوفیه اهل سنت و ابی عبدالله محمد بن احمد بن ابی بکر انصاری خزرجی اندلسی قرطبی از کتاب : تذکره باحوال الموتی و الاخره
+ نوشته شده در  جمعه 27 مرداد1385;ساعت ;  توسط م.حسینی;  | 

رابطه «اخلاق‏» و «تغذيه‏»

شايد در ابتداى امر، عنوان بالا براى بعضى مايه شگفتى شود، كه چگونه مى‏تواند تغذيه در اخلاق و روحيات و ملكات نفسى اثر بگذارد؟ چرا كه آن مربوط به جسم است و اين مربوط به روح، ولى با توجه به رابطه بسيار نزديك و تنگاتنگى كه در ميان جسم و روح آدمى است، جايى براى اين تعجب باقى نمى‏ماند.

بسيار مى‏شود كه يك حالت‏بحرانى روحى و غم و اندوه شديد جسم را در مدت كوتاهى، ضعيف و پژمرده و ناتوان مى‏سازد، موهاى انسان را سفيد، چشم را كم نور، قوت و توان را از دست و پا مى‏گيرد; عكس اين مساله نيز صادق است كه حالات خوب جسمانى در روح انسان اثر مى‏گذارد، روح را شاداب و فكر را قوت مى‏بخشد.

از قديم الايام تاثير غذاها بر روحيات اخلاق انسانى مورد توجه دانشمندان بوده است و حتى اين مطلب جزء فرهنگ توده‏هاى مردم شده است; مثلا، خونخوارى را مايه قساوت و سنگدلى مى‏شمردند، و معتقد بودند كه عقل سالم در بدن سالم است.

در آيات قرآن مجيد و روايات اسلامى نيز نشانه‏هاى روشنى براى اين معنى ديده مى‏شود.

. . .

برای مطالعه کل مقاله روی عبارت ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 مرداد1385;ساعت ;  توسط محسن حاجیانی;  | 

حيات طيبه چيست؟

در اين‏كه منظور از حيات طيبه (زندگى پاكيزه) در اينجا چيست؟ مفسران تفسيرهاى متعددى ذكر كرده‏اند، بعضى آن را به معنى روزى حلال، و بعضى به قناعت و رضا به داده الهى، بعضى به عبادت همراه با روزى حلال، بعضى به توفيق بر اطاعت فرمان الهى، تفسير كرده‏اند. و بعضى هرگونه پاكيزگى از آلودگيها، ظلمها، خيانتها، عداوتها، اسارتها و ذلتها و طهارت و پاكيزگى و رفاه و آسايش را در مفهوم آن مندرج دانسته‏اند; ولى با توجه به جمله ولنجزينهم اجرهم كه ناظر به پاداش آخرت است، بيشتر به نظر مى‏رسد كه «حيات طيبه‏» اشاره به زندگى پاكيزه اين دنيا باشد.

در نهمين آيه از آيات مورد بحث، اعراض از ياد خدا و حالت غفلت و بى‏خبرى را سرچشمه «معيشت ضنك‏» (زندگى تنگ و سخت) مى‏شمرد و مى‏فرمايد: «هر كس از ياد من روى گردان شود زندگى سخت و تنگى خواهد داشت، و روز قيامت او را نابينا محشور مى‏كنيم.» (ومن اعرض عن ذكرى فان له معيشة ضنكا ونحشره يوم القيمة اعمى)

مى‏دانيم ياد خدا و توجه به اسماء و صفات والاى او كه ذات پاكش منبع تمام كمالات، بلكه كمال كل فى الكل است، سبب پرورش فضائل اخلاقى در نهاد آدمى است; و او را روز به روز از نظر خلق و خوى به اسماء و صفات الهى نزديكتر مى‏سازد، و اين خلق و خوى او كه سرچشمه اصلى اعمال صالح است، زندگى را براى او گسترده و آسان و پاك و پاكيزه مى‏كند; و بعكس، اعراض و روى گردانى از ذكر خدا، او را از اين منبع نور، دور ساخته و به خلق و خوى ظلمانى شياطين نزديك مى‏كند; و همان، سبب معيشت ضنك مى‏شود و زندگى مرگبار در انتظار او مى‏باشد; و اين يكى ديگر از آيات قرآنى است كه با صراحت رابطه اخلاق و ايمان را با وضع زندگى فردى و اجتماعى انسانها آشكار مى‏سازد.

جمعى از مفسران يا ارباب لغت، «معيشت ضنك‏» را به زندگى و درآمدهاى حاصل از كسب حرام تفسير كرده‏اند، چرا كه چنين زندگى سرچشمه ناراحتيهاى فراوان است.

و به گفته بعضى ديگر از مفسران، افراد بى‏ايمان معمولا داراى حرص شديد، و عطش مادى پايان‏ناپذير و بيم از فناى نعمتها و غلبه بخل بر آنها و صفات نكوهيده ديگرى از اين قبيل هستند كه آنها را در جهنمى سوزان - على رغم امكانات گسترده مادى - فرو مى‏برد.

نابينايى آنها در قيامت نيز نتيجه يا تجسمى از نابينايى آنها در دنيا است كه چشم بر هم نهادند و راه حق و سعادت را نديدند، و در ظلمات شهوات مادى فرو رفتند.

شرح بيشتر درباره اين نكته در پايان اين بخش خواهد آمد.

در دهمين آيه، به يكى از اثرات سوء عداوت و دشمنى و نزاع - كه موجب فرو ريختن و ويران شدن پايه‏هاى وحدت و بر باد رفتن قوت و قدرت است - اشاره كرده، مى‏فرمايد: «نزاع و كشمكش نكنيد كه سست مى‏شويد و قدرت و شوكت‏شما از ميان مى‏رود» (ولاتنازعوا فتفشلوا وتذهب ريحكم)

بديهى است منازعات و اختلافات و كشمكشها همواره زاييده يك سلسله خلق و خوهاى رذيله و پست است; انحصار طلبى، خودخواهى، منفعت پرستى، خودبرتربينى، حرص و كينه و حسد و مانند اينها هر يك از سرچشمه‏هاى نزاع محسوب مى‏شود، و نتيجه آن فشل و سستى و بر باد رفتن عزت و شوكت است.

جالب اين كه، قرآن در اينجا تعبير به تذهب ريحكم مى‏كند.

«ريح‏» در اصل به معنى «باد» است و بطور كنايه در «قدرت و قوت و غلبه‏» به كار مى‏رود، و شايد اين معنى از آنجا به وجود آمده كه وزيدن باد به پرچم قوم و ملتى، كنايه از قوت و قدرت و غلبه آنها است; بنابراين مفهوم جمله بالا چنين مى‏شود كه اگر اختلاف كنيد قدرت و قوت و عظمت‏شما از بين خواهد رفت.

يا از اين نظر كه وزش بادهاى موافق سبب سرعت گرفتن كشتيها و رفتن به سوى مقصد بوده.

نويسنده «التحقيق‏» مى‏گويد: در ميان روح و ريح، رابطه‏اى است، روح به معنى جريان روحانى ماوراء ماده است، و ريح به معنى جريان در ماده است.

در پاره‏اى از موارد، «ريح‏» به معنى رائحه و بوى خوش است، مانند: «انى لاجد ريح يوسف لولا ان تفندون‏». (سوره يوسف، آيه‏94)

بنابراين، ممكن است، معنى جمله اين باشد كه افراد و اقوام با نفوذ رائحه آنها در جهان پخش مى‏شود، ولى اگر اختلاف كنيد، نفوذ خود را در جهان از دست‏خواهيد داد.

و به هر حال، سرچشمه اختلاف هر چه باشد (خودخواهى، سودپرستى، حسد، بخل، كينه‏توزى و غير آن) تاثير آن در زندگى انسانها و عقب‏افتادگى اجتماعى، غير قابل انكار است; و از اينجا پيوند مسائل اخلاقى، و مسائل زندگى اجتماعى انسانها روشن مى‏شود.

نتيجه

از آيات بالا بخوبى استفاده مى‏شود كه هر خلق و خوى برجسته انسانى علاوه بر جنبه‏هاى معنوى و اخروى، تاثير عميقى در زندگى مادى و دنيوى انسانها دارد; به همين دليل، نبايد تصور كرد كه مسائل اخلاقى يك سلسله مسائل فردى و شخصى است، و چيزى جدا از زندگى اجتماعى انسانها است; بلكه بعكس، رابطه بسيار قوى و نزديك با آن دارد، و هرگونه دگرگونى اجتماعى، بدون دگرگونى اخلاقى امكان‏پذير نيست.

به تعبير ديگر، مردمى كه مى‏خواهند در يك جامعه بزرگ، زندگى سعادتمندانه توام با مسالمت و همكارى نزديك داشته باشند لااقل بايد به آن حد از رشد اخلاقى برسند كه حقايق مربوط به تفاوت انسانها را از نظر ساختمان فكرى، روحى و عاطفى درك كنند.

چرا كه انسانها در جهات مختلف با يكديگر متفاوتند; به همين، دليل هرگز نمى‏توان انتظار داشت كه ديگران در همه چيز از ما پيروى كنند، بلكه بايد در حفظ اصول مشترك كوشيد، و اختلاف سليقه‏ها و انديشه‏ها را با گذشت و اغماض و سعه صدر و بلند نظرى و نرمى و بردبارى پذيرا شد.

حتى دو نفر نمى‏توانند براى يك مدت طولانى همكارى نزديك با همديگر داشته باشند مگر اين كه از اصول اخلاقى - كه يك نمونه‏اش در بالا آمد - برخوردار باشند.

بديهى است آمادگيهاى اخلاقى كه براى هضم نقاط اختلاف و رسيدن به وحدت و قدرت و عظمت لازم است، چيزى نيست كه با گفتگو به دست آيد، بلكه نيازمند به تهذيب نفوس و تعليم و تربيت كافى است كه موجب رشد و تعالى در جهات اخلاقى گردد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 مرداد1385;ساعت ;  توسط محسن حاجیانی;  | 

وبلاگ هیأت محبان اهل بیت (ع) خدابنده

به مناسبت میلاد حضرت علی(ع)

برگزار می کند:

مسابقه اینترنتی کلام نور

برای شرکت در مسابقه کافی است یکی از کلمات قصار حضرت علی(ع)

را وارد کنید. برای این کار اینجا  را کلیک کنید.

دقت کنید قبل از شما کسی آن حدیث را وارد نکرده باشد.

این مسابقه ویژه همشهریان عزیزمان می باشد.

به ۱۴نفر از شرکت کنندگان به قید قرعه

کارت اینترنت شفق خدابنده

اهدا خواهد شد.

مهلت مسابقه تا ۲۵ مرداد می باشد.

برندگان و نحوه دریافت جوایز آنان بعد از قرعه کشی

در همین وبلاگ اعلام خواهد شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 مرداد1385;ساعت ;  توسط م.حسینی;  | 

پیروزی غرور انگیز حزب الله لبنان

و شکست خفت بار اسرائیل غاصب

را به همه آزادمردان جهان

تبریک می گوییم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 مرداد1385;ساعت ;  توسط م.حسینی;  | 

درخواست يک جوان از علامه طباطبايي


مکاتبه يک جوان با علامه

نامه جوان:

محضر مبارک حضرت آية الله العظمي جناب آقاي طباطبايي سلام عليکم و رحمة الله و برکاته.

جواني هستم 22 ساله، که تنها ممکن است شما باشيد که به اين سوال من پاسخ گوييد.

در محيط و شرايطي زندگي مي‌کنم که هواي نفس و آمال بر من تسلط فراوان دارند و مرا اسير خود ساخته‌اند و سبب باز ماندن من از حرکت به سوي الله شده‌اند.

درخواستي که از شما دارم اين است که بفرماييد بدانم به چه اعمالي دست بزنم تا بر نفس مسلط شوم و اين طلسم شوم را که همگان گرفتار آنند بشکنم و سعادت بر من حکومت کند؟ لطفاً نصيحت نمي‌خواهم، بلکه دستورات عملي براي پيروزي لازم دارم.

( 23/10/1355)

داود نور محمدي

السلام عليکم

براي موفق شدن و رسيدن به منظوري که در نامه مرقوم داشته‌ايد، لازم است همتي برآورده و توبه‌اي نموده، به مراقبه و محاسبه پردازيد.

به اين نحو که هر روز که هنگام صبح از خواب بيدار مي‌شويد، قصد جدي کنيد که در هر عملي که پيش مي‌آيد رضاي خدا را مراعات خواهم نمود، آن وقت در سر هر کاري که مي‌خواهيد انجام دهيد نفع آخرت را منظور خواهيد داشت به طوري که اگر نفع اخروي نبود، انجام نخواهيد داد و وقت خواب چهار پنج دقيقه در کارهايي که روز انجام داده‌ايد فکر کرده و يکي يکي از نظر خواهيد گذرانيد.

هر کدام مطابق رضاي خداي انجام يافته شکر بکنيد و هر کدام تخلف شده استغفار. اين رويه را هر روز ادامه دهيد. اين روش گرچه در ابتدا سخت است و در ذائقه نفس تلخ، ولي کليد نجات و رستگاري است و هر شب پيش از خواب اگر توانستيد سور مسبّحات ( حديد ـ حشر ـ صف ـ جمعه و تغابن ) را بخوانيد و اگر نتوانستيد تنها سوره حشر را بخوانيد و پس از 20 روز، حالات خود را براي بنده بنويسيد.

ان شاء الله موفق خواهيد بود.

والسلام عليکم

محمدحسين طباطبايي

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 مرداد1385;ساعت ;  توسط م.حسینی;  | 

 

حضرت زينب , دختر على بن ابيطالب (ع ) و فاطمه زهراى است .
او زنـدگـى شـيـريـنـش را در كـنـار پـدر و مـادر و جد بزرگوارش (نبى گرامى اسلام (ص و برادرانش (امام حسن و امام حسين (ع )) آغاز كرد.
زندگى پررنج و مشقت زينب (س ) پس از پنج سالگى ـ مقارن با رحلت پيامبر اكرم (ص ) ـ آغاز شد و در فاصله اى بسيار كوتاه , پس از مرگ پيامبر, وى شاهد مادرى بود كه در بين درب و ديوار فرياد مى زد: اى فضه , مرا درياب !.
هزاران غم , يكى پس از ديگرى , ميهمان قلب كوچك دختر زهرا شد.
ناراحتى غصب خلافت پدر, بردن على بن ابيطالب (ع ) به اجبار و با پاى برهنه به مسجد, تازيانه هايى كه بر بازوى مادر مى نشست و سرانجام موج سنگين رحلت زهراى مرضيه ى , كمر زينب را شكست .
گويى زينب , از همين آغاز راه , در برابر طوفان تازيانه غم ها قرارمى گيرد تا روزى بتواند همه غم و رنج هستى را بر دوش كشد!.
غـم و رنـجـى كه پدر در كوفه از آن خبر داده است : روزى زينب در كلاس تفسيرش براى بانوان , سوره كهيعص را تفسير مى كرد.
على (ع ) وارد شد و از دخترش پرسيد: كهيعص را تفسير مى كنى ؟!.
زينب عرض كرد: آرى .
على (ع ) فرمود: اى نور ديده !.
ايـن حـروف , رمـزى است در مصيبت وارده بر شما عترت پيغمبر و شايد فرموده باشد: كاف , رمز كربلا است , هاء اشاره به هلاكت عترت دارد, ياء يعنى يزيد,آن كه بر حسين ستم مى كند, عين كنايه از عطش ابى عبداللّه است , و صاد اشاره به صبر دارد.
زينب در زير تازيانه روزگار آبديده مى شود تا پيام رسان عاشورا باشد.
از هـمـيـن رو زمانى كه پسرعمويش , عبداللّه بن جعفر, به خواستگاريش مى آيد, شرط مى كند: در رفتن به خانه برادرم (حسين ) آزاد باشم و هرگاه اوبه مسافرت رفت , من نيز بايد با او بروم !!.
مصيبت شهادت اميرمومنان على (ع ) و امام حسن مجتبى (ع ), زينب را آبديده تر مى كند.
آن گاه زمان هجرت فرا مى رسد و در سال 60 هجرى , به همراه برادرش امام حسين (ع ), از مدينه به مكه و از آن جا به طرف كربلا حركت مى كند.
كـربـلا صـحنه شهادت برادران و برادرزادگان زينب و منظره تماشايى به خون نشستن محمد و عون , دو رزمنده قهرمان و شجاعى است كه در دامان زينب پرورش يافته اند.
زيـنـب , نـاظر اين صحنه هاست و همه اينها از زينب , دختر على (ع ), شيرزنى مى سازد كه از عصر عاشورا, قافله سالار كاروان اسيران آزاديبخش مى شود.
پـس از آتـش گرفتن خيمه ها در شب يازدهم محرم الحرام سال 61 هجرى قمرى و با وجود فشار غـم هـا بر قلب زينب , در نيمه شب با قدى خميده به نماز شب مى ايستد و فرداى آن به همراه امام سجاد(ع ) و ديگر اسرا, راهى كوفه مى شود.
در كـوفـه , زيـنـب (س ) را بـه مـجـلـس ابـن زياد مى برند, در حالى كه كنيزانش , پيرامون وى را گرفته اند.
او با شكوهى خاص وارد مجلس مى شود و به عبيداللّه اعتنايى نمى كند.
ابن زياد, از اين بى توجهى , به شدت ناراحت شده , با اين كه زينب را شناخته است , مى پرسد: اين زن پرنخوت و تكبر كيست ؟.
كسى جواب نمى دهد!.
باز سوال مى كند, تا بار سوم كه زنى پاسخ مى دهد: اين زينب دختر على است !.
عبيداللّه مى گويد: خدا را شكر مى كنم كه شما را رسوا و دروغتان را آشكار كرد!.
زيـنـب با كمال شهامت و شجاعت مى فرمايد: خدا را شكر مى كنيم كه افتخار شهادت را نصيب ما كرد!.
رسوائى از آن فاسق ها است .
ما در عمرمان دروغ نگفته ايم , دروغ هم از آن فاجرهاست .
زينب , در شام و در برابر يزيد نيز با خطبه اى غرا و آتشين , كوس رسوايى يزيد را به صدا درآورد و با ايـن كه در چنگال خون آشام ترين طاغوت زمان اسير بود, چنان حماسه آفريد كه پايه هاى حكومت فرزند معاويه را به لرزه درآورد.
در ظـاهـر, يـزيد فرمانروا بود و زينب تنها و دربند, اما روح بلند دختر فاطمه (س ), يزيد را درهم شـكسته بود و سرانجام يزيد, از ترس سقوطحكومتش , به اين نتيجه رسيد كه كاروان اسيران را به مدينه بفرستد.
پـس از ورود كـاروان بـه مـديـنـه , هـمـه مـى دانـستند بايد به كجا رفت , مسير كاروان به سوى مسجدالنبى ر بود.
زيـنـب كه همه خاطرات مدينه , پيامبر(ص ) و حسين (ع ) را به دل داشت , تا نگاهش به قبر پيامبر گرامى اسلام (ص ) افتاد, صداى گريه اش بلند شدوفريادزد: اى رسول خدار!.
خبر كشته شدن حسين (ع ) را آورده ايم !.
پس از اين ماجرا, مدينه آماده بهره بردارى از كلاس درس امام سجاد(ع ) و زينب كبرى شد.
زينب احكام و فتاوى را براى مردم بيان مى كرد و محور مراجعه آنان بود.
روحيه و بيان زينب (س ), همه را به ياد اميرمومنان (ع ) مى انداخت .
كـار زيـنـب (س ) ابلاغ خون شهيدان بود و چه خوب پيام خود را ابلاغ كرد. حضرت زينب سلام الله عليها، شيرزن دشت كربلا سرانجام پس از عمري دفاع از طريق حقه ولايت و امامت در 15 رجب سال 63 هجرى قمرى در ضمن سفرى كه به همراه همسر گراميشان عبداللّه بن جعفر به شام رفته بودند، وفات يافته و بدن مطهر آن بانوى بزرگوار در همانجا دفن گرديد.
مزار ملكوتى آن حضرت (دمشق/سوریه)، اينك زيارتگاه عاشقان و ارادتمندان اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام مى باشد.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 20 مرداد1385;ساعت ;  توسط م.حسینی;  | 

 توصیه هایی از حضرت آیت الله علامه حسن زاده آملی

همنشيني موثر است. مصاحبت اثر دارد. نفس انساني خوپذير است. انساني كه با انساني مدتي به سر برده است مي‏بيني چنان از يكديگر خو گرفته‏اند كه احوالات هر يك حكايت از ديگري مي‏كند بلكه مطلقاً همنشيني اثر دارد. مثلاً شاگرد بر اثر مصاحبت با استاد، از سيرت و خوي استاد حكايت مي‏كند و همچنين فرزند از پدر كه «الوَلدُ سِرُّ ابيه.»

به قول خواجه عبداللّه انصاري: دود از آتش چنان نشان ندهد و خاك از باد كه ظاهر از باطن و شاگرد از استاد.

غرض، اين‏كه مصاحبت مطلقاً مؤثر است حتّي در حيوانات، بلكه در جمادات  

به قول شيخ اجل سعدي:

گلي خوشبوي در حمام روزي

رسيد از دست محبوبي به دستم

بدو گفتم كه مشكي يا عبيري

كه از بوي دلاويز تو مستم

بگفتا من گِلي ناچيز بودم

وليكن مدتي با گُل نشستم

كمال همنشين در من اثر كرد

وگرنه من همان خاكم كه هستم

حالا اين معنا را بالا ببريد. در مصاحبت با ملكوت عالم، با حقيقت عالم، با خداي

عالم در نظر بگيريد. اگر چنين توفيقي پيدا كرديم كه توانستيم همواره و در همه حال عنداللّه حضور داشته باشيم، چه خواهيم شد؟! خوشا به حال كساني كه همواره مصاحبت با خدايشان دارند، جليس و انيس آنان خدايشان است.

آن‏هايي كه همنشيني با خداوند عالم دارند، كساني هستند كه اسماي جمالي و جلالي خداوندِ سبحان در ايشان رسوخ كرده است. جوادند، رحيمند، عطوفند، عالمند و همچنين داراي ديگر اسماء اللّه هستند.

.......................

دهان روح و تن

انسان دو دهان دارد: يكي گوش كه دهانِ روح او است و ديگر دهان كه دهان تن او است. اين دو دهان خيلي محترم‏اند. انسان بايد خيلي مواظب آن‏ها باشد. يعني بايد صادرات و واردات اين دهنها را خيلي مراقب باشد. آن‏هايي‏كه هرزه خوراك مي‏شوند، هرزه كار مي‏گردند.

كساني كه هرزه شنو مي‏شوند، هرزه گو مي‏گردند.

وقتي واردات انسان هرزه شد، صادرات او هم هرزه و پليد و كثيف مي‏شود. يعني قلم او هرزه و نوشته‏هايش زهرآگين خواهد داشت. حضرت وصيّ اميرالمؤمنين‏عليه السلام فرمود:

عمل نبات است و هيچ نبات از آب بي‏نياز نيست و آب‏ها گوناگون‏اند. هر آبي كه پاك است، آن نبات هم پاك و ميوه‏اش شيرين خواهد بود؛ و هر آبي كه پليد است، آن نبات هم پليد و ميوه او تلخ است.

خودِ عمل، حاكي است كه از چه آبي روييده شده است.

.....................

وقت اندك و كار بسيار

بدان كه بايد تخم و ريشه سعادت را در اين نشأه، در مزرعه دلت بكاري و غرس كني. اين‏جا را درياب، اين‏جا جاي تجارت و كسب و كار است؛ و وقت هم خيلي كم است. وقت خيلي كم است و ابد در پيش داريم. اين جمله را از اميرالمؤمنين‏عليه السلام عرض كنم، فرمود:

«رِدوُهم ورُودَ الهِيمِ العطاش»؛ يعني شتران تشنه را مي‏بينيد كه وقتي چشمشان به

نهر آب افتاد چگونه مي‏كوشند و مي‏شتابند و از يكديگر سبقت مي‏گيرند كه خودشان را به نهر آب برسانند، شما هم با قرآن و عترت پيغمبر و جوامع روايي كه گنج‏هاي رحمان‏اند اين چنين باشيد. بياييد به سوي اين منبع آب حيات كه قرآن و عترت است. وقت خيلي كم است و ما خيلي كار داريم. امروز و فردا نكنيد. امام صادق‏عليه السلام فرمود: »اگر پرده برداشته شود و شما آن سوي را ببينيد، خواهيد ديد اكثر مردم به علت تسويف، به كيفر اعمال بد اين‏جاي خودشان مبتلا شده‏اند.« تسويف يعني سَوْفَ سَوْفَ كردن، يعني امروز و فردا كردن، بهار و تابستان كردن، امسال و سال ديگر كردن.

وقت نيست، و بايد به جدّ بكوشيم تا خودمان را درست بسازيم.

+ نوشته شده در  جمعه 20 مرداد1385;ساعت ;  توسط م.حسینی;  | 

وبلاگ هیأت محبان اهل بیت (ع) خدابنده

به مناسبت میلاد حضرت علی(ع)

برگزار می کند:

مسابقه اینترنتی کلام نور

برای شرکت در مسابقه کافی است یکی از کلمات قصار حضرت علی(ع)

را وارد کنید. برای این کار اینجا  را کلیک کنید.

دقت کنید قبل از شما کسی آن حدیث را وارد نکرده باشد.

این مسابقه ویژه همشهریان عزیزمان می باشد.

به ۱۴نفر از شرکت کنندگان به قید قرعه

کارت اینترنت شفق خدابنده

اهدا خواهد شد.

مهلت مسابقه تا ۲۵ مرداد می باشد.

برندگان و نحوه دریافت جوایز آنان بعد از قرعه کشی

در همین وبلاگ اعلام خواهد شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 مرداد1385;ساعت ;  توسط م.حسینی;  | 

دوران جواني اميرالمومنين(ع) را بايد دومين بخش از زندگاني آن حضرت دانست.

اين بخش از زندگاني علي(ع) از زمان بعثت تا هجرت به مدينه ـ ما بين ده سالگي تا بيست و سه سالگي آن حضرت ـ است كه از نظر زماني سيزده سال مي شود.

اين بخش از زندگاني امام شامل يك سلسله خدمات و مجاهدات درخشان و اقدامات بزرگ و برجسته علي(ع) در راه پيشرفت اسلام مي باشد كه در تاريخ اسلام نصيب كسي جز او نشده است.

نخستين افتخار علي(ع) در اين دوران پيشگام بودن وي در پذيرفتن اسلام، و يا به عبارت صحيح تر، ابراز و اظهار اسلام ديرينه خويش است؛ زيرا علي(ع) از كوچكي يكتاپرست بود، و هرگز آلوده به بت پرستي نشد.

بنا به روايان هنگام نزول جبرئيل بر پيامبر و اعلام بعثت اميرالمؤمنين در كنار پيامبر بود و صداي جبيرئيل را مي شنيد. اين غايت كمال يك انسان است كه مي تواند با ملكوت ارتباطي تا اين حد برقرار كند.

پيشگام بودن در پذيرفتن اسلام، ارزشي است كه قرآن مجيد روي آن تكيه كرده، و صريحا اعلام نموده است كه كساني كه در گرايش به اسلام پيشگام بوده اند، در پيشگاه خدا ارزش والايي دارند؛ آنجا كه مي فرمايد: «والسابقون السابقون أولئك المقربون» يعني پيشگامان پيشگام، مقربان درگاه خدايند.(واقعه/10و11)

از افتخارات ديگر در اين زمان، تعيين آن حضرت به عنوان جانشين و وصي پيامبراكرم(ص) در جريان يوم الدار بود. آنگاه كه در اول دعوت علني ـ كه در خانه حضرت رسول و با دعوت بزرگان قريش واقع شد ـ رسول اكرم(ص) امام علي را به عنوان وصايت و جانشيني معرفي كرد.

از اين كه پيامبر در يك روز نبوت خود و امامت علي را اعلام كرد، مي توان مقام و موقعيت امامت را در اسلام دانست.

فداكاري حضرت اميرالمومنين(ع) در ليلة المبيت، كه به جاي پيامبر اسلام(ص) در بستر آن حضرت خوابيد، نيز از جمله افتخارات آن حضرت در اين مرحله زندگي ايشان بود. در اين دوران كه مسلمانان در اقليت به سر مي بردند و تحت فشار همه جانبه كفار مكه بودند، نقش اميرالمومنين(ع) به عنوان يك مسلمان خستگي ناپذير و يك سرباز فداكار به خوبي مشهود است.

براي مطالعه بيشتر كتاب زير رهنمون شماست.

"فروغ ابديت"، تأليف استاد جعفر سبحاني، قم: موسسه امام صادق(ع).

با آرزوي توفيق.

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 مرداد1385;ساعت ;  توسط م.حسینی;  | 

میلاد باسعادت

نخستین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت

حضرت مولی الموحدین امیرالمؤمنین

حضرت علی (علیه السلام)

بر عموم شیفتگان و محبان آن امام همام

گرامی باد.

میلاد نور مبارک

 

Download

Play

اکبري

امير المومنين امام متقين

Download

Play

اکبري

امام و رهبر و مولا علی

Download

Play

اکبري

قشنگ تر از . . .

Download

Play

اکبري

خدا هم به عي مينازد

Download

Play

اکبري

حيدر حيدر

Download

Play

سيب سرخي

چشم و ابروي علي . . .

Download

Play

سيب سرخي

حيدر مدد

Download

Play

سيب سرخي

نور خدا یا علي

Download

Play

سيب سرخي

ساقي مردان مي پرست

Download

Play

سيب سرخي

شاه نجف

Download

Play

طاهري

علي مرتضي حيدر

Download

Play

طاهري

حق با تو و تو با حق

Download

Play

طاهري

همه جا دنبال تو

Download

Play

طاهري

جلوه ازل يا علي

Download

Play

طاهري

من کيم باب المراد

Download

Play

طاهري

منم غلام تو يا علي

Download

Play

کريمي

علي اي هستي من

Download

Play

کريمي

امير المومنين

Download

Play

کريمي

دل و دلبر مصطفي آمد

Download

Play

کريمي

دل من اسير نام حيدر

Download

Play

حبيبي

علي علي يا علي

Download

Play

حبيبي

تو فرشته باب و . . .

Download

Play

سازور

دارايي دلم تويي يا علي

Download

Play

سازور

وحده لا اله الا هو

Download

Play

خلج

ساقي کوثر يا حيدر

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 مرداد1385;ساعت ;  توسط م.حسینی;  | 

بسم رب المهدی

قابل توجه همشهریان عزیز خدابنده

نظر به استقبال همشهریان گرامی از طرح مسابقه اینترنتی کلام نور به اطلاع عزیزان برسانیم مسابقاتی نیز ویژه عید سعید مبعث و سال پیامبر اعظم (ص) و همچنین مناسبت های بعدی البته در شکل های متنوع خواهیم داشت. منتها به خاطر کمبود امکانات اطلاع رسانی این مسابقات فقط از طریق وبلاگ خواهد بود و تبلیغات خانه به خانه (همانطور که در مورد میلاد حضرت علی (ع) مشاهده فرمودید) به علت هزینه بالا امکان پذیر نیست. مشتاقانه منتظر دیدن نظرات و پیشنهادات شما عزیزان در پربارتر شدن برنامه های هیأت محبان اهل بیت(علیهم السلام) و همچنین وبلاگ این هیأت می باشیم.

 

برای تعجیل در فرج آقا امام زمان (عج) 

 

و پیروزی حزب الله لبنان

 

صلوات بفرستید.

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 مرداد1385;ساعت ;  توسط م.حسینی;  | 

 
بسم رب المهدی ارواحنا الفداه
سلام بر مهدی فاطمه سلام بر منتظران حضرتش
 
هممون کم و بیش سخنرانی مشهور شهید مطهری رو در مورد مساله ی فلسطین شنیده ایم 
 
و هممون حدیث نبوی با مضمون اینکه «هرکس صدای فریاد مسلمانی را بشنود و به کمک او نشتابد مسلمان نیست» را هم شنیده ایم
.
امروز مظلوم ترین مسلمانانی که با فریاد دادخواهیشان از ما کمک می طلبند مردم بی پناه فلسطین و لبنان هستند
.
کمک های مختلفی می شود کرد از جمله: شرکت مستقیم در جبهه های نبرد با اسرائیل، اعلام حمایت از طریق راهپیمایی ها بیانیه هاو ...، بالابردن اطلاعات خود و کمک به آگاه کردن دیگران در نشان دادن چهره ی کریه صهیونیسم و ...
اما شاید راحتترین راه کمک که از عهده ی همه در هر شرایط و با هر توانایی بر می آید و شاید به همین دلیل، حداقل وظیفه ی همه ی ما باشد کمک مالی به مظلومین مقاوم فلسطین است.
 
چند روز پیش وقتی با دوستانم راجع به تهذیب نفس صحبت می کردیم این مطلب یادآوری شد که یک کار کوچک خالصانه که تداوم داشته باشد به مراتب باارزش تر است از کار به ظاهر بزرگی که تداوم نداشته باشد همان جا صحبت از مساله ی فلسطین شد و به این نتیجه رسیدیم که هرکس وظیفه دارد در حد توان خودش کمکی را در نظر بگیرد و هرماه تا آزادی کامل سرزمین های اشغال شده توسط اسرائیل و
نابودی ۱۰۰٪ صهیونیسم، تحت هر شرایطی آن را بپردازد
 
در نظر بگیرید اگر فقط مردم ایران ماهیانه به طور میانگین نفری هزار تومن کمک
کنند هرماه یک کمک حدودا ۷۰ میلیون دلاری می شود
 
نظر شما چیه؟ شما هم درین طرح شرکت می کنید؟
 
در کشور ما پایگاه های زیادی برای کمک به مردم مظلوم فلسطین وجود دارند که مهمترین آنها کمیته ی امداد حضرت امام رحمة الله است . که کمک ها به دو صورت در کمیته امداد قابل پرداخت هستند . یکی اینکه مستقیما وجوه نقدی رو به شماره حساب ۱۱۷۶بانک ملی شعبه کمیته امداد واریز کنیم . دومی هم شماره حساب ۳۳۳۳بانک ملی شعبه پیام انقلاب هست که مخصوص کمک های ارزی هست
+ نوشته شده در  شنبه 14 مرداد1385;ساعت ;  توسط م.حسینی;  | 

وصف حال صاحب جود و کرم
 


 

در ماه ذيحجه سال 132 هجري با کشته شدن محمد بن مروان، دوران حکومت ظالمانه هشتاد و چهارساله بني اميه بر چيده شد.

بني اميه در طي سالهاي خلافت غاصبانه خود با همه توان سعي در کاهش نفوذ ائمه عليهم السلام در دل مؤمنان شيفته حق و حقيقت داشتند و در اين راه از هيچ قتل و شکنجه اي مضايقه نکردند.

وقايعي چون حادثه خونين کربلا، به شهادت رساندن مهاجرين و انصار در مدينه منوره و تخريب و سوزاندن بيت الله الحرام درمکه مکرمه از جمله رويدادهاي تأسف بار اين دوران سياه بود.

حکومت بني عباس در سال 132 هجري با به قدرت رسيدن ابوالعباس سفاح آغاز گرديد.

بني عباس که با بهره گيري از مظلوميت ائمه اطهار(ع) و شيعيان و تحريک احساسات مسلمانان و انتساب خود به ائمه (ع) به عنوان عموزادگان اهل بيت پيامبر(ص) به قدرت رسيده بودند، اين تصور را ايجاد نمودند که دوران سختي و محنت امامان و شيعيان به پايان رسيده است.

اما طولي نکشيد که بار ديگر ماهيت زبون عباسيان دين به دنيا فروش که در پس پرده هاي نفاق پنهان شده بودند نمايان گشت.

بني عباس نه تنها راه وفق و مدارا با ائمه عليهم السلام را پيشه نکردند، بلکه با حيله گري شيوه اي نوين را در مبارزه با خاندان اهل بيت عصمت و طهارت بنا نهادند.

بديهي است، ائمه اطهار(ع) نيز متناسب با تغيير رويه عباسيان، براي حفظ دين و ترويج اسلام ناب شيوه ديگري را اتخاذ کردند.

پس از حادثه کربلا، تبيين سيره پيامبراکرم(ص) و فرهنگ تشيع که از سوي امام سجاد(ع) در قالب ادعيه و اذکار و سپس توسط امام محمد باقر(ع) و امام جعفر صادق(ع) در برپايي محافل درس و تأسيس حوزه هاي شيعه دنبال مي شد، در دوران امام موسي کاظم(ع) وارد مرحله اي حساس شد.

گرچه شهادت امام محمد باقر(ع) و امام صادق(ع) توسط خلفاي پيشين بني عباس صورت گرفته بود اما شهادت مظلومانه امام موسي بن جعفر(ع) تأثيري شگرف بر معادلات سياسي اجتماعي نهاد و عواطف مسلمانان خصوصاً شيعيان را سخت جريحه دار کرد. تا جايي که سياست خلفاي عباسي از اين تاريخ به بعد حول محور تحت نظر گرفتن ائمه در دايره اي خاص و رويکرد به عوامفريبي در ظاهرسازي خصوصاً نسبت به اظهار محبت به اهل بيت مي چرخيد.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 مرداد1385;ساعت ;  توسط م.حسینی;  | 

میلاد باسعادت

امام محمد تقی الجواد (ع)

بر عموم شیفتگان

و محبان آن حضرت

 گرامی باد

Download

Play

خلج

آمده ابن الرضا

Download

Play

حداديان

امام رضا عيدي ميده

Download

Play

منصور ارضي

گل رضا مولا

Download

Play

سازور

گل رخسار جواد

Download

Play

سازور

يا جواد ابن الرضا

Download

Play

باقري

گل زهرا خوش آمدي

Download

Play

واعظي

يا جواد الائمه گل زهرا

Download

Play

واعظي

روح ولايت

Download

Play

طاهري

مولا جواد

Download

Play

طاهري

تجلي شد جلوه دلبر

Download

Play

طاهري

بي مثال

Download

Play

طاهري

جانم شده شيدا

Download

Play

-

يا جواد الائمه

Download

Play

-

قدم تو مبارک است

Download

Play

-

ابن الرضا خوش آمدي

Download

Play

-

در مدح جواد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 مرداد1385;ساعت ;  توسط م.حسینی;  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 مرداد1385;ساعت ;  توسط م.حسینی;  | 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 مرداد1385;ساعت ;  توسط م.حسینی;  | 

ختم صلوات

به نیت

سلامتی و تعجیل در ظهور

امام زمان مهدی موعود 

عج الله تعالی فرجه الشریف 

و پيروزي حزب الله لبنان

برای شرکت در این طرح روی لینک زیر کلیک کنید:

http://www.salavaat.com

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 مرداد1385;ساعت ;  توسط م.حسینی;  | 

فصل اول: پــدران و نــیــاکــان(بطور خلاصه)
1. ابراهیم خلیل علیه السلام قسمت دوم
ابراهیم برای راهنمایی بابلیان به بابل رفت تا آنان را از بت پرستی برهاند. در آنجا با ستیزه و لجاج رو به رو شد.
 بدبختی بزرگ بشر تعصب اوست. تعصب است که بشر بینا و شنوا را کور و کر می سازد! چشم دارد ولی نمی بیند، گوش دارد ولی نمی شنود، فهم دارد ولی نمی خواهد بفهمد! بلکه فهم خود را می کوبد!
 تعصب، گونه ای است از بیماری روحی، اگر این بیماری در بشر نبود، بشر یک جا و یک دین، حقیقت بین شده بود، اختلاف مذهبی رخ نمی داد. جنگ ها و کشتارهای مذهبی در کار نبود و جامعه بشریت یگانه بود... .
 بابلیان سخنان ابراهیم را می شنیدند ولی نخواستند باور کنند. می دانستند چه می گوید ولی از این دانسته بهره نمی گرفتند. نَمرود پادشاه بابل که خود را معبود و بت قرار داده و نام خدا را بر خود نهاده بود از ابراهیم پرسید:«خدای تو کیست؟»
 ابراهیم پاسخ داد:« خدای من کسی است که زنده می کند و می میراند.»
 نمرود گفت:« من هم زنده می کنم و می میرانم.»
 ابراهیم گفت:« همانا خداوند من خورشید را از مشرق طالع ساخته اگر تو می توانی آن را از مغرب برآور.»1
 نمرود خاموش شد و دم نزد، ولی به ستیزه ادامه داد.
***
 ابراهیم بت پرستان را چنین راهنمایی می کرد:
 ... پرستش بت غلط است، کسی را باید پرستید که خودتان را ساخته است و هستی را به شما بخشیده. کسی را بپرستید که آسمان ها و زمین را آفریده، خورشید و ماه و ستارگان را آفریده، جهان و جهانیان را پدید آورده است.
 وقتی ابراهیم به بتکده ای قدم نهاد و آن را خلوت یافت، فرصت را مغتنم شمرد و شکستن بتهای کوچک را آغاز کرد و همگی را شکست و تبر را بر گردن بت بزرگ نهاد.2
 بابلیان که خدایان خود را چنان دیدند، به جستجوی بت شکن پرداختند و سرانجام ابراهیم را شناختند و دستگیر کرده، به بازجویی کشیدند!
 از او پرسیدند:«چه کسی این جنایات را مرتکب شده است؟!»
 ابراهیم گفت:« چرا از من می پرسید؟ از خود بت بپرسید، آنها اگر قادر بر سخن باشند خواهند گفت که این کار را که کرده، بلکه بت بزرگ این کار را کرده تا قدرت خود را بنمایاند.»3
 در برابر این منطق قوی ابراهیم، دادگاه فرمایشی واماند و ندانست که چه کند، ولی تعصب نگذاشت سخن حق این مرد بزرگ را بپذیرند.
  رهنمودهای ابراهیم سودی نبخشید، بابلیان هم چنان به بتهای خود عشق می ورزیدند و در جهل و نادانی لجاجت می کردند! لجاجت یکی از بدبختی های بشر است.
 سرانجام دادگاه ابراهیم را به سخت ترین مجازات محکوم کرد: در آتش انداختن و سوختن و خاکسترش ساختن!4 بیابانی از آتش برافروختند که از همه جای آن آتش زبانه می کشید، شدت حرارات آتش به اندازه ای بود که کسی نمی توانست بدان نزدیک شود! ... از منجنیق استفاده کردند، ... ابراهیم را در منجنیق گذاردند و به سوی آتش پرتاب کردند.
 بلافاصله فرمانی عظیم از سوی فرستنده ابراهیم خطاب به آتش صادر شد:« ای آتش بر ابراهیم سرد و سلامت شو.»5
 به یکدم، دریای گدازان آتش، گلزار و گلستان گردید و ابراهیم در آن بیاسایید.
... هنگامی که ابراهیم را برای پرتاب در منجنیق نشاندند، جبرئیل بر حضرت نازل شد و عرض کرد:« نیازی دارید و فرمایشی هست؟»
پاسخ شنید:« با تو کاری ندارم.»
عرض کرد:« برای خدا پیامی داری تا برسانم؟» پاسخ شنید: « خدای من، حال مرا بهتر از من می داند.»
 این است مقام رضا و تسلیم در برابر حق که ابراهیم بدان رسید.
 
 ادامه دارد...
   پی نوشت :
  1. بقره آیه 258.      2. انبیاء آیه 58.       3. همان، آیات 61 ـ 62.        4 و 5. همان، آیات 68 ـ 69.
+ نوشته شده در  دوشنبه 9 مرداد1385;ساعت ;  توسط م.حسینی;  | 

 
 پرسش : آیا حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از زمان ظهور خویش آگاهی دارد؟
 
   پاسخ : با توجه به این مسئله که امامان معصوم سلام الله علیهم از عالم غیب خبر دارند و در مواقع نیاز و ضرورت مطالب و حقایقی را دریافت می کنند، می توان گفت که خداوند از این طریق هنگامه ظهور را به مهدی موعود ارواحنافداه الهام می فرماید: چنانکه امام صادق علیه السلام می فرمایند:« امامی از ما غایب می شود، پس چون خداوند اراده کند که او را آشکار و ظاهر گرداند، اثری در دل وی پدید می آید پس به این گونه به امر پروردگار ظاهر می گردد.»1
 
علاوه بر این؛ در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است:« خداوند، قبل از وفات پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم مکتوبی بر او نازل کرد و فرمود: ای محمد! این است وصیت من به سوی نجیبان و برگزیدگان از خاندانت. پیغمبر اکرم گفت: ای جبرئیل! نجیبان چه کسانی هستند؟ فرمود: علی ابن ابیطالب و اولادش علیهم السلام. بر آن مکتوب چند مهر از طلا بود، پیامبراکرم(ص) آن را به امیرالمؤمنین علی(ع) داد و دستور فرمود: که یک مهر آن را بگشاید و به آنچه در آن است عمل کند، امیرالمؤمنین علی(ع) یک مهر را گشود و به آن عمل کرد، و... و همچنین امام موسی بن جعفر به امام بعد از خود می دهد، و تا قیام حضرت مهدی(عج) این چنین ادامه دارد.»2
 
از این جهت بعید نیست که امام غایب(ع) از زمان وقت ظهور خویش را توسط این وصیت مکتوبی که به عنوان دستورالعمل نزد ایشان است مطلع شود. و ای بسا از جانب پیامبراکرم(ص) و امامان معصوم(ع)، علایمی را برای حضرتش معین کرده باشند و با ظهور آن علایم، امام به وقت ظهورش آگاه شود. چنانکه رسول خدا(ص) فرموده است:« هنگامی که موقع ظهور مهدی عجل الله تعالی له الفرج شود، خدای تعالی، شمشیر و پرچم او را به صدا درآورده و می گویند: ای دوست خدا! به پا خیز و دشمنان خدا را به قتل برسان.»3
 
 پی نوشت :
 1. مهدی موعود، ترجمه و نگارش علی دوانی، ص262.
 2. اصول کافی، مرحوم کلینی، ج1،ص280.
 3. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج2، ص 311.
 
 
 جهت سلامتی و تعجیل در فرج
 
امام عصر ارواحنا فداه
 
صلوات بفرستید...
+ نوشته شده در  سه شنبه 3 مرداد1385;ساعت ;  توسط م.حسینی;  | 

طی شد این عمر تو دانی به چه سان؟پوچ و بس تند چنان باد دمان.همه تقصیر من است این و خود می دانم که نکردم فکری،که تامل ننمودم روزی،ساعتی یا آنی که چه سان می گذرد عمر گران؟
کودکی رفت به بازی به فراغت به نشاط 
فارغ از نیک و بد و مرگ و حیات
همه گفتند:کنون تا بچه ست بگذارید بخندد شادان.که پس از این دگرش فرصت خندیدن نیست بایدش نالیدن.من نپرسیدم هیچ که پس از این ز چه رو نتوان خندیدن!نتوان فارغ و وارسته ز غم همه شادی دیدن!
همچو مرغی آزاد هر زمان بال گشادن!سر هر بام که شد خوابیدن!
من نپرسیدم هیچ که پس از این ز چه ره بایدم نالیدن؟!
هیچکس نیز مرا هیچ نگفت:زندگی چیست چرا می آییم..؟بعد از این چند صباح به چه سان باید رفت؟به کجا باید رفت؟با کدامین توشه به سفر باید رفت؟
من نپرسیدم هیچ،هیچ کس نیز به من هیچ نگفت.
نوجوانی سپری گشت به بهزی به فراغت به نشاط
فارغ از نیک و بد و مرگ و حیات
بعد از آن باز نفهمیدم من،که چه سان عمر گذشت؟لیک گفتند همه:که جوانست هنوز،بگذارید جوانی بکند،بهره از عمر برد،کامروایی بکند.بگذارید که خوش باشد و مست.بعد از این باز ورا عمری هست.
یک نفر بانگ برآورد که او از هم اکنون باید فکر آینده کند
دیگری آوا داد:که چو فردا بشود فکر فردا بکند.
سومی گفت:همانگونه که دیروزش رفت،بگذرد امروزش،همچنین فردایش
با همه این احوال من نپرسیدم هیچ که چه سان دی بگذشت؟آنهمه قدرت و نیروی عظیم به چه ره مصرف گشت؟
نه تفکر نه تعمق نه اندیشه دمی،عمر بگذشت به بی حاصلی و مسخرگی ...
چه توانی که زکف دادم مفت،من نفهمیدم و کس نیز مرا هیچ نگفت
قدرت عهد شباب میتوانست مرا تا به خدا پیش برد.
لیک بیهوده تلف گشت جوانی هیهات،آن کسانی که نمی دانستند زندگی یعنی چه-رهنمایم بودند،عمرشان طی می گشت بیخود و بیهوده.و مرا می گفتند که چو آنها باشم.که چو آنها دائم فکر خوردن باشم،فکر گشتن باشم،فکر تامین معاش،فکر ثروت باشم،فکر یک زندگی بی جنجال،فکر همسر باشم.کس مرا هیچ نگفت :
زندگی ثروت نیست،
زندگی داشتن همسر نیست
زندگانی کردن،فکر خود بودن و غافل ز جهان بودن نیست
من نفهمیدم و کس نیز مرا هیچ نگفت،ای صد افسوس که چون عمر گذشت معنیش می فهمم
حال می پندارم هدف از زیستن این است رفیق:
من شدم خلق که با عزمی جزم،پای از بند هواها گسلم
گام در راه حقایق بنهم
با دلی آسوده فارغ از شهوت و آز و حسد و کینه و بخل
مملو از عشق و جوانمردی و زهد
در ره کشف حقایق کوشم
شربت جرات و امید و شهامت نوشم
زره جنگ برای بد و ناحق پوشم
ره حق پویم و حق جویم و پس حق گویم
آنچه آموخته ام بر دگران نیز نکو آموزم
شمع راه دگران گردم و با شعله ی خویش،ره نمایم به همه،گرچه سراپا سوزم
من شدم خلق که مثمر باشم،نه چنین زائد و بی جوش و خروش
عمر بر باد و به حسرت خاموش
ای صد افسوس که چون عمر گذشت معنیش می فهمم
کین سه روز از عمر به چه ترتیب گذشتۀ
کودکی بی حاصل
 نوجوانی باطل
 وقت پیری غافل
به زبانی دیگر:
کودکی در غفلت
نوجوانی شهوت
در کهولت حسرت...
 
یا علی ع
التماس دعا
+ نوشته شده در  سه شنبه 3 مرداد1385;ساعت ;  توسط م.حسینی;  | 

 

تنها تو مانده‌اي

 

نصرالله!

 



شرم الشيخ كوفه است و


جنوب‌، نينوا!


دارد جنوب شبيه كربلا مي شود


مديترانه‌، فرات است


فرات‌، عباي توست!


براي اين همه زخمي


براي اين همه بي كفن


تنها رداي مهربان تو مانده است!


 


وگرنه اين سران


دشداشه‌هاشان را


پرچم صلح كردند و فروختند


شايد اگر نبود نفت مي‌جنگيدند


ديروز، ذوالفقار را


با قطعنامه‌ها


تاق زدند


امروز منتظرند


كه از قطعنامه‌ها


زمين و نان


فرشته و غلمان ببارد!


باريد!


و قطعنامه همين بمبي ست


كه دارد مي‌بارد!


جنوب غرق خون است و


غزه آهوي زخمي


تو تنها مانده اي نصرالله!


در خيبري به نام جنوب


و هواپيماها دارند خندق مي كنند و


كودكان زخمي تشنه اند


تو رفته اي از شريعه آب بياوري


در برابر چشم اين همه ماهواره جاسوسي


اوضاع روزگار بد نيست


از سران عرب


يكي با شمشيري از طلا بر كمر


دارد ريشش را خضاب مي‌كند و


يكي


هميشه در مواقع حساس


به سجده مي‌رود


شيخ فلان


تا دشداشه را عوض كند


شيخ الرشيد تا سان ببيند از برابر عكسش


شاه كوچك تا برگردد از تعطيلات آمريكايي


دير خواهد شد


نماد ارتش عربي


پليس مصراست


كه همچنان حمله مي كند به الازهر!


جان بولتون دارد پارس مي‌كند در سازمان ملل!


 

تنها تو مانده اي نصرالله!

 

پس شمشير را پس بگير و


اسب را پس بگير و


شريعه را پس بگير و


غيرت عربي را پس بگير


كه پادشاهان عرب


شيهه اسبان مرده‌اند

 

 

 

 

براي ديدن تصاوير جنايات اسرائيل در لبنان اينجا را کليک کنيد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 مرداد1385;ساعت ;  توسط م.حسینی;  | 

فإن حزب الله هم الغالبون

 

 اللهــــم عجل لولیک الفــــــرج

 

خدایا به حق حضرت زهرا سلام الله علیها

 

شیعیان لبنان را در برابر ظالمان اسرائیلی

 

  پیروز گردان

 

رفقا دعا یادتون نره

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 مرداد1385;ساعت ;  توسط م.حسینی;  |