نیمه شعبان 
بر تمامی منتظران آقا امام زمان(عج)
مبارک باد

مكان حضرت مهدی (عج)
محل غيبت امام مهدى ـ ارواحنا فداه ـ نخست از سرداب مقدس بوده است البته همان گونه كه شيخ طوسى ـ قدّس سرّه ـ فرموده است: سرداب مقدس محل شروع غيبت بوده نه اينكه آن عزيز هم اكنون نيز در آن سرداب بسر مى برد. چنانچه برخى از اهل سنت اعتراضى مبنى بر اين توهم مطرح نموده اند كه چگونه مى شود با اين طول مدت در سرداب زندگى نمود؟ و او از كجاست؟
ما هرگز چنين اعتقادى نداريم و بر فرض اگر هم چنين باشد، باز هم مانعى ندارد زيرا ...........
-= به ادامه مطلب توجه فرمایید =-
ادامه مطلب...

لینک های امروز : حضرت مهدى (عج) و شباهتهاى او با پيامبران
همسر و فرزندان آن حضرت
-= به ادامه مطلب توجه فرمایید =-
ادامه مطلب...

لینک های امروز : پس از شهادت امام حسن عسگري (ع)
داستان مادر امام زمان (عليه السلام)
نامها و القاب و کنيه امام زمان(عج)
-= به ادامه مطلب توجه فرمایید =-
ادامه مطلب...

لینک های امروز : نسب امام مهدى (عليه السلام)
تولد امام زمان (عليه السلام)
دليل تولد امام زمان (عليه السلام)
-= به ادامه مطلب توجه فرمایید =-
ادامه مطلب...
خود شناسی
خود شناسی پایه اصلی جهان شناسی است و شناخت واقعی انسان وقتی حاصل می شود که آدمی در جاده خودشناسی گام بگذارد و در راه پر فراز و نشیب آن پیش برود.
اما خود شناسی به چه مفهومی است؟ آیا به مفهوم شناخت جسمانی خویش است؟ یا به مفهوم شناخت روان خویش است؟ آیا به مفهوم شناخت شخصیت خویش است؟ یا به مفهوم شناخت منش خویش است؟
خودشناسی در اصل شناختی مقدم تر بر همه این شناخت هاست که البته ......
.:: ادامه در ادامه مطلب ::.
ادامه مطلب...
صاحب الزمان !
داستان يوسف را گفتن وشنيدن به بهانه ي توست .
شرمنده ايم .
مي دانيم گناهان ما همان چاه غيبت توست .
مي دانيم كوتاهيها ، نادانيها و سستي هاي ما ، ستم هايي است كه در حق تو كرده ايم .
يعقوب به پسران گفت : به جستجوي يوسف برخيزيد ،
و ما با روسياهي و شرمندگي ، آمده ايم تا از تو نشاني بگيريم .
به ما گفته اند اگر به جستجوي تو برخيزيم ، نشاني از تو مي يابيم .
اما اي فرزند احمد !
آيا راهي به سوي تو هست تا به ديدارت آييم .
اگر بگويند براي يافتن تو بايد بيابانها را در نورديم ، در مي نورديم .
اگر بگويند براي ديدار تو بايد سر به كوه و صحرا گذاريم ، مي گذاريم .

اي يوسف زهرا !
خاندان يعقوب پريشان و گرفتار بودند ،
ما و خاندانمان نيز گرفتاريم ،
روي پريشان ما را بنگر . چهره زردمان را ببين .
به ما ترحم كن كه بيچاره ايم و مضطر
اي عزيزِ مصرِ وجود !
سراسر جهان را تيره روزي فرا گرفته است .
نيازمنديم ! محتاجيم و در عين حال گناهكار
از ما بگذر و پيمانه جانمان را از محبت پر كن .
يابن الحسن !
برادران يوسف وقتي به نزد او آمدند كالايي – هر چند اندك – آورده بودند ،
سفارش نامه اي هم از يعقوب داشتند .
اما ...
مهدى(عليه السلام) از فرزندان حضرت فاطمه(عليها السلام) است
در «سنن» ابو داوود از قول اُمّ سلمه آمده است كه گفت: شنيدم كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)مى فرمود:
«المهديّ من عترتي، من ولد فاطمة(عليها السلام)»
«مهدى از عترت من و از فرزندان فاطمه(عليها السلام) است».
در كتاب «ينابيع المودّه» از قول ابو ايّوب انصارى آمده است:
هنگامى كه پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) بيمار شد، فاطمه(عليها السلام) به ديدار او آمد و چون رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) را بدان حال ديد، گريه كرد. رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) خطاب به وى فرمود:
«. . . سوگند به خدايى كه جانم در قبضه قدرت اوست كه مهدى اين اُمّت از ماست و او از نسل تو مى باشد».
در «كنز العمّال» آمده است كه حضرت على(عليه السلام) فرمود:
«المهديّ رجل منّا، من ولد فاطمة».
«مهدى، مردى از ما و از فرزندان فاطمه(عليها السلام) است».
ابن ابى الحديد معتزلى در «شرح نهج البلاغه»، ذيل خطبه 16 مى نويسد:
«اكثر محدّثان عقيده دارند كه مهدى موعود(عليه السلام) از نسل فاطمه(عليها السلام)است».
و در ذيل خطبه 92 مى نويسد:
« . . . اماميّه عقيده دارند كه او ـ يعنى حضرت مهدى(عليه السلام) ـ امام دوازدهم آنها است و فرزند كنيزى به نام «نرجس» است. ولى ما معتزله عقيده داريم كه او از فرزندان فاطمه(عليها السلام) است كه در آينده تاريخ (آخرالزمان) از كنيزى متولد خواهد شد و اكنون موجود نيست».
علاوه بر اين، احاديث منقوله در كتب اهل سنّت، عقيده شيعه را تأييد و تثبيت مى نمايد; زيرا در اين احاديث آمده است كه حضرت مهدى(عليه السلام) ، دوازدهمين امام و نهمين فرزند امام حسين(عليه السلام) و چهارمين فرزند امام رضا(عليه السلام) و فرزند بلافصل امام حسن عسكرى(عليه السلام)است.
در بسيارى از منابع تاريخى اهل سنّت نيز آمده است كه حضرت مهدى(عليه السلام)، فرزند امام حسن عسكرى(عليه السلام) است و در سال 255 هجرى در نيمه شعبان، در شهر «سامرّا» از مادرى به نام «نرجس» به دنيا آمده است.
بنابراين، جاى هيچ ترديد نيست كه مهدى(عليه السلام) متولّد گرديده و هم اكنون موجود و زنده و از نظرها غايب است تا روزى كه به اذن خدا ظاهر شود و جهان را از عدل و داد پرنمايد.
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
اهميت ديدن امام زمان (عج)
از شيخ بهلول پرسيدند كه چه وقت ميشود به حضور آقا امام زمان، ارواحنا فداه، مشرّف شد؟
فرمودند: با تقوا باشيد؛ وقتي كه بين شما و حضرت سنخيّت باشد.
سپس فرمودند: ديدن امام زمان، روحيفداه، مهم نيست، مهم اين است كه او ما را ببيند. خيليها هم علي عليهالسلام را ديدند اما دشمن او شدند. اگر كاري كرديم كه نظر آنها را جلب كنيم، آن ارزش دارد.
آية الله امجد در مورد شيخ بهلول فرمودند:
ايشان يك انسان وارستهاي است، توكل عجيبي دارد، او يك انسان عتيقه است، چرا كه عتيقهجات، معمولاً كمياب و قيمتي هستند، او هم كمياب است و هم قيمتي.
منبع:
برگرفته از كتاب «ملكوتي خاكنشين، سيري در زندگاني حاج شيخ بهلول محمدتقي بهلول» نوشته سيّدعباس موسوي مطلق.
داستان غیبت غائب
موضوع غیبت اختصاص به زمان ما نداشته و منحصر به این دوران نیست بلکه در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام هم بر سر زبان ها بوده است. طبرسی می نویسد: اخبار غیبت ولی عصر ارواحنا له الفداء قبل از تولد خودش و پدرش و جدش صادر شده و محدثین شیعه آن ها را در کتاب هایی که در عصر امام صادق و امام باقر علیهم السلام تالیف شده ضبط نموده اند و از آن چه به دست ما رسیده این استفاده را می توان کرد که گاهی می شد شخصی درباره ی یکی از ائمه علیهم السلام احتمال مهدویت را می داده و آن ولی خدا این مطلب را انکار می فرمودند مانند کلام عبد الله بن عطا که می گوید: خدمت امام باقر علیه السلام عرض کردم با این که شیعیان شما زیادند پس چرا شما خروج نمی کنید؟ آن حضرت در پاسخ فرمودند: ای عبد الله سخنان بیهوده را به گوش خودت راه مده به خدا سوگند من مهدی موعود نیستم. مراقب کسی باشید که ولادتش مخفی بماند اوست صاحب الامر.
و از طرفی بعضی از امامان ما به طوری عمل می کردند که مردم کم کم انس با زمان غیبت بگیرند. مسعودی می نویسد: امام هادی علیه السلام با مردم کم معاشرت می کردند و جز با خواص اصحاب با کسی تماس نمی گرفتند. وقتی امام حسن عسکری جاینشین ایشان شد اکثر اوقات از پشت پرده با مردم سخن می گفت تا شیعیان برای غائب شدن امام دوازدهم آماده و مانوس گردند و حتی امام حسن عسکری علیه السلام رسماً به مردم ابلاغ کردند که فرزند من مهدی موعود است و از نظر شما غائب خواهد شد.
و زمانی که امام حسن عسکری علیه السلام در سال 260هجری به شهادت رسیدند چون در بین مردم شایع بود که آن حضرت را فرزندی است که در پنهان نگهداری می شود و اوست مهدی موعود، معتمد عباسی دستور داد خانه ی آن جناب را تفتیش و کنترل کنند و فرزندش را دستگیر کنند اما از وجود فرزند اثری ندیدند. جالب این جاست که اکتفا به خانه ی ایشان نکردند بلکه دستور داد تمام خانه های شهر را با کمال دقت تفتیش کنند و از آن زمان پیروان حضرت به چندین گروه منشعب شدند و جز عده ی معدودی به عقیده ی صحیح پایدار نماندند
|
4-دعاي اللهم عرفني نفسك... |
|
دعاي شريفه (اللهم عرفني نفسك...) از دعاهاي معروفي است كه مؤمنان و منتظران ظهور در عصر غيبت امام (ع) به آن سفارش شده اند تا به يمن و بركت عبارت لطيف و پر معناي آن، معرفت خدا و پيامبر او و حجت پنهانش را درخواست نمايند. |
|
اين دعا را، نايب اول امام عصر (ع) به يكي از دوستان آن حضرت امر فرموده است. همچنين محمد بن يعقوب كليني كه در زمان نواب اربعه مي زيسته، آن را در كتاب كافي از حضرت امام جعفر صادق (ع) روايت كرده است. خواندن اين دعاي ارزشمند و پر فضيلت بعد از نماز عصر توصيه شده است. |
|
فرازي از دعا را با هم زمزمه مي كنيم: |
|
اللهم عرفني نفسك... |
|
خدايا! |
|
مرا با نام و مقام بلندت آشنا كن كه اگر الفباي عشق خويش را به من نياموزي با پيامبر تو نيز آشنا نخواهم شد. |
|
خدايا! |
|
مرا با نام و مقام پيامبر برگيزيده ات، حضرت مهدي (عج) آشنا كن كه اگر از آسمان معرفت پيامبر خويش تا پنجره راهي نگشايي، از پرتو نگاه حجت تو نيز محروم خواهم ماند. |
|
خدايا! |
|
مرا با نام و مقام حجت آخرين خويش، حضرت مهدي (عج) آشنا كن كه اگر از شربت شيرين و گواراي محبت آن محبوب نازنين سيرابم نسازي و چشمانم را از نور ولايتش روشن نگرداني، در امواج آبي دين آسماني ات به آرامش نخواهم رسيد و تاريك بيابان جهل و ناداني مرا حيران و سرگردان خواهد ساخت. |
|
خدايا! |
|
قدم هاي لرزانم را بر صراط مستقيم دين حق استوار گردان. در زمانه اي كه ابرهاي غيبت، چشمان مرا از توفيق ديدن سيماي نوراني بي نصيب ساخته است، دلم را به باران با صبر و شكيبايي مهمان كن. |
|
خدايا! |
|
تا هر زمان كه طلوع آن ستاره زيبا و درخشان را به تاخير انداختني قاب خاطر ما از تصوير ياد او خالي مگردان و شبنم هاي پاك ايمان و گلهاي اميد و انتظار را و نسيم شادي بخش دعايي شوق آن بهار خجسته را كه مي وزد، از باغ دلهاي ما مگير. |
|
اللهم لوليك الفرج... |
موافقان و مخالفان مهدى
انقلابها، هرچه با عظمت باشند، دوستان و دشمنان بيشترى دارند. نهضتهاى توحيدى ، شكوهمندترين حركت تاريخ بوده و جريانهاى موافق و مخالف نيرومندى داشته اند.
بازتاب نهضت مهدى ، بيش از نهضتهاى رهايى بخش پيشين خواهد بود. آرمانهاى بلند، شرك ستيزى و عدالت گسترى بى مرز و جهان شمول آن ، هم شور در دل مردمان محروم خواهد آفريد و هم دشمنان توحيد و عدل را بر خواهد انگيخت .
آن فرشته رحمت و غضب ، همان گونه كه دوستانى يكدل و با صفا در كنار دارد، دشمنانى كينه ورز و خطرناكى نيز در برابر خواهد داشت . بايد ديد همراهان حضرت كيانند، شمارشان چند است و خواستگاه اجتماعيشان كدام است و چه نقشى در پيشبرد نهضت دارند. دشمنان را در كدامين جناح و خط فكرى بايد جست و جو كرد و شيوه برخورد امام ، با مخالفان چگونه خواهد بود.
شناخت معيارها و موازين ياران ، ما را كمك خواهد كرد راه را بهتر شناخته و در صف منتظران با بصيرت قرار گيريم .
ياران امام
ياران امام ، سنگهاى زيرين انقلاب جهانى اند. همان گونه كه پيامبربا همراهى مهاجران و انصار، رسالت شكوهمندش را به انجام رساند و على (ع ) با مجاهدات افسران رشيدش ، حماسه هاى بزرگ آفريد، فرياد رس موعود نيز، با همكارى مردان نمونه و خود ساخته عدالت را به جهان باز خواهد آورد وراثت را به محرومان زمين خواهد بخشيد.
منابع دينى ما، بر جايگاه والاى آن جوانمردان اشارتها دارد.امامان ، همواره آرزومند همراهى آن حضرت بوده اند و ياورى آن چهره پنهان كرده را به دوستان خويش ، همه گاه ، يادآورى مى فرموده اند:
((خدايا، درود بفرست بر مولا و سرورم صاحب الزمان و مرا از ياران و پيروان و حاميان او قرار داده و از آنان كه در ركابش ، شربت شهادت مى نوشند، با شوق و رغبت بى هيچ گونه كراهت . ))
اشاره :
در سالهای اخیر توجه روزافزون اقشار مختلف جامعه، بویژه جوانان، به موضوع مهدویت و انتظار موجب رونق بازار کتابها و نشریات مرتبط با این موضوع شده و هر از چندگاه کتاب یا نشریه جدیدی به این جرگه وارد می شود.
پدیده یاد شده گرچه در جای خود بسیار مبارک و امیدوارکننده است، اما بیمها و نگرانیهایی را هم درپی دارد که جادارد علمای حوزه، صاحب نظران مسائل اعتقادی و مسئولان فرهنگی کشور با حساسیت و دقت نظر بیشتری این پدیده را مورد توجه قرار دهند.
یکی از موضوعاتی که در این میان بسیار حائز اهمیت بوده و نیازمند دقت و توجه بیشتری است، پرداختن افراطی به موضوع تشرفات و ملاقات با امام زمان علیه السلام است. متأسفانه موضوع یادشده این روزها دستمایه بسیاری از کتابها و نشریات نوظهور قرارگرفته و نویسندگان و ناشران این قبیل کتابها و نشریات تلاش می کنند که با داغتر کردن فضای بحث و گفتگو از این موضوع مخاطب بیشتری جلب کرده و بر تیراژ کتابها و نشریات خود بیفزایند.
با توجه به اهمیت موضوع یاد شده و بدلیل پرسشهای فراوان در این زمینه سعی به بررسی ابعاد مختلف آن داریم و تلاش می کنیم پاسخ مناسبی برای این پرسشها ارائه دهیم.
1ـ امکان یا عدم امکان تشرف
امام مهدی(عج) در آخرین توقیعی که خطاب به چهارمین نایب خاص خود، علی بن محمد سمری، صادر میکنند، میفرمایند ای علی بن محمد سمری، خداوند پاداش برادرانت را در مرگ تو بزرگ گرداند. تو تا شش روز دیگر می میری، پس کارت را سامان ده و به کسی به عنوان جانشین پس از خود، وصیت مکن که دیگر غیبت تامه واقع شده است. دیگر ظهوری نیست مگر به اذن خدا و آن پس از مدتی دراز و بعد از آنکه دلها سخت شد و زمین از ستم پرشد، بوقوع خواهدپیوست. بزودی از شیعیانم،کسانی خواهند آمد که ادعای دیدار(مشاهده)مرا میکنند. آگاه باشید هرکس پیش از خورج سفیانی و صیحه آسمانی ادعای دیدار مرا کرد، دروغگو و مفتری است. 1
این توقیع شریف زمینه ساز بحث و گفتگوهای فراوانی در زمینه امکان یا عدم امکان ملاقات حضرت در زمان غیبت شده و علمای شیعه را به اظهارنظر دراین زمینه واداشته است.2 آنچه که از مجموع این بحث و گفتگو برمی آید این است که در اصل امکان ملاقات با آن حضرت تردیدی نیست و اینکه افراد زیادی در طول دوران غیبت کبرا به این شرافت نائل شده اند، گواه روشنی براین مدعاست،اما سخن در شرایط و ویژگیهای آن است.
یکی از نکاتی که همه علمای شیعه دراین زمینه برآن اتفاق نظر دارند این است که در عصر غیبت کبرا باب نیابت و سفارت،بگونه ای که در مورد نایبان خاص آن حضرت و در دوران غیبت صغرا وجود داشت، بسته شده و هیچ کس نمیتواند ادعاکند که با آن حضرت در ارتباط بوده و هر زمان اراده کند میتواند با ایشان ملاقات کند؛ یابطورخاص ازسوی ایشان نیابت یافته که اموری را به انجام رساند یا دستورهایی را به مردم ابلاغ کند.
نکته دیگری که بسیاری از علمای شیعه در کتابها و آثار خود به آن اشاره کرده اند این است که ملاقات با امام زمان(عج) مستلزم لیاقتها و شایستگیهای خاصی است که حتی بسیاری از بزرگان به آن دست نیافتند و گروهی هم که به این توفیق دست یافتند با مجاهدتها و تلاشهای فراوانی بوده است.
حضرت آیت الله جوادی آملی در این زمینه میفرماید:
امام(ع) وحید دهر است، مثل شمس آسمان است، همانطور که شما با دستتان نمیتوانید به آفتاب برسید، نمیتوانید به راحتی به امام برسید. 3
با توجه به آنچه گفته شد باید بسیار مراقب بود که در طرح موضوع ملاقات با امام زمان(عج) بگونه ای رفتار نکنیم که مردم گمان کنند هرکس میتواند ادعای رؤیت کند و هر ادعایی را هم، براحتی میتوان پذیرفت.
ادامه دارد..!!!
پی نوشتها:
1ـ الغیبه طوسی،243.
2ـ برای مطالعه بیشتر ر.ک:«تشرفات بین نفی و اثبات» هادی دانشور .
3ـ ر.ک:«این ماییم که غایبیم»(متن یخنرانی) آیت الله جوادی آملی.
جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام عصر ارواحنا فداه صلوات بفرستید...
|
چرا دعاي فرج را نمي خواني؟

ابوالحسن بن ابي البغل كاتب مي گويد:
از طرف " ابي منصور بن صالحان" مسئول انجام كاري شدم. اما در طي انجام مسئوليت قصوري از من سر زد، آنچنان كه او بسيار خشمگين شد، و من از ترس، متواري و مخفي شدم و او در جستجوي من بود.
در يكي از شبهاي جمعه به طرف مقابر قريش- مرقد امام كاظم (ع) و امام جواد(ع)- براي عبادت و دعا رفتم. آن شب هوا باراني و طوفاني بود. به خادم حرم مطهر كه " ابا جعفر" نام داشت گفتم: درهاي حرم مطهر را ببند تا من بتوانم در خلوت مشغول دعا و راز و نياز باشم. زيرا بر جان خود ايمن نيستم، و ممكن است كسي قصد سويي نسبت به من داشته باشد.
او نيز قبول كرد و درها را بست.
نيمه شب ، در حالي كه باد و باران همچنان ادامه داشت و هيچ كس در آنجا نبود، مشغول دعا و زيارت و نماز بودم كه ناگاه صداي پايي از طرف قبر شريف امام موسي بن جعفر (ع) به گوشم رسيد.
مردي را ديدم كه مشغول زيارت حضرت امام كاظم(ع) است. او ابتدا بر حضرت آدم(ع) و انبياء عظام(ع) درود فرستاد، آنگاه يك يك ائمه معصومين (ع) را مورد خطاب و سلام قرار داد تا به امام دوازدهم حجت بن الحسن (ع) رسيد اما نام ايشان را ذكر نكرد.
من تعجب كردم و با خود گفتم: شايد نام حضرت را فراموش كرد، يا امام (ع) را نمي شناسد، و يا اصلاً به امامت ايشان اعتقاد ندارد و مذهب ديگري دارد.
وقتي زيارتش به پايان رسيد دو ركعت نماز خواند و متوجه قبر مطهر امام جواد(ع) شد، و به همان ترتيب مشغول زيارت و سلام شد و دو ركعت نماز خواند.
من ترسيدم، زيرا او را نمي شناختم، او جواني بود در هيئت مردي كامل و پيراهني سفيد بر تن و عمامه اي بر سر داشت كه انتهاي آن را از زير گلو گذرانده بود، همچنين شالي به كمر بسته و عبايي بر دوش انداخته بود، پس از نماز به من فرمود:
اي ابوالحسن بن ابي البغل! با دعاي فرج چقدر آشنايي ؟
گفتم: آقاي من! كدام دعا؟
فرمود: دو ركعت نماز بخوان و بگو:
" يا مَن اَظهَر الجَميل وَ سَتَرالقَبيح، يا مَن لَم يؤاخَذ بِالجَريرَةِ وَ لَم يهتِكِ السِتر ، يا عَظيم المَنِّ ، يا كرَيم الصَّفح يا حَسنِ التَّجاوُز، يا واسِعَ المَغفِرةِ، يا باسِطَ اليدينِ بِالرَحمَة، يا مُنتَهي كُلِ نَجوي، وَ ياغايةِ كُل شَكوي، يا عَونِ كُلِ مُستَعينٍ، يا مُبتَدِئاَ بِالنِعَم قَبلَ استِحقاقِها.
سپس بگو:
يا رَبّاهُ ( ده مرتبه) يا سَيداهُ( ده مرتبه) يا مَولاه( ده مرتبه ) يا غايتاه( ده مرتبه) يا مُنتَهي غايةِ رَغبَتاه( ده مرتبه) اَسأَلُكَ بِحَقّ هذِهِ الأَسماءِ وَ بِحَقِّ محمّد وَ آلِهِ الطاهِرينَ عَليهِمُ السَّلام اِلاّ ما كَشَفتَ كَربي وَ نَفَّستَ هَمّي وَ فَرَّجتَ غَمّي وَ اَصلَحتَ حالي .
پس هر حاجتي كه داري از خداوند مسئلت نما. پس از آن گونه راست صورتت را بر زمين بگذار و صد بار بگو:" ادركني" [ و پس از صد بار اين ذكر را] بسيار تكرار كن.
سپس به اندازه يك نفس بگو" الغوث الغوث الغوث..."
آنگاه سر از سجده بردار كه ان شاءالله خداوند حاجتت را برآورده خواهد نمود. "
وقتي من مشغول نماز و دعا شدم، آن شخص خارج شد. بعد از اين كه نماز و دعايم به پايان رسيد به طرف ابوجعفر خادم رفتم تا بپرسم اين مرد كه بود؟ و چگونه وارد حرم مطهر شده بود؟
وقتي درها را بررسي نمودم ديدم همه درها را بسته و قفل زده بودند. بسيار تعجب كردم، و با خود گفتم: شايد اينجا در ديگري دارد كه من نمي دانم. پيش ابوجعفر رفتم. او داشت از داخل اتاقي كه به عنوان انبار روغن چراغ از آن استفاده مي كردند، بيرون مي آمد، فوراً به او گفتم: اين مرد كه بود؟ چطور توانسته بود داخل حرم شود؟
ابوجعفر گفت: همانطور كه مي بيني درها بسته و قفل زده هستند، من هم كه آن را باز نكرده ام.
من آنچه را كه ديده بودم براي او تعريف كردم.
گفت: او مولايمان صاحب الزمان (ع) است، من بارها ايشان را وقتي حرم خالي است- مثل امشب - ديده ام.
از اين كه چه موقعيتي را از دست داده بودم، خيلي ناراحت شدم. وقتي فجر دميد از حرم خارج شدم. به طرف محله" كرخ" رفتم، در اين مدت آنجا مخفي شده بودم. هنگامي كه خورشيد دميد، عده اي از مامورين صالحان با اصرار از دوستانم سراغ مرا گرفتند، و با خواهش بسيار مي خواستند كه مرا ملاقات كنند.
آنها نامه اي هم با خود داشتند كه در آن صالحان نوشته بود كه مرا بخشيده و امان داده است.
آنگاه با يكي از دوستان مورد اعتمادم از مخفي گاه خودم خارج شده و با ابي منصور ملاقات كردم. وقتي مرا ديد به پا خاست و بسيار مرا مورد احترام خود قرارداد، و چنان رفتار خوبي از خود نشان داد كه تا حال از او چنين رفتاري را نديده بودم. آنگاه گفت: آيا آن قدر ناراحت شده بودي كه از من به صاحب الزّمان (ع) شكايت كردي؟
گفتم: من فقط درخواستي ساده و دعايي معمولي كردم.
گفت: چه مي گويي؟ ديشب( شب جمعه) بدون مقدمه مولايم صاحب الزمان (ع) را در خواب ديدم، ايشان به من دستور دادند تا با تو به لطف رفتار كنم، و از اين ستمي كه برتو كرده بودم مرا مورد مؤاخذه قرار دادند.
گفتم: لا اله الا الله ! گواهي مي دهم كه خاندان رسالت و ائمه معصومين (ع) نه تنها بر حق اند ، بلكه خود منتهي درجه حقيقت هستند. من نيز مولايمان (ع) را بدون مقدمه در بيداري ديدم، و به من چنين و چنان فرمودند. و آنچه را كه ديده بودم كاملاً شرح دادم.
او از اين داستان بسيار تعجب كرد. پس از آن از ابي منصور بن صالحان كارهاي شايسته و بزرگي به سبب اين رويداد انجام پذيرفت.
بیانیه جمعی از طلاب قم
امام زمان (عج) را می شود دید.

به گزارش خبرگزاری آینده روشن، در اين بيانيه که روز سه شنبه ۵ مهر ۸۴ در سطح شهر قم توزیع شد،ضمن مهم برشمردن موضوع امكان رويت امام زمان(عج) به توقيعي از آن حضرت اشاره مي شود كه در آن، ادعاي رويت پيش از ظهور، كذب و افترا قلمداد شده و آمده است: اين روايت در صدد نفي نيابت خاصه است و امكان رويت معمولي را نفی نمی کند.
این گروه با اشاره به آن که به بهانه جلوگيري از سوء استفاده نمی توان امکان رویت امام زمان را رد کرد، توقيعي آن حضرت را که ادعای رويت پيش از ظهور را كذب و افترا قلمداد کرده، اين روايت را در صدد نفي نيابت خاصه دانسته اند و امكان رويت معمولي را ممکن برشمرده اند.
در این بیانیه، ضمن متفاوت خوانده شدن رؤيت با مشاهده، عدم امكان رويت حضرت ولي عصر(عج) به منزله اعتبار نداشتن مسجد جمكران (بر اساس ملاقات حسن مثله با آن حضرت) ، معتبر نبودن كتاب مفاتيح الجنان دانستهدانسته شده است.
این گروه از طلاب، در بخشي از بيانيه خود آوردهاند: همچنين بايد منكر اعتبار كتاب «بحار الانوار» شد. چرا كه مؤلف آن علامه مجلسي از قائلين به امكان رويت است و تشرفات زيادي را نقل كرده است.
گفتنی است، اين بيانيه مأيوس كردن مردم از توجه به امام زمان(عج) و سرگردان کردن مردم به ويژه جوانان را در مورد موضوع مهدويت، برابر با آسيب پذير كردن آنان در برابر تهاجم فرهنگي غرب، برشمرده است.














