زندگینامه شهید دستغیب که زبان خود شهید نقل شده در سالگرد شهادت ایشان یعنی ۲۰ آذر به همرا خاطراتي خواندني در پی میآید.
بسم الله الرحمن الرحيم بنده سيد عبدالحسين دستغيب، پدر ما مرحوم آقاي سيد محمد تقي دستغيب تولد بنده روز عاشوراي محرم 1332 مطابق با 1922 شمسي.
بنده تا سن 1343 ﻫ . ق كه پدرمان مرحوم شد مقداري از مقدمات را خدمت ايشان ميخواندم بعد از فوت والد كه تقريباً 11-12 ساله بودم تحصيلات را در شيراز ادامه دادم كه عبارت بودند از صرف و نحو بيان و منطق فقه و اصول...
آن دوران به علت اينكه مصادف بود با اوايل سلطنت رضاخان قلدر ملعون و جنگ با روحانيت واز بين بردن روحانيت و ضديت با آن نميگذاشتند كسي طلبه شود و تحصيل علم بكند، و با فشارهاي زيادي كه ميآوردند كمتر كسي ديگر حاضر ميشد تحصيل علم كند و در رشته طلبگي بيايد . به طوري اين ملعون جو را بر عليه روحانيت درست كرده بود كه ميگفتند روحاني عضو فلج اجتماع است و در نتيجه كسي اصلش رغبت خواندن درس طلبگي نكند ، لكن در همان حال خداي تعالي شوقي عنايت كرده بود كه ما به همه سختيها ساختيم و با همه فشارهايي كه تحمل كرديم و بحمدالله تحصيلات را ادامه داديم و در همان اوقات هم دوش به دوش تحصيلات كه ميكرديم در مسجد باقرخان آنجا نيز بعد از نماز به تبليغ اسلام و بر عليه دستگاه پهلوي مشغول بوديم و لذا در همان وقت هم چندبار ما را در زندان كردند و يك دفعه هم بناشان تبعيد بود و بعد فشار آوردند كه اصلش بايد از روحانيت بيرون بروي و 24 ساعت مهلت دادند كه بنده خود را خلع لباس كنم و از روحانيت بيرون روم و مسجد و منبري نباشم.
بنده بناچار رفتم نجف اشرف البته اين هم وسيلهاي بودكه خداي تعالي خيري ميخواست براي ما كه آنجا مشرف شويم. درآنجا مدتي خدمت آيت الله شيخ محمد كاظم شيرازي و مرحوم آيت الله اصطهباناتي خدمت اين بزرگان استفاده ميكردم تابعد از شهريور 20 و سقوط پهلوي در سن 21 به شيراز مراجعت كردم . به شيراز كه آمديم دوستان آمدند براي اينكه در مسجد جامع عتيق اقامه جماعت بشود و منبر در آن برقرار گردد.
زيرا اين مسجد جامع عتيق در آن وقت از طرف پهلوي دستور داده شده بود كه تمام مصالحش را بفروشد و دوستان آمدند كه اگر بشود اينجا را يك ادارهاي بكنند شبستانها و صحن مسجد تمام خراب شده بود و ديگر كسي مانع نشد و ما هم رفتيم شبستان وسط را براي انجام برنامهها آماده كرديم كه الحمدلله اجتماع مومنين در آنجا روز به روز زيادتر ميشد و هر روز مقداري از سطح مسجد را تسطيح ميكردند كه بشود نماز خوانده شود بعد هم در ماه مبارك تشويق كرديم مردم را به اينكه از نماز يك ساعت تفسير قرآن مجيد و بيان اخلاق و قواعد و ... داشته باشيم و وقتي از سنه 42 كه حضرت امام خميني اطال الله عمره الشريف در قم نهضت فرمود و امر فرمود كه همه قيام كنند ما هم اجابت كرديم و در اينجا مشغول شديم به مبارزات و آنپيشامدهائي كه شد.
شب قبل از شهادت
از قول همسر شهيد آيت الله دستغيب نقل ميگردد:
كه ايشان شب جمعهاي كه فرداي آنروز به شرف شهادت نائل شده و به لقاءالله شتافت دچار حالتي كم سابقه شده و مضطرب بنظر مي رسيدند و آن شب را تا صبح در رختخواب غلطيده و بخواب نميرفتند . اضطراب آن شهيد بزرگوار بحدي بود كه توجه همسرش به وي جلب شده و علت اضطراب را جويا ميشود شهيد آيت الله دستغيب خطاب به همسرش اظهار ميدارد فردا صبح سري ميگويمت.
صبح آن شب وي هنگام عزيمت براي اقامه نماز دشمن شكن جمعه برخلاف معمول عطر زيادي مصرف نموده و خودرا خوشبو و معطر مينمايند وباز هم بر خلاف دفعات پيش هنگام رفتن با علامت دست رفتن خود را اعلام ميكنند و به نقل از يكي از پاسداران ايشان هنگامي كه از آستانه قدم به درون كوچه ميگذارند آيه شريفه انا لله و انا اليه راجعون را تلاوت ميكنند و بيش از چند قدم از منزل دور شده دچار حادثه و شهيد ميگردند
|
اگر حجاب ظهورت حضور پست من است
|
![]() |
فتوای جدید آيت الله مكارم شيرازي برای مقابله با خالی بودن مساجد: براي حضور بانوان در مساجد اذن شوهر لازم نيست
آيت الله مكارم شيرازي با اشاره به وضعيت فعلي مساجد كشور گفت:" اميدواريم مساجد از وضعيت فعلي بيرون آيد و به يك كانون و پايگاه اسلامي تبديل شود… در شرايط فعلي ''مسجد زن''، خانه نيست بلكه مساجد است و حتي بدون اجازه شوهر مي توانند در مساجد حضور يابند". به گزارش خبرگزاري شبستان از قم، آيت الله مكارم شيرازي روز گذشته در ديدار با مسئول ستاد عالي كانون هاي فرهنگي و هنري مساجد كشور با اشاره به وضعيت فعلي مساجد كشور گفت: اميدواريم مساجد از وضعيت فعلي بيرون آيد و به يك كانون و پايگاه اسلامي تبديل شود.


