محاسبه ثواب صلواترسول خدا (ص) فرمودند : در معراج ، ملکي را ديدم که هزار هزار دست دارد ( يعني يک ميليون ) و هر دستي هزار هزار انگشت دارد و هر انگشتي هزار هزار بند دارد . آن ملک گفت : من حساب دانه هاي قطرات باران را مي دانم که چند تا در صحرا و چند دانه در دريا مي بارد. تعداد قطرات باران را از ابتداي خلقت تا حال را مي دانم ، ولي حسابي است که من از محاسبه آن عاجزم . رسول خدا (ص) فرمودند: چيست؟ عرض کرد: هرگاه جماعتي از امت تو با هم باشند و با هم بر تو صلوات بفرستند ، من از محاسبه ثواب صلوات عاجزم

منبع : آثار و برکات صلوات – ص 30

نوشتن صلوات رسول خدا (ص) فرموند: هر کس در کتابي يا نوشته اي بر من صلوات بنويسد ، تا زماني که نام من در کتاب هست فرشتگان پيوسته براي او از درگاه حق طلب آمرزش مي کنند

منبع : داستانهاي صلوات – ص8 – سفينه البحار – ج 2 – ص 50

صلوات جهت حاجت حضرت محمد (ص) فرمودند : صلوات فرستادن شما بر من باعث روا شدن حاجت هاي شماست و خدا را از شما راضي مي گرداند و اعمال شما را پاک و پاکيزه مي کند.

منبع : داستانهاي صلوات – ص 10 – جمال الاسبوع – ص 242

آمرزش گناهان با صلواتحضرت محمد (ص) فرمودند : هر کس هر روز از روي شوق و محبت به من سه مرتبه صلوات بفرستد ، بر خدا لازم مي شود که گناهان او را بيامرزد ، در همان روز يا همان شب

منبع : بحار الانوار- ج 94 – ص 69 – داستان هاي صوات – ص 12

ميزان صلوات در قيامتحضرت محمد (ص) فرمودند : روز قيامت ، من پيش ميزان اعمال هستم ، يعني که هر کس کفه سيئاتش (گناهانش) سنگين تر از کفه حسناتش (ثواب هايش) باشد ، من صلوات هايي را که برايم فرستاده مي آورم و در کفه حسناتش مي گذارم تا آن که کفه حسناتش سنگين تر گردد.

منبع : ثواب الاعمال و عقاب الاعمال باب ثواب الصلاه النبي ، داستان هاي صلوات – ص 13

ديدن بهشت با صلواتحضرت محمد (ص) فرمودند : هر کس هر روز هزار صلوات بر من بفرستد از دنيا نخواهد رفت تا جاي خود را در بهشت ببيند

منبع : فضيلت صلوات- ص 14 ، داستان هاي صلوات ص14

شرکت ملائکه ها در مجالس صلواتحضرت محمد (ص) فرمودند : کارواني از فرشتگان به امر پروردگار در جهان حرکت مي کنند و هنگامي که به جلسه ذکر و صلوات مي رسند ، به يکديگر مي گويند : فرود آييم . زماني که پياده مي شوند ، اهل جلسه را هنگام دعا با ذکر آمين ، ياري کرده و نيز اهل جلسه را هنگام صلوات کمک و همراهي مي کنند و در پايان به يکديگر مي گويند : خوشا به حال افراد اين جلسه که خدا آنان را آمرزيد

منبع : آثار و برکات صلوات ص 37

خشنودي پيامبر (ص) از صلوات هاي زيادشخصي بسيار زاهد و عابد که گوشه گير بود و در مجالس و محافل حاضر نمي شد ، روزي در مجلس سخنراني شرکت کرد و موجب تعجب همه شد . علت حضورش را پرسيدند ، گفت : رسول خدا (ص) را در خواب ديدم و به من فرمود: برو به مجلس سخنراني فلان واعظ که زياد بر من صلوات مي فرستد و من از او خشنودم

منبع : شرح فضايل صلوات ص92 – آثار و برکات صلوات ص 87

گم کردن راه بهشترسول خدا (ص) فرمودند : مَن نَسَي الصَلاة عَليَ اخطَا طَريقَ الجنَةِ

کسي که صلوات بر من را فراموش کند راه بهشت را گم کرده است

منبع : آثار و برکات صلوات ص97

صلوات ناقص ، چرا؟ رسول خدا (ص) فرمودند : بر من صلوات ناقص نفرستيد ، پرسيدند : صلوات ناقص کدام است ؟ رسول خدا (ص) فرمودند : اين که بگوييد «اللهم صل علي محمد » اين نوع صلوات را صلوات ناقص گويند. صلوات کامل چنين است : « اللهم صل علي محمد و آل محمد»

منبع : آثار و برکات صلوات ص100

فوائد صلواترسول خدا (ص) فرمودند : در مقابل صد صلوات ، خدا صد حاجت را بر آورده کند

منبع : هديه خدا ص 20

با صداي بلند صلوات فرستادن ، نفاق را بر طرف مي کند

منبع : ثواب الاعمال ص 190 – هديه خدا ص 20

صلوات فرستادن موجب پاکيزه شدن عمل هاست

منبع : امالي طوسي ج 1 - هديه خدا ص20

هر کس يک مرتبه صلوات بفرستد ، خدا درِ عافيت را بر او مي گشايد

منبع : جامع الاخبار ص 67 - هديه خدا ص 20

صلوات فرستادن فقر را بر طرف مي نمايد

منبع : جلاء الافهام ص 252 - هديه خدا ص20

هرگاه چيزي از ياد انسان برود و آدمي آن را فراموش کند ، صلوات موجب مي شود آن را به خاطر آيد

منبع : جلاء الافهام ص 252 - هديه خدا ص20

صلوات ، دشمن ديرين و هميشه در کمين يعني ابليس را ذليل و خوار مي نمايد

منبع : هديه خدا ص20- شرح فضايل صلوات ص 114

هر که بر رسول خدا (ص) صلوات بفرستد ، خدا و ملائکه بر او صلوات مي فرستند

منبع : اصول کافي ج 4 ص 249 – جامع الاخبار ص 69 - هديه خدا ص17

انسان با رتبه و مقام صلوات به مقام خليلي مي رسد ، چنان که ابراهيم (ع)به برکت صلوات به مقام خليلي نائل آمد

منبع : هديه خدا ص17 – علل الشرايع ص 34

سزاوارترين و نزديک ترين مردم در روز قيامت به رسول خدا (ص) کسي است که در دنيا بر آن حضرت بيشتر صلوات فرستاده باشد

منبع : هديه خدا ص22 – جامع الاخبار ص 68 – مکارم الاخلاق ص 312

رسول خدا (ص) به حضرت علي (ع) فرمود : هر کس بر من صلوات بفرستد شفاعت من بر او واجب مي شود

منبع : هديه خدا ص20 – جامع الاخبار ص 67

حضرت رضا (ع) فرمودند : هر کس قادر بر کفاره گناهان خود نباشد صلوات بسيار بفرستد که صلوات بر محمد و آل محمد گناهان را مي ريزاند

منبع : هديه خدا ص22 – جامع الاخبار ص 28

امير المومنين (ع) فرمودند : صلوات فرستادن در محو کردن گناهان شديدتر است از فرو نشانيدن آتش توسط آب

منبع : هديه خدا ص23 – ثواب الاعمال و عقاب الاعمال ص 184

رسول خدا (ص) فرمودند : هر کس بعد از نماز ظهر ، صد بار صلوات بفرستد خداوند سه پاداش به او مي دهد

اول: مديون نشود و اگر مديون شود خداوند ادا کند

دوم:ايمان او را حفظ کند که اين بزرگ ترين بخشش است

سوم : روز قيامت از نعمتي که به او داده نپرسد

منبع : ختوم و اذکار شفا و درمان ص 60 – هديه خدا ص 142 – آثار و برکات صلوات ص 119

صلوات ، هنگام مصاحفه با مسلمانان رسول خدا (ص) فرمودند : دو بنده که دوست يکديگر باشند و براي خدا با هم مسافحه نمايند و بر من صلوات فرستند ، پيش از آنکه از هم جدا شوند ، خدا گناهان هر دو را مي آمرزد

منبع : فضايل صلوات ص 112

صلوات با دل و زبانيکي از آداب فرستادن صلوات اين است که دل با زبان موافقت نمايد ، به اين معنا که از روي غفلت زبان را به گفتن صلوات حرکت ندهد

منبع : شرح صلوات ج 116

مانع غيبتروزي يکي از اوليا به حضرت الياس و حضرت خضر (ع) شکايت کرد که مردم زياد غيبت مي کنند و غيبت هم از گناهان کبيره است و هر چه آنها را نصحيت مي کنم و آنها را منع از غيبت مي کنم ، به حرفم اعتنايي نمي کنند و آن عمل قبيح را ترک نمي کنند . چه کنم ؟ حضرت الياس (ع) فرمود : چاره اين کار اين است که وقتي وارد چنين مجلسي و ديدي غيبت مي کنند ، بگو

بسم الله الرحمن الرحيم و صلي الله علي محمد و آل محمد

پروردگار ، ملکي را بر اهل مجلس موکل مي کند که هر وقت کسي خواست غيبت کند آن ملک جلوي اين عمل زشت را مي گيرد و نمي گذارد غيبت شود . سپس حضرت خضر (ع فرمود : وقتي کسي در وقت بيرون رفتن از مجلس بگويد

بسم الله الرحمن الرحيم و صلي الله علي محمد و آل محمد

حضرت حق ملکي را مي فرستد تا نگذارد که اهل آن مجلس غيبت او را کنند

منبع : داستان هاي صلوات ص 57

فرياد رسي صلوات در قبرشبلي نقل نموده است : من همسايه اي داشتم که وفات نمود . او را خواب ديدم ،از او پرسيدم : خدا با تو چه کرد ؟

گفت : اي شيخ ! هول هاي بزرگ ديدم ، و رنج هاي عظيم کشيدم . از آن جمله به وقت سوال منکر و نکير ، زبان من از کار باز ماند . با خود مي گفتم : واويلاه ، اين عقوبت از کجا به من رسيد ؟ آخر ، من مسلمان بودم و بر دين اسلام مُردم. آن دو فرشته با غضب از من جواب طلبيدند. ناگاه شخصي نيکو موي و خوش بوي آمد ، ميان من و ايشان حايل شد و مرا تلقين کرد تا جواب ايشان را به نحو خوب بدهم ، از آن شخص پرسيدم : تو کيستي – خدا تو را رحمت کند – که من را از اين غصه خلاصي دادي ؟

گفت : من شخصي هستم که از صلواتي که تو بر پيغمبر (ص) فرستادي آفريده شده ام ، و مامورم در هر وقت و هر جا که در ماني به فرياد تو رسم

منبع : آثار و برکات صلوات ص 131

نجات عبور از صراطرسول خدا (ص) فرمودند : شب گذشته ، عجيب خوابي ديدم . مردي از امت خود را ديدم که از صراط مي گذشت و هر لحظه مي لرزيد ، و در هر قدم مي لغزيد . پس ديدم صلواتي که بر من فرستاده بود ، آمد و دست او را گرفت ، و به سلامت او را از صراط گذرانيد

منبع : آثار و برکات صلوات ص 143

نزديک ترين افراد به پيامبر (ص) در قيامت رسول خدا (ص) فرمودند : نزديک ترين شخص به من در فرداي قيامت کسي است که صلوات بيش تري بر من فرستاده باشد

منبع : آثار و برکات صلوات ص 143

واجب شدن شفاعت رسول خدا (ص) در وصيت خود به امير مومنان علي (ع) فرمود : يا علي ! هر کس بر من ، هر روز و هر شب صلوات فرستد ، شفاعتم بر او واجب مي شود ؛ اگر چه گناهانش از گناهان بزرگ باشد

منبع : آثار و برکات صلوات ص 146 – بحار الانوار ج 91 ص 63

رفع عطش قيامت خدا وحي کرد به حضرت موسي – علي نبينا و آله و عليه السلام - : اي موسي ! دوست داري که عطش قيامت تو را در نيابد و در مواقف آن روز تشنه نباشي ؟ عرض کرد : بلي اي پروردگار جهانيان . خطاب رسيد : امروز در دنيا بر حبيب من صلوات فرست تا فردا از تشنگي قيامت ايمن باشي

منبع : آثار و برکات صلوات ص 151

به مناسبت سال نو :

 

به نظرات شما همشهریان گرامی بدون قرعه کشی جایزه می دهیم.

 

برای دریافت جوایز خود در مراسمات هیئت شرکت کنید.

 

                                 برندگان مسابقه اینترنتی

برنده سفر به  قم : مهدی طاهری  

  میثم حاجیانی

  جلال الدین گنج خانلو

  خانم منصوری

  حمید رضا صحبتیها

برندگان جهت اطلاع از نحوه  دریافت جوایز به این نشانی مراجعه نمایند :

www.entezar12.parsiblog.com 

 

 

زيارت اربعين



اربعين، چهلمين روز شهادت امام حسين عليه السلام است كه جان خود و يارانش را فداى دين كرد. ازآنجا كه گراميداشت ‏خاطره شهيد و احياء اربعين وى، زنده نگهداشتن‏ نام و ياد و راه اوست و زيارت، يكى از راههاى ياد و احياء خاطره است، زيارت‏ امام حسين‏«ع‏» به ويژه در روز بيستم ماه صفر كه اربعين آن حضرت است، فضيلت بسياردارد.

امام حسن عسكرى‏«ع‏» در حديثى علامتهاى ‏«مؤمن‏» را پنج چيز شمرده است:پنجاه و يك ركعت نماز در شبانه روز که هفده رکعت آن نمازهاي واجب و مابقي نوافل مي باشد، زيارت اربعين، انگشتر در دست راست کردن، پيشانى بر خاك نهادن در نماز ‏و«بسم الله الرحمن الرحيم» را در نماز،آشكارا گفتن.(1)

زيارت اربعين كه در اين روز مستحب است، در كتب ادعيه آمده است ‏و به اينگونه شروع مى‏شود: «السلام على ولى الله و حبيبه...» كه اين متن،از طريق ‏صفوان جمال از امام صادق‏«ع‏» روايت‏ شده است. زيارت ديگر آن است كه جابربن‏عبدالله انصارى دراين روز خوانده است و متن زيارت به عنوان زيارتنامه آن امام در نيمه ‏ماه رجب نقل شده و با جمله‏«السلام عليكم يا آل الله...» شروع مى‏شود.(2) مورخان نوشته‏اند كه جابربن عبدالله انصارى، همراه عطيه عوفى موفق شدند كه درهمان اولين اربعين پس ازعاشورا به زيارت امام حسين‏«ع‏» نائل آيند. وى كه آن هنگام ‏نابينا شده بود، در فرات غسل كرد و خود را خوشبو ساخت و گامهاى كوچك برداشت تا سر قبر حسين بن على‏«ع‏» آمد و با راهنمايى عطيه، دست روى قبر نهاد و بيهوش شد، وقتى به هوش آمد، سه بار گفت: يا حسين! سپس گفت:«حبيب لا يجيب حبيبه...» آنگاه ‏زيارتى خواند و روى به ساير شهدا كرد و آنان را هم زيارت نمود.(3)

زيارت پياده

آنچه در راه طلب خسته نگردد هرگز 
پاى پر آبله و باديه پيماى من است

غير ازعشق و محبت، كه پاى زائر را پياده به مرقد امام حسين‏عليه السلام مى‏كشاند و رنج ‏سفر و خوف و خطر را به جان مى‏خرد، پياده روى براى زيارت سيد الشهدا، ثواب بسيار دارد و مورد تاكيد پيشوايان دين است. امام صادق‏«ع‏» فرموده است:«من خرج من منزله يريد زيارة قبرالحسين بن على‏«ع‏» ان كان ماشيا كتبت له بكل خطوة حسنة و محا عنه سيئة...»(4) هر كس به قصد زيارت امام حسين‏«ع‏»، پياده از خانه‏اش خارج شود، خداوند در مقابل هر گام، براى او حسنه‏اى مى‏نويسد و گناهى از او مى‏زدايد.

يكى از زائران هميشگى امام حسين‏«ع‏» كه هر ماه آن حضرت را زيارت مى‏كرده، به خاطر پيرى و ناتوانى، يك بار نتوانست برود. نوبت بعد كه پياده پس از چند روز راهپيمايى به ‏حرم مى‏رسد و سلام مى‏دهد و نماز زيارت مى‏خواند، در خواب،آن حضرت را مى‏بيند كه به وى مى‏گويد:چرا به من جفا كردى، تو كه نيكوكار بودى... (5) اين شدت عنايت ائمه ‏را به زائر پياده مى‏رساند. معاوية بن وهب- از اصحاب امام صادق عليه السلام- مى‏گويد:

خدمت آن حضرت رسيدم. در مصلاى خود در خانه‏اش نشسته بود و پس از نماز با خداوند راز و نياز مى‏كرد. از جمله- در دعا نسبت به زائران قبرحسين‏«ع‏»- مى‏گفت:

«خدايا زائران قبرحسين را بيامرز، اينان كه در اين راه، پول خرج مى‏كنند، بدنهاى خود را دراين راه در معرض خطر قرار مى‏دهند... خدايا رحم كن بر چهره‏هايى كه آفتاب، رنگ آنها را تغيير داده، صورتهايى كه متوجه قبراباعبدالله است، چشمهايى كه در محبت ما اشك ‏مى‏ريزد... خدايا اين جانها و بدنها را به تو مى‏سپارم، تا كنار حوض كوثر به هم برسيم...»(6) اين سنت زيارت پياده، از زمان ائمه بوده و تا كنون نيز ادامه دارد و اجر بيشمارى براى ‏آن نقل شده است. فاضل دربندى مى‏نويسد: اين پياده بودن، يا به جهت فقيربودن زائراست كه نشان مى‏دهد اين زيارت، برخاسته از شوق و محبت است، يا به جهت آنست كه ‏زائر، خود را در برابر سلطان اقليم جوانمردى و خورشيد سپهر عصمت و شهادت كوچك ‏مى‏شمارد و در راه او، رنج ‏سفر پياده را بر خود هموار مى‏كند و هر دو ارزشمند است.(7) در عراق، از سالها پيش چنين رسم است كه هيئتها، دسته‏ها و كاروانهايى كوچك يا بزرگ، درايام خاصى از بصره، بغداد وعمدتا از نجف، براى زيارت كربلا پياده حركت‏مى‏كنند. به ويژه درايام زيارتى خاص مثل نيمه شعبان، اول رجب، ايام عاشورا و اربعين ‏بيشتر و پرشكوه تر است و اغلب، راه كنار ساحل فرات را انتخاب مى‏كنند كه از نجف تا كربلا 18 فرسنگ است و چند روز طول مى‏كشد. دراين كاروانهاى زيارتى پياده، علماى ‏بزرگ هم شركت مى‏كردند، همچون ميرزاى نايينى، آية الله كمپانى، سيد محسن امين، وبسيارى ازعلماى معاصر. دراين مسير، ديدار با عشاير و فعاليتهاى تبليغى هم انجام ‏مى‏گرفت و شعارهايى هم مطرح مى‏شد و روضه‏خوانى برگزار مى‏گشت.

در ايام حكومت بعثيها، اين پياده رويهاى پر شكوه، آن هم از طريق جاده غير رسمى‏ كنار فرات، رنگ مبارزه و مخالفت با رژيم عراق هم به خود مى‏گرفت و يك بار هم در ايام ‏اربعين حسينى در سال 1397 ه.ق به درگيريهاى سخت ميان نيروهاى بعثى با انقلابيون ‏شيعه و كاروانهاى زيارتى در طول راه و در حرم اباعبدالله الحسين‏«ع‏» انجاميد و كشته‏ها ومجروحان بسيارى داد، (8) و به‏«اربعين خونين‏» معروف شد.

در كوىعشق، درد و بلا  كم نمى‏شود 
 از باغ خلد، برگ و نوا كم نمى‏شود
تيغ شهادتست دل گرم را علاج
اين تشنگى به آب بقاء كم نمى‏شود 
قاصد، تسلى دل عاشق نمى‏دهد
شوق حرم  به  قبله نما، كم  نمى‏شود

پي نوشت ها:

 1- بحارالانوار،ج 98،(بيروت) ص 329/ المزار، شيخ مفيد، ص 53.

2- مفاتيح الجنان، زيارت اربعين.

3- منتهى الآمال،ج 1، حوادث اربعين/ نفس المهموم، ص 322/ بحارالانوار،ج 98، ص 328.

4- بحارالانوار،ج 98، ص 28/ المزار، شيخ مفيد، ص30.

5- همان، ص 16.

6- همان، صص 52 و 8 .

7- اسرارالشهادة، فاضل دربندى، ص136،(چاپ سنگى).

8- شرح مبسوط ماجرا در كتاب‏«انتفاضة صفرالاسلاميه‏»از رعد الموسوى آمده است.

داستان حاج ميرزا خليل تهرانى در برزخ

داستان حاج ميرزا خليل تهرانى در برزخ


مرحوم حاج ميرزا حسين نورى كه از بزرگ‌ترين محدّثين جهان تشيّع است در كتاب علمى و با قيمت «دارالسلام» نقل مى‌كند:

حاج ميرزا خليل طهرانى در اوائل طلبگى در شهر قم در مدرسه دارالشفاء به تحصيل اشتغال داشت و از حيث فقر و تهيدستى در سختي و مضيقه بود، به طورى كه بعضى شب‌ها را گرسنه مى‌خوابيد.

شبى در فصل زمستان از مدرسه بيرون رفت تا قدرى ذغال تهيه كند، به خانمى برخورد كه با دو بچه كوچك كنار كوچه نشسته و با چشم گريان به آنها مى‌گويد: من به هر كجا رفتم كه منزل گرمى از براى شما تهيه كنم ممكن نشد، مى‌ترسم امشب در آغوش من از سرما تلف شويد!!

حاج ميرزا خليل مى‌گويد از ديدن وضع آن زن زانوهايم از كار افتاد و به ديوار كوچه تكيه دادم، و به فكر فرو رفتم كه چگونه جان اين زن و بچه‌هايش را از خطر تلف شدن برهانم، چون چاره نديدم فوراً به مدرسه بازگشتم و چند جلد كتاب نفيسى كه داشتم به كتاب فروشى بردم و به هر قيمت كه او خواست به او فروختم، با پول آن چند مَن ذغال تهيه كردم و به مسافرخانه‌اى كه نزديك مدرسه بود بردم و اطاقى با رختخواب و كرسى گرم در آن مكان تهيه كرده آن زن و بچه‌هايش را به آنجا منتقل كردم، سپس قدرى غذاى گرم با همان پول خريدارى نموده براى آن بندگان خدا بردم و اعلام نمودم تا فردا عصر اين اطاق در اختيار شماست، جائى نرويد تا باز من به سراغ شما بيايم .

آنگاه به حجره بازگشتم و مقدارى از ذغال را كه آورده بودم براى كرسى خود روشن كردم، در اين حال ديدم دو نفر با چراغ دستى وارد مدرسه شدند و به نزد من آمده گفتند مريضى داريم كه به دل درد سخت مبتلاست، معالجه به او فائده نداده، اكنون از حياتش نااميد شده به ما گفته يكى از طلاّب را بالاى سرش ببريم شايد از بركت قدم و دعاى او شفا بگيرد، ما به مدرسه آمديم ديديم تمام حجرات چراغش خاموش است مگر حجره‌ى شما، تقاضا داريم زودتر به بالين آن مريض بيائيد و در حق او دعا كنيد، من به اتّفاق آن دو نفر به بالين مريض رفتم و حالش را بسيار سخت ديدم! اين حديث شريف به نظرم آمد كه حضرت مجتبى عليه السلام در طفوليّت دچار ناراحتى سختى شد، حضرت زهرا عليهاالسلام او را به نزد پدر برد و از آنجناب چاره خواست، حضرت فرمود قدح آبى بياوريد، چون آوردند چهل مرتبه سوره حمد بر آن خواندند و آب آن را به فرزند دلبندش پاشيدند بلافاصله تب قطع شد، و آثار بهبودى در وى ظاهر گشت، من هم قدح آبى طلبيدم و همان برنامه را اجرا كردم و به اطاقك خود در مدرسه بازگشتم!

طولى نكشيد كه باز ديدم آن دو نفر به مدرسه آمدند و وجه قابلى به من دادند و گفتند: از بركت دعاى شما مريض ما شفا يافت و اين وجه را او براى شما فرستاده، من از آن روز در فكر تحصيل علم طب افتادم، و پس از گذراندن دوره‌اى از علوم طب، مطبى در شهر قم باز كردم و از آن راه ثروت قابل ملاحظه‌اى نصيبم شد، تا اين كه براى زيارت عتبات به عراق رفتم، جاذبه و معنويّت حضرت مولا مرا وادار به اقامت در نجف كرد.

در آنجا هم به تحصيل علوم دينيه مشغول شدم و هم با بازكردن مطبّى منظم به مداواى بيماران پرداختم .

پس از مدّتى خواب ديد وارد وادى السلام شده و آنجا همانند بهشت عنبر سرشت، همراه با قصرهاى عالى است، چشمش به قصرى زيبا افتاد، پرسيد اين قصر از كيست؟ گفتند از حاج ميرزا خليل، نزديك قصر آمد جوانى را با صورتى بسيار زيبا مشاهده كرد، از او سراغ حاجى را گرفت، آن جوان خوش سيما گفت: حق دارى مرا نشناسى من حاج ميرزا خليلم كه بر اثر دعاى تو و كارهاى خيرم به اين مقام رسيدم و به تو اعلام مى‌كنم كه حقّاً خدمت مرا تلاقى كردى!!

روزى زنى علويه به مطب آمد و از كسالت خود سخن گفت، من پس از معاينه وى اعلام كردم علاج بيمارى تو از اختيار من خارج است، به ناگاه به اين حقيقت متوجه شدم كه دانش طب من و ثروت دنيائى و مادّى‌ام نتيجه رهانيدن يك زن و فرزندان سرمازده‌اش در قم بود، چرا اين زن علويه را نااميد كنم، با تكيه بر فضل حق او را معالجه مى‌كنم، دنبالش دويدم و وى را به مطب بازگردانده به او گفتم گرچه علاج بيمارى شما براى من خيلى سخت است، ولى اميدوارم بتوانم شما را معالجه كنم گرچه مخارج علاج شما از طرف خودم پرداخت شود، پس از مدتى با خريدن داروهاى گران قيمت از پول خودم او را معالجه كردم چون از بيمارى سختش به بهبودى رسيد به من گفت: من از جبران خدمات تو عاجزم اكنون به حرم جدّم على عليه‌السلام مشرف مى‌شوم و از وى تقاضاى عوض دنيا و آخرت براى شما مى‌كنم .

حاج ميرزا خليل مى‌فرمايد خود من هرگاه به مرض سخت و درد صعب العلاجى دچار مى‌شدم دنبال آن علويه مى‌فرستادم و پيغام مى‌دادم امروز وقت تلافى است، او به حرم مى‌رفت و در حق من دعا مى‌كرد و من به شفا مى‌رسيدم .

پس از فوت حاج ميرزا خليل، آن زن علويه بر سر مزارش مى‌آمد و پس از دعا و طلب مغفرت عرضه مى‌داشت خدايا مقام حاجى را به من بنمايان!

پس از مدّتى خواب ديد وارد وادى السلام شده و آنجا همانند بهشت عنبر سرشت، همراه با قصرهاى عالى است، چشمش به قصرى زيبا افتاد، پرسيد اين قصر از كيست؟ گفتند از حاج ميرزا خليل، نزديك قصر آمد جوانى را با صورتى بسيار زيبا مشاهده كرد، از او سراغ حاجى را گرفت، آن جوان خوش سيما گفت: حق دارى مرا نشناسى من حاج ميرزا خليلم كه بر اثر دعاى تو و كارهاى خيرم به اين مقام رسيدم و به تو اعلام مى‌كنم كه حقّاً خدمت مرا تلاقى كردى!!

منبع: عرفان اسلامي (شرح جامع مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه)جلد 12