تصویری زیبا از زیبائی های خدابنده

چمن مزيد آباد

خدابنده سرزميني ناشناخته در عصر فضا

فاطمیه4

     یا فاطمه !
 نمی دونم چرا هر وقت نام مبارک فاطمه زهرا رو می شنوم بی اختیار این عبارت :
« المخفیة قبرها، المجهولة قدرها »
 تو ذهنم نقش می بنده ...  بانویی با این همه عظمت ... واقعا چه کلمه ای میتونه ایشون رو وصف کنه ...
  "این بزرگترین اعتراض فاطمه به حکومت غصبی است ... جهان باید تا ابد تاوان این ظلم و قساوت را پس بدهد... دلهای همه عالم باید تا ظهور منتقم، معلق بماند... و هیچ سرگشته ای نداند که سر بر کدامین خاک بگذارد تا عقده دلش را بگشاید ... "
« المخفیة قبرها، المجهولة قدرها »
 یخورده می آم جلوتر ...  منظورم تا حدود چند سال قبله ... شاید خیلی از ماها اونو تجربش کردیم ... خیلی ها تو اون محیط زندگی کردیم و کلی خاطره داریم و خیلی ها هم فقط ... چندتا عکس و فیلم و ... همین!!!
 وقتی میرم سمت گلزار شهدا ... همین که چشمم می خوره به سنگ نوشته های بعضی از این دسته گلها دلم هوری میریزه پایین ...
 بند دلم پاره میشه و بغض گلومو فشار میده ...
 اما اشک ظاهر نمیشه ... نمی دونم تو این بغض چه سریه که تموم وجودمو میگیره و ....
  چی می گفتم؟! آهان ... در مورد سنگ نوشته و گلزار شهدا ... بله و اون عبارت اینه :
 مزار شهید گمنام
  چه سرّیه که هروقت جایی اسمی از حضرت زهرا(س) برده میشه ... نام این شهدای گمنام هم باید ضمیمه اش بشه وگرنه بدلم نمی چسبه انگار به دلم برات شده که اینا هم از غربت و بغض و اعتراض یه بوهایی گرفتن و یه توشه ای رفیق راهشون بوده که اینجور حسی به آدم دست میده ...
 بقول یه اهل دلی ... غصه ات واسه چیه ؟! غربت منظورت برای کیه ؟! واسه اینا؟! اینایی که اقتدا کردند به سیدالشهدا(ع) و رمز جهادشون یازهرا(س) بوده؟! واسه اینا که همچون شهدای کربلا در آغوش امام حسین(ع) جام شهادت رو می نوشیدند؟!!! گفتم که : آخه شهدای با نام و پلاک، حداقل یه زائر دارند و چشمی منتظرشون نیست ... کسی هنوز امید دیدنشونو نداره... کسی نمیگه شاید دست گل من باشه و...
 اما خب شاید اینم یه حکمتی توش بوده ... آخه تعریف می کنن خیلی هاشون وقتی میخواستن برن عملیات پلاکهاشونو، هویتشونو خاک میکردن و یازهرا می گفتن و بعدشم ....
 شاید واسه همینه که اول و آخر زائرشون امام زمانه(عج) ... شاید واسه همینه که مایه مباهات حضرت زهرا(س) هستند ... شاید ...
 ولی چیزی که من فهمیدم اینه که : پهلوی شکسته بین بچه ها خیلی خریدار داشته، سینه مجروح شده، بازو و صورت نیلی خیلی کشته مرده داشته ... می مردن واسه همچی وضعی!
 چون اعتقاد داشتن وقتی میخوای بری دست بوس کسی باید دست پر بری... تا بتونی سرتو بلند کنی و جرأت داشته باشی تو چشماش نگاه کنی!!! خلاصه بگم : این حرفا به ما نیومده ... بقول لیلی که به مجنون وقتی دید سر قرار خوابش برده گفت : برو گردو بازیتو کن تو رو چه به عاشقی......!!!!!!!!!!
 
« المخفیة قبرها، المجهولة قدرها »

فاطمیه3

 
 
فاطمه، کوثر بی کرانه
  سوره کوثر در عین کمی آیات و کلماتش، دربردارنده اسرار و رموزی است که حتی بزرگان و مفاخر ما نیز از دستیابی به ژرفنای آن عاجز مانده، به عجز و ناتوانی خویش معترف گردیده اند.
 یکی از نامهای مبارک فاطمه زهرا(س) «کوثر» است. در وجه تسمیه فاطمه زهرا(س) به «کوثر» وجوه مختلفی بیان شده و هرکسی به مقدار پایه معرفتی خویش، سخنی بیان کرده است؛ اما گوییا ژرف نگرترین اندیشه های بشری نیز در غواصی به ژرفنای اقیانوس ناکرانمند کوثر پاره ای جز حیرانی، واله گی و سرگردانی ندارند:
 دامن کبریای او دسترس خیال نی// پایه قدر او بسی پایه به زیر پا کند
 «کوثر» بر وزن «فَوعَل»، وصفی اخذ شده از «کثرت» و به معنای«خیرکثیر و فراوان» می باشد.
 در تفاسیر شیعه و سنی، معانی بسیاری برای «کوثر» ذکر شده است که جملگی، از مصادیق همین«خیرکثیر» می باشند؛ مصادیقی چون :
 1.حوض و نهر کوثر در جنت که تعلق به پیامبر دارد و مؤمنان به هنگامه ورود به بهشت، از آن سیراب میشوند.
 2. مقام شفاعت کبری در روز قیامت
 3. نبوت
 4. حکمت و علم به حقایق اشیاء
 5. قرآن
 6. کثرت اصحاب و پیروان
 7. کثرت معجزات
 8. کثرت علم و عمل
 9. کثرت معرفت در توحید
 10. کثرت نعمتهای دنیا و آخرت
 11. نسل کثیر و ذریه فراوان که در گذر زمان باقی مانند و بی تردید این فراوانی ذریه و باقی ماندن نسل از وجود دختر والاگهر پیامبر، فاطمه زهرا(س) نشأت گرفته است.
 آری، خداوند متعال به حبیب خویش، «خیرکثیر» و «فضل عظیم» و فضایل بیرون از حد و حصر عطا فرموده است که مصادیق آن، حتی از حیطه شمار نیز خارج است.
 اما بنابر عقیده بسیاری از علمای شیعه و پاره ای از علمای اهل سنت، بارزترین مصداق «کوثر» وجود نازنین حضرت زهرا(س) می باشد.
 برهان این حقیقت و شاهد این واقعیت، علاوه بر روایات متعددی که از ائمه اطهار(ع) وارد شده است، شأن نزول و سیاق آیات سوره کوثر می باشد؛ چراکه در شأن نزول سوره کوثر، اتفاق مفسران بر این است:
 آن هنگام که تنها پسران پیامبر، قاسم و عبدالله، در فاصله زمانی اندکی فوت کردند، مخالفان پیامبر به اظهار شادی و مسرت پرداختند و دهان به شماتت، طعنه و زخم زبان نسبت به پیامبر گشودند؛ از جمله عاص بن وائل سهمی، حضرت را ابتر(مقطوع النسل) خواند.
 چنین شماتتهایی قلب لطیف پیامبر را سخت آزرده می ساخت؛ از این روی خداوند متعال برای دلجویی از حبیب خویش و پاسخ به طعنه های مشرکان، سه آیه نورانی سوره کوثر را فروفرستاد:
 انا اعطیناک الکوثر؛ فصل لربک وانحر؛ ان شانئک هوالابتر : ما محققا به تو خیر فراوان بخشیدیم. پس به شکرانه اش نماز بخوان و قربانی کن. و بدان که دشمن شماتت گوی تو، خود بی سرانجام و بلاعقب است.
 با توجه به سیاق فرجامین آیه این سوره، منظور از کوثر، فراوانی ذریه و ماندگاری نسل پیامبر می باشد که فقط از طریق وجود پربرکت فاطمه زهرا(س) تحقق یافته است؛ چراکه مشرکان، پیامبر را طعنه بی سرانجامی می زدند و این آیات در مقام پاسخ و رد طعنه ها و شماتتهای ایشان نازل شد که نه تنها حبیب خود را بی سرانجام و بی دنباله قرار ندادیم، بلکه او را به برکت وجود یگانه دخترش، نسلی بی نظیر و ماندگار در طول تاریخ عطا کردیم و دشمن طعنه گوی او را بی دنباله و اَبتر قرار دادیم. از این روی روشنترین مصداق کوثر، وجود دختر والاگهر پیامبر و ماندگاری نسل او از این طریق می باشد.
 این تفسیر از سوره کوثر، از آن جهت که دارای هماهنگی کامل با شأن نزول سوره و واجد مناسبتی تام با متن و سیاق آیات می باشد و نیز بنابر تفاسیر متعددی که از ائمه اطهار بدین مضمون وارد شده است، بیانگر بارزترین و آشکارترین مصداق کوثر(وجود حضرت فاطمه س) می باشد.
 آری، وجود فاطمه س ، منبع خیر کثیر است که هم باعث ماندگاری رسالت پیامبر شده است و هم عامل جاودانگی نسل پاک او :
 چه زهرا که شد علت مُبقی دین// چه زهرا که از عالمی گشته مهتر
چه زهرا که گر ذات پاکش نبودی// شدی غنچه دین و رسم تو پرپر
دل آسوده می باش اندر زمانه// که نسل تو برپاست زین یکه دختر
زمین گردد از نسل پاکت گلستان// زمان گردد از آل طه منور
 
 
 

یا زهرا(س)

فاطمیه2

     یا فاطمه !
 تو حقیقت لیلة القدری؛ همان شبی که فیها یُفرَقُ کُلُّ أمر حکیم؛
 پس تو میزان جداسازی حق از باطلی.
  یا زهرا !
 تو تفسیر لیلة القدری؛ همان شبی که ظرف نزول حقیقت قرآن گشته است.
 پس تو حقیقت قرآنی و ظرف نزول یازده کلام الله ناطق.
 تو آیینه دار تام اسما و صفات پروردگاری.
   یا راضیه !
 تو باطن لیلة القدری؛ همان شبی که مبارکه است و همان شبی که حاجات بندگان در ان براورده می شود و دعای ایشان در آن به اجابت می رسد. هنگامه ریزش فیوضات، خیرات و برکات بی نهایت الهی.
 پس تو سرچشمه بی کرانه برکت و خیر کثیری.
 تو تجلی تمام رحمت ربی
 تو وجیهه عنداللهی که عرض نیاز حاجتمندان با وساطت تو به درجه اجابت میرسد.
   یا طاهره !
 متحیرم که چه خوانمت؟
 تو مظهر واجب الوجودی.
 تو معنی جان ممکناتی.
 تو جام جهان نمای ذاتی.
 تو مظهر جمله صفاتی.
 تو مجهولة القدری؛ همان گونه که مخفیة القبری.
 تنها خدا می داند که در آفرینشت چه کرده است؛ تنها خدا...

فاطمیه1

 
 
فاطمه، شب قدر عارفان
  در آسمان معرفت حضرت زهرا(س)، برترین اندیشه های بشری، حیران و تیز پروازترین عقلها، سرگردان گشته اند. بلندای رتبت و اوج منزلت این در یکدانه خزاین عرش الهی، چنان والا و بالاست که در گستره ادراک نمی گنجد.
  بنابر روایات متعدد و معتبری که از ائمه طاهرین(ع) رسیده، حقیقت لیلة القدر به وجود فاطمه زهرا(س) تفسیر شده است. از آن جمله، بیان نورانی امام کاظم(ع) در تفسیر آیات آغازین سوره دخان می باشد :
 حم، سوگند به این کتاب روشنگر که ما آن را در شبی پربرکت نازل کردیم، ما همواره انذارکننده بوده ایم. در آن شب هر امری بر اساس حکمت(الهی) تدبیر و جدا می گردد.
 امام در پاسخ فرمودند: «حٰم»، محمد(ص) می باشد و «کتاب مبین»، علی(ع) و اما « لیلة»، فاطمه(س) می باشد.
 آری، حقیقت لیلة القدر، وجود یگانه زهرا است. و چرا چنین نباشد؟ حال آنکه لیلة القدر، ظرف نزول قرآن صامت است و فاطمه، ظرف نزول یازده قرآن ناطق.
 انسانهای به تکامل و فعلیت رسیده، قرآن ناطقند و این فاطمه است که ظهور یازده کلام الله ناطق گردیده است:
 حامل سر مُستَسِر، حافظ غیب مستتر// دانش او احاطه بر دانش ماسوا کند
 لیله قدر اولیا، نور نهار اصفیا// صبح جمال او طلوع، از افق اعلا کند
 فاطمه، از نظر حقیقت، باطن لیلة القدر است. وَ ما ادراک ما لیلة القدر؛ چه کسی را یارای آن خواهد بود تا لیلة القدر را درک نماید؟!
 لیله قدری و لیک قدر تو مجهول// قدر تو نشناختند مردم دنیا
 باری، قدر و منزلت فاطمه برای مردمان، نهان است، به همان سان که عظمت شب قدر برای ایشان، پنهان است. به دیگر سخن، معرفت حقیقی فاطمه، همان قدر در اوج و دست نیافتنی است که ادراک شب قدر.
 او، همان حقیقت یگانه ای است که رازگشای حقایق، امام صادق(ع) معرفت وی را هم طراز ادراک شب قدر معرفی می نماید:
 «لیلة»، فاطمه است و «قدر»، الله؛ از این روی هرآنکه به شناخت حقیقی فاطمه، توفیق یابد، بی گمان شب قدر را درک کرده است.
 
 
 

 

  

آيه‌اي از كلمات نوراني كتاب آسماني در مورد حجاب :

« ُيْدنْينَ عَلَيْهنَ منْ جَلبْيبهنَ »

فرو پوشند بر خويشتن روپوشهاي خويش را

 « ذلك أدني أن يعرفن فلا يؤذين و كان الله غفوراً رحيما »

اين بهتر است تا آن كه شناخته شوند پس آزار نشوند و خدا آمرزنده و مهربان است .

حجاب در لغت

معناي لغوي حجاب كه در عصر ما اين كلمه براي پوشش زن معرفي شده است. هم به معني پوشيدن است و هم به معني پرده و حاجب است. حجاب را در مرواريد بانوي اسلام ببينيم از حجب و حيا داراي جمال معنوي است. كه آسمان و زمين از وجود خلقت او در حيرت‌اند. كه او بي بي دو سرا آن زهراي (سلام الله عليها) آسماني و فاطمه‌ي (سلام الله عليها ) زميني است كه الگويي جز ايشان و دخترانشان بهتر نمي‌توان يافت.

فلسفه در حجاب

فلسفه پوشش در اسلام چند چيز است بعضي از آنها جنبه‌ي رواني دارد و بعضي جنبه‌ي خانه و خانوادگي و بعضي ديگر جنبه‌ي اجتماعي و بعضي مربوط به بالا بردن و جلوگيري از ابتذال او . چون دور شدن از حجاب براي زن ، از دست دادن روحيه‌ي، رسيدن به كمال، خستگي هميشگي را در بردارد. چون اين لذات، يك روز، يك هفته، ... مدت كوتاه است شكست ناپذير است. درك كامل خود را از دست مي‌دهد. و از غذاي روح كه همان قرآن است محروم مي‌ماند. حضرت فاطمه‌ (سلام الله عليه) جماعت را به آيين رسول الله ( صلوات الله عليه ) فرا مي خواند و راه رستگاري را در پيروي از قرآن معرفي مي‌كند و چنين مي‌گويد: آخر اين قرآن است كه فروزانتر از خورشيد مي درخشد پس چيست كه از حكمت و مصلحت كتاب الله سر مي‌پيچيد و به هوسها و شهرتها سر فرود مي‌آوريد؟ بدانيد كه جز اسلام دين ديگري در پيشگاه خداوند مقبول نيست .

پيام :حجاب مشترك بين زن و مرد براي به دام نيفتادن در گناه، چشم است.

اخلاق اجتماعی

آداب معاشرت با مردم (حقوق همسایگان و نیکی به آنها)

 

 رسول رخدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: پیوسته جبرئیل مرا وصیت می نمود به رعایت همسایه تا آن جا که گمان می کردم برای او میراثی قرار خواهد داد.

و باز می فرمایند: هر که همسایه خود را آزار دهد حق تعالی بوی بهشت را بر او حرام گرداند و مأوای او جهنم باشد.

امام صادق علیه السلام می فرمایند: هر کس آزار خود را از همسایه باز دارد حق تعالی در روز قیامت از گناهان او درگذرد.

می دانید که حضرت رسول اکرم و ائمه علیهم السلام سفارش بسیار به انفاق مال و یا قرض دادن و سیر کردن گرسنگان نموده اند. در روایت است که از ایشان پرسیدند: آیا در مال حقی به غیر از زکوة هست؟ فرمودند: بله، نیکی و احسان کردن به خویشاوندانی که با تو بدی کنند و احسان کردن به همسایه ی مسلمان، به درستی که به من ایمان ندارد کسی که شب سیر می خوابد و همسایه ی مسلمانش گرسنه است. در حدیث دیگری پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرموده اند: از جمله حقوق مال، حق ماعون است که حق تعالی برای کسی که منع آن نماید وعده ی جهنم داده است. ماعون، قرضی است که به همسایه دهند و یا نیکی که به ایشان کنند یا ضروریات خانه که به آن ها عاریه دهند. در ادامه راوی عرض کرد: که ما همسایگانی داریم که اگر چیزی به ایشان عاریه بدهیم آن را می شکنند و ضایع می کنند. آیا در این صورت اگر به ایشان ندهیم بر ما گناهی است؟ فرمودند: اگر چنین باشد گناهی بر شما نیست.

 

اما روایتی زیبا و آموزنده:

هرگز از دادن مال خود به دیگران (به هر شکل) دریغ نکنیم زیرا گاهی ممکن است باعث شود از مرگ نجات یابیم. در روایتی معتبر آمده است:

روزی چند اسیر کافر را به نزد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) آوردند سپس یکی از ایشان را جلو آوردند که گردنش را بزنند، در آن حال حضرت جبریل نازل شد و فرمود: یا محمد، این اسیر را که می خواهی گردنش را بزنی به مردم طعام می خورانید، مهمان داری می کرد، خرج هایی که در میان قبیله می شد می داد، بارهای گران اهل خود را بر دوش خود بر می داشت سپس حضرت به آن اسیر فرمودند: که حق تعالی چنین وحی فرستاده است و من تو را به خاطر این خصلت ها از کشتن آزاد کردم. اسیر گفت: پروردگار تو این خصلت ها را دوست می دارد . حضرت فرمودند: بله اسیر گفت: شهادت می دهم به وحدانیت خدا و به پیغمبری تو به حق آن خداوندی که تو را به راستی فرستاده است، هرگز از مال خود کسی را بر نگردانیده ام.

یا فاطمه اغیثینی

در بيان اسامی حضرت زهرا (سلام الله عليها)

 

«محدثه»

 

در ماه گذشته به بیان معنای محدثه به فتح دال پرداختیم و این ماه در مورد معنای محدثه به کسر دال صحبت می کنیم.

 

معنای محدثه به کثر دال

محدِثه یعنی زنی که برای دیگران نقل حدیث می کند. ما از حضرت زهرا سلام الله علیها روایات زیادی در دست داریم، که اخیراً بعضی از سخنان ایشان در کتابی مستقل به نام نهج الحیاء به چاپ رسیده است. فاطمه زهرا سلام الله علیها به سوالات زنان مدینه پاسخ می دادند هم چنین احادیث زیادی را از پیامبر صلی الله علیه و آله و یا از حضرت علی علیه السلام برای ما نقل فرموده اند لذا او را محدِثه گویند.

 

پاسخ گویی فاطمه ی زهرا سلام الله علیها به سوالات زنان مدینه

حضرت امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: زنی خدمت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها شرفیاب شد و عرضه داشت: مادر ضعیفی دارم که در مورد نماز دچار اشتباه گردیده و مرا نزد شما فرستاده تا از شما سوال کنم.

حضرت فاطمه سلام الله علیها  جواب سوال او را دادند.

دوباره سوال کرد و حضرت پاسخ گفتند. این عمل ده بار تکرار شد و در هر مرتبه فاطمه زهرا سلام الله علیها پاسخ او را دادند. آن زن از این همه پرسیدن شرمنده شد و گفت: بیشتر از این شما را در زحمت نمی اندازم و دیگر سوال نمی کنم.

فاطمه زهرا سلام الله علیها فرمودند: باز هم بیا و هر چه سوال داری بپرس. اگر کسی را اجیر کنند تا بار سنگینی را از ارتفاعی بالا ببرد ولی در مقابل چنین عمل سختی، صد هزار دینار طلا به او بدهند، آیا باز هم این عمل سخت و دشوار خواهد بود؟

زن پاسخ داد: نه.

حضرت فاطمه سلام الله علیها فرمودند: هر مسأله که پاسخ می دهم بیش از فاصله ی بین عرش و زمین مروارید پاداش می گیرم. پس هر چه سوال کنی مرا ناراحت نخواهی کرد. زیرا از پدرم رسول الله صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود: روز قیامت علمای شیعیان ما، محشور می گردند و به آنان به میزان دانششان و به میزان تلاشی که برای ارشاد بندگان خدا نموده اند خلعت هایی گران بها داده می شود تا جایی که به یکی از آنان یک میلیون زیور از نور هدیه می دهند. سپس یک منادی از سوی خداوند ندا می دهد: ای کسانی که ایتام آل محمد صلی الله علیه و آله را کفالت و سرپرستی کردید!  و ای آنان که در هنگام نبودن پدران این ایتام که ائمه ی هدی باشند آنان را محافظت و مراقبت می کردید! اینان همان شاگردان شما هستند همان یتیمانی که سرپرستی و نگهبانی شان نمودید و با علوم خود آنان را شاداب و با طراوت کردید. پس به مقدار علمی که به شاگردان خود آموختید از سوی خداوند نیز به آن شاگردان خلعت داده می شود. پس آنان به  شاگردان خویش به مقدار درسی که به آنها در دنیا داده بودند خلعت می دهند. حتی بعضی از این شاگردان نیز به شاگردان خود خلعت می دهند. و از سوی خداوند تبارک و تعالی امر می شود که به معلمان دو برابر آنچه به شاگردان خود خلعت داده اند به وسیله ی ملائکه خلعت داده شوند. سپس حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها فرمودند: ای بنده ی خدا یک تار نخ از این خلعت های آخرتی از آنچه که خورشید یک میلیون بار بر آن بتابد با ارزشتر است.(1)

 

فاطمه زهرا (سلام الله علیها ) در میان سلسله ی راویان

در روایت فوق فاطمه زهرا (سلام الله علیها) جزو سلسله سند قرار گرفته است. و از رسول الله برای ما نقل حدیث فرموده اند. پس فاطمه زهرا سلام الله علیها هم برای دیگران نقل حدیث می نمودند و محدِثه نام داشتند و هم جبرئیل بر او نازل می شده و او را حدیث می نموده که محدَثه نام گرفته است.(2)

 

 

 

پی نوشت ها

(1)بحار الانوار ج2 ص 3  /   3 از امالی طوسی

(2)بحارالانوار ج66 ص 488 / 18 از دلایل الطبری

یا اباصالح المهدی

داستان غیبت غائب

 

موضوع غیبت اختصاص به زمان ما نداشته و منحصر به این دوران نیست بلکه در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام هم بر سر زبان ها بوده است. طبرسی می نویسد: اخبار غیبت ولی عصر ارواحنا له الفداء قبل از تولد خودش و پدرش و جدش صادر شده و محدثین شیعه آن ها را در کتاب هایی که در عصر امام صادق و امام باقر علیهم السلام تالیف شده ضبط نموده اند و از آن چه به دست ما رسیده این استفاده را می توان کرد که گاهی می شد شخصی درباره ی یکی از ائمه علیهم السلام احتمال مهدویت را می داده و آن ولی خدا این مطلب را انکار می فرمودند مانند کلام عبد الله بن عطا که می گوید: خدمت امام باقر علیه السلام عرض کردم با این که شیعیان شما زیادند پس چرا شما خروج نمی کنید؟ آن حضرت در پاسخ فرمودند: ای عبد الله سخنان بیهوده را به گوش خودت راه مده به خدا سوگند من مهدی موعود نیستم. مراقب کسی باشید که ولادتش مخفی بماند اوست صاحب الامر.

و از طرفی بعضی از امامان ما به طوری عمل می کردند که مردم کم کم انس با زمان غیبت بگیرند. مسعودی می نویسد: امام هادی علیه السلام با مردم کم معاشرت می کردند و جز با خواص اصحاب با کسی تماس نمی گرفتند. وقتی امام حسن عسکری جاینشین ایشان شد اکثر اوقات از پشت پرده با مردم سخن می گفت تا شیعیان برای غائب شدن امام دوازدهم آماده و مانوس گردند و حتی امام حسن عسکری علیه السلام رسماً به مردم ابلاغ کردند که فرزند من مهدی موعود است و از نظر شما غائب خواهد شد.

و زمانی که امام حسن عسکری علیه السلام در سال 260هجری به شهادت رسیدند چون در بین مردم شایع بود که آن حضرت را فرزندی است که در پنهان نگهداری می شود و اوست مهدی موعود، معتمد عباسی دستور داد خانه ی آن جناب را تفتیش و کنترل کنند  و فرزندش را دستگیر کنند اما از وجود فرزند اثری ندیدند. جالب این جاست که اکتفا به خانه ی  ایشان نکردند بلکه دستور داد تمام خانه های شهر را با کمال دقت تفتیش کنند و از آن زمان پیروان حضرت به چندین گروه منشعب شدند و جز عده ی معدودی به عقیده ی صحیح پایدار نماندند

حدیث

فضیلت ازدواج در چند حدیث

 

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند:

«تزوجوا و زوجوا الایم فمن حظ امرء مسلم انفاق قیمه ایمه و ما من شی ء أحب إلی الله من بیت یعمر فی الاسلام بالنکاح»

ترجمه: ازدواج کنید و مجردان را همسر دهید، نشانه ی بخت بلند مسلمان این است که زن بی شوهری را شوهر دهد و هیچ چیز در نزد خدا محبوب تر از خانه ای که در اسلام با ازدواج آباد شود نیست.

هم چنین ایشان می فرمایند:

«تزوجوا فإنّي مکاثر بکم الامم غدا فی القیامة حتّی ان السقط یجیء محبنطئآ علی باب الجنّة فیقال له ادخل الجنّة فیقول لاحتّی یدخلا أبوای قبلی»

ترجمه: زن بگیرید که من فردای قیامت به فزونی شما بر سایر امت ها افتخار می کنم تا آن جا داشتن فرزند در قیامت به حال پدر و مادر سودمند است که فرزند سقط شده می آید خشمگین بر در بهشت می ایستد به او گفته می شود وارد شو، می گوید تا پدر و مادرم پیش از من نروند قدم در بهشت نگذارم.

امام رضا (علیه السلام) می فرمایند:

«لو لم تکن المناکحة و المصاهرة آیة منزلة و لا سنة متبعة، لکان ما جعل الله فیه من برالقریب و تالف البعید ما رغب فیه العاقل اللبیب، سارع الیه الموفق المصیب»

ترجمه: اگر درباره ی ازدواج دستوری از خدا و پیامبر هم صادر نشده بود، همان فواید اجتماعی که خدا در آن نهاده از قبیل نیکی با خویشاوندان پیوند با بیگانگان کافی بود که خردمندان و مصلحت اندیشان را بدان ترغیب کند.

امام باقر (علیه السلام) می فرمایند:

«ما أحب ان لی الدنیا و ما فیها و إنّی تب لیلة و لیست لی زوجة»

ترجمه: دوست ندارم تمام دنیا از برای من باشد و شبی بدون همسر به سر برم.

سایت های مفید مذهبی

 
ادامه نوشته

مناجات

مناجات منتظران
 
4-دعاي اللهم عرفني نفسك...
دعاي شريفه (اللهم عرفني نفسك...) از دعاهاي معروفي است كه مؤمنان و منتظران ظهور در عصر غيبت امام (ع) به آن سفارش شده اند تا به يمن و بركت عبارت لطيف و پر معناي آن، معرفت خدا و پيامبر او و حجت پنهانش را درخواست نمايند.
اين دعا را، نايب اول امام عصر (ع) به يكي از دوستان آن حضرت امر فرموده است. همچنين محمد بن يعقوب كليني كه در زمان نواب اربعه مي زيسته، آن را در كتاب كافي از حضرت امام جعفر صادق (ع) روايت كرده است. خواندن اين دعاي ارزشمند و پر فضيلت بعد از نماز عصر توصيه شده است.
فرازي از دعا را با هم زمزمه مي كنيم:
اللهم عرفني نفسك...
خدايا!
مرا با نام و مقام بلندت آشنا كن كه اگر الفباي عشق خويش را به من نياموزي با پيامبر تو نيز آشنا نخواهم شد.
خدايا!
مرا با نام و مقام پيامبر برگيزيده ات، حضرت مهدي (عج) آشنا كن كه اگر از آسمان معرفت پيامبر خويش تا پنجره راهي نگشايي، از پرتو نگاه حجت تو نيز محروم خواهم ماند.
خدايا!
مرا با نام و مقام حجت آخرين خويش، حضرت مهدي (عج) آشنا كن كه اگر از شربت شيرين و گواراي محبت آن محبوب نازنين سيرابم نسازي و چشمانم را از نور ولايتش روشن نگرداني، در امواج آبي دين آسماني ات به آرامش نخواهم رسيد و تاريك بيابان جهل و ناداني مرا حيران و سرگردان خواهد ساخت.
خدايا!
قدم هاي لرزانم را بر صراط مستقيم دين حق استوار گردان. در زمانه اي كه ابرهاي غيبت، چشمان مرا از توفيق ديدن سيماي نوراني بي نصيب ساخته است، دلم را به باران با صبر و شكيبايي مهمان كن.
خدايا!
تا هر زمان كه طلوع آن ستاره زيبا و درخشان را به تاخير انداختني قاب خاطر ما از تصوير ياد او خالي مگردان و شبنم هاي پاك ايمان و گلهاي اميد و انتظار را و نسيم شادي بخش دعايي شوق آن بهار خجسته را كه مي وزد، از باغ دلهاي ما مگير.
اللهم لوليك الفرج...
 
"• Green Eternity •"
 

حماسه ماندگار

خرمشهر یك‌ نقطه ‌ عطف‌ است‌؛ نه‌تنها در جنگ‌ تحمیلی‌ بلكه‌ درتاریخ‌ ایران ‌. بعد از قرن‌ها، این‌ اظهار وجود ملّی‌ با اتّكای‌ صِرف‌ به‌ قدرت‌ مردمی آن‌ هم‌ در برابر متجاوزی‌ كه‌ تقریباً همه ‌ قدرت‌های‌مطرح‌ در جهان‌ حامی‌ وی‌ بودند، به‌ معنای‌ پایانی‌ بر یك‌ دوره ‌طولانی‌ِ خالی‌ از حماسه‌ و استقلال‌ در تاریخ‌ ایران‌ است‌ و این‌ تنها وتنها از بركت‌ ایثار و ایستادگی بزرگمردانی است كه حماسه جاودانه مقاومت‌ خرمشهر را آفریدند.

خرمشهر، دو حماسه‌ را در خود جای‌ داده‌ است‌: حماسه ‌مقاومت‌ خرمشهر و حماسه ‌ آزادی‌ خرمشهر. آزادی‌ خرمشهر یك‌ حماسه‌ بزرگ‌ است‌؛ زیرا به‌ ملتی‌ آموخت‌كه‌ می‌توانند شكست‌ را مقدمه‌ یك‌ پیروزی‌ِ فراموش‌ ناشدنی‌ قراردهند و باز هم‌، عزت‌، استقلال‌ و آزادی‌ِ تعیین‌ سرنوشت‌ را تجربه‌ كنند.اما در مقایسه‌، اولی‌ عظیم‌تر، مهم‌تر و تعیین‌ كننده‌تر است‌. اصولاًوقوع‌ حماسه ‌ دوم‌ مرهون‌ وقوع‌ حماسه ی‌ اول‌ است‌. اگر خرمشهر بدون‌ مقاومت‌ اشغال‌ می‌شد، سرنوشتی‌دیگر برای‌ جنگ‌ تحمیلی‌ رقم‌ می‌خورد و نوبت‌ به‌ عملیات‌بیت‌المقدس‌ و آزادی‌ خرمشهر نمی‌رسید. اگر بررسی‌ كنیم‌ كه‌ چراجنگ‌ تحمیلی‌ در روندی‌ بر خلاف‌ آن‌ چه‌ طراحانش‌ رقم‌ زده‌ بودندجلو رفت‌، مقاومت‌ خرمشهر مهم‌ترین‌ عاملی‌ است‌ كه‌ ازهمان‌وهله ‌ اول‌، این‌ بررسی‌ را شكل‌ می‌دهد
مقاومت‌ سی‌ و پنج‌ روزه ‌ خرمشهر، اراده ‌ جنگ‌ را در نظامیان‌بی‌محابای‌ عراقی‌ متزلزل‌ كرد و به‌ آنها كه‌ ابتدا تصور برخورد با یك‌وضعیت‌ ساده‌ و متلاشی‌ شده‌ را داشتند فهماند كه‌ اشغال‌ آسان ‌نخواهد بود و در هر قدم‌ باید متحمل‌ خسارات‌ عدیده‌ای‌ شوند.

آری ، خرمشهر شناسنامه یك حماسه است ، حماسه ای ماندگار.