تبليغاتX
هیأت محبان اهل بیت(ع) خدابنده



مراسم سخنرانی و عزاداری دهه دوم محرم

 

سخنرانان :

حاج آقا طهماسبی- حجه الاسلام جهانگیری- حجه الاسلام بیگدلو-

 شیخ حسن بیگدلی - حجه الاسلام گروسی و مسلم فیضی

 

مداحان:

کربلایی نجات کرمی - بیت اله گلمحمدی- صفر علی رجبی و حسن محمدی

 

زمان :

۱۳ محرم   الی  ۲۱ محرم

 

شروع مراسم:

ساعت ۸ شب

مکان :

میدان شهدا - سالن اجتماعات بنیاد شهید  

از کلیه عاشقان ابا عبدالله الحسین (ع) دعوت می گردد در این مراسم

معنوی شرکت فرمایند

امور فرهنگی هیئت محبان اهل بیت(ع)

+ نوشته شده در  جمعه 28 دی1386;ساعت ;  توسط م.حسینی;  | 


لبخند وصال

عاشورا

تاسوعا‌

هرم‌گدازان آفتاب، تاب از همه ربوده است. یک‌سو قهقهه و همهمه و دیگر سو ضجه و زمزمه. اسبان شیهه در شیهه و یال در یال با سمضربه‌های خویش، طبل خطر را فرو می‌گویند.

امروز تاسوعاست. آرامش قبل از طوفان، نگین خیمه‌های حسین در حلقه‌ اهریمنی سپاه عمر سعد است.

آسمان شاهد اشک کودکان، ضجه لب تشنگان و استغاثه و مناجات حسین است.

امروز دمی رها از غوغای صحنه بویناک خطر، در کنار خیمه‌ها، حسین بر نیزه تکیه می‌زند. خوابی آرام چشمانش را می‌رباید و ناگهان صدای زینب بیدارش می‌کند.

در نگاهی که دنیا رنگ باخته و خدا خانه ساخته دو خورشید از جنس ایمان می‌درخشد.مردان اراده و فتوت، شرافت و عزت، صولت و صلابت، کانون جانشان شررخیز و نفسشان از عبادت، عطر‌آمیزست. آینه شفاف دلشان مهبط انوار خداست و مرغ روحشان بی‌تاب وصل کوی کبریاست.

برادر! شیهه اسب‌ها و همهمه دشمنان را که به ما نزدیک می‌شوند می‌شنوی؟ امام با چهره‌ای چون گل شکفته و چون آفتاب درخشان، خطاب به خواهر، خواهرم! رسول خدا را در خواب دیدم. می‌گفت لحظه موعود نزدیک است.

برادر به آرامشش دعوت کرد که خواهرم طریق حق است، استقامت باید، هنوز مصیبت‌ها در پیش است؛ آوارگی، تنهایی، خیمه‌های به آتش کشیده، عبور از ساحل دریای آرام خون برادر، از کناره قتلگاه، دیدار 72 آفتاب بر نیزه، خرابه شام، مجلس یزید، لب‌هایی بازیچه چوب جلاد، رخساری خاکستر گرفته از تنور خولی، شماتت و تمسخر و تازیانه و سنگ، خواهر صبر کن.

امروز تاسوعاست، هنگامه غروب، عمر سعد به خیمه‌ها نزدیک می‌شود. امام در محاصره نظامی و اقتصادی است. آبی نیست و کودکان را تابی. اما اباالفضلش را می‌خواند. برادرم به اینان بگو امشب، عاشقان را مهلتی دهید تا به نماز و عبادت و قرآن بگذرانند؛ قرآن نور چشمان من است، بگو بگذارند امشب در سیلاب اشک و ترنم آبشار دعا، غسل عشق کنیم و صبح‌گاه، رکعتان عشق بگزاریم.

امشب، شب عاشور است.

در نگاهی که دنیا رنگ باخته و خدا خانه ساخته دو خورشید از جنس ایمان می‌درخشد. مردان اراده و فتوت، شرافت و عزت، صولت و صلابت، کانون جانشان شر رخیز و نفسشان از عبادت، عطر‌آمیزست. آینه شفاف دلشان مهبط انوار خداست و مرغ روحشان بی‌تاب وصل کوی کبریاست.

بی‌تاب‌تر از آب، پرشتاب‌تر از طوفان، شوق دریا دارند.

عطش وصل، عطش از یادشان برده است و شوق دیدار، صحنه پیکار را فراموششان ساخته.

غبار ترس و واهمه، اضطراب و دلهره، تردید و وسوسه از افق جانشان زدوده شده است چشم‌ها همچون حرکت یک منظومه برگرد خورشید نگاه امام می‌چرخد. او هر چه بگوید همان است.

همه یاران بر میثاق تاکید و پیمان و عهده خویش تجدید می‌کنند. جدالی مقدس در میان یاران حسین (ع) آغاز می‌شود؛ جدال مقدس سبقت. هر کس می‌کوشداولین شهید باشد. همه می‌کوشند نخستین عابر قنطره (پل) شهادت باشند و این خواهش نگاه همه یاران حسین (ع) است.

حبیب، استوار و نستوه گام پیش می‌نهد، خطوط چهره‌اش و پیشانی بلند و پینه بسته‌اش، داستان 70 سال عبادت و رشادت و تهجد و تعبد در خویش دارد. نگاهش مثل دو شعله و قامتش به شکوه کوهساران، به سخن می‌ایستد.

ای فرزند دختر پیامبر! اگر هفتاد بار بمیرم، زنده‌ام کنند، بسوزانند، خاکسترم سازند، بر بادم دهند، باز زنده‌ام کنند، جانفشان رکاب توام. امام لبخند می‌زند.

زهیر بر می‌خیزد، او نیز متین و مطمئن سخن می‌آغازد.

عزت شهادت را به مذلت حیات نکبت بار در نظام جنایت معاوضه نمی‌کنم.

سخن مثل آتشفشان، مثل سیلاب اما به لطافت نسیم، به سبکبالی و روشنی آفتاب جاری است. همه یاران بر میثاق تاکید و پیمان و عهده خویش تجدید می‌کنند. جدالی مقدس در میان یاران حسین (ع) آغاز می‌شود؛ جدال مقدس سبقت. هر کس می‌کوشد اولین شهید باشد. همه می‌کوشند نخستین عابر قنطره (پل) شهادت باشند و این خواهش نگاه همه یاران حسین (ع) است.

امام پاسخ‌شان می‌دهد: شما بهترین و برترین صحابه و همراهانی هستید که تاریخ به خود دیده و خواهد دید. صبر کنید، وعده دیدار نزدیک است. تبسمی آرام بر چهره یاران می‌نشیند. افق نیز منتظر تبسم خورشید است.

منبع:

محمد رضا سنگری، سوگ سرخ

+ نوشته شده در  جمعه 28 دی1386;ساعت ;  توسط م.حسینی;  | 

پخش مستقيم حرم ابا عبد الله

 

+ نوشته شده در  جمعه 28 دی1386;ساعت ;  توسط م.حسینی;  | 

استاد رضا الهي محرم 84
سخنراني 1 Play Download
سخنراني 2 Play Download
سخنراني 3 Play Download
سخنراني 4 Play Download
سخنراني 5 Play Download
سخنراني 6 Play Download
سخنراني 7 Play Download
سخنراني 8 Play Download
سخنراني 9 Play Download
سخنراني 10 Play Download
سخنراني 11 Play Download
سخنراني 12 Play Download

 

 

دکتر رحيم پور ازغدي
سخنراني 1 Play Download
سخنراني 2 Play Download
سخنراني 3 Play Download

 

 

حجة الاسلام پناهيان
سخنراني 1 Play Download
سخنراني 2 Play Download
سخنراني 3 Play Download
سخنراني 4 Play Download
سخنراني 5 Play Download
سخنراني 6 Play Download

+ نوشته شده در  جمعه 28 دی1386;ساعت ;  توسط م.حسینی;  | 

مداحی های جدید

محرم (حمید علیمی) من و جداییت ای دلربا خدا نکند ، غم تو و دل ما و بلا خدا نکند [1244 کلیک]

محرم (حمید علیمی) غم عشقت تو دل من عمری که لونه کرده - دوری از کربلاتون ماهارو دیونه کرده [1247 کلیک]
محرم (حمید علیمی) ماه می گوید حسین با آه می گوید حسین - آیه آیه حضرت الله می گوید حسین [1033 کلیک]
محرم (حمید علیمی) حسین آمد به میدان علی اصغر در آغوشش، علی لای لای [691 کلیک]
محرم (حمید علیمی) از حرم تا به حرم از اباالفضل و حسین ، اسم اینجای قشنگ شده بین الحرمین [763 کلیک]
محرم (حمید علیمی) نفس نفس زدن من فقط برای حسینه ، تپش تپش توی قلبم فقط دعای حسینه [512 کلیک]
محرم (حمید علیمی) آه و واویلا ، آه واویلا ، کربلا غوغا ، ماتم سرا شد [605 کلیک]
محرم (حاج منصور ارضی) روضه پریشانی کودکان حرم در شب شام غریبان [493 کلیک]
محرم (حاج منصور ارضی) روضه حضرت زینب و فرزندانش [260 کلیک]
محرم (حاج منصور ارضی) روضه حضرت عبدالله ابن حسن [186 کلیک]
محرم (مجید بنی فاطمه) غریب ارباب، غریب ارباب، منو دریاب، منو دریاب [371 کلیک]
محرم (مجید بنی فاطمه) عمه توام بیا و ببین، افتاده عمو جون رو زمین ، ببین چه خاکی شده به سرم، وقتشه که به کمکش برم [356 کلیک]
محرم (مجید بنی فاطمه) ازتوی چشمام، بارون فاصله ها، تو دلم حرم می سازم، به یاد کرب بلا [380 کلیک]
محرم (مجید بنی فاطمه) شبی صوت تو دلگیر ، خودم بودم و قلبی که ز غم بسته به زنجیر [240 کلیک]
محرم (مجید بنی فاطمه) صدای سوز گریه میاد تو دشت ماتم ، زبون گرفته خواهر میان خیمه غم [250 کلیک]
محرم (سعید حدادیان) روضه حضرت علی اصغر [204 کلیک]
محرم (سعید حدادیان) روضه حضرت ام البنبن و حضرت عباس [226 کلیک]
محرم (سعید حدادیان) روضه حضرت علی اکبر [162 کلیک]
محرم (سعید حدادیان) روضه حضرت اباعبدالله حسین [270 کلیک]
محرم (سعید حدادیان) روضه حضرت زینب و فرستادن پسران حضرت زینب به میدان نبرد [165 کلیک]
محرم (عبدالرضا هلالی) دار المجانین حسین ، می خانه اهل ولاست ، جنت برای عاقلا ، ما را هوای کرب بلاست [249 کلیک]
محرم (عبد الرضا هلالی) اگه من ای خدا خوبم و یا بد ، عشق یارم تو سینم نداره حد ، کربلا اگه نمی تونم برم من ، اما دلتنگ که میشم می رم به مشهد [308 کلیک]
محرم (عبدالرضا هلالی) می میرم یک روز می گم شهادتین ، می سوزم فقط میگم حسین حسین [552 کلیک]
محرم (عبدالرضا هلالی) اصغر من کی به زبان آمده ، حرمله با تیر و کمان آمده ، ارض و سماء شد ز غمت غرق خون... [204 کلیک]
محرم (عبدالرضا هلالی) از رسم زمونه خستم ، در کویت بنده‌ای پستم ، تا مرگم پای تو هستم [224 کلیک]
محرم (عبالرضا هلالی) بیرق به پا کنید شد ماه شور و شین ، عرش خدای حی شد هیئت حسین [343 کلیک]
محرم (عبدالرضا هلالی) همرو مست خودت کردی ، دیونه گنبدت کردی ، مثل پرچمت پر از احساس ، حک شده روی دلم عباس [195 کلیک]
محرم (عبدالرضا هلالی) دل زینب همه خونه ، بی بی معمار جنونه ، چهره کبود بی بی ، خورشید هفت آسمونه [216 کلیک]
محرم (عبدالرضا هلالی) همه عالم میدونن که ملک آسمونن ، این شبهای آخر تو خرابه ها می مونن [402 کلیک]
محرم (عبدالرضا هلالی) ثار الله حسین یل زینب – شده مجنون دل زارم ، شده پر خون دلم، دل زارم [357 کلیک]
محرم (محمود کریمی) میاد از تو صحرا یک کاروان پر ماتم ، با پرچمی که نوشته کاروان محرم [901 کلیک]
محرم (محمود کریمی) روی تو را به چشم دل از سر دار دیده ام ، جانب مکه پر زند جان به لب رسیده ام [334 کلیک]
محرم (محمود کریمی) واسم نگاهت نفسه ، نفس بدون تو بسه ، بزار بیام کرب و بلا ، که بی تو دنیا قفسه [631 کلیک]
محرم (محمود کریمی) وقتی در آن غوغا در ظهر شور انگیز آن صحرا ، بوی شبیه عطر یاس آشنایی پیچید [482 کلیک]
محرم (محمود کریمی) زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم ، ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم [258 کلیک]
محرم (محمود کریمی) در هاله ای از شور می آمد از بالای عالم سفره ای از نور ، می گشت جاری خطبه ای عشقی در پای آن سفره [219 کلیک]
محرم (محمود کریمی) اگه یتیم گریه کنه می لرزه عرش خدا ، صدای بابام می رسه عزیز بابا بیا [592 کلیک]
محرم (محمود کریمی) بر خیمه تشنه از خشکی لبهای یک مادر ، بر دست و پایی کودکی بی حال ، بوسه می بارید [224 کلیک]
محرم (محمود کریمی) دلم اسیر چشاته ، چشات به موج فراته ، یک قطره آب دواته ، علی لای لای [475 کلیک]
محرم (محمود کریمی) می سوخت سیمرغی در آتشی از هیزم غیرت ، وقتی ترک های لب ارباب خود می دید می سوخت از حسرت [240 کلیک]
محرم (محمود کریمی) مدد اگه حیدر کنه غوغا میشه به مولا ، آقا اگه لب تر کن دل میزنم به دریا [264 کلیک]
محرم (محمود کریمی) در اوج سرمستی هر کس امیدی داشت ، وقتی که می دیدند از بین دو انگشت مبارک جایگاه سبز فردا را [201 کلیک]
محرم (محمود کریمی) انگار یکی میون قلب منه ، ای وای یکی داره صدام میزنه – میگه بیا حسین مادر نداره ، بیا به کربلا حسین مادر نداره [374 کلیک]
محرم (محمود کریمی) گفت ارباب که اینجا همان وعده گه یار ، شفا بخش سینه غمبار بیایید و گشایید [493 کلیک]
محرم (محمود کریمی) کاش صیاد چنین تا نکند ، بیش از این تیغ به تن جا نکند ، کاش بر حال من و این گلها زینب از دور تماشا نکند [258 کلیک]
محرم (محمود کریمی) قد کشیده اگر شاخه شمشادم ، بر سر نی شده حجله دامادم [254 کلیک]
محرم (محمود کریمی) ساعتی رفته ولی هیچ خبر نیست از او ، آه کجا رفته عمو ، دیر کرده شده چند دلشوره زده مانده نفس بین گلو [352 کلیک]
محرم (محمود کریمی) کسی ندیده آه و زاری تو ، جونم فدای استواری تو ، نمون تو خیمه خواهر صبورم... [270 کلیک]
محرم (جواد مقدم) آه ارباب دلم آتیش گرفته ، می سوزه که کربلا نرفته ، در دلم تو سینه ام نهفته [342 کلیک]
محرم (جواد مقدم) چو گیسوی خود پیچ و تابم بده ، ز جام جمالت شرابم بده [564 کلیک]
+ نوشته شده در  شنبه 22 دی1386;ساعت ;  توسط م.حسینی;  | 

بسم الله الرحمن الرحيم
هيئت عليه هيئت ـ 15/6/82
كانون فرهنگي رهپويان وصال ـ سخنراني سيد محمد انجوي نژاد

همان طور كه وعده داده بوديم ،‌ امشب بحث هيئت عليه هيئت رو داريم كه من خواهش مي كنم كه عزيزان خوب گوش بدهند و ان شاءالله بعد هم مبلغ باشند ،‌ همين طور منتقد و اگر بحثي هست ،‌ من خواهش مي كنم كه بگن صحبت كنيم ،‌ جواب بديم . به هرحال نظراتي كه اينجا گفته مي شه ، كاملاَ شخصيه . گرچه برداشت خودم هست از قضاياي مختلف ، اما احتمال خطا خيلي زياده . انسان ممكن الخطاست و يك خطريه يك در حقيقت مشكلي در اين امر بوده كه من اين بحث رو بيان مي كنم .
اهميت مجالس سوگواري وشادي اهلبيت(س):
اهميت مجلس سوگواري و شادي اهل بيت (س) در تاريخ تشيع ،‌ به كرات توسط علما ، بزرگان ، همچنين توسط كساني كه براي ما الگو هستند ،‌ ذكر شده . يكي از بالاترين و شايد بگيم حتي بالاترين فرد تاريخ بشريت بعد از معصومين (ع) كه حضرت امام (ره) باشند علي رغم همه درجات علمي و اون كياست و سياست و مصلحت انديشيشون كه همه توقع دارند كه خيلي ماورايي و خيلي منطقي و عقلي صحبت كنند تمام مسائل دين را يك طرف مي گذارند و مي گويند كه ما هرچه داريم ، از همين تو سر و سينه زدنها و از همين جلسات است و اگر اسلام زنده است ،‌ بخاطر اين مكتبه . از نظر تجربي بسيار راحت قابل اثباته ، خيلي از ماها كه گنهكار بوديم ،‌ از اين راه توبه كرديم . خيلي از ماها كه اهل خيلي از مسائل معنوي و حتي مادي نبوديم ، ‌از اين جلسات اين چيزها را گرفتيم و خيلي از ماها آدم شديم به يُمن وجود اين جلسات .
چرا هيئت عليه هيئت!؟
خُب ،‌دشمنان ما هم سالهاست دارند كاري مي كنند و چون كار مي كنند ، مي يان نقطه هاي قوت ما رو صدمه مي زنند . مثلاً از بعد از انقلاب به اين ور ، علي رغم اينكه خودشون الگو برداري كردند از كلمه “‌ولايت فقيه ” و سعي مي كنند در نظامهاي خودشون ،‌ بدون كه اسم ببرند يك همچنين سيستمي رو اجرا كنند ، از اين ور خيلي سعي كردند كه ما رو ازاين اصل دور كنند كه امام (ره) فرمودند كه تا ولايت باشد ، ما حفظ مي شيم . يكي از چيزهايي كه خيلي مؤثر و مهم بود و دشمنان جدي گرفته بودند ، از زمان مستر همفر تا الان و يكدفعه خيلي جدي گرفتند ، اين بحث آقا اباعبدالله (ع) است . كِي خيلي جدي گرفتند ؟ من همون زمان يك منبر 10 جلسه اي تحت عنوان سياست عاشورا صحبت كردم كه هم جزوه اش هست ، هم سي دي آن . و كاملاً‌مكتب امام حسين (ع) رو باز كرديم و انشاءالله اگر زنده باشيم عدالت عاشورا را در محرم بعدي ،‌ بُعدهاي ديگه اي،بُعدهاي حكومتي مكتب امام حسين (ع) رو باز مي كنيم . همون موقع من يك تكه كوچكي از صحبتهام اين بحث بود كه اون رو عرض مي كنم و بقيه اش هم توي اين دو سال يك سري تغيير و تحولاتي ايجاد شده عرض مي كنم . اون زمان چه اتفاقي افتاد ؟ اتفاق اين بود كه دهه محرم به نوروز خورد و بسيار تكيه كردند براين كه آقا ملّيت ، ملي گرايي ، نوروز ، سنت هاي ايراني ، چهارشنبه سوري و فلان و فلان ، ديد و بازديد ، سال تحويل، و ديدند حتي بي دين ترين فرد اين مملكت امام حسين (ع) را رها نكرد ، يكدفعه اينها خيلي ناراحت شدند ، اصلاً فكر نمي كردند . اونجا بود كه اولين سمينار براي بررسي اين نقطه قوت ايرانِ شيعه و لطمه زدن به آن در امريكا تشكيل شد كه در اين سمينار ‌عده اي از علماي وهابي و عده اي از متفكرين امريكايي دور هم نشستند و يك بررسي كردند ،‌ ببينند قضيه چيست ؟ غافل از اينكه با اين بررسي هاي مادي ، نمي توانند به اون ارتباط عاطفي غيبي شيعه با آقا اباعبدالله (ع) پي ببرند . گفتند آقا نمي دونيم چه خبره ، فقط مي دونيم اينها اسم حسين (ع) كه مياد ، خوب و بدشون همه چيز رو ول مي كنند . اينها نسبت به اهل بيت (س) يك حالت خاصي دارند و به قول شهيدِ بزرگوار علامه مطهري از لحظه تولد در باطن و بطنشون محبت اهل بيت سرشته شده . اينها درك نمي كنند ،‌ نمي فهمند يعني چه ، چون اينها با ديدگاه مادي نگاه مي كنند . اما كساني كه اونجا نشسته اند ، يك مقدار آدماي متفكري بودند . لذا گفتند بهترين راه لطمه زدن به اين نقطه قوت اين است كه ما بياييم و دقيقاً‌ يك آلترناتيسازي كنيم ، دقيقاً‌ مشابه همين جلسات رو درست كنيم و اينها آرام آرام جلسات رو از مسير اصلي اش خارج كنند . بحث هيئت عليه هيئت را به اين دليل اسمش رو گذاشتيم ، براي اينكه هيچ چي عليه هيئت نمي تواند مقابله كند ، مگر يك هيئت ديگه و كساني كه در اين مملكت پيروي كردند از سيستم اينها ، شايد 99% شون اصلا نمي دونند دارند چه كار مي كنند . يعني اگر همين بحث ان شاءالله با تبليغ شما و بچه ها كه دارند زحمت مي كشند كشوري بشود خيلي جاها از كشور كه من اين بحث رو كردم براي كادر و بقيه هيئت ها ، كلاً سيستمشون رو تغيير دادند . اينها يعني در حقيقت انسانهاي پاك ، انسانهاي مخلص ، انسانهاي باصفا ، اما جاهل . و دوستي هستند كه آب به آسياب دشمن مي ريزند . لذا ما به هيچ وجه به چشم دشمن به اينها نگاه نمي كنيم . يك درصدي هستند دارند به اين جماعت خط مي دهند ، اينها مغرضند و هيچ بعيد نيست اگر يك زماني در مملكت ما ، اين قدرت تشخيص بالا برود كه بابا اين نقطه قوت رو كه مقام معظم رهبري مي فرمايند ، تنها راه مقابله با شبيخون فرهنگي دشمن همين جلسات و هيئات مذهبي است ، اگر يك عده به اين عقلانيت برسند كه مراقب اين چيزها باشند ، اين خيلي خوبه . مثلاَ بنده اي كه آخوند هستم ، اگر الان يك “ واو ” رو اينور و اونور بگم ،‌دادگاه ويژه روحانيت است كه خوبه نظارت مي كنه بر كار من . اما يك مداح و يك هيئتي هيچ كس بر اون نظارت ندارد كه چي گفت ، چي كار كرد . هيچ كس هم برخورد نمي كنه . ولي ديگه اون قدر اين آش شور بشه كه سر و صداي آشپز هم در بياد . وگرنه زياد كاري ندارن .

ريشه اين ضعف چيست؟
خُب اين ضعف است . از چي شروع مي شه ،‌ از يك ريشه شروع مي شه و ريشه در اين هست كه عمر 57 ساله امام حسين (ع) خلاصه شود در چند ساعت صبح عاشورا . اين اولين قدمي است كه اشكال براي ما ايجاد مي كنه . يك سال يك هيئتي برنامه بگيرد ، توي اين يك سال ، از اين چند ساعت هيچ برنامه اي فراتر نداره ، فقط متن شعرها و سبكها فرق مي كنه . هيچ برنامه اي . دليلش چيه ؟ الان دليلش رو هم خدمتتون مي گم . خب قصد ما از اين بحث آيا به جان برخي هيئتها افتادنه ؟ نه ! در پيشگاه امام حسين (ع) ما قصد فضولي نداريم . ما داريم همه هيئتهاي كشور را كه خوبند ،‌ داريم سعي مي كنيم كه اشكالات رو برطرف كنيم تا خدايي نكرده ، اون بلايي رو كه برخي سر امام زمانِ ما در آوردند و امام زمان رو تبديل كردند به عامل تخدير ، رؤيا ، خواب و . . . اين بلا رو سر امام حسين (ع) در نياورند . بحث فقط همينه . هيچ دعوايي با كسي نداريم ، هيچ اسمي نمي بريم ، هيچ شخص خاصي مد نظرمون نيست ، يك فرهنگ رو داريم نقد مي كنيم ، اين فرهنگ ممكنه در جلسات خودمون باشه ، در جلسات خيلي از شما باشه ، در خيلي از جلسات كشور باشه ،‌ خيلي جاها هم نباشه . اين فرهنگ رو داريم نقد مي كنيم .
چگونگي جلسات مذهبي دركشور:
دو گروه جلسات مذهبي در كشور داريم : يك گروه كساني هستند كه بسيار افراط مي كنند در محبت ، درست آ . اصلاَ‌ من هنوز به انحرافات نرسيدم . درست . اينها فقط اهل اشك و عزاداري و سينه زني و بدون هيچ اشكالي و يك گروه فقط در معرفت ، سخنراني ، جلسه ، كلاس و در پايانش هم توسل و التماس دعا و هر دو گروه مشتريان خاص دارند و نمي توانند اين مشتريها رو جذب كنند . عشق و معرفت دو بال است كه اگر اين دو بال با هم حركت كنند بالا
مي ريم و اگر يك بال حركت كند ، دور خودمون مي گرديم و دور خود گشتن به معناي خسته شدن ، دلزدگي ، بريدن مستمع و رفتنش است . لذا اين جمعيتها هميشه توي يك حد ثابتي مي مونه . بالا نمي ره ، پايين مي ياد و همشون گله
مي كنند كه آقا حال تو جلسات نيست . اون يكي مي گه قدر ما رو نمي دونند ، علم مثلاً از بين رفته ابهت و عظمتش . حالا از ريشه و پايه كه بگذريم ، يك سري اعمال ظاهري رو مي خوايم نقد كنيم .
اشكالات چيست؟
حالا اشكالات چيه ؟
1ـ فرهنگي كه اين جلسات ترويج مي كنه ، مستمع را به سمت انزوا و گوشه گيري و از مردم بريدن منفي پيش مي بره . يعني مستمع يك جوري بار مياد كه يواش يواش حرفي براي عموم مردم نداره ، و حرفهاي عموم مردم رو هم بر نمي تابد ، تحمل نمي كند . مستمع تو يك وادي ميره كه در اين وادي ، آرزوهاش در چند بعد خلاصه مي شه . زيارت كربلا يعني زيارت يك مرقد . زيارت حرم حضرت عباس (ع) ، زيارت بين الحرمين ،‌ امام رضا (ع) و بساطي براي اشك ، گريه و تو سر و سينه زدن و ابداً هيچ راه حل و كانالي براي ارتباط با مردم نداره . همين دوتاكلمه حرفي رو كه مي زنم رو هم نمي تونه بزنه . اگر اين مستمع را ببري ، حتي اون مجري رو ببري تو يه محيطي كه اين محيط كاملا با اين فرهنگ
بيگانه اند ، ابدا نمي تونه ترويج كنه اين فرهنگ رو . مثلاً‌ از يكي از متوليان يكي از جلسات سؤال مي شه كه آقا به نظر شما با جوونا چكار كنيم ؟ مي گه : آقا جوونا رو بياريد تو جلسه ما . بعد مي گيم آقا وقتي ميان تو جلسه هاي شما اين چيزها را مي بينيد و يك مقداري براشون سنگينه ، چه كار كنيم ؟ مي گه آقا اين كار ، كار عشق است ربطي به دين نداره . همين كه هست . نمي تونه ارتباط برقرار كنه، با قشر دانشگاهي نمي تونه ارتباط برقرار كنه . با دبيرستاني كه مورد تهاجم فرهنگي واقع شده نمي تونه ارتباط برقرار كنه و ارتباطي كه اون با قشري برقرار مي كنه ، يك ارتباط كاملاً‌ موقتيه . يعني در تصاوير كاملاً جلسه به جلسه و سال به سال ، مستع مقابل ،‌ قيافه ها عوض شده . تو اين سن و سال پاييني ، با القاء يك سري هيجانات مي توانند نگهدارند . اما به دليل اينكه حرفي براي گفتن ندارند و نمي تونند با جمعهاي مختلف ارتباط برقرار كنند ، نمي تونند در انجمن معلمها حرفي بزنند ، براي استادهاي دانشگاه حرفي ندارند ، تو دانشگاه علوم پزشكي ساكتند . براي يك سري مستميعني كه واقعاَ در يك سطح پايين سواد قرار دارند ، كم سواد بودن ، گناه نيست . يعني من اصلاً‌ نگفتم كه آدماي بديند . بحث اينه كه آيا مكتب امام حسين (ع) اينقدر محدوده ؟ يعني واقعاً امام حسين (ع) حرفي براي گفتن براي اينها نداره و بعد اتفاقاً با اينگونه نشون دادن تصوير از آقا اباعبدالله (ع) اغلبِ جو جامعه رو در اين دوراني كه تكنولوژي داره حرف اول رو مي زنه و مردم بيشتر دنبال 4 خط مطلبند، بعد بنشينند گريه كنند ، تا توجيه نشوند نمي تونند اين كار رو بكنند اينا نمي تونند اين حرف رو بزنند ، حتي اگر صد نفر اينا رو جمع كني فقط بگي دليل سينه زدن چيست ؟ يك دليل علمي براي سينه زدن نمي تونند بگن . ما علممون سينه زدن رواثبات كرده . من تو بحث چاكراها و اينكه چاكراهاي قلب با ضربه حساس مي شه و مركز عاطفي انسان رو به تحرك وادار مي كنه ، از نظر علمي براي سينه زدن خيلي حرفها زديم . براي هيجانات . الان يك سري مشكلات اين تيپي دارند و متاسفانه علي رغم صحبتهايي كه من شخصاً به خيلي از اينها كردم و قبول كردند ، نمي يان تو ميدون . نمي دونم چرا ؟ مي گه آقا قبول دارم ، ولي خب حالا . چرا ؟ دليلش اينه كه كمبود علم دارند . يعني يك كتاب كه مي دي دستش ، مي گي بخون ، مي گه آقا ول كن ، حال و حوصله كتاب خوندن رو ندارم . عزيز من ، تو جوون رو مقابلت نشوندي و قراره از تو مكتب امام حسين (ع) رو فرا بگيره . تو چرا احساس وظيفه نمي كني كه از بقيه سالهاي زندگي امام حسين (ع) بتوني مطلب به خوردش بدي ؟ بله ! امشب خيلي خوب گريه مي كند ، اشك مي ريزد ، خدا پدر هر دوتون هم بيامرزه ، دست هردوتون رو هم
مي بوسم . اما صبح تو دبيرستان و دانشگاه اين جوون نياز به يك حرفهاي ديگه هم دارد . چرا بهش نگفتي ؟ وقتي اومد تو جلسه تو و برگشت آيا حرفي براي اين كه تو جامعه بتونه تحوّل ايجاد كنه ياد گرفت ؟ بعد چون حرف براي گفتن نداره منزوي مي شه ، بعد متاسفانه ، متاسفانه، اينو دل بديد ، انزوا يواش يواش به بريدن دچار مي شه . ما يه 10 ، 20 سالي تو اين وادي هستيم . رفقاي خودمون كه بغل دستمون سينه مي زدن ، نمي دونم استكان تو سر خودشون خرد مي كردند ، نمي دونم فلان و فلان ، داريم مي بينيم الان خيلي هاشون كجان ؟‌!!!. نه حسيني ، نه علي اي ، نه خدايي ، هيچي. براي اينكه اون زمان فقط هيجانشو ارضا مي كرد . وقتي با اينها صحبت مي شه ، مي گن آقا قبول ، درست مي گي . اما فلاني مي دوني ، من كه داغ مي كنم ديگه دست خودم نيست . مي گم عزيز من تو مروج فرهنگ امام حسيني . خب اين جوان امانت نزد تو است . اگر فردا بِبُرِه ، در اثر برخوردهاي تو و اين فرهنگي كه داري بهش القاء مي كني ، آيا روز قيامت مي توني جواب بدي ؟‌ ما متولي حسينيه هستيم ، مي توني جواب بدي ؟ تا بحث معرفت پيش مياد ،‌مي گن : بله ، نمي دونم از تاريخ اسلام مي گن . آقا تاريخ اسلام چيه ؟ صحبت امام حسين (ع) ، مرام امام حسين (ع) ، زندگي امام حسين (ع) . حالا بهش مي رسيم . اجازه بدين يواش يواش بريم جلو .

توجه بيش ازحد به ظواهر:
بعد تمام توجه مستمع رو به يك سري ظواهر جلب كردن . ظواهر : قد و بالا ، رشادت ، زيبايي ، خال لب . اين جملاتي كه دارم بهتون مي گم از كتاب ستودگان و ستايشگران مقام معظم رهبريه . اين صحبت هايي كه ما داريم مي كنيم ، از حضرت آقا ، امام (ره) و مراجعمونِ . ايشان فرموده اند : از اين وادي يك مقداري بياييد بيرون . بپردازيد به يك چيزهاي ديگه . يك جلسه از اول تا آخرش اينها نباشه . يك حرفهاي ديگه هم براي گفتن داشته باشيد ، اينها هم باشه . چه اشكالي داره ؟‌ يك تكه چيزهاي ديگه هم باشه . جلسه هاي ما بايد كشكولي باشه از همه چيز . علم و معرفت و عشق و رشادت و زيبايي و براي هر چيزي كه لازم داره . ببينند بنده مي دونم جوون دوست داره در مقابل يك شخصيت رؤيايي زيبا ، نعره بزنه ، گريه كنه ، فرياد بزنه ، خوشحال بشه كف بزنه و اگر ما حضرت عباس (ع) و امام حسين (ع) و امام زمان (عج) رو اون شخصيت قرار نديم ، مي ره يكي ديگه رو پيدا مي كنه . بايد اين كار رو بكنيم . جوان ما احساس مي كنه كه از نظر غريزي دنبال كسي مي گرده كه جلوش كرنش كنه . اگه ما تعظيم در مقابل اهل بيت (س) و كرنش در مقابل خدا را به جوون نشون نديم ، اين مي ره بيرون ، مقابل يك نامحرم اين كار را مي كنه . خب ما اين رو قبول داريم . اما يك تكه از مجلسه . نه تمام مجلس . از “ ب ” بسم الله تا “ ت ” تمّت .
عكس پرستي ودوري ازولايت:
بعد چكار مي كنيم ؟ ميايم يك سري عكس ها رو ، عكسهايي كه سنديّت نداره رو ، اينارو باب مي كنيم و يواش يواش اين عكسها ( همون طور كه قبلا براتون گفتم ) جاي عكسهاي اماممون و رهبرمون و فلان و فلان رو مي گيره . يواش يواش مي بيني كه با اين عكسها ولايت رو از دست ما گرفتند . محبت ولايت را از دست ما گرفتند . در صورتي كه در همين زيارت عاشورايي كه پاش نعره مي زنيم و بايد بزنيم ، مي فرمايد : “‌بموالاتكم و موالات وليكم ” واو ،‌“ واو معيته ” . يعني بايد همراه باشه با هم . موالات شما و موالات ولي . دارن رسماً ولايت رو از جلسات ما خارج مي كنند و شيعه سينه زني كه ولي نداشته باشد ، امام امروزش رو نشناسه ،‌ پشت سر هيچ كس كه الان زنده است سينه نزنه ، چون دستورات امام حسين (ع) رو هم نمي شنوند . لذا از اين دستورات غافل مي شوند . آيا واقعاً‌ من يك سؤال مي كنم . عزيزان اين جلسات واقعاً‌ صحبت هاي آقا را گوش مي دن ؟ نه ! فكر نمي كنم . اما يك پير غلام اباعبدالله (ع) كه ما دستش هم مي بوسيم اما سواد نداره ، وليّ تو هم نيست . وقتي مياد ، چنان كرنش و تعظيم مي كنند و چنان با چشمهاي باز مي نشينند و به اين گوش مي دن ،‌ آقا ، وليّت امروز صحبت كرده ، پير غلام ، من پاشو مي بوسم ، اما حرف ولي ارجحه بر حرف پير غلام اباعبدالله (ع) .
همين كه پير غلام اباعبداللهِ ، حتماً‌ حرفهاش شنيدنيه . منم مي نشينم پاي صحبتهاش اشك مي ريزم . اما به اين درد دچار نمي شم كه حرف وليم رو فراموش كنم . حرف امامم رو فراموش كنم . به اين درد دچار نمي شوم كه صدها كتاب شعر خونده باشم ، اما يك بار وصيت نامه خميني كبير را هم مرور نكرده باشم . پس مراقب باشيم با اين عكسها ما رو از وليمون دور نكنند . ما رو به عكس پرستي ، دچار نكند .
بي توجهي به مناجات:
بعد يه كم جلوتر بريم ، ببينيد امام سجاد (ع) خودش واقعه عاشورا را ديده است . خود امام سجاد (ع) بالاترين گريه كن امام حسين (ع) است . خود امام سجاد (ع) ، خود حضرت زينب (س) به ما سينه زدن و گريه كردن رو ياد دادند . اما بهترين كتاب مناجات “ صحيفه سجاديه ” مال امام سجاد
است . امام حسين (ع) نبايد مقابل مناجات با خدا قرار بگيره ، مناجات با خدا جاي خودش رو داره . نوار شب قدر بعضي از اين جلسات رو گوش مي كنيد ، ابداً‌ انگار نه انگار كه شب قدره . بابا ! ابوحمزه . امام علي (ع) ابوحمزه خونده . امام سجاد (ع) ابوحمزه خونده ، خود امام حسين (ع) ابوحمزه خونده . ما دعاي عرفه را از اين جلسه ها نمي بينيم . مگر خود امام حسين (ع) نخونده ،‌ كو دعاي عرفه تو ؟ اصلاً بلد نيست از روش بخونه . كار به جايي نرسد كه ما مناجات رو فراموش كنيم . مناجات اصل كار ماست . بالاترين مناجات ، يك تكه مناجات با امام زمانه (عج) . خب اين متون عربي كه امامان براي ما گذاشتند چي شد ؟ آخه اين چه شب قدر برگزار كردنيه ؟ شب قدري كه نه سخنراني داره ، نه مناجات داره ، نه فلان داره . كه بعد احتمال داره جواب بِدن كه بله آقا سخنراني داره ، مناجات داره ، من الان جوابش رو بهتون مي دم . كه كِي مناجاتِ ، كِي سخنراني . براي 5 نفر ، 10 نفر ، اول شور اينها ميان تو . اون برنامه اي كه تو گذاشتي ، كه ما گذاشتيم، اما جاذبه اي كه تو گذاشتي، براي شور گذاشتي . كوش ؟ سوال : ماه رجب است تا كِي سينه بزنيم ؟ چند ساعت ؟ يك مقدار هم مناجات بخونيد . آقا ! اين نگه مي داره ، اوني كه تو رو نگه مي داره در وادي امام حسين (ع) ، كه بالاخره سينه بزني اين مناجات هاست . اين دعاي عرفه است ، اين صفاي عرفه است ، اين صفاي صحيفه سجاديه است ، اين صفاي مناجات خمسه عشرِ، ابداً ديده نمي شه ، ديگه اصلاً‌ نيست . نوار مناجات خمسه عشر ، كسي سراغ داره ؟ كجاست ؟
امام سجاد (ع) مگر گريه كن امام حسين (ع) نبوده ، كو ؟ ببينيد وقتي من مي گم به شخص كار ندارم ، دارم يك فرهنگ رو نقد مي كنم . اين فرهنگ داره تو رو اينطوري بار مياره . از صحيفه داره دورت مي كنه . از قرآن داره دورت مي كنه . اصلاً نمي دوني تفسير چي چيه !200 جلد كتاب شعر داري ، 4000 تا نوار مداحي داري ، اما يك نوار تفسير نداري . اصلاً‌ با اين مطلب بيگانه اي . پس مي بينيم اينطوري برگزار مي شه و مي بينيد كه مردم استقبال نمي كنند . شما به اين تبليغات نگاه نكنيد، جلسات اين مدلي جمعيتش خيلي كم به اون مقداري مي رسه كه جلسات پربار و مناجات ما به اين تعداد مي رسه . جمعيت عموم استقبال نمي كنند ، بعد بهانه اش هم اينه كه بله آقا اينها اهل حال نيستند . داغ نيستند ، ما داغ امام حسينيم . “ قلّه ديانه ” بله ما كميم . حتي شب قدر جمعيت اينها به عددهاي 3 ، 4 رقمي نمي رسد . در صورتي كه شب قدر مي بينيم خيلي از مجلس ها هست كه 50000 نفر ، 40000 نفر ، 30000 نفر داره برگزار مي شه . چرا مردم نميان ؟ براي اينكه مردم احساس مي كنند كه بابا شب قدر خيلي كارها بايد انجام بدي .
بي تفاوتي وتخديرياارزش!!!
بعد ما را به كدوم سمت مي برند ؟ به اون سمتي كه آقا تمام ارزش براي يك عاشق امام حسين (ع) اينه كه هميشه مشكي بپوشد ، هميشه صورتش زخمي باشد ، هميشه صداش گرفته باشد ، هميشه تا گفتند امام حسين (ع) داد بزنه و اين فرهنگ ، فرهنگي نيست كه اقبال عمومي در جامعه داشته باشد و متأسفانه اين فرهنگ حتي با تمسخر هم مواجه مي شه . و متأسفانه اين فرهنگ باعث مي شه كه جلسات ديگه هم زير سوال بره . عموم مردم ما ، ما وقتي عَلَم امام حسين (ع) را بالا مي بريم ، يك جوري بايد برخورد كنيم كه عموم مردم بتونند استقبال كنند . عموم مردم همه بيان ،‌ دليل استقبال عموم مردم اينه كه تو يك برنامه كشكولي ارائه بدي ، همه اينها را داشته باشي كه الان من همين رو هم خدمتتون عرض مي كنم . پس ارزش به اين چيزها نيست ، قمه زدن ، الان خلاف فتواي علماي ماست . ارزش نيست ، گناه هم هست . وقتي كه در كربلا يك عده از همين عزيزان ، اگر كه من مي گم عزيزان ، براي اينكه اينها جاهلند . در حرم امام علي (ع) ، در حرم امام حسين (ع) قمه زدند . در و ديوار را خوني كردند ، همه جا را نجس كردن ، وقتي اينها را بيرون مي اندازند ( من cd را ديدم ) خادمهاي حرم ، مي گن اين خون پاكه . كدوم مرجع گفته ؟ تو چند كلاس سواد داري ؟ تو خيلي عاشقي ؟ آقاي بهجت ( نعوذ بالله ) سرش نمي شه ، فقط تو سرت مي شه . مقام معظم رهبري و امام (ره) سرشون نمي شه امام حسين (ع) چيه ! فقط تو مي فهمي . تويي كه سه سال ديگه خواهم ديد كه بريدي . سه سال ديگه خواهم ديد خودت با خودت فكر مي كني يعني چه آقا ؟ امام حسين (ع) رفته شهيد شده ، من بزنم تو سر خودم . يعني چي ؟ بزنم خودمو خوني ، مالي كنم . امام حسين (ع) رفته شهيد شده من پاشم قيام كنم . فرمود : من فقط قيام كردم براي برگزاري و برقراري عدالت .بذر بي تفاوتي و تخدير ، آقا، شب تا ساعت 12 ـ 1 سينه زدن ، بعد نشستن و صحبت كردن و نمي دونم سيگار و بعضاً‌ يك چيزهايي بالاتر از سيگار و فلان و فلان تا نزديكاي نماز صبح . قبل از اذان صبح خوابيدن تا 12 ظهر ، يكِ بعد از ظهر بلند شدن ، يك دوشي گرفتن ، باز يكي ، دوتا تلفن اين ور و آن ور زدن ، يك كله پاچه اي رو خوردن ، و باز شب شد و دوباره به سر و سينه زدن تا ساعت 2 نصف شب . اين زندگي است در تمام طول سال . اگر حرف هم بزني ، مي گه “ كُل يوم عاشورا ” اِ . . . فدات بشم !!! خودت مي دوني داري اشتباه مي كني ، چرا داري سر خودت را كلاه مي ذاري ؟ ! ! سر خودت رو كلاه بذار ، چرا جوون مردم را به اين راه مي اندازي ؟ مملكت ما الان نياز به تخصص داره ، قربونت برم !! اوني كه الان تو دانشگاه رتبه اول هست و بهترين دين را هم داره و هر هفته هم اينجا مياد ، گريه مي كنه ، او از تو خيلي عاشق تره براي امام حسين (ع) . دردي را دوا مي كنه . امام حسين (ع) يكي رو مي خواد ، دردهاي جامعه رو دوا كنه ، جون داد براي دردهاي جامعه . آخه من نمي فهمم با كدوم منطق مي شه از اين فرهنگ دفاع كرد ، با كدوم منطق ؟ “ و لابنونَ عليكم صباحا و مسائا ” امام زمان (عج) مي فرمايند :من صبح و شب براتون گريه مي كنم . امام زمان (عج) هزار تا كار ديگه هم مي كنه ، با كدوم منطق مي شه از اين فرهنگ دفاع كرد ؟ آخه اين چه جور عشقي براي امام حسين (ع) است ؟ از اين جا سرش رو بندازه پايين به هر بدبختي شده بره كربلا . اونجا خودشو بزنه بكشه وبعد هم بر مي گرده . امام حسين (ع) اين طوري رفت كربلا ؟ يا امام حسين (ع) رفت كه يزيد را بكشه . بغل دستش هم كركوك داره ، نفتها رو امريكا مي بره . اصلاً براش مهمم نيست ، فرهنگ عاشورايي كه انقلاب ما رو به وجود آورد كه امام فرمودند : انقلاب ما از اربعين و عاشورا شروع شد ، شاه رو كنار زد ، فرهنگي نبود كه بره كربلا برگرده براش مهم نباشه كه امريكا كجاست ؟ اگه اين طوري اين عاشق امام حسينه ، خيلي خب ، خود امريكا هيئت مي زنه ، مي گه اينا خيلي خوبن ، كاري به كار ما ندارن ، اينا ميان سينشونو مي زنن ، تو سر خودشون مي زنن ، شمشيرهاشون مال سر خودشونه . قمه شونو مي زنن ، يك كم هم سر وصدا مي كنن . 4 تا شعر هم مي خونن ، يك كم سينه هم مي زنن ، مي رن . اصلاً كاري به كار ما ندارن . خيلي آدماي خوبيَن . اينها مثل وهابي ها هستند كه تو مسجد الحرام صبح تا شب دارن نماز مي خونن . اسلام ناب امريكايي كه امام فرمودند اينه ديگه . چون اصلاً‌ كاري به اينها نداريم .
تفرقه به جاي وحدت:
اينها تمام حب و بغضشون رو سر سه تا خليفه اول خالي مي كنن . اصلا به الان كاري ندارن . بغضش بر اولي لعنت ، بر دومي لعنت ،‌ يادتون هست توي حرم يكي از همين شماها گفت بر اولي لعنت ، گفتم ، نگو آقا ؟ يعني چه ؟ مقام معظم رهبري گلوي خودشان را پاره كردند و گفتند وحدت داشته باشيد . توي اين جمع ها نشين بگو ، توي خونت لعنت كن ، من اينو خيلي قبول دارم . خدا لعنت كنه همشونو . اما امروزيها رو هم خدا لعنت كنه ، از اول تا آخررا خدا لعنت كند . در اين دوره اي كه ما الان در عراق لازم داريم كه فعلاً‌ اين بحث ها را بذاريم كنار . فعلاً، رفته اونجا ميگه بر اولي لعنت ، بر دومي لعنت ، بر فلاني لعنت . بابا ! قربونت برم اينها فردا مي گن اگه كار دست ايرانيا بيفته ، ما با اينها رابطه داشته باشيم ، اهل سنت عراق اينها بيچارتون مي كنن . بذار امريكا را بيرون كنيم ، بعد برو لعنت كن . چرا آب به آسياب دشمن مي ريزي ؟ و همين C D ، 30000 تاش مجاناً‌ تكثير شده و در عراق پخش شد . كي همچنين كاري كرد ؟ براي اينها خيلي خوبه . آيا واقعاً‌ امام حسين (ع) اينطوريه ؟!! ما داريم با امريكا كنار مي يايم . اين امام حسينه ؟ ما داريم با اسرائيل كنار مي يايم ، تمام بغض تو را مي خوان معطوف كنن به 1400 سال پيش كه آقا اگر مي خواهي بغضتو خالي كني ، اگر مي خواهي از بغض امام حسين (ع) يك جلوه اي در اين زمانه داشته باشي ، بايد به اونا لعنت كني . بابا ! امروز تو مملكتت ، تو روزنامه ، فلاني ، فلان مسئول ، امريكا ، اسرائيل ، خائنين داخلي و خارجي ،‌ اصلاً به اينها كاري نداره . به من چه آقا ! فقط حسين (ع) .
عدم شناخت معارف اهلبيت(س):
ولّي فقط علي (ع) . خيلي خوب قربونت هم برم ، اصلاً طرفدار ولايت فقيه هم نيستم مثلاً . خيلي خُب ، مقام معظم رهبري هم نمي خوايم ، تو مگر نمي گي ولي فقط علي (ع) ، بفرما ، 4 خط از نهج البلاغه براي من بخون . 3 تا دونه حديث مي توني از امام حسين (ع) براي من بگي ؟ غير از احاديث گريه و بكا و تباكي كه اينا رو براي گرم كردن مجلس از بر كرديم كه بگيم ملت گريه كنن . مي توني بگي ؟ در كتابخانت فرهنگ سخنان امام حسين (ع) داري ؟ از صحيفه سجاديه چيزي بلدي ؟ خُب ! مگه نمي گي ولي من علي (ع) است ، من مي خوام بشينم ، زانو بزنم ، درمقابل تو عاشق دلداده آقا امير المؤمنين (ع) استماع كنم ، نهج البلاغه را براي من شرح كن ، ببينم ولي تو چي گفته ؟ چرا بيگانه ايم ؟ اين نوكري امام حسين (ع) اينطوريه ؟ قنبر نوكر عليِ ، مرد مي خواست بره با قنبر بحث كنه ، اين نوكر عليه ديگه . غلام سيه چرده امام حسين (ع) مرد مي خواست بره باهاش بحث كنه . از اباعبدالله معرفت گرفته .
عدم توجه به شرايط موجود جامعه :

 ( سوره بقره / آيه 104 ) مي فرمايد “ يا ايها الذين امنو لا تقولوا راعنا و قولوا انظرنا ” قضيه به اين بر مي گرده كه پيغمبر اكرم (ص) هنگامي كه سخنراني مي فرمودند ، به ملت مي گفتند “ راعنا ” يعني رعايت كنيد حال ما را . آرام باشيد ، گوش كنيد . خب “ راعنا ” در كلام عرب ،‌ يكبار از رعيه گرفته مي شه (رعايت ) ، يكبار از رَعَنَ گرفته مي شه يعني ( خر كردن ) . خب ، مشركين اومدن گفتند پيغمبر (ص) كه مي گه راعنا ، مي دونستند مي گه راعيا . ( مي دونستن از رعايت گرفته مي شه ) ، پيغمبر (ص) كه داره مي گه راعنا يعني دارم خرتون مي كنم . اينطوري مي گفتن ديگه . لذا قرآن فرمود : پيغمبر اكرم (ص) با اينكه اونها مي دونن تو راست مي گي ، با اينكه خودت هم مي دوني با اينكه همه مي دونن ،اما نگو “ راعنا ” ، بگو “ انظرنا ” . به من نگاه كنيد . چرا ؟ شرايط جامعه را درك كن .آقا ! قربونتم برم ، من سگ سگ امام حسين (ع) هم نيستم . خيلي خُب ،‌ ولي وقتي كه در جامعه ، برداشتها ، برداشتهاي منفيِ تو اجازه نداري همچنين حرفي رو بزني . قرآن داره بهت مي گه . كي سگ امام حسين (ع) مي شه ، غلط بكنم من سگ امام حسين (ع) بشم، اصلا نمي رسم به اين پايه ها . اما قرار نيست تو جامعه ما اينطوري بگيم ، قرآن داره مي گه رعايت كنيد . مسائل را بر طبق شرايط موجود تطبيق بديد . اجازه بديد فرهنگ امام حسين (ع) عموم مردم رو بگيره ، فراگير باشه ، مي خواي “ عو عو ” كني بكن ، من كاريت ندارم اما اينو ديگه ظبطش نكن و تو كشور پخش كن . خب بابا ! يك عده دارن مي خندن ، من دارم مي سوزم كه جلسه ابا عبدالله (ع) يك عده بزنن بخندن . اين كار را نكن قربونت برم .
استفاده ازاشعارضعيف:
بعد اشعار ضيف ، باز از كتاب ستودگان و ستايشگران مقام معظم رهبري .ايشون فرمودند : كه عزيزاني كه شعرضعيف ميگن ، خدا قبول كنه ، اينها رو براي خودشون نگه دارند ، نخونند ، برخي از نوارها و چيزهايي كه مي شنوم دريغ از يك خط كه با وزن و قافيه باشد محض رضاي خدا يك خط . هر كه از راه مي رسه ، يه چيزي بهش مي ده بخونه ، مي خونه . با آهنگ هم جورش مي كنن . خب اين درست نيست . اهل بيت داره تضعيف مي شه ، شعراي بزرگ ما ، حضرت آقاي مؤيد ، حضرت آقاي انساني ، حضرت آقاي سازگار و حضرت آقاي ژوليده . اينها دارن مي سوزن ، شعر داره تضيف مي شه ، اين شعر ها چيه مي خونيد ؟ خيلي خب لازمه ؟ بازم مي گم بخون 4، 5 خط ، ده دقيقه از مجلس . نه از اول تا آخر مجلست . اون رو هم تو رو خدا با وزن و قافيه بخون . تو همين شعرها 4 خط شعر حسابي هم بخون ، نگذاريد اين ديوانها مهجور شوند ،‌ آقا جوونه ها نمي پسندند . الان رو جوون پسندي رو هم بهشون اثبات مي كنم كه چي رو مي پسندند . من بهتون مي گم آقا با اين وضعيت مي بينيم كه شعر ها بسيار ضعيف داره خونده ميشه اين خلاف دستور ولايت است 0 آقا فرمودند نخونيد . تو معتقد به ولايت فقيه نيستي مثلا ميگي نعوذ بالله آقا نمي فهمند ، آقا عاشق نيستند ، ما رو درك نمي كنن . خيلي خب كلاً شعر ضيف نخون ، حالا ، آقا هيچي نگفتن . يك شاعر كي ، يك بچه سوم دبيرستاني كه كتاب عروض خونده باشد كنار دستت داشته باش ، چون شما هنوز خيلي هاتون به اين رده ها نرسيده ايد . بگو داداش اينو چك كن ببين قافيه داره يا نه ، فقط يك قافيه داشته باشد ما توقع زيادي هم نداريم . بعد اشعاري كه تماما از يك سري كلماتي صحبت مي شود كه اصلا نمي دوني اينها تو فرهنگ اهل بيت يعني چه ؟يك تابلوي هيئتي رو ديدم اين تابلو تبليغات بود . خب به صورت كج ، افقي ، كار گرافيكي كرده بود ، هنرمند ، افقي ، از بالا تا پايين عكس سگ كشيدن و نوشتند : “ هيئت سگهاي ديوانه قنبر ” . اون شهرستاني كه صداي منو بعداً‌ احتمالاً‌ مي شنود واين هيئت رو مي بينند ، از قول من به اونها بگن خواهش مي كنم ، دستتون رو مي بوسم ، آقا ! اصلاً من سگ خود شمام . اما اين كار رو نكنيد و پوستر رنگي ! ! چه بودجه اي پشتش است ؟ يعني چي ؟ من خودم سگ ديونه قنبر هم نيستم . اما اين تابلو يعني چي ؟
بهاندادن به سخنراني:
بعد بحث سخنراني ، آقا ! سخنران مي ذاريم . خيلي خب ، من هم مي دونم سخنران مي ذاريد ، اما جلسه با 5 نفر شروع مي شه ، سخنران مي شينه سخنراني مي كنه ، براي زيارت عاشورا مي شن 15 نفر ، اولِ امام زمان (عج) مي شن 200 نفر ، آخرش هم مي شن 300 نفر ( مثلاً ) . اين ديگه بزرگترين جلساتشونه . جلسه هفتگي ها رو داريم مي گيم . كي مياد پاي سخنراني ؟ براي اينكه تو خودت نيومدي بشيني پاي سخنراني . اولش خود تو بيا بشين ، تو خودت هم سخنران آوردي كه تا وقتي مردم جمع بشن كه بيان تو بخوني براشون “ هي بده ، مي بده ” . تو براي اين سخنرانت رو آوردي ، خودت هم سخنرانت را الكي آوردي . سخنراني كه مي گي مي ذاريم ، ملت استقبال نمي كنند ، براي اينه كه تو خودت به سخنرانت بها نمي دي . كدوم سخنران ؟ حالا من كاري به اين ندارم كه بحث منبر ما تو كشور ضعيف پياده مي شه . من اصلاً رو منبر و روحانيت بحث نمي كنم . چون اين صحبت اصلاً‌ جاش اينجا نيست ، براي اينكه جايگاه خاصي دارد ، در جايگاه خاصش هم هميشه گفتيم و هميشه كسي گوش نكرده ، ولي من قبول دارم كه واقعاً خودمون بها نمي ديم . يكي از هيئات كشور كه من رفتم و اينجوري بودند و صحبت كردم و كلاً تغيير كردن و برنامه اي كه گذاشتند ،‌ گفتند : آقا ! ما سخنران خوب گير نياورديم ، VCD هاي سخنرانان خوب را گرفتند . اول جلسه مي گذارند و مردم هم استفبال مي كنند، ديگه مردم رفتند ، نشستند . سخنراني كه تو مي ذاري ، زيارت عاشورايي كه تو مي ذاري و اين كارهايي كه داري مي كني كه آمار به من بدي كه اينها هستش . آقا ! من مي دونم ، داري اما هيچكي نمي ياد ، براي اينكه تو خودت نيستي . تو خودت اول واحد مياي ، اول شور مياي ،‌ تو خودت اول يه جاي خاصي مياي ، تو خودت نيستي . جوون بيچاره تو رو الگو قرار داده ، تو ركن جلسه اي . كجايي ؟‌ تو خودت اهل معرفت نيستي ، تو اصلاً‌ يه جوري برخورد مي كني كه اينها از هر چي سخنراني است بدشون مياد . تو ديگه علما و مراجع رو قبول نداري . به خود من گفتند آقا اينها نمي فهمند، عاشق نيستند ، عاشق نشدي ! نمي دوني عاشقي چه مزه اي داره . ديوونگي چه جوريه ؟‌ بعد حتي متأسفانه به علما توهين ناجور مي كنند ؛ و من خيلي ناراحتم كه زمانه اي شده است كه در هيچ زماني در طول تاريخ ايران به مراجع كسي توهين نمي كرد ، حتي زمان شاه لعنت الله عليه و رژيم گذشته به مراجع كسي توهين نمي كرد ، ولي الان تو مستمعي را بار آوردي كه داره به مراجع تقليد فحش ميده . غلط كرده فلاني ، نمي فهمد . اين را ما صد بار شنيديم . اين خيانت را ما چگونه جبران كنيم ؟ از اون ور احترام مداح واجب است . بنده در اساتيد خودم ديدم كه مداحان رو دستشون رو بوسيدن و من مي ديدم اين مداح ، مداح متقي نيست و خودش هم مي داند . جايگاه مداح مقدس است . احترامش واجب است و بايد به مداح احترام گذاشت . اما چرا خودت به بقيه و به مراجع و بزرگان احترام نمي گذاري ؟
صدا به جاي عمل وتقوا !
اين تكه رو متوليان هيئات مذهبي خوب گوش بدهند . عمل . آقا فلاني نمي خواد بياد ؟‌ براي چي بياد ؟ خيلي قشنگ مي خونه ، مگه مي خوايم كنسرت موسيقي بگيريم ؟ چرا سؤال نمي كنند كه آيا اهل نماز شب هست يا نه ؟ چرا سوال نمي كنند كه اين آدم متقي است يا نه ؟ چرا سوال نمي كنند كه اين بنده خدا اهل عمل است يا نه ؟ چرا از رفتارش سوال نمي كنيد ؟ چرا از خلوتهاش سوال نمي كني ؟ چرا سوال نمي كني كه آيا نمازش رو اول وقت مي خونه يا نه ؟ قشنگ مي خونه ؟ متوليان هيئات مذهبي ؟‌ مي دوني اين جووني كه مقابل اين مداح و بنده مي شينه و با چه اخلاصي مياد دست و پاي اونها را مي بوسد . مي دوني اين فكر مي كنه با ملائكه طرفه و غافل از اينكه اين كسي كه بيرونش ملت رو كشته ، در درونش هيچ نداره ، حتي به نماز اول وقتش مقيد نيست . بها مي دي به اين ؟ برو باهاش صحبت كن ، قشنگ مي خونه ؟ همين ، مداحي اهل بيت همين شد ؟‌ حضرت آيت الله امجد مي فرمايند : بالاتر از مداحي اهل بيت چيزي نيست ، داره اين رو مي گه ؟ قشنگ مي خونه ؟ همين ؟ خبر داري كه مثلاً اشك داره يا نه ؟ در وادي امام حسين (ع) كه توقع داره مردم خودشونو بكشن خودش هيچ خلوتي داره كه توش اشك بريزه ؟ وقتي يه مداح ديگه داره مي خونه اين همينجوري نشسته داره نگاه مي كنه كه! اين خودش اشك داره؟سوزداره؟ اخلاص داره؟ اول اينها روچك كن،بعد بگوقشنگ مي خونه يا نه، به درد مجلس ما مي خوره يا نه ؟ غره نشده؟ مغرورنيست؟ آقا ! متولياني كه از حضرت زينب (س) و رقيه (س) دم مي زنند ، بهترين ماشين رو داره ، بهترين خونه رو داره ، بهترين غذا رو مي خوره و دو قُرت و نيمش هم از مردم طلبكاره ، كوچكترين بي احترامي رو هم بر نمي تابه ، بهش بر مي خوره ، لحظه اي نمي تونه تحمل كنه يك كسي بهش بي احترامي كنه ،‌ پس كدوم زينب و رقيه (س) ؟ تو كه خوب مي خوري ، خوب مي خوابي ، راحت هستي ، شغل هم كه نداري ،‌ خداتومن هم براي هر جلسه داري پول مي گيري . اين رو دعوت كنيم بياد ؟ متوليان هيئات مذهبي ؟ بعد اون مستمعي كه به اين دل مي بنده و بهش نزديك مي شه و اينجوري تو مي خوره ، بعد تو جواب مي دي كه از دين مي بُرّه ؟ اول چك كنيد كه اخلاقش چه جوريه ؟ تقواش چه جوريه ؟ قشنگ مي خونه ؟ قشنگ بخونه . آقا ! صدا نشان دهنده تقوا نيست ، سبك هم نشان دهنده تقوا نيست . مداح اهل بيت در درجه اول بايد تقوا داشته باشه . داره ؟ چك كردي ؟ چك كن ، عزيز دلم چك كن . خدا رحمت كنه غلام علي رجبي رو ، صداش هم زياد آنچناني نبود ، شروع مي كرد همه وجود آدم اشك مي شد . اينا كجان ؟ تو مسجد گوهرشاد بدون صوت ، كجان ؟ جلسه اي ما الان نداريم كه يك ساعت و نيم بگذره و بخونند و بعد كه رفتند حتي يك قطره هم اشك نريخته باشند . مگر غير از اينه ؟ چرا ؟ نَفَس تاثير نداره ؟ اول بايد اينو چك كني ؟ ببينيم چه خبره ؟ لذا اگر يك وقتي مي بينيد ما تو جلساتمون يك روال خاصي داريم ، يك وقت فكر نكنيد ما جاي كار نداريم ، خيلي جاي كارهم داريم . ما اگر صد ساعت مراسم بگيريم ، همه مي يان ، 200 تا مداح هم مي تونيم دعوت كنيم ، اما متأسفانه ما داريم به يك چيزهاي ديگه دقت مي كنيم . اين جوانان مقابل ما ، خيلي زود به ما دل مي بندند و خيلي زود احساس ملكوتي بودن در طرف مقابل مي كنند ، بعد اگر نزديك بشه ، مي بُرّه ، مي گه اينه ؟ كدوم رقيه (س) ؟ همين الان داشت از پاي پياده و خار بيابون مي خوندا ! . . همين الان داشت از فلان مي گفت . در خونه امام حسين (ع) چقدر زيبا فرمود يكي از دوستان مداح ، در درگاه امام حسين ما اومديم نوكر باشيم ، اما خيلي از ماها داريم آقايي مي كنيم ، بي احترامي رو هم تحمل نمي كنيم ، مردم رو آدم حساب نمي كنيم ، يك جلسه بريم يك كم صوت خراب باشه به زمين و زمان فحش مي ديم . يك وقت يك شهرستاني ، اين ور و اون ورِ ، خب بدبخت صوت نداره ، آقا چكار بايد بكنيم ؟ نظم ندارن . آقا مستمعي كه بنده هر هفته دارم باهاش توكانون سينه مي زنم هيچ وقت هيچ جاي كشور گير نمي يارم كه اينقدر با من مَچ باشند ، بايد عصباني بشم ، برو آقا شما بلد نيستيد ، يعني چي آقا ؟ هيچ جاي كشور آدم مستمع خودشو نمي تونه پيدا كنه . هيچ مداحي در هيچ جاي كشور مستمع خودشو نمي تونه پيدا كنه ، با همديگه كاملا مچند . روستاها و شهرستانهاي كوچيك چون سينه زن ندارن با يد برن گم شن ؟ خب پس كو ؟ پس تكليف امام حسين (ع) كو ؟ پس ما چكار كنيم ؟ آقا چند تا سينه زن داري ؟ گريه كن هستند ؟‌ خوب داد مي زنن ؟‌!! هنر داشته باش ، همين ها رو راه بنداز . من مداحي ديدم كه جمعيتي كه اصلاً اهل حال نبودند رو حال آورد .اما خب اينجوري هم نشده ، گريه كردن ، رفتن ديگه ، ولي كارشو كرده ، زحمتشو كشيده ، يك مقداري ما متأسفانه تنبل شديم ، نمي رن آقا ! پاشونو از شهر خودشون بيرون نمي ذارن ، آقا ما شهرستان نمي ريم . عزيز من چرا نمي ري ؟ شهرستان فلانه ، كي مي گه شهرستان فلانه . بنده به عنوان يك تجربه دارم مي گم ، 200 تا شهر در سال مي رم هرچي شهر كوچكتر ، بچه هاش مخلصتر ، پاكتر و با صفاتر . هر چي شهر بزرگتر ، با غل و غش تر ، دوروتر ، رياكارتر و بي وفاتر . اين قاعده است و عموميت داره . اسثنائات را كاري نداريم . كي مي گه مستمع شهرستان بدرد نمي خوره ، دقيقاً همين حالتي رو كه نسبت به شهداي مراكز داريم،وفقط آنها رو مطرح مي كنيم . حالا به اونها كاري نداريم . ديگه چي ؟
جا انداختن فرهنگ جبهه وجهاد درهيئتها:
آقا يك زماني ، زمان جنگ ، هيئاتي بودن در كشور كه اينها خودشونو براي امام حسين (ع) مي كشتن ، داد و فرياد ، نيم ساعت گريه ، زمزمه و اشك . اما هرچي امام مي گفت برين جبهه نمي رفتند . در حال حاضر داريم مستمع اينطوري بار مياريم . هيئاتي بودند در شهر كه در دهه محرم جبهه رفته هاشون بر مي گشتن تو هيئتاشون سينه مي زدن . فرهنگ امام حسين (ع) اينه ؟ بايد اهل جنگ و جهاد بار بياريم . بايد تو جلساتتون يه جوري از جهاد و جنگ صحبت كنيد ، بچه ها عاشق شهادت بشن . مُردن در جلسات حضرت زهرا (س) خيلي سعادت است ، اما به شرطي كه شهادت نباشه . اگر شهادت بود اول شهادت ، اگه نبود حالا بعد اينجا ( در رده دوم ) . مي گيم آقا مقام معظم رهبري مريضند ، يك دعايي بهشون بكنيد ، آقا مريضند، مي گه ما غير از امام حسين (ع) اسم هيچ كسي رو نمي ياريم . خيلي خب ، هفته بعد مي بينيم مي گه در ضمن عمه حاج فلاني مريضه ، التماس دعا گفته ،‌اين مشكل نيست ؟ مادر بزرگ فلان پير غلام مريضه كه حالا اگه بميره هم زياد فرقي نمي كنه . مادربزرگِ پيره ديگه . عمر خودشو هم كرده . رهبرش مريضه ، نه آقا ! اسم فقط ، اسم امام حسين (ع) . نه تو يه چيز ديگت . يه چيزيت مي شه و گرنه صد تا عمه و خاله و فلان و فلان را داري دعا مي كني .
توجيهات :
مي خواهيم جوانها راجذب كنيم.
آقا ما داريم جوونها رو جذب مي كنيم . جوونها رو داريد جذب مي كنيد ؟ منو ببخشيد چون اين قضيه
مي خواد تو كشور پخش بشه ، من مجبورم بگم خدا منو ذليل كنه ، اگه بخوام مغرور بشم يه روزي ، خدا منو زمين بزنه . اگه فكر كنم اينا از منه ،بزرگترين جلسه هفتگي كشور مال ماست . الان هم داريد مي بينيد . يعني هيچ جاي كشور جلسات هفتگي با اين عظمت نيست ، الان برادرها بيرونند ، خواهرها هم بيرونند . جذب جوون رو به من نمي خواد ياد بدي . خب من هيچي نيستم ، خاك بر سر من كنند . اما ببينيد ما جوون جذب كرديم . بزرگي كه مي گه جذب جوون و جلساتي كه من مي دونم بين 40 ، 50 ، 200 ، به اين بردهاي تبليغاتي وسي دي هانگاه نكنيد ، من همه اين جلسات رو رفتم . 40 ، 50 ، 60 ، 100 ، 200 همين حدودا . شق القمر كنه 300 نفر . كجا ؟ تو شهرهاي مذهبي . اون وقت ما در شيراز كه به فرموده يكي از بزرگان ، يكي از شهرهايي است كه داخلش فساد زياده ، بزرگترين جلسه هفتگي رو در كشور داريم وبا 98% ، 99% جوان . خب ، روال جلسات ما همينه كه مي بينيد . منبر داريم و اين بچه ها از اول منبر ميان مي شينن ، بعد هم گريه مي كنيم . آخر همين نوار هم خواهيد ديد كه آقا ما تو شور و گريه و عزاداريمون هيچ دست كمي نداريم .
مي شه همه اينها رو هم با هم داشت . نمي خواد جذب جوون رو به رخ من بكشيد و خيلي از مستمعيني كه اينجا هستند روز به روزدارن بالاتر ميان ، گرچه ريزش همه جا دارند ، ما هم داريم . لذا جذب جوون راه داره عزيز من ، مديريت فرهنگي عبارت از اين يك مسجد يا حسينيه و يك مداح و يك سخنران نيست . راه داره ، من خواهش مي كنم از جاهاي ديگه كشور كه اين صحبتها رو مي شنوند ، اگر مي خوايد راهشو پيدا كنيد ما جزوه و نوار تحت عنوان مديريت فرهنگي داريم . ببينيد چي گفتيم ، روانشناسي ، جامعه شناسي ، اقتصاد ، جهاني شدن ، متافيزيك و . . . مديريت اسلامي و مديريت دانشگاه را با هم تلفيق كرديم ، گفتيم كه راههاي جذب جوون اينه . جوون داره مياد و تو همين شيراز هيچ جلسه ديگه اي كه حالاهرچقدر هم كه داغ باشه به هيچ وجه قابل مقايسه به اين جلسه نيست و خود بچه هاي خودمون هم مي بينند . چرا اينجوريه ؟ براي اينكه جذب جوان به اين چيزها نيست قربونت برم . جذب جوون يك تخصص مي خواد ، تو كه مي خواي كار فرهنگي كني ، بايد در حد دكتراي كار فرهنگي كار بلد باشي . بايد بين مقوله كار كردن و حال كردن ، تفكيك قائل بشي . مي خواي حال كني ، يا مي خواي كار كني ؟ جلسات هفتگي ما ، هفتگيه . مناسبت كه لازم نيست ، آقا مستمع ما مياد مي شينه ، مي گه آقاي انجوي ببخشيد 60 ـ 70% از ما كه ميايم مي شينيم از اينكه شما پيرهنتون رو در مياريدلخت مي شيد سينه مي زنيد ناراحتيم . مي گم خيلي خب در نمي ياريم . مگه پيرهن در آوردن واجبه . ضمن اينكه من از آخرين فتوايي كه از آيت الله مكارم شيرازي عرض مي كنم ، فتواشون اين بود كه پيرهن در آوردن و لخت شدن و سينه زدن اشكال شرعي داره . به اين اصلاً‌ كاري نداريم ، مقلدين آقاي مكارم هم نباشند ، لخت مي شيم و سينه مي زنيم ، تو احياهاي شب جمعه هم در مياريم و سينه مي زنيم و اين تأييد رو هم از مقام معظم رهبري داريم . اشكالي ندارداونا كه مقلدآقا هستند يا برخي مراجع ديگه .
حال كردن به جاي كاركردن.
اما اينو خدمتتون عرض كنم كه وقتي مي خوايم براي عموم كار كنيم ، بايد قيد حال كردن رو بزنيم كاركنيم. مي خواي حال كني جلسه خصوصي هم داشته باش . ( مثل احياهاي شب جمعه ما ) ساعت يك شروع مي كنيم تا سه ، مناجات ، روضه ، گريه ، سينه هم مي زنيم . ما جوون رو درك مي كنيم . احساسات جوان قابل تقديره ، احساسات جوان را به پستي خواهي در مقابل معشوق من درك مي كنم . احساسات جوان را به هيجان من درك مي كنم . با همين جوانها هيجان داريم ، گريه هم مي كنيم ، نعره هم مي زنيم ، فرياد هم مي زنيم ، پيرهنمون رو هم در مياريم ، لخت مي كنيم ، سينه هم مي زنيم ، نمي دونم هزار تا كارهاي داغ هم انجام مي ديم ، روضه هم مي خونيم ، سبك هم مي خونيم ، شور هم مي گيريم ، واحد هم مي زنيم ، خيال همه راحت ، بنده خودم مداحم . اين آخوندي و منبر حاشيه مداحيه . من به مداحي علاقه دارم و اين منبر براي اينه كه مداحيم بهتر جا بيفته ؛ و عزيزاني كه اين نوار را مي شنوند و يا الان هستند ، به جاي اينكه گله كنند ، بيان يا بحث كنن يا بشينند فكر كنند ، ببينند به كجا مي رسند . مخالفت ما با اين فرهنگ بود نه با اشخاص . خيلي از اين اشخاص نمي دونن ، سطح فرهنگيشون ، سطح سوادشون بالا نيست و دارن با اين مرام كار مي كنن .
توجه به فتواهاي جديد.
ما اين اعلام خطر را كرديم ، روش هم كار مي كنيم تا به گوش همه برسه و فتواهاي علما و مراجع براي ما سنده . بعضي از فتواها هست اما ببينيد مراجع مي ترسند در باب امام حسين (ع) فتوا بِدن . برخي از فتواهاي قديمي رو به رخ من نكشيد ، من قبلاً اينا رو ديدم . فتوايي كه مال مقام معظم رهبريه مربوط به چند سال پيش است . ببينيد امروز چي مي گن . فتواهايي كه ما ديروز و پريروز از تمام مراجع گرفتيم بر چيزهايي كه من گفتم صحه مي گذاره .
عموم رادر نظر بگيريد.
در عموم اين كارها رو نكنيد ، در عموم صداي سگ در نياوريد ، در عموم نگيد من سگم ، در عموم به صورتتون لطمه نزنيد ، در عموم با صورت روي زمين نريد ، حواستون به دشمنهاي خارجي باشه ، با فرهنگي كه انسانها رو به تخدير دچار مي كنه مقابله كنيد . نگذاريد امام حسين (ع) همون بلايي سرش بياد كه سر امام زمان (عج) آمد . نگذار حجتيه بشود حسينيه . و مراقب باشيد هر اشكي به درد نمي خورد . اشكي به درد مي خوره كه بعدش تو بهترين درس خون بشي ، بهترين كارمند بشي ، بهترين كسي بشي كه در جامعه ات مؤثر باشي ، بهترين جهاد كن باشي ، بهترين پيرو ولايت باشي ، كسي باشي كه براي جهان بتوني فكر كني ، كسي باشي كه از خودت و محوطه حال كردنت بياي بيرون كار كني ، محوطه حال كردن و خلوتتو براي يك ساعت خاصي بگذاري . اوقاتت رو به بطالت نگذراني . صبح تا شب نوار گوش ندي . پاي سفره و تو ماشين و اين ور و اون ور نوار گوش ندي ، همين طور همراش تكون و مكون نخوري و خيلي چيزهاي ديگه . پاي روضه كه مي شيني اشك داشته باشي ، گريه كني ، اهل معرفت باشي ، شعردرست بخوني ، مداحي رو كه مي خواي بهش دل بدي تقواش رو چك كني .
رعايت شأن مداحي.
بنده و ساير مداحان اهل بيت سعي كنيم ساده زندگي كنيم ، از پول پرستي بپرهيزيم ، مثل فقرا زندگي كنيم ، در سطح پايين مردم زندگي كنيم ، اگر از رقيه (س) دم مي زنيم مثل رقيه (س) غذا بخوريم ، از غذاهاي چرب،غذاهايي كه گير 90% مستمعينمون نمي ياد بپرهيزيم ، اهل چلوكباب و جوجه كباب و فلان و فلان از صبح تا شب نباشيم ، براي شكممون زندگي نكنيم ، درد رو احساس كنيم ، به خودمون سختي بديم . سوار هواپيما كه شديم نگيم خسته شدم ، خجالت بكش . بنده اگه يه وقت بخوام اوقات فراغتم رو طي كنم مي رم سوار هواپيما مي شم كه هيچ وقت نمي شم ، خسته شدم ، چكار كردي ؟ هواپيما سوار شدم اومدم ، منت هم سر مردم مي ذاره ، آقا ما خسته شديم ، عزيزم با هواپيما اومدي كه ! يه مقدار عافيت طلبي رو از خودمون دور كنيم ، با رنج خو بگيريم ، دردمند باشيم ، اين جملات خيلي مهمه . كلمات كليديه ، اون مداحي مي تونه بسوزونه كه خودش اهل درد باشه . اون مداح
مي تونه از سختي هاي زينب (س) بگه ، كه سختي كشيده باشه ، شكمشو بتونه كنترل كنه ، چشمشو بتونه كنترل كنه ، زبانش رو بتونه كنترل كنه و شما جوان هاي عزيز ، خواهر و برادرش ، “ آواز دهل شنيدن از دور خوش است ” مطلب رو گرفتيد ؟ هيچ كس از ما و همكاران ما معصوم نيستند ، ملائكه نيستند ، قطبت العارفين نيستند ، اينها رو بريد در منازل آيت الله بهجت و مقام معظم رهبري و آيت الله فلان و فلان پيدا كنيد . خيلي از ماها اسير هواي نفسيم ، خيلي از ماها بنده شهرتيم ، خيلي از ماها بنده ريا هستيم ، خيلي از ماها خوندنامون ، گفتنامون با عملكردامون با زندگيمون فرق مي كنه ، با دو تا شنيدن و صحبت كردن از ما رويا در ذهن خودت نساز ، خوبهاي ما و گلها ي ماهم خار دارند ، هيچ انساني بدون نقص نيست و به نزديك شدنِ به خيلي ازماها و امثال بنده ،‌شما ممكن است از دين زده بشيد ، بشين استفادتو كن ،‌ برو . نمي خواد دور من بگردي ، دور هيچ كدوم از ما نمي خواد بگردي ، نمي خواد دست و پاي منو ببوسي ، دست بكشي و تبرك كني ، هيچ كدوم از ما اهل تبرّك دادن نيستيم ، خيالت راحت . اين كه دارم مي گم از قول همه دارم مي گم ،‌ بعضياشون از بُعد تواضعشونه حرفشون، بعضياشون واقعا قابل تبركند . اما تو اينجوري برخورد نكن ،‌ ما رو خراب مي كني ،‌ تو كه اينجوري برخورد مي كني من فكر مي كنم كسي شدم ، احساس نمي كنم كه آقا هيئتي كه منو دعوت مي كنه بنده به اون هيئت بدهكارم . چون من يك ساعت صحبت مي كنم ، اون بدبخت يك ماه بدون پول دويده ، بدون هيچ چشم داشت مادي ، شهرتشو من دارم مي برم ، محبوبيتش رو من مي گيرم ، اون بدبخت اومده زمينه ساز شهرت و محبوبيت من در يك شهرستاني شده . من به اونها بدهكارم . اگه يه وقتي مي بينم كه تو زحمت افتاده به خاطر من، من بايد خجالت بكشم ، نه اينكه طلبكار باشم . من بايد دست اونها رو ببوسم نه اينكه توقع داشته باشم كه بي احترامي به من نكنن . نمي دونن شأن مداح اهل بيت چيست ؟ اگر مداح اهل بيت شأن دارد اون مداحي شأن دارد كه مي داند شأن ندارد ، اوني كه فكر مي كنه خودش شأن داره ، هيچ شأني نداره . عنايت كرديد .
سخن آخر:
دوستتون دارم كه دارم اينجوري مي گم ، به همه خوننده ها هستم ، من خاك پاي همشون هستم ، از همشون پايين ترم . اما نمي تونم ببينم فرهنگ آقامون داره به انحراف كشيده مي شه و نمي تونم ببينم در درگاه آقامون ما نوكرها مي خوايم آقايي كنيم ، سروري كنيم . مگه نمي گي در درگاه آقامون سگي ، سگ كه اينقدر خودشو نمي گيره . تا حالا ديدي سگ با هواپيما بياد و بگه خسته شدم ، ان شاءالله خدا ما را اهل فهم و فكر در درگاه اهل بيت قرار بده ، هر چقدر ارادت داريد به آقا امام حسين (ع) و دوست داريد كه دستگاه امام حسين از اين مباحث تهي بشه ، صلواتتون رو غرا و كوبنده بفرستيد .
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته

+ نوشته شده در  جمعه 14 دی1386;ساعت ;  توسط محسن حاجیانی;  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 دی1386;ساعت ;  توسط محسن حاجیانی;  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 دی1386;ساعت ;  توسط محسن حاجیانی;  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 دی1386;ساعت ;  توسط محسن حاجیانی;  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 دی1386;ساعت ;  توسط محسن حاجیانی;  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 دی1386;ساعت ;  توسط محسن حاجیانی;  | 

 

 عید غدیر خم 
 عید غدیر خم 
 عید غدیر خم 
 عید غدیر خم 
 عید غدیر خم 
 عید غدیر خم 
 عید غدیر خم 
 عید غدیر خم 
 عید غدیر خم 
 عید غدیر خم 
 عید غدیر خم 
 عید غدیر خم 
 عید غدیر خم 
 عید غدیر خم 
 عید غدیر خم 
 عید غدیر خم 
 عید غدیر خم 
 عید غدیر خم 
 عید غدیر خم 
 عید غدیر خم 
 عید غدیر خم 
 عید غدیر خم 
 عید غدیر خم 
 عید غدیر خم 
 عید غدیر خم 
 عید غدیر خم 
 عید غدیر خم 
 عید غدیر خم 
 عید غدیر خم 
 عید غدیر خم 
 عید غدیر خم 
 عید غدیر خم 
 عید غدیر خم

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 دی1386;ساعت ;  توسط م.حسینی;  | 

علی

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 دی1386;ساعت ;  توسط م.حسینی;  | 

خلاصه اي از «سخنراني پيامبر اسلام(ص) در روز غدير»‏

امير مومنين

 

• حمد و ثناي الهي

• فرمان الهي براي مطلبي مهم

• اعلان رسمي ولايت و امامت دوازده امام عليهم السلام

• معرفي اميرالمؤمنين‏ عليه السلام به دست پيامبر(ص)

• تاکيد بر توجه امت به مسئله امامت

• اشاره به کارشکني‌هاي منافقين ‏

• پيروان اهل بيت عليه السلام و دشمنان ايشان

• حضرت مهدي عجل الله فرجه ‏

• مطرح کردن بيعت

• حلال و حرام، واجبات و محرمات

• بيعت گرفتن رسمي ‏

 

به نام خداوند بخشنده ي مهربان‏

حمد و سپاس خدايي را که در يگانگي خود بلند مرتبه، و در تنهايي و فرد بودنش نزديک ‏است در قدرت و سلطه خود با جلالت و در ارکان خود عظيم است. ‏

علم او به همه چيز احاطه دارد در حالي که در جاي خود است، و همه مخلوقات را با ‏قدرت و برهان خود تحت سيطره دارد. ‏

بالاتر از آن است که چشمها او را درک کنند ولي او چشمها را درک مي‌کند و او لطف ‏کننده و آگاه است. ‏

هيچکس نمي‌تواند با ديدن به صفت او راه يابد، و کسي به چگونگي او از سر و آشکار ‏دست نمي‌يابد مگر به آنچه خود خداوند عز و جل راهنمايي کرده است. ‏

شهادت مي‌دهم اوست خدايي که همه چيز در مقابل عظمت او تواضع کرده و همه چيز ‏در مقابل عزت او ذليل شده و همه چيز در برابر قدرت او سر تسليم فرود آورده و همه ‏چيز در برابر هيبت او خاضع شده اند. ‏

براي او ضدي و همراه او معارضي نبوده است. يکتا و بي نياز است. زاييده نشده و ‏نمي‌زايد و براي او هيچ همتايي نيست. خداي يگانه و پروردگار با عظمت. ‏

 

براي خداوند بر نفْس خود به عنوان بندگي او اقرار مي‌کنم، و شهادت مي‌دهم براي او به ‏پروردگاري، و آنچه به من وحي نموده ادا مي‌نمايم از ترس آنکه مبادا اگر انجام ندهم ‏عذابي از او بر من فرود آيد که هيچکس نتواند آن را دفع کند، زيرا خداوند به من اعلام ‏فرموده که اگر آنچه در حق علي بر من نازل نموده ابلاغ نکنم رسالت او را نرسانده‌ام و ‏براي من حفظ از شر مردم را ضمانت نموده و خدا کفايت کننده و کريم است. ‏

خداوند به من چنين وحي کرده است: «اي پيامبر ابلاغ کن آنچه از طرف پروردگارت بر تو ‏نازل شده- درباره علي، يعني خلافت علي بن ابي طالب- و اگر انجام ندهي رسالت او را ‏نرسانده اي و خداوند تو را از مردم حفظ مي‌کند». ‏

جبرئيل سه مرتبه بر من نازل شد و از طرف خداوند سلام پروردگارم- که او سلام است- ‏مرا مامور کرد که در اين اجتماع بپا خيزم و بر هر سفيد و سياهي اعلام کنم که «علي ‏بن ابي طالب برادر من و وصي من و جانشين من بر امتم و امام بعد از من است. نسبت ‏او به من همانند هارون به موسي است جز اينکه پيامبري بعد از من نيست و او صاحب ‏اختيار شما بعد از خدا و رسولش است.» ‏

و خداوند در اين مورد آيه‌اي از کتابش بر من نازل کرده است: «صاحب اختيار شما خدا و ‏رسولش هستند و کساني که ايمان آورده و نماز را بپا مي‌دارند و در حال رکوع زکات ‏مي‌دهند»، و علي بن ابي طالب است که نماز را بپا داشته و در حال رکوع زکات داده و در ‏هر حال خداوند عز و جل را قصد مي‌کند. ‏

اي مردم! من از جبرئيل درخواست کردم از خدا بخواهد تا مرا از ابلاغ اين مهم معاف بدارد، ‏زيرا از کمي متقين و زيادي منافقين و فساد ملامت کنندگان و حيله‌هاي مسخره کنندگان ‏اسلام اطلاع دارم. ‏

بعد از همه اينها، خداوند از من راضي نمي‌شود مگر آنچه در حق علي بر من نازل کرده ‏ابلاغ نمايم. ‏

 

اي مردم! اين آخرين باري است که تو چنين اجتماعي بپا مي‌ايستم، پس بشنويد و ‏اطاعت کنيد و در مقابل امر خداوند پروردگارتان سر تسليم فرود آوريد، چرا که خداوند عز و ‏جل صاحب اختيار شما و معبود شماست، و بعد از خداوند رسولش و پيامبرش که شما را ‏مخاطب قرار داده، و بعد از من علي صاحب اختيار شما و امام شما به امر خداوند است، ‏و بعد از او امامت در نسل من از فرزندان اوست تا روزي که خدا و رسولش را ملاقات ‏خواهيد کرد. ‏

حلالي نيست مگر آنچه خدا و رسولش و امامان حلال کرده باشند، و حرامي نيست مگر ‏آنچه خدا و رسولش و امامان بر شما حرام کرده باشند. خداوند عز و جل حلال و حرام را ‏به من شناسانده است، و آنچه پروردگارم از کتابش و حلال و حرامش به من آموخته به او ‏سپرده‌ام. ‏

اي مردم! علي را فضيلت دهيد. هيچ علمي نيست مگر آنکه خداوند آن را در من جمع ‏کرده است و هر علمي را که آموخته‌ام در امام المتقين جمع نموده‌ام، و هيچ علمي ‏نيست مگر آنکه آن را به علي آموخته‌ام. اوست «امام مبين» که خداوند در سوره يس ‏ذکر کرده است: «و هر چيزي را در امام مبين جمع کرديم» ‏

اي مردم! از علي به سوي ديگري گمراه نشويد، و از او روي برمگردانيد و از ولايت او ‏سرباز نزنيد. اوست که به حق هدايت نموده و به آن عمل مي‌کند، و باطل را ابطال نموده ‏و از آن نهي مي‌نمايد، و در راه خدا سرزنش ملامت کننده‌اي او را مانع نمي‌شود. ‏

علي اول کسي است که به خدا و رسولش ايمان آورد و هيچکس در ايمان به من بر او ‏سبقت نگرفت. اي مردم! او را فضيلت دهيد که خدا او را فضيلت داده است، و او را قبول ‏کنيد که خداوند او را منصوب نموده است. ‏

اي مردم! او از طرف خداوند امام است، و هر کس ولايت او را انکار کند خداوند هرگز ‏توبه‌اش را نمي‌پذيرد و او را نمي‌بخشد. ‏

حتمي است بر خداوند که با کسي که با او مخالفت نمايد چنين کند و او را به عذابي ‏شديد تا ابديت و تا آخر روزگار معذب نمايد. ‏

پس بپرهيزيد از اينکه با او مخالفت کنيد و گرفتار آتشي شويد که هيزم آن مردم و ‏سنگ‌ها هستند و براي کافران آماده شده است. ‏

امير مومنين

اي مردم! به خدا قسم پيامبران و رسولان پيشين به من بشارت داده‌اند، و به خدا قسم ‏من خاتم پيامران و مرسلين و حجت بر همه مخلوقين از اهل آسمان‌ها و زمين‌ها هستم. ‏هر کس در اين مطالب شک کند مانند کفر جاهليت اول کافر شده است. و هر کس در ‏چيزي از اين گفتار من شک کند در همه آنچه بر من نازل شده شک کرده است، و هر ‏کس در يکي از امامان شک کند در همه آنان شک کرده است، و شک کننده درباره ما در ‏آتش است. ‏

ملعون است ملعون است، مورد غضب است مورد غضب است کسي که اين گفتار مرا رد ‏کند و با آن موافق نباشد. ‏

بدانيد که جبرئيل از جانب خداوند اين خبر را براي من آورده است و مي‌گويد: «هر کس با ‏علي دشمني کند و ولايت او را نپذيرد لعنت و غضب من بر او باد». هر کس ببيند براي ‏فردا چه پيش فرستاده است. ‏

اي مردم! قرآن را تدبر نماييد و آيات آن را بفهميد و در محکمات آن نظر کنيد و به دنبال ‏متشابه آن نرويد. به خدا قسم، باطن آن را براي شما بيان نمي‌کند و تفسيرش را برايتان ‏روشن نمي‌کند مگر اين شخصي که دست او را مي‌گيرم و او را به سوي خود بالا مي‌برم ‏و بازوي او را مي‌گيرم و با دستم او را بلند مي‌کنم و به شما مي‌فهمانم که: «هر کس ‏من صاحب اختيار اويم اين علي صاحب اختيار اوست». و او علي بن ابي طالب برادر و ‏جانشين من است، و ولايت او از جانب خداوند عز و جل است که بر من نازل کرده است. ‏

بدانيد که اميرالمؤمنين‏ بودن بعد از من براي احدي جز او حلال نيست. ‏

 

سپس پيامبر(ص) دستش را بر بازوي علي(ع) زد و آن حضرت را بلند کرد و اين در حالي ‏بود که اميرالمؤمنين‏ عليه السلام از زماني که پيامبر(ص) بر فراز منبر آمده بود يک پله ‏پايين‌تر از مکان حضرت ايستاده بود و نسبت به صورت حضرت به طرف راست مايل بود که ‏گويي هر دو در يک مکان ايستاده اند. ‏

پس پيامبر(ص) با دستش او را بلند کرد و هر دو دست را به سوي آسمان باز نمود و علي ‏عليه السلام را از جا بلند نمود تا حدي که پاي آن حضرت موازي زانوي پيامبر(ص) رسيد. ‏سپس فرمود: اي مردم! چه کسي بر شما از خودتان صاحب اختيارتر است؟ گفتند: خدا و ‏رسولش. ‏

فرمود: بدانيد که هر کس من صاحب اختيار اويم اين علي صاحب اختيار اوست. ‏

پروردگارا، به امر تو مي‌گويم: «خداوندا دوست بدار هر کس علي را دوست بدارد و دشمن ‏بدار هر کس علي را دشمن بدارد، و ياري کن هر کس علي را ياري کند و خوار کن هر ‏کس علي را خوار کند، و لعنت نما هر کس علي را انکار کند و غضب نما بر هر کس که ‏حق علي را انکار نمايد».‏

پروردگارا، تو هنگام روشن شدن اين مطلب و منصوب نمودن علي در اين روز اين آيه را ‏درباره او نازل کردي: «امروز دين شما را برايتان کامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام ‏کردم و اسلام را به عنوان دين شما راضي شدم». ‏

و فرمودي: «دين نزد خداوند اسلام است». ‏

و فرمودي:« هر کس ديني غير از اسلام انتخاب کند هرگز از او قبول نخواهد شد و او در ‏آخرت از زيانکاران خواهد بود». ‏

پروردگارا، تو را شاهد مي‌گيرم که من ابلاغ نمودم. ‏

 

اي مردم! خداوند دين شما را با امامت او کامل نمود، پس هر کس اقتدا نکند به او و به ‏کساني که جانشين او از فرزندان من و از نسل او هستند تا روز قيامت و روز رفتن به ‏پيشگاه خداوند عز و جل، چنين کساني اعمالشان در دنيا و آخرت از بين رفته و در آتش ‏دائمي خواهند بود. عذاب از آنان تخفيف نمي‌يابد و به آنها مهلت داده نمي‌شود. ‏

اي مردم! اين علي است که ياري کننده‌ترين شما نسبت به من و سزاوارترين شما به ‏من و نزديک‌ترين شما به من عزيزترين شما نزد من است. ‏

خداوند عز و جل و من از او راضي هستيم. هيچ آيه رضايتي در قرآن نازل نشده مگر درباره ‏او، و هيچگاه خداوند مومنين را مورد خطاب قرار نداده مگر آنکه ابتدا او مخاطب بوده ‏است، و هيچ آيه مدحي در قران نيست مگر درباره او. ‏

اي مردم! شيطان آدم را با حسد از بهشت بيرون کرد. مبادا به علي حسد کنيد که ‏اعمالتان نابود شود و قدم هايتان بلغزد. آدم به خاطر يک گناه به زمين فرستاده شد در ‏حالي که انتخاب شده خداوند عز و جل بود، پس شما چگونه خواهيد بود در حالي که ‏شماييد و در بين شما دشمنان خدا هستند. ‏

بدانيد که با علي دشمني نمي‌کند مگر شقي و با علي دوستي نمي‌کند مگر با تقوي، و ‏به او ايمان نمي‌آورد مگر مومن مخلص. به خدا قسم سوره «والعصر»: درباره علي نازل ‏شده است؛ "قسم به عصر، انسان در زيان است" مگر علي که ايمان آورد و به حق و ‏صبر راضي شد. ‏

اي مردم! من خدا را شاهد گرفتم و رسالتم را به شما ابلاغ نمودم، و بر عهده رسول جر ‏ابلاغ روشن چيزي نيست. ‏

 

اي مردم! ايمان آوريد به خدا و رسولش و به نوري که همراه او نازل شده است، قبل از ‏آنکه هلاک کنيم وجوهي را و آن صورت‌ها را به پشت برگردانيم يا آنان را مانند اصحاب ‏سبت لعنت کنيم». به خدا قسم، از اين آيه قصد نشده است مگر قومي از اصحابم که ‏آنان را به اسم و نسبشان مي‌شناسم، ولي مامورم بر آنان پرده پوشي کنم. ‏

پس هر کس عمل کند مطابق آنچه در قلبش از حب يا بغض نسبت به علي مي‌يابد، اي ‏مردم! نور از جانب خداوند عز و جل در من نهاده شده و سپس در علي بن ابي طالب و ‏بعد در نسل او تا مهدي قائم، که حق خداوند و هر حقي که براي ما باشد مي‌گيرد، چرا ‏که خداوند عز و جل ما را بر کوتاهي کنندگان و بر معاوندان و مخالفان و خائنان و ‏گناهکاران و ظالمان و غاصبان از همه عالميان حجت قرار داده است. ‏

اي مردم! شما را مي‌ترسانم و انذار مي‌نمايم که من رسول خدا هستم، و قبل از من ‏پيامبران بوده اند! آيا اگر من بميرم يا کشته شوم شما عقب گرد مي‌نماييد؟ هر کس به ‏عقب برگردد به خدا ضرري نمي‌رساند، و خداوند به زودي شاکرين و صابرين را پاداش ‏مي‌دهد. بدانيد که علي است توصيف شده به صبر و شکر و بعد از او فرزندانم از نسل او ‏چنين‌اند. ‏

اي مردم! بعد از من اماماني خواهند بود که به آتش دعوت مي‌کنند و روز قيامت کمک ‏نمي‌شوند. ‏

امير مومنين

اي مردم! خداوند و من از آنان بيزار هستيم. اي مردم! آنان و يارانشان و تابعينشان و ‏پيروانشان در پايين‌ترين درجه آتشند و چه بد است جاي متکبران، بدانيد که آنان «اصحاب ‏صحيفه» هستند، پس هر يک از شما در صحيفه خود نظر کند. ‏

راوي مي‌گويد: وقتي پيامبر(ص) نام «اصحاب صحيفه» را آورد اکثر مردم منظور حضرت از ‏اين کلام را نفهميدند و برايشان سوال انگيز شد، و فقط عده کمي مقصود حضرت را ‏فهميدند. ‏

اي مردم! من امر خلافت را به عنوان امامت و وراثت آن در نسل خودم تا روز قيامت به ‏وديعه مي‌سپارم، و من رسانيدم آنچه مامور به ابلاغش بودم تا حجت باشد بر حاضر و ‏غايب و بر همه کساني که حضور دارند يا ندارند، به دنيا آمده‌اند يا نيامده‌اند. پس حاضران ‏به غايبان و پدران به فرزندان تا روز قيامت برسانند. ‏

و به زودي امامت را بعد از من به عنوان پادشاهي و با ظلم و زور مي‌گيرند. خداوند ‏غاصبين و تعدي کنندگان را لعنت کند. ‏

اي مردم! خداوند مرا امر و نهي نموده است و من هم به امر الهي علي را امر و نهي ‏نموده‌ام، و علم امر و نهي نزد اوست. پس امر او را گوش دهيد تا سلامت بمانيد، و او را ‏اطاعت کنيد تا هدايت شويد و نهي او را قبول کنيد تا در راه درست باشيد و به سوي ‏مقصد و مراد او برويد، و راه‌هاي بيگانه شما را از راه او منحرف نکند. ‏

 

اي مردم! من راه مستقيم خداوند هستم که شما را به پيروي آن امر نموده، و سپس ‏علي بعد از من، و سپس فرزندانم از نسل او که امامان هدايت‌اند، به حق هدايت ‏مي‌کنند و به ياري حق به عدالت رفتار مي‌کنند. بدانيد که دشمنان ايشان سُفها‌ي گمراه ‏و برادران شياطين‌اند که اباطيل را از روي غرور به يکديگر مي‌رسانند. ‏

بدانيد که دوستان اهل بيت کساني‌اند که خداوند عز و جل آنان را توصيف کرده و فرموده ‏است: «... کساني که ايمان آورده‌اند و ايمانشان را با ظلم نپوشانده‌اند، آنان‌اند که ‏برايشان امان است و آنان هدايت يافتگان اند».‏

بدانيد که دوستان ايشان کساني‌اند که ايمان آورده‌اند و به شک نيفتاده اند. ‏

بدانيد که دوستان ايشان کساني‌اند که با سلامتي و در حال امن وارد بهشت مي‌شوند، ‏و ملائکه با سلام به ملاقات آنان مي‌آيند و مي‌گويند:«سلام بر شما، پاکيزه شديد، پس ‏براي هميشه داخل بهشت شويد» ‏

بدانيد که دوستان ايشان کساني هستند که بهشت براي آنان است و در آن بدون ‏حساب روزي داده مي‌شوند. ‏

بدانيد که دشمنان اهل بيت کساني‌اند که به شعله‌هاي آتش وارد مي‌شوند. ‏

بدانيد که دشمنان ايشان کساني‌اند که از جهنم در حالي که مي‌جوشد صداي ‏وحشتناکي مي‌شنوند و شعله کشيدن را مي‌بينند. ‏

بدانيد که دشمنان ايشان کساني‌اند که خداوند عز و جل مي‌فرمايد:«هر گاه گروهي را در ‏جهنم مي‌اندازند خزانه داران دوزخ از ايشان مي‌پرسند: آيا ترساننده‌اي براي شما نيامد؟ ‏مي‌گويند: چرا، براي ما نذير و ترساننده آمد ولي ما او را تکذيب کرديم و گفتيم: خداوند ‏هيچ چيز نازل نکرده است، و شما در گمراهي بزرگ هستيد و مي‌گويند: اگر مي‌شنيديم ‏يا فکر مي‌کرديم در اصحاب آتش نبوديم. به گناه خود اعتراف کردند، پس دور باشند ‏اصحاب آتش» ‏

اي مردم! بدانيد که من نذير و ترساننده‌ام و علي بشارت دهنده است. ‏

اي مردم! بدانيد که من منذر و برحذر دارنده‌ام و علي هدايت کننده است. ‏

اي مردم! من پيامبرم و علي جانشين من است. ‏

اي مردم! بدانيد که من پيامبرم و علي امام و وصي بعد از من است، و امامان بعد از او ‏فرزندان او هستند. بدانيد که من پدر آنانم و آنها از صُلب او به وجود مي‌آيند. ‏

 

بدانيد که آخرين امامان، مهدي قائم از ماست، اوست غالب بر اديان، اوست انتقام گيرنده ‏از ظالمان، اوست فاتح قلعه‌ها و منهدم کننده آنها، اوست غالب بر هر قبيله‌اي از اهل ‏شرک و هدايت کننده آنان. ‏

بدانيد که اوست استفاده کننده از دريايي عميق. اوست که هر صاحب فضيلتي را به قدر ‏فضلش و هر صاحب جهالتي را به قدر جهلش نشانه مي‌دهد. اوست انتخاب شده و ‏اختيار شده خداوند، اوست وارث هر علمي و احاطه دارنده به هر فهمي. ‏

بدانيد که اوست خبر دهنده از پروردگارش، و بالا برنده آيات الهي. اوست هدايت يافته ‏محکم بنيان. اوست که کارها به او سپرده شده است اوست که پيشينيان به او بشارت ‏داده‌اند، اوست که به عنوان حجت باقي مي‌ماند و بعد از او حجتي نيست. هيچ حقي ‏نيست مگر همراه او، و هيچ نوري نيست مگر نزد او. ‏

بدانيد او کسي است که غالبي بر او نيست و کسي بر ضد او کمک نمي‌شود. اوست ‏ولي خدا در زمين و حکم کننده او بين خلقش و امين او بر نهان و آشکارش. ‏

 

بدانيد که من بعد از پايان خطابه‌ام شما را به دست دادن با من به عنوان بيعت با او و اقرار ‏به او، و بعد از من به دست دادن با خود او فرا مي‌خوانم. ‏

بدانيد که من با خدا بيعت کرده‌ام و علي با من بيعت کرده است، و من از جانب خداوند ‏براي او از شما بيعت مي‌گيرم. «کساني که با تو بيعت مي‌کنند در واقع با خدا بيعت ‏مي‌کنند، دست خداوند بر روي دست آنان است. پس هر کس بيعت را بشکند بر ضرر ‏خود اوست، و هر کس به آنچه با خدا عهد بسته وفادار باشد خداوند به او اجر عظيمي ‏عنايت خواهد کرد»

 ‏

اي مردم! به حج خانه خدا برويد. هيچ خانداني به خانه خدا وارد نمي‌شوند مگر آنکه ‏مستغني مي‌گردند و شاد مي‌شوند، و هيچ خانداني آن را ترک نمي‌کنند مگر آنکه ‏منقطع مي‌شوند و فقير مي‌گردند. ‏

اي مردم! با دين کامل و با تفقُّه و فهم به حج خانه خدا برويد و از آن مَشاهد مُشرفه جز ‏با توبه و دست کشيدن از گناه برمگرديد. ‏

اي مردم! نماز را بپا داريد و زکات را بپردازيد همانطور که خداوند عز و جل به شما فرمان ‏داده است و اگر زمان طويلي بر شما گذشت و کوتاهي نموديد يا فراموش کرديد، علي ‏صاحب اختيار شماست و براي شما بيان مي‌کند، او که خداوند عز و جل بعد از من به ‏عنوان امين بر خلقش او را منصوب نموده است، او از من است و من از اويم. ‏

امير مومنين

بدانيد که حلال و حرام بيش از آن است که من همه آنها را بشمارم و معرفي کنم و بتوانم ‏در يک مجلس به همه حلال‌ها دستور دهم و از همه حرام‌ها نهي کنم. پس مامورم که از ‏شما بيعت بگيرم و با شما دست بدهم بر اينکه قبول کنيد آنچه از طرف خداوند عز و جل ‏درباره اميرالمؤمنين‏ علي و جانشينان بعد از او آورده‌ام که آنان از نسل من و اويند، و آن ‏موضوع امامتي است که فقط در آنها بپا خواهد بود، و آخر ايشان مهدي است تا روزي که ‏خداي مدبر قضا و قدر را ملاقات کند. ‏

اي مردم! هر حلالي که شما را بدان راهنمايي کردم و هر حرامي که شما را از آن نهي ‏نمودم، هرگز از آنها برنگشته‌ام و تغيير نداده‌ام. اين مطلب را به ياد داشته باشيد و آن را ‏حفظ کنيد و به يکديگر سفارش کنيد و آن را تبديل نکنيد و تغيير ندهيد. ‏

بدانيد که بالاترين امر به معروف آن است که سخن مرا بفهميد و آن را به کساني که ‏حاضر نيستند برسانيد و او را از طرف من به قبولش امر کنيد و از مخالفتش نهي نماييد، ‏چرا که اين دستوري از جانب خداوند عز و جل و از نزد من است، و هيچ امر به معروف و ‏نهي از منکري نمي‌شود مگر با امام معصوم. ‏

 

اي مردم! شما بيش از آن هستيد با يک دست و در يک زمان با من دست دهيد، و ‏پروردگارم مرا مامور کرده است که از زبان شما اقرار بگيرم درباره آنچه منعقد نمودم براي ‏علي اميرالمؤمنين‏ و اماماني که بعد از او مي‌آيند و از نسل من و اويند، چنانکه به شما ‏فهماندم که فرزندان من از صلب اويند. ‏

پس همگي چنين بگوييد:«ما شنيديم و اطاعت مي‌کنيم و راضي هستيم و سر تسليم ‏فرود مي‌آوريم درباره آنچه از جانب پروردگار ما و خودت به ما رساندي درباره امر امامت ‏امامان، علي اميرالمؤمنين‏ و اماماني که از صلب او به دنيا مي‌آيند. بر اين مطلب با ‏قلبهايمان و با جانمان و با زبانمان و با دستانمان با تو بيعت مي‌کنيم. بر اين عقيده زنده‌ايم ‏و با آن مي‌ميريم و روز قيامت با آن محشور مي‌شويم. ‏

تغيير نخواهيم داد و تبديل نمي‌کنيم و شک و انکار نمي‌نماييم و ترديد به دل راه ‏نمي‌دهيم و از اين قول برنمي گرديم و پيمان را نمي‌شکنيم. ‏

تو ما را به موعظه الهي نصيحت نمودي درباره علي اميرالمؤمنين‏ و اماماني که گفتي بعد ‏از او از نسل تو و فرزندان اويند، يعني حسن و حسين و آنان که خداوند بعد از آن دو ‏منصوب نموده است. ‏

هرگز در پي تغيير اين عهد نيستيم و خداوند (در اين‌باره) از نفسهايمان دگرگوني نبيند. ‏

ما اين مطالب را از قول تو به نزديک و دور از فرزندانمان و فاميلمان مي‌رسانيم، و خدا را بر ‏آن شاهد مي‌گيريم. خداوند در شاهد بودن کفايت مي‌کند و تو نيز بر اين اقرار ما شاهد ‏هستي.» ‏

اي مردم! با خدا بيعت کنيد و با من بيعت نماييد و با علي اميرالمؤمنين‏ و حسن و حسين ‏و امامان از ايشان در دنيا و آخرت، به عنوان امامتي که در نسل ايشان باقي است بيعت ‏کنيد، خداوند بيعت شکنان را هلاک و وفاداران را مورد رحمت قرار مي‌دهد. ‏

اي مردم! آنچه به شما گفتم بگوييد، و به علي به عنوان «اميرالمؤمنين‏» سلام کنيد و ‏بگوييد: «شنيديم و اطاعت کرديم، پروردگارا مغفرتِ تو را مي‌خواهيم و بازگشت به سوي ‏توست». ‏

و بگوييد«حمد و سپاس خداي را که ما را به اين راه هدايت کرد، و اگر خداونند هدايت ‏نمي‌کرد ما هدايت نمي‌شديم. فرستادگان پروردگارمان به حق آمده‌اند». ‏

خدايا، به خاطر آنچه ادا کردم و امر نمودم مومنين را بيامرز، و بر منکرين که کافرند غضب ‏نما، و حمد و سپاس مخصوص خداوند عالم است. ‏

+ نوشته شده در  جمعه 7 دی1386;ساعت ;  توسط محسن حاجیانی;  | 

نماز جمعه علي (ع) در روز غدير

 علي

اهميت اعتقادى موضوع

در روزى از روزهاى خلافت امام علي(ع)، جمعه و عيد غدير (18 ماه ذي حجه) به يك روز افتاده بود. امام در آن روز خطبه اى عجيب خواند و توحيدى شگفت گفت. اين خطبه (سخنراني) را مآخذ چندى نقل كرده اند. من در اينجا ترجمه آن را به جوانان پرشور پارسى زبان ارمغان مى كنم (1).

البته در ترجمه، همه بلاغت و جاذبه و رونق و آهنگ كلمات آن محفوظ نمى ماند. اميد كه روزى اين مواريث عظيم و زندگى آفرين به همهْ زبانها گردانيده شود و بشريت به عمق اين تعليم و محبت و پيمان و پاكى و جهاد و اعتقاد برسد.

امام در آن روز، پنج ساعت از آفتاب بالا آمده، به منبر بر آمد. در آغاز، خداى را ستايش كرد, آنگونه كه چونان ستايشي، از آن پيش، كس نشنيده بود. و ثنايى گفت خداوند را كه ديگران بدانسان نيارسته بودند ثنا گفتن.

 از اين خطبه آنچه در خاطر روايان ماند اينست:

خداوند را سپاس، كه سپاس را در عين بى نيازى از سپاسگزاران، وسيله اى ساخت براى اذعان خلق به پروردگارى او، و سببى افزونى رحمت را، و راهى روشن، آن كس را، كه فضل بيشتر او را خواهان باشد.

 من گواهى مى دهم كه جز اللّه، معبودى نيست.

اوست يگانه و بى انباز. و نيز گواهى ميدهم كه محمد بنده اوست و فرستاده او. در ازل، به علم خويش، او را از ميان خلقها همه برگزيد و در ميان پيامبران نيز مرتبهاى والايش بخشيد، تا از سوى خداوند امر و نهى كند. خداوند در رساندن احكام خود، محمد را به جاى خويش قرار داد. زيرا خداوند خود به چشمها ديده نشود، و به خاطرها در نگنجد، و در لايه هاى پيچيده گمان ها و پندارهاى انسان جاى نگيرد. آرى خدايى نيست جز همان اللّه ملك جبار.

بدين روي، جمعه را روز اجتماع قرار داد و همه را به شركت كردن در آن فرا خواند، تا آنچه در روزهاى هفته كردهايد تطهير پذيرد و كژى و كاستىهايى كه در كار و كسبتان روا داشته ايد, جمعه به جمعه، به هنجار آيد و تصحيح شود. هم در اين روز است ياد كرد مومنان يكديگر را و هم پديدار شدن بيم پرهيزگاران از خداوند. و در اين روز است كه خداوند پاداش كردار نيكوكاران را چندين برابر ديگر روزها دهد. اما كار به اينجا تمام نشود، مگر آنكه هر چه را فرموده است به جاى آريد و از آنچه نهى كرده است دست بكشيد و براى كارهايى كه به تاكيد امر كرده است فروتنانه كمر اطاعت بنديد.

خداوند اعتراف به نبوّت محمد را با اعتراف به الهيّت خود مقرون ساخت و او را به چنان اكرامى ويژه كرد كه يكى ديگر از خلق بدان پايه نخواهد رسيد. محمد نيز شايسته اين ويژگى و عنايت بود، چه او خود را ويژه خداوند كرد بود و ربيب خدا بود. آرى آن كس كه هر لحظه به گونه اى باشد به اين ويژگى نرسد، و آن دل كه دستخوش هر گمانى گردد به مرتبه محبت حق نايل آمدن نتواند.

خداوند فرمود كه بر او درود فرستيم (2)، تا گراميداشت بيشتر او باشد، و هم سببى كه درخواست درود فرستند به اجابت رسد (3). اكنون خداى بر او درود فرستد و او را از اين بيش تكريم كند و تشريف بخشد و بزرگ افزايد، تا آنجا كه عظمتش پايان يافتن نشناسد و تا جاودان هماره بر جاى باشد.

آنكه خداوند، پس از محمد، از ميان خلق، تنى چند را ويژه خويش ساخت. (4) اين ويژگان را در پرتو اعتلاى محمد اعتلا بخشيد، و رتبت محمد بديشان سپرد. تا داعيانى باشند راستين كه خلق را به سوى خداى خوانند و مردمان را خداشناسى آموزند. از اين دسته، در هر قرنى و زمانى، كس هست. خداوند اينان را در ازال بيافريد، به صورت انوارى زبان، به ستايش او گشوده، و شكر و تمجيد او در دلشان افتاده. آنگاه ايشان را حجتهاى خويش كرد بر هر كس كه به ربوبيت خدا خستو است و به عبوديت خويش معترف.

خداوند، اين ويژگان را به هنگام آفرينش ديگر آفريده ها حاضر داشت، و تا آنجا كه خود خواست، كار را به ايشان سپرد (5) و ايشان را ترجمان خواست و مشيت خويش قرار داد و زبان اراده خود ساخت. اما با اينهمه، ايشان بندگان اويند، بندگانى كه بى دستور او سخن نگويند و همواره به فرمان او روند. خداوند خود چگونگى و احوال ايشان را نيك ميداند. ايشان براى كس آمرزش نخواهند مگر آن را كه خداى پسندد. هيچگاه دل از بيم خداى فارغ ندارند. همى احكام او را به جاى آرند و سنت الهى را پيروى كنند. از حدود خدايى در نگذرند و او را فرمان برند. خداوند (گذشته از اين راهنمايان, از جهت ديگر نيز) خلق را در تاريكى و بيراهى نهشت و نابينا و ناشنوا رها نكرد، چرا كه به آنان عقل داد. آن را در وجودشان بياميخت و در كالبدشان بنهاد و در جانشان استوار ساخت. نيروى حواس را خدمتگار عقل كرد و در گوش و چشم و درون جاى داد. بدينسان حجت را گريبانگير همه كرد و راه روشن را به همه نمود. او با قدرت خويش به مردمان زبان گويا داد، تا يافته هاى حس و انديشه را باز توانند گفت. پس از اين بايد بگويم، اى جماعت مومنان! خداى ـ عزوجل ـ در اين روز براى شما دو عيد فراهم كرد، دو عيد بزگر سترگ، كه يكى ازاين دو جز به آن ديگرى استوار نتواند بود. اينچنين كرد تا نيكى را در حقتان به امام رساند و از راه درست آگاهتان كند، و در پس روشندلانيتان برد از پرتو هدايت او فروغ يافته و راهسپارتان سازد به راه روشن دين خود, و فراوان بر سرتان ريزى از نعتمهاى خويش.

بدين روي، جمعه را روز اجتماع قرار داد و همه را به شركت كردن در آن فرا خواند، تا آنچه در روزهاى هفته كردهايد تطهير پذيرد و كژى و كاستىهايى كه در كار و كسبتان روا داشته ايد, جمعه به جمعه، به هنجار آيد و تصحيح شود. هم در اين روز است ياد كرد مومنان يكديگر را و هم پديدار شدن بيم پرهيزگاران از خداوند. و در اين روز است كه خداوند پاداش كردار نيكوكاران را چندين برابر ديگر روزها دهد. اما كار به اينجا تمام نشود، مگر آنكه هر چه را فرموده است به جاى آريد و از آنچه نهى كرده است دست بكشيد و براى كارهايى كه به تاكيد امر كرده است فروتنانه كمر اطاعت بنديد.

اكنون بدانيد كه اعتقاد به توحيد پذيرفته نيست مگر با اعتراف به نبوت محمد (ص). و هيچ اعتقادى و عملى قبول نيست مگر با قبول ولايت و سرپرستى آن كس كه خداوند خود او را ولى و سرپرست قرار داده است. و آيين طاعت خدا بهنجار نخواهد بود مگر چنگ در زنيد به توفيق و نگهداشت خدايي, و نگهداشت آنان كه اهل ولايت اويند. يعنى كسانى كه در روز دور (غدير) (6) درباره آنان آيت فرستاد و اراده خويش را در حق بندگان خاص و گزيدگان خود اظهار داشت. و پيامبر را فرمود تا ابلاغ كند و گمراهان و منافقان را به چيزى نشمرد. و خود ضمانت كرد كه او را از بد ايشان نگاه دارد.

بدين گونه و با اشاره (به نگهداشت پيامبراز بد بدانديشان) درون آنان را كه به ريب اندر بودند نمايان ساخت و از بطن آن كسان كه راه ارتداد مىسپردند پرده افكند. اينجا بود كه هم مومن و هم منافق آنچه را بايد بدانند دانستند. سپس آن كس كه بى پروا بود و لاابالي از حق روى گردانيد. و آن كس كه پا بر جاى بود و استوار بر پذيرفتن حق پاى فشرد. و اينجا بود كه جهالت پيشگى منافقان و خيره سرى نابفرمانان فزونى گرفت. و بس داندان بر دندان فشردند و دست بر دست زدند. يكى سخنى گفت. يكى بانگى كرد. و آن كس كه نابفرمانى پيشه ساخته بود بر همان سر بايستاد. و در اين ميان گروهى نيز اعتراف كردند اما نه از ته دل و نه از سرايمان چنانكه گروهى ديگر اعتراف كردند هم به زبان و هم از جان .بدين سان خداوند دين خويش را كامل كرد. و با كامل كردن دين, چشم پيامبر و مومنان و تابعان او را روشن ساخت.

خداوند اعتراف به نبوّت محمد را با اعتراف به الهيّت خود مقرون ساخت و او را به چنان اكرامى ويژه كرد كه يكى ديگر از خلق بدان پايه نخواهد رسيد. محمد نيز شايسته اين ويژگى و عنايت بود، چه او خود را ويژه خداوند كرد بود و ربيب خدا بود. آرى آن كس كه هر لحظه به گونه اى باشد به اين ويژگى نرسد، و آن دل كه دستخوش هر گمانى گردد به مرتبه محبت حق نايل آمدن نتواند.

و اين همان (واقعه غدير) بود كه بر خيتان خود شاهد آن بو ديد و به برخى ديگرتان خبر آن رسيد. و بدين واقعه آن وعده نيكوى خداوند به شكيبايان در پيوست. و پرداخته هاى فرعون و هامان و قارون و سپاه اينان و تختگاهشان را تباه و ويران كرد. اما گروهى گمراه برجاى ماندنده در تباه ساختن كار مردمان هيچ فرد نگذارند. اينان را نيز خداوند در همان جايگاه هاى خود فرو خواهد گرفت و آثارشان را نابود خواهد ساخت و نشانه هايشان را محو خواهد كرد و از آن پس دلهاشان را از دريغ و درد خواهد آكند. و به گروهى ملحقشان خواهد فرمود, كه دستان ايشان بازهشت و كالبد ايشان نيرومند ساخت و تواناييشان داد تا بدانجا كه (به سوء اختيار و سوء استفاده از مواهب الهي) دين خدا را دگرگون كردند و احكام او را باژگونه ساختند. و بس زودا ـ اما به هنگام ـ خداوند بر دشمنان خويش پيروز گردد. و خدا لطيف است و خبير.

(لازم نبود اين اندازه سخن گويم, چه) اندكتر ازاين نيز ابلاغ را بسنده بود. اكنون اى مردمان, مشمول رحكمت خداى باشيد! در آنچه خداوند شما را بدان فرا خوانده و ترغيب كرده است يكى بينديشيد, و به سوى دين او روى آوريد و راه او بسپريد. راه هاى پراكنده ديگر در پيش مگريد تا از راه خدا باز نمانيد.

 همانا امروز, روزى بس بزرگ است.

در اين روز گشايش در رسيد و در اين روز منزلت آن كسان كه شايسته بودند بلند گرفت و برهان خدا روشن گشت.

 

+ نوشته شده در  جمعه 7 دی1386;ساعت ;  توسط محسن حاجیانی;  | 

+ نوشته شده در  جمعه 7 دی1386;ساعت ;  توسط محسن حاجیانی;  | 

+ نوشته شده در  جمعه 7 دی1386;ساعت ;  توسط محسن حاجیانی;  | 

سیری اجمالی در نهج البلاغه(سخنرانی استاد رضا الهی)
سخنرانی 1 Play Download
سخنرانی 2 Play Download
سخنرانی 3 Play Download
سخنرانی 4 Play Download
سخنرانی 5 Play Download
سخنرانی 6 Play Download
سخنرانی 7 Play Download
سخنرانی 8 Play Download
سخنرانی 9 Play Download
سخنرانی 10 Play Download
سخنرانی 11 Play Download
سخنرانی 12 Play Download
سخنرانی 13 Play Download
سخنرانی 14 Play Download
سخنرانی 15 Play Download
سخنرانی 16 Play Download
سخنرانی 17 Play Download
سخنرانی 18 Play Download
سخنرانی 19 Play Download
سخنرانی 20 Play Download
سخنرانی 21 Play Download
سخنرانی 22 Play Download
سخنرانی 23 Play Download
سخنرانی 24 Play Download
سخنرانی 25 Play Download
سخنرانی 26 Play Download
سخنرانی 27 Play Download
سخنرانی 28 Play Download
+ نوشته شده در  جمعه 7 دی1386;ساعت ;  توسط محسن حاجیانی;  | 

حاج سعید حدادیان
مولودی 1 Play Download
مولودی 2 Play Download
مولودی 3 Play Download
مولودی 4 Play Download
مولودی 5 Play Download
مولودی 6 Play Download
مولودی 7 Play Download

 

 

حاج محمد طاهری
مولودی 1 Play Download
مولودی 2 Play Download
مولودی 3 Play Download
مولودی 4 Play Download
مولودی 5 Play Download
مولودی 6 Play Download
مولودی 7 Play Download
مولودی 8 Play Download
مولودی 9 Play Download
مولودی 10 Play Download

 

 

حاج محمود کریمی
مولودی 1 Play Download
مولودی 2 Play Download
مولودی 3 Play Download
مولودی 4 Play Download
مولودی 5 Play Download
مولودی 6 Play Download

 

 

حاج حسن خلج
مولودی 1 Play Download
مولودی 2 Play Download
مولودی 3 Play Download
مولودی 4 Play Download
مولودی 5 Play Download
مولودی 6 Play Download
مولودی 7 Play Download
مولودی 8 Play Download
مولودی 9 Play Download

 

 

حاج احمد نیکبختیان
مولودی 1 Play Download
مولودی 2 Play Download
مولودی 3 Play Download

 

 

حاج احمد واعظی
مولودی Play Download

 

 

حاج مجید بنی فاطمه
مولودی 1 Play Download
مولودی 2 Play Download
مولودی 3 Play Download
مولودی 4 Play Download

 

 

متفرقه
مولودی 1 Play Download
مولودی 2 Play Download
مولودی 3 Play Download
مولودی 4 Play Download
مولودی 5 Play Download
مولودی 6 Play Download

 

+ نوشته شده در  جمعه 7 دی1386;ساعت ;  توسط محسن حاجیانی;  | 

آشنایی با محتوای الغدیر

کتاب، مجلد

"غدیر"ی کرد بی‌همتا، چنان چون بی کران دریا         لبالب از رحیق حق، جهان را زو مشامی خوش

از این دریا دل آماده، "غدیری" ایزدی باده            خوش آن رندی کزین مشرب کند، شرب مدامی خوش(1)

علامه امینی برای تالیف کتاب گرانقدر الغدیر - که به حق کتابی وزین است و در اعتلای مکتب تشیع سهم بسیار و در اثبات حقانیت مولی الموحدین علی علیه السلام تاثیر بسزایی داشته است - زحمات بسیاری را متحمل شد. او از برجسته‌ترین افرادی است كه به خاطر دفاع از حریم اسلام و تشیع و مخصوصاً دفاع از مقام والای بزرگمرد جهان انسانیت حضرت علی علیه السلام قد علم كرده و با فداكاری و اخلاص عجیب و شهامت و ابتكاری كم نظیر، رسالت بزرگ خود را به خوبی انجام داد. علامه امینی شخصیتی است كه یك تنه در برابر تحریف کنندگان تاریخ قیام كرد و با قلم توانا و آتشین و در عین حال منطقی و علمی خود، پرده‌ها را كنار زد و حقایق را از لابلای زوایای تاریك تاریخ، بیرون كشید.

بیش از پنجاه سال است که از تدوین کتاب الغدیر می‌گذرد و با اطمینان می‌توان گفت که جامعه محققین اعم از شیعه و سنی با نام الغدیر و با نوشته‌های علمی و عمیق و محققانه و پر احساس علامه امینی آشنا می‌باشند. اما در طول این زمان هنوز کسی نتوانسته برای الغدیر حتی صفحه‌ای ردّیه و یا نقدی که قابل اعتنا باشد، بنویسد. و این خود نشانگر استحکام و متقن بودن مطالب این کتاب است که حتی مخالفین شیعه نیز نتوانسته‌اند اشکالی بر آن وارد نمایند.

وی در شبانه روز حدود 17 ساعت مطالعه و کار می‌کرد و برای مطالعه کتبی که در دسترس نداشت رنج سفرهای گوناگونی به جان خرید.

علامه خود می‌گوید که من برای نوشتن الغدیر 10 هزار جلد کتاب از «باء» بسم ‌الله تا «تاء» تمّت آن خوانده‌ام. و به 100هزار جلد کتاب، مراجعات مکرر داشته‌‌ام.

بدون شک در کنار تلاش و همت والای این مرد بزرگ، عوامل دیگری نیز در خلق این کتاب گرانسنگ موثر بوده‌ است. از علامه امینی و نزدیکان این بزرگوار به کرّات نقل شده است که در هنگام مواجه شدن با مشکلی در مسیر نگارش این کتاب، به حرم حضرت علی علیه السلام پناه ‌برده و از آن خورشید عالمتاب کمک می‌طلبیدند. هر کس این کتاب را می‌خواند، درک می‌کند که توفیق الهی و کمک‌های امیرالمومنین علیه‌السلام در نگارش این کتاب موثر بوده است.

این کتاب در 20 جلد به زبان عربی، با نثری شیوا و رسا نگارش یافته که البته 11 جلد آن تا کنون چاپ گردیده است. مرحوم آیة الله سید محسن حکیم و آیة الله سید حسین حمّامی درباره این کتاب گفته‌اند: "لا یَاتیهِ الباطلُ مِن بَینِ یَدَیه" و آیات عظام سید عبدالهادی شیرازی و شیخ محمدرضا آل یاسین و علامه اردوباری گفته‌اند: " لاریبَ فیه هُدیً لِلمُتقین." (2)

حال باید دید که آیا تالیف الغدیر در جوامع اسلامی باعث تفرقه بین مسلمانان شده و یا بیانش به گونه‌ای بوده که آنها را دور هم جمع کرده است؟ اگر این کتاب عاملی برای تفرقه می‌بود، لااقل علمای اهل تسنن در کتاب‌هایشان جمله‌ای بر علیه الغدیر می‌نوشتند که چنین چیزی دیده نمی‌شود.

بیش از پنجاه سال است که از تدوین کتاب الغدیر می‌گذرد و با اطمینان می‌توان گفت که جامعه محققین اعم از شیعه و سنی با نام الغدیر و با نوشته‌های علمی و عمیق و محققانه و پر احساس علامه امینی آشنا می‌باشند. اما در طول این زمان هنوز کسی نتوانسته برای الغدیر حتی صفحه‌ای ردّیه و یا نقدی که قابل اعتنا باشد، بنویسد. و این خود نشانگر استحکام و متقن بودن مطالب این کتاب است که حتی مخالفین شیعه نیز نتوانسته‌اند اشکالی بر آن وارد نمایند.

در اینجا سوالی دیگر پیش می‌آید که علت شهرت الغدیر چیست که محل رجوع اصناف مختلف علمای شیعه و سنی شده است؟

علامه خود می‌گوید که من برای نوشتن الغدیر 10 هزار جلد کتاب از «باء» بسم ‌الله تا «تاء» تمّت آن خوانده‌ام. و به 100هزار جلد کتاب، مراجعات مکرر داشته‌‌ام.

از مهمترین نکات قابل توجه اینست که علامه امینی بر خلاف اکثریت علما، به صورت کانالیزه مطالعه نمی‌کردند و در مورد موضوع تحقیقی خود تنها به متون رشته‌ای خاص مراجعه نمی‌نمودند. بلکه به تمامی منابع مطبوع و مخطوط موجود که به آن موضوع خاص پرداخته بودند رجوع نموده و در تحلیل‌های علمی خود از همگی آنها استفاده می‌کردند.

ایشان برای نگارش الغدیر کلیه کتاب‌های تفسیری، روایی، تاریخی، رجالی، انصاب، لغت، و دواوین شعری را با دقت، مورد مطالعه قرار داده‌اند. با عنایت به همین موضوع است که علامه امینی خود در ابتدای الغدیر نوشته‌اند:

"الغدیر فی الکتاب والسنه والادب. کتابٌ دینیٌ، علمیٌ، فنیٌ، تاریخیٌ، ادبیٌ، اخلاقیٌ ." که همین شیوه منحصر بفرد، یکی از علل جاودانه شدن الغدیر شده است .

در این مقاله قصد بر اینست که اهم محتویات 11 جلد از کتاب الغدیر را که به چاپ رسیده است را به صورت اجمال معرفی نماییم. و برای این کار از کتاب سیری در الغدیر، تالیف دکتر محمد امینی نجفی، مدد جسته‌ایم.

 

مباحث جلد اول الغدیر 

در این جلد علامه به داستان غدیر، بررسی سند حدیث غدیر، آیات مربوط به حدیث غدیر که عبارتند از: آیه تبلیغ (مائده/16)، آیه اکمال (مائده/ 3)، آیه سألَ سائل (معارج/1-3) و بررسی دلالت حدیث غدیر پرداخته است.

 

مباحث جلد دوم الغدیر

در این جلد ابتدا اهمیت و چگونگی شعر در دنیای اسلام مورد بحث قرار گرفته است. از این جلد تا انتهای کتاب به ذکر غدیریه‌هایی(3) که توسط شاعران به زبان عربی سروده شده پرداخته شده است. علامه ذیل هر غدیریه به شرح حال غدیریه سرا پرداخته و اگر چنانچه در غدیریه و یا در دیگر اشعار غدیریه سرای مورد نظر، اشاراتی نسبت به مناقب امیرالمومنین و سایر اهل‌بیت علیهم السلام شده باشد منابع روایی اثبات آن مناقب را ذکر کرده‌اند. در این جلد غدیریه‌های قرن اول و دوم مورد بررسی قرار گرفته است. که غدیریه حضرت علی علیه السلام نیز در این جلد درج گردیده است. یکی از غدیریه سراهای این دوره عمرو عاص است که علامه به تفصیل در مورد حیات وی بحث کرده است.

 

مباحث جلد سوم الغدیر

در این جلد نیز غدیریه‌های مربوط به قرون سوم و چهارم درج گردیده است. شایان ذکر می‌باشد که غدیریه‌ها صرفا مختص به مسلمانان نیست بلکه برخی شاعران مسیحی نیز غدیریه سروده‌اند که در این جلد از کتاب آمده است. آنچه که از غدیریه‌های مسیحیان استفاده می‌شود اینست که جامعه مسیحیت نیز از فرمایشات پیامبر صلوات الله علیه در غدیر خم چیزی جز ولایت و امامت حضرت علی علیه السلام استنباط نکرده‌اند.

در این کتاب در مورد نخستین مسلمان سخن به میان آمده که علامه به تفصیل احادیث مربوط به این مسئله را در الغدیر درج نموده است.

مبحثی دیگر که در این جلد مطرح شده افتراها و تهمت‌هایی است که اهل تسنن به شیعه زده‌اند و علامه به آنها پاسخ داده‌اند. و نیز 16 کتاب که در آنها به شیعه افتراهای نامربوط زده‌اند؛ معرفی شده و مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.

 

مباحث جلد چهارم الغدیر

در این جلد غدیریه‌های قرون چهار، پنجم و ششم مورد بررسی قرار گرفته است. غدیریه سرایان این دوره 31 نفر می‌باشند. درباره شرح حال این 31 نفر که از علما و شعرای برجسته هستند؛ به طور مبسوط در این جلد بحث شده و خصوصا میزان توانایی ادبی آنها مورد بررسی دقیق قرار گرفته است. در واقع، روح حاکم بر این جلد، شعر و ادب است. در میان غدیریه سرایان این دوره، چهره‌های برجسته‌ای نظیر شریف رضی، سید مرتضی و خطیب خوارزمی دیده می‌شود.

از مهمترین نکات قابل توجه اینست که علامه امینی بر خلاف اکثریت علما، به صورت کانالیزه مطالعه نمی‌کردند و در مورد موضوع تحقیقی خود تنها به متون رشته‌ای خاص مراجعه نمی‌نمودند. بلکه به تمامی منابع مطبوع و مخطوط موجود که به آن موضوع خاص پرداخته بودند رجوع نموده و در تحلیل‌های علمی خود از همگی آنها استفاده می‌کردند.

مباحث جلد پنجم الغدیر

غدیریه‌های مربوط به اواخر قرن ششم تا اواخر قرن هفتم در این جلد نقل گردیده است. غدیریه سرایان این دوره 12 نفر می‌باشند. قابل توجه است که در غدیریه‌ها به برخی از مناقب و فضائل امیرالمومنین علی علیه السلام نیز اشاره شده است که علامه امینی آن مناقب را ذکر و مورد بررسی قرار داده است. از جمله مناقب حضرت، حدیث ردّ الشمس می‌باشد که این داستان در این جلد بررسی شده است. و نیز در باب جعل احادیث در خصوص خلافت خلفای غاصب نیز به صورت مشروح، سخن به میان آمده است.

علامه امینی در اثبات مناقب ائمه هدی صلوات الله علیهم، تحقیقات عمیق و گسترده خود را در چند مرحله ارائه کرده است.

مبحث مهم دیگری را که علامه در این جلد به آن پرداخته‌اند مبحث جعل احادیثی در خصوص خلافت خلفای غاصب است. روایان دروغگو و کذاب برای این که انحراف از امامت حضرت علی علیه السلام را توجیه کنند به ساختن اکاذیب متوسل شدند و در مقابل هر یک از احادیث در منقبت امیرالمومنین علی علیه السلام، حدیثی را برای خلفا جعل کرده‌اند.

البته جعل حدیث تنها به خلفا ختم نشد و پس از آن در مورد ابوحنیفه، شافعی، مالک و احمدبن حنبل هم رواج یافت و در مورد ایشان نیز احادیثی جعل گردید.

در جلد پنجم الغدیر نام 700 راوی از بزرگان اهل تسنن ذکر شده است که همگی آنها کذاب بوده‌اند. روایات و احادیثی که این 700 نفر ساخته‌اند در تمامی کتب اهل تسنن پراکنده است. شایان ذکر است که تنها 43 نفر از این 700 راوی، تعداد 408684 حدیث ساخته‌اند.  

 

مباحث جلد ششم الغدیر

غدیریه‌های هفت تن از غدیریه سرایان سده هشتم، با شرح و بررسی در این جلد نقل گردیده است.

گفته شد که جعل کنندگان حدیث، در مقابل مناقب حضرت علی علیه السلام، مناقب و فضائلی برای خلفاء جعل می‌کردند. یکی از مناقب امیرالمومنین علی علیه السلام اعلمیت ایشان است که حدیث سازان برای خلیفه دوم احادیثی در باب علمش جعل نموده‌اند و علامه امینی 200 نمونه از این احادیث را در کتاب الغدیر ثبت کرده که 100 مورد آن در جلد ششم درج شده است.

 

مباحث جلد هفتم الغدیر

غدیریه‌های سه غدیریه سرا در جلد هفتم الغدیر آمده است. این غدیریه‌ها متعلق به سده نهم ه. ق می‌باشد. در این جلد نیز علامه جدای از ذکر غدیریه‌ها، به فسادها و کارهای ناپسند و خلقیات منکر و زشت خلیفه اول که تحت عنوان ملکات نفسانی!!! مطرح شده به طور مفصل توضیح داده است . چرا که اهل تسنن برای او داشتن ملکات نفسانی را مطرح کرده‌اند و علامه معنای ملکات نفسانی را بیان کرده است.

 

مباحث جلد هشتم الغدیر

راویانی که به حدیث سازی و نشر اکاذیب اشتغال داشته‌اند مناقب بسیاری برای ابوبکر جعل کرده‌اند. به شهادت تاریخ، تمامی مناقب و فضائلی که به ابوبکر نسبت داده‌اند دروغ محض است. در جلد هفتم الغدیر به 28 نمونه از این مناقب جعلی اشاره شده، و در جلد هشتم نیز 42 نمونه دیگر از فضائل دروغین ابوبکر و 11 نمونه از مناقب مجعول عمر مورد بررسی قرار گرفته است. در این جلد پیرامون حکومت، قضاوت‌ها، فساد مالی، بدعت‌های عثمان و نحوه برخورد وی با مخالفین به تفصیل سخن رفته است.

علامه امینی برای نگارش الغدیر کلیه کتاب‌های تفسیری، روایی، تاریخی، رجالی، انصاب، لغت، و دواوین شعری را با دقت، مورد مطالعه قرار داده‌اند. با عنایت به همین موضوع است که علامه امینی خود در ابتدای الغدیر نوشته‌اند:

"الغدیر فی الکتاب والسنه والادب. کتابٌ دینیٌ، علمیٌ، فنیٌ، تاریخیٌ، ادبیٌ، اخلاقیٌ ." که همین شیوه منحصر بفرد، یکی از علل جاودانه شدن الغدیر شده است .

مباحث جلد نهم الغدیر

در این جلد موضوع بحث، عثمان می‌باشد؛ که کارهای خلاف و نامشروع او بالاخره داد مردم را در آورد و مورد حمله قرار گرفت. در جلد نهم تبعید ابوذر، عبدالله بن مسعود، مالک اشتر و اصحابش که جملگی توسط عثمان انجام شده، مورد بررسی قرار گرفته است.

 

مباحث جلد دهم الغدیر

در این کتاب موضوع بحث در مورد عبدالله بن عمر و معاویه می‌باشد. معاویه نیز جزء کسانی است که حدیث سازان برای او نیز مناقب و فضائل بسیاری جعل کرده‌اند که در این جلد به تفصیل مورد بررسی قرار گرفته است.

 

مباحث جلد یازدهم الغدیر

در این جلد موضوع بحث در مورد معاویه و امام حسن مجتبی علیه السلام می‌باشد. در اینجا به طور مبسوط از کشتارها و جنایات معاویه سخن رفته، و جریان قتل بزرگانی چون حجربن عدی، عمربن حمق، مالک اشتر، محمدبن ابی بکر و ... مفصلا ذکر شده است.

موضوع دیگری که در این جلد مورد بررسی دقیق قرار گرفته عبارت است از طرح یکصد نمونه از غلوها و قصه‌های خرافی که در طول تاریخ اسلام برای برخی از صحابه، تابعین، ائمه مذاهب، علما و عرفا جعل شده است.

 

پی‌نوشت‌ها:

1- از قصیده مطول مهدی اخوان ثالث که در سوگ مرحوم علامه امینی سروده است .

2- سیری در الغدیر، دکتر محمد امینی نجفی، ص 25.

3- به اشعاری که در وصف و موضوع واقعه غدیر سروده شده است، غدیریه گویند.

 

سایت تبیان

+ نوشته شده در  جمعه 7 دی1386;ساعت ;  توسط محسن حاجیانی;  | 

آیه تبلیغ

بر كرانه‌‌ی الغدیر 6‏

كلام الله

غدیر در قرآن 1‏

آیه‌ی تبلیغ؛ سوره‌ی مائده، آیه ی 67‏

 

‏«یا ایها الرسول! بلّغ ما انزل الیک من ربّک، و ان لم تفعل، فما بلّغت رسالته، و الله ‏یعصمک من النّاس...».‏

‏«ای فرستاده! برسان آنچه را از پروردگارت به تو نازل شده، و اگر نکنی پیامش را نرسانده‏ای، و خدا نگه می‌داردت از گزند مردم...».‏

 

زمان، مکان و شأن نزول آیه ی تبلیغ:‏

پیش از ظهر روز هجده‌ ذی حجه‌ی سال دهم هجری، آنَک که پیامبر (ص) به غدیر ‏رسید. پنج ساعت از روز گذشته بود که جبریل این آیت ربانی را آورد و گفت: «ای  محمد! ‏خداوند سلام می‌رساندت و می‌گویدت: «ای فرستاده! برسان آنچه را از پروردگارت بر تو ‏نازل شده» درباره‌ی علی «و اگر نکردی، پیامش را نرسانده ای...». حاجیان که یکصد هزار ‏یا بیشتر بودند، جلو داران‌شان نزدیک جُحفه بودند، جبریل فرمودش تا پیش رفتگان‌شان را ‏برگرداند و پس‌ماندگان‌شان را در آن جا نگه‌دارد و علی را به راهنمایی مردم بگمارد و آنچه ‏را خداوند درباره‌ی او نازل کرده به آنان برساند، و آگاهش کرد که خداوند او را از گزند مردم ‏نگه می‌دارد.‏

 

شأن نزول آیه ی تبلیغ در احادیث اهل سنت:‏

ابو جعفر محمد پسر جریر طبری (م 310هـ) در  کتاب الولایة به سندش از زید پسر ‏ارقم می‌گوید: «چون پیامبر(ص) در بازگشت از حجة الوداع به غدیر خُم رسید، ظهر هنگام ‏بود و هوا بسیار گرم. ‏

دستور داد تا زیر درختان کهن سال را بروبند و جاروب کردند. ‏

ندای نماز جماعت داد؛ گرد آمدیم. ‏

خطبه خواند و فرود: «خداوند بر من نازل کرد که: «آنچه را بر تو از پروردگارت نازل شده ‏برسان، اگر نکردی پیامش را نرسانده ای و خدا از گزند مردم نگه می‌داردت». ‏

جبریل از سوی پروردگارم مرا فرمود که در این جایگاه برخیزم و سیاه و سفید را آگاه سازم ‏که علی بن ابی طالب، برادرم و وصی‌ام و جانشینم و راهبر پس از من است. ‏

از جبریل خواستم که پروردگارم مرا از این مهم معاف کند چرا که می‌دانستم پذیرندگانِ ‏این مهم ‌اندکند و آزار دهندگان و سرزنش‌گرانم بسیار، چرا که علی هماره همراهم بوده و ‏من هماره با او بوده‌ام، تا آنجا که مرا "گوشی" نام نهادند [این نامی بود كه مشركان و ‏كفر برای دست‌اندازی پیامبر بر او گذاشته ‌بودند چون او را زود باور می‌دانستند] و خداوند ‏فرمود «و از آنان کسانی هستند که پیامبر را می‌آزارند و می‌گویند او زود باور است، بگو ‏زود باور برای‌تان بهتر است...»(1) اگر می‌خواهی، نامشان برم و نشان‌شان دهم ، ولی با ‏پوشاندنشان لطف کردم. ‏

لذا خداوند راضی نشد مگر به رساندن پیامش در باره‌ی علی. ‏

پس بدانید ای مردم! که خداوند او را برای شما ولی و امام گماشت، و طاعت او را بر هر ‏یک واجب ساخت، فرمان او جاری و سخن او روا، هر که نسازدش ملعون است و هر که ‏سازدش مرحوم، بشنوید و فرمان برید که خداوند مولای شماست، و علی امام شما، ‏سپس امامت در فرزندانم از نسل اوست تا رستخیز، حلالی نیست جز آنچه را خدا و ‏فرستاده‌اش حلال کرده‌اند و حرامی نیست جز آنچه را خدا و فرستاده‌اش حرام کرده اند. ‏دانشی نیست مگر که خداوند آن را در من گرد آورد و من به علی منتقل کرده‌ام، پس از ‏او ره گم نکنید و از او دست برندارید، اوست کسی که به حق ره نماید و به حق عمل ‏کند، هر که او را انکار کند خدا هرگز توبه‌اش را نپذیرد و هرگز او را نیامرزد و بر خداست که ‏حتماً چنان کند و کیفر دهدش کیفری سخت و جاودانه. ‏

علی پس از من تا آنَک که روزی فرو آید و خلقی باقی باشد برترین مردم است، هر که ‏نسازدش ملعون است، سخنم سخن جبریل است و سخن جبریل سخن خداوند، پس هر ‏کسی بنگرد برای فردا چه پیش هشته. محکمات قرآن را دریابید و متشابهات آن را پی ‏نگیرید، که هرگز آن را برایتان تفسیر نکند جز این کسی که من دستش را گرفته‌ام و ‏بازویش را چسبیده‌ام.  ‏

آگاه‌تان می‌کنم که: هر که را مولای اویم این علی مولای اوست، ولایت او از سوی ‏خداست که بر من نازل فرمود. ‏

هان که ادا کردم، هان که رساندم، هان که شنواندم، هان که روشن ساختم. ‏

پس از من رهبری مؤمنان بر هیچ کس جز او روا نیست». ‏

سپس علی را بالا کشید تا آنجا که پای علی به زانوی پیامبر(ص) رسید و فرمود: «ای ‏مردم! این برادرم، وصی‌ام و در‌ بردارنده‌ی دانشم و جانشینم بر هر که به من ایمان آورده، ‏و بر تفسیر کتاب پروردگارم» ‏

و بنا به روایتی: «خدایای! دوست بدار هر که را دوست داردَش و دشمن باش هر که را ‏دشمنی ورزدش و نفرین کن هر که را انکار کندش و خشم کن بر هر که حقش را انکار ‏نماید. ‏

خدای! به هنگام بیان این سخنان درباره‌ی علی، نازل فرمودی که: «امروز دینتان را برایتان ‏کامل کردم» به امامت علی، پس هر که به او اقتدا نکند و به کسانی از فرزندانم که از ‏نسل اویند تا رستخیز، آنان که کرده‌هاشان تباه شود و جاودانه در دوزخند...».‏

‏1- توبه 61.‏

ر.ك: خلاصه الغدیر، ص 241، برگزیده و ترجمه‌ی دكتر محمود رضا افتخارزاده

 

آیه اکمال

بر كرانه‌ی الغدیر 7‏

غدیر

غدیر در قرآن 2‏

 

آیه‌ی اکمال؛ سوره‌ی مائده، آیه 3‏

‏«الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دیناً»

‏«امروز آیین‌تان را برای‌تان کامل کردم، و نعمتم را بر شما تمام کردم، و خشنودم که ‏اسلام آیین‌تان باشد»

 

 

زمان، مکان و شأن نزول آیه ی اکمال:‏

هجدهم ذی حجه‌ی سال دهم هجری

غدیر خم

پس از ابلاغ ولایت امام علی بن ابی طالب (ع)

 

شأن نزول آیه‌ی اکمال در احادیث اهل سنت:‏

ابوجعفر محمد پسر جریر طبری (م 310 هـ) در کتاب الولایة، به سندش از زید پسر ‏ارقم که گفت: «آیه‌ی اکمال دین در روز غدیرخم درباره‌ی امیرمؤمنان(ع) نازل شد»، که ‏حدیث آن گذشت.‏

 

ابوالقاسم حاکم حسکانی به سندش از ابوسعید خدری که گفت: «چون آیه اکمال نازل شد، ‏فرستاده خدا صلی‌الله علیه وآله وسلم فرمود: «الله اکبر... و ولایت علی بن‌ابی‌طالب پس از من» و ‏فرمود: «هر که را من مولای اویم علی مولای اوست، خدایا! دوست بدار هر که را دوست داردش ‏و دشمن باش هر که را دشمنی ورزدش و یاری کن هر که را یاری کندش و خوار ساز هر که را ‏رها سازدش».‏

 

جلال الدین سیوطی شافعی (م 911هـ) در الدرالمنثور 2/259 (3/19)، از طریق ابن‌مَردوِیه ‏و خطیب بغدادی و ابن‌عساکر همین حدیث را با الفاظی آورده که در روایت ابن‌مردویه گذشت. و ‏در الاتقان 1/31 (1/53) گوید: «... آیه اکمال، بنا به سند ابن‌مردویه، از ابوسعید خدری که گفت: ‏در روز غدیرخم نازل شد. و بنا به حدیث ابوهریره که گفت: «آیه اکمال در روز غدیرخم نازل شد ‏و آن، روز هجده ذی حجه بود که پیامبر صلی‌الله علیه وآله وسلم از حجةالوداع باز می‌گشت...».‏

ر.ك: خلاصه الغدیر، صص 252- 256، برگزیده و ترجمه‌ی دكتر محمود رضا افتخارزاده

آیه عذاب

بر كرانه‌ی الغدیر 12

قرآن

غدیر در قرآن 3

آیه عذاب، سوره معارج آیه  اول تا سوم:

سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ لِّلْكَافِرینَ لَیْسَ لَهُ دَافِعٌ مِّنَ اللَّهِ ذِی الْمَعَارِجِ

پرسنده ای از عذابی پرسید که بر کافران فرود خواهد آمد و کس آن را، دفع نتواند کرد ، از ‏جانب خدا که صاحب آسمانهاست ‏

 

زمان و مكان و شأن نزول آیه عذاب

چند روز پس از واقعه غدیر و ابلاغ ولایت و امامت علی علیه السلام به مردم و پخش خبر ‏آن در بلاد و جزیره، فردی به نام جابر پسر نضر خود را به مدینه رساند و در مسجد پیامبر ‏حضور یافت و در حقانیت ولایت امام علی تشكیك كرد و برای آزمونِ حقانیتِ آن، از خداوند ‏خواهان عذاب شد. خداوند بی درنگ بر او عذاب فرستاد و آیه «‌ سأل سائل بعذاب واقع » ‏نازل شد.

 

شأن نزول آیه عذاب در احادیث اهل سنت:‏

• ابوعبید هروی در غریب القرآن می‌نویسد چون فرستاده خدا در غدیر خم آنچه را ‏باید می‌رساند، رساند، و خبر آن در بلاد پخش شد، جابر پسر نضربن حارث بن ‏كلده عبدری آمد و گفت: ای محمد، از سوی خدا فرمانمان دادی كه گواهی دهیم ‏كه خدایی جز الله نیست و این كه فرستاده خدا هستی و به نماز و روزه و حج و ‏زكات فرمان دادیمان از تو پذیرفتیم، به اینها بسنده نكردی تا آنجا كه بازوی پسر ‏عمویت را بالا بردی و او را بر ما برتری دادی و گفتی "هركه را من مولای اویم علی ‏مولای اوست"، آیا این خواسته‌ی توست یا خواسته‌ی خدا. ‏

فرستاده خدا فرمود "قسم به آنكه خدایی جز او نیست این خواسته خداست".‏

جابر می‌رفت كه شترش را سوار شود كه گفت: خدایا اگر آنچه محمد می‌گوید راست ‏است بر ما از آسمان سنگ ببار یا كیفری دردناك بر ما فرست. اما هنوز به شترش ‏نرسیده بود كه خداوند سنگی بر او پرتاب كرد كه بر سرش خورد و از انتهای بدنش درآمد ‏و او را كشت و خداوند نازل كرد كه "سأل سائل بعذاب واقع"‏

 

• ابواسحاق ثعلبی نیشابوری (م 427 یا 437هـ) در الکشف و البیان (خطی. برگ ‏‏234) گوید: «از سفیان پسر عیینه پرسیده شد که آیه عذاب درباره چه کسی ‏نازل شد؟ ‏

گفت: چیزی از من پرسیدی که پیش از تو کسی نپرسیده بود. حدیث کرد مرا پدرم از ‏امام صادق علیه‌السلام، از پدرانش علیه‌السلام، فرمود: «چون فرستاده خدا صلی‌الله ‏علیه وآله وسلم در غدیرخم مردم را فرا خواند و گرد آمدند، دست علی علیه‌السلام را ‏گرفت و فرمود: «هر که را مولای اویم علی مولای اوست» این رویداد در بلاد پخش ‏شد و به حارث پسر نعمان فهری رسید، بر شترش سوار شد و نزد فرستاده خدا ‏صلی‌الله علیه وآله وسلم آمد تا به ابطح رسید، از شترش فرو آمد و آن را خواباند و ‏گفت: «ای محمد! از سوی خدا فرمودی‌مان که گواهی دهیم خدایی جز‌ الله نیست و ‏اینکه تو فرستاده خدا هستی، آن را پذیرفتیم، فرمودی‌مان که پنج‌بار نماز گزاریم، آن را ‏پذیرفتیم، به زکات فرمودی‌مان پذیرفتیم، فرمودی‌مان که یک ماه روزه بگیریم، ‏پذیرفتیم، به حج فرمودی‌مان پذیرفتیم، سپس به اینها بسنده نکردی تا آنجا که دو ‏بازوی پسر عمویت را بالا بردی و او را بر ما برتری دادی و گفتی: «هر که را مولای ‏اویم علی مولای اوست» آیا این خواسته توست یا خواسته خدا؟» فرمود: «به آنکه ‏جز او خدایی نیست سوگند  که این خواسته خداست» حارث پسر نعمان رفت که ‏شترش را سوار شود و می‌گفت: «خدایا! اگر آنچه را محمد می‌گوید راست است از ‏آسمان بر ما سنگ ببار یا کیفری دردناک بر ما فرست». ‏

هنوز به شترش نرسیده بود که خداوند سنگی بر او پرتاب کرد که بر سرش خورد و از ‏تهَش درآمد و او را کشت. خداوند نازل فرمود: «سال سائل بعذاب واقع...»‏


ر.ك: خلاصه الغدیر، ص 257، برگزیده و ترجمه‌ی دكتر محمود رضا افتخارزاده

 

+ نوشته شده در  جمعه 7 دی1386;ساعت ;  توسط محسن حاجیانی;  | 

تقسیم کننده بهشت و جهنم

«حدیث قسیم الجنة و النار»

حضرت علی علیه السلام

از ویژگی‎های ممتاز حضرت علی علیه السلام حدیث «قسیم الجنّة و النّار» است که با عبارات مختلف از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است.

یکی از آنها با این عبارت آمده است:

قال: یا علیّ انتَ قَسیمُ الجنّةِ و النّار و انتَ یَعسوبُ الدّین ؛ «یا علی، تو قسمت کننده بهشت و جهنم و تو پیشوای دین هستی.»

در اکثر روایات معنی این حدیث آنست که:

خداوند چنین مأموریتی را در روز قیامت به آن حضرت خواهد داد که در روز قیامت به اذن پروردگار، به اهل بهشت اجازه رفتن به بهشت، و به اهل آتش فرمانِ رفتن به آتش را بدهد.

و در تفسیر این آیه نیز آمده است که:

و اَذّنَ مُؤذّنٌ بَینَهُم اَن لَعنَةُ اللهِ عَلَی الظّالمین(12) ؛ این مؤذّن و اعلام کننده «علی بن ابیطالب علیه‎السلام» خواهد بود.

مفضل بن عمر از امام صادق علیه السلام معنی این حدیث را پرسید؟

امام صادق علیه السلام فرمود:

چون حبّ علی علیه السلام ایمان، و بغض او کفر است و بهشت برای اهل ایمان و آتش برای اهل کفر می‎باشد، آن حضرت به این علت؛ قسیم الجنّة والنّار ؛ "تقسیم کننده بهشت و جهنم" است.(13)

ولی در روایت «ابوالصلت هروی» از امام رضا علیه السلام آمده است که آن حضرت نظیر همین جواب را به مأمون عباسی داد. و سپس به «ابوالصلت» فرمود:

مطابق فهم او جواب دادم ولی از پدرم شنیدم که از پدرانش از علی علیه السلام نقل می‎کرد که آن حضرت فرمود:

قال لی رسولُ الله یا علی، انت قَسیمُ النّارِ یومَ القیامةِ تَقوُل للنّار: هذا لی و هذا لک. (14)

«پیامبر به من فرمود یا علی تو تقسیم کننده بهشت و جهنم هستی. روز قیامت به آتش جهنم می‎گویی: این شخص از آن تو و آن شخص از آن تو .»

 

پی‎نوشت‎ها:

1- سوره اعراف، آیه 44 .

2- علل الشرایع، باب 130، ص 162/ الغدیر، ج 3، ص 299 .

3- عیون اخبار الرضا به نقل بحار الانوار، ج 39، ص 194/ نیز حدیث قسیم الجنة و النار در بحار الانوار، ج 39، ص 193 – 210/ شرح ابن ابی الحدید، ج 9، ص 165، ذیل خطبه 154/ صواعق محرقه، ابن حجر ص 124، ذیل حدیث 40 .

 

منبع:

امام علی علیه السلام و مسائل سیاسی، محمد دشتی، ج 9 .

+ نوشته شده در  جمعه 7 دی1386;ساعت ;  توسط محسن حاجیانی;  | 

حامد و سعید عزیز

 

در گذشت پدر گرامیتان را به شما و خانواده

داغدارتان تسلیت عرض می کنیم.

 

بچه های هیئت محبان اهل بیت(ع)

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 دی1386;ساعت ;  توسط محسن حاجیانی;  |