ابوحمزه ثمالي 1 Play Download
ابوحمزه ثمالي 2 Play Download
ابوحمزه ثمالي 3 Play Download
اللهم ادخل Play Download
اللهم الرزقنا توفيق Play Download
افتتاح 1 Play Download
افتتاح 2 - مقدسي Play Download
مجير - حاج منصور Play Download
مناجات امام علي 1 Play Download
مناجات امام علي 2 Play Download
يا علي يا عظيم Play Download
دعاي سحر Play Download

ماه

این هم عکس حلول ماه مبارک رمضان در قطب شمال  که ماه از خورشید بزرگتره

تصویر

فلسفه و حكمت روزه از منظر اهل بيت عليهم السلام

فلسفه و حكمت روزه از منظر اهل بيت عليهم السلام

روزه از ابعاد مادي و معنوي ، جسمي و روحي داراي فوايد فراواني است. روزه در سلامت معده و پاكسازي آن از انواع غذاها كه موجب انواع بيماري ها مي باشد ، اثرات فوق العاده اي دارد. روزه هم جسم و هم روح را پالايش مي كند . اگر در روزه داري به تمامي جهات توجه داشته باشيم در پايان ايام روزه داري ، روح و جسمي تزكيه شده خواهيم داشت.

پيامبر اكرم (ص) و روزه

پيامبر خدا (ص) فرمود : المعدة بيت كل داء ، والحمئة رأس كل دواء.(1)

معده مركز و خانه هر دردي است و پرهيز و اجتناب ( از غذاهاي نامناسب و زياد خوردن ) اساس و رأس هر داروي شفا بخش است.

و نيز ايشان در جايي ديگر مي فرمايد : صوموا تصحوا ، و سافروا تستغنوا.

روزه بگيريد تا صحتو سلامتي خويش را تضمين كنيد و سفر نماييد تا مالدار شويد ، زيرا مسافرت و حمل كالاي تجارتي از شهري به شهري يا از كشوري به كشور ديگر ، باعث رفع نيازمندي هاي جامعه و عمران كشورها مي گردد.

حضرت رسول در روايت ديگري مي فرمايد : لكل شيء زكاة و زكاة الابدان الصيام .(2)

براي هر چيزي زكاتي است و زكات بدنها روزه است.

حضرت علي (ع) و روزه

امام در قسمتي از يكي از خطبه ها مي فرمايد : و مجاهدة الصيام في الايام المفروضات ، تسكينا لاطرافهم و تخشيعا لابصارهم ، و تذليلا لنفوسهم و تخفيفا لقلوبهم ، و اذهابا للخيلاء عنهم و لما في ذلك من تعفير عتاق الوجوه بالتراب تواضعا و التصاق كرائم الجوارح بالارض تصاغرا و لحوق البطون بالمتون من الصيام تذللا.(3)

با روزه گرفتنهاي دشوار ، در روزهايي كه واجب است ، اندامهايشان با اين كار آرام مي گيرد و ديده هايشان خاشع و جانهايشان خوار مي گردد و دلهايشان سبك مي شود و خودبيني از ايشان به وسيله اين عبادتها زدوده مي گردد. و با گزاردن چهره هاي شاداب با تواضع بر خاك و با نهادن مواضع سجده بر زمين خود را در مقابل خدا خرد مي نمايند و اينكه با روزه داري شكمها به پشت مي رسند.

1- روزه براي آزمايش اخلاص

حضرت علي (ع) در جاي ديگري مي فرمايد: والصيام ابتلاء لاخلاص الخلق.(4)

روزه براي آزمايش نمودن اخلاص مردم است.

يكي از دلايل وجوب روزه براي مردم ، آزمايش اخلاص مردم است . چرا كه روزه در ايجاد اخلاص عمل بسيار مؤثر است.

2- روزه سپر در مقابل عذاب الهي

حضرت در قسمتي ديگر از نهج البلاغه مي فرمايد : صوم شهر رمضان فانه جنة من العقاب.( 5)

در اين بحث امام يكي از دلايل وجوب روزه ماه رمضان را ، سپر و مانع در مقابل عقاب الهي دانسته اند. يعني روزه موجب غفران و آمرزش گناهان است.

امام رضا (ع) و روزه

وقتي از حضرت درباره فلسفه روزه مي پرسند ، مي فرمايد : همانا مردم مأمور به روزه گرفتن شدند تا درد و ناگواريهاي گرسنگي و تشنگي را دريابند و آنگاه استدلال كنند بر سختيهاي گرسنگي و تشنگي و فقر آخرت كه پيامبر اكرم (ص) در خطبه شعبانيه فرمود : واذكروا بجوعكم و عطشكم جوع يوم القيمة و عطشة . به وسيله گرسنگي و تشنگي از روزه داريتان ، گرسنگيها و تشنگيهاي روز قيامت را به ياد آوريد ، كه اين يادآوري انسان را به فكر تدارك براي قيامت مي اندازد تا جد و جهد بيشتري در كسب رضاي خدا بنمايد .(7)

امام رضا (ع) در جايي ديگر درباره فلسفه روزه اين چنين مي فرمايد : علت روزه براي درك درد گرسنگي و تشنگي است تا بنده ، ذليل ، متضرع و صابر باشد . همچنين در روزه انكسار و شكستگي شهوات وجود دارد .

آري روزه از افضل طاعات است . شريعت و احكام الهي تعديل شهوات و در دست گرفتن مهار آنها ، را توسط روزه ميسر ساخته و براي تزكيه و طهارت نفس و تصفيه  از اخلاقيات رذيله آن را واجب نموده است . البته مقصود از روزه داري تنها امساك از خوردن و آشاميدن نيست بلكه غرض نهايي كف نفس مي باشد . همانطور كه رسول گرامي اسلام( ص ) فرمودند : روزه براي هر فرد سپري است ؛ چرا كه روزه دار ، سخن زشت نگويد و كارهاي بيهوده انجام ندهد.

پس روزه انسان را از انحرافات و لغزشها و از دشمناني بزرگ چون شيطان نفس ، رهايي مي دهد .

و اگر روزه دار، به چنين مراتبي نرسد ، فقط گرسنگي و تشنگي را درك نموده و اين پايين ترين درجه روزه داري مي باشد .

1- اركان اسلام ، ص 108 .

2- كافي ، ج 4 ، ص 62.

3- نهج البلاغه ، خطبه 192.

4- نهج البلاغه ، حكمت 252.

5- نهج البلاغه ، خطبه 110.

6- وسائل الشيعه ، ج 7 ، ص 3.

7- همان ، ص 4.

8- علل الشرايع ، شيخ صدوق ، بخش روزه .

توصیه های  غذایی

توصيه هاي غذايي براي روزه داران


اگرچه براي روزه داران  واقعي فوايد روزه و آثاري كه بر جسم آنها دارد هدف اصلي نيست ، اما به هرحال در روايات بر اين نكته تاکيد شده است كه گذشته از آثار معنوي، روزه ماه رمضان در سلامت جسمي روزه داران هم مؤثر است. اما نبايد فراموش كرد كه تنها در شرايطي مي توان انتظار داشت كه روزه دار سلامت جسم و روح را به دست آورد كه مطابق اصول صحيحي باشد. مثلاً روزه مي تواند با كاهش وزن بدن، سبب كاهش فشار بر مفاصل استخواني پا، كمر و ساير اندام شود؛ البته در صورتي كه شخص روزه دار در خوردن افطاري و سحري طوري زياده روي نكند كه بعد از پايان ماه رمضان اضافه وزن پيدا كند. رعايت توصيه هاي زير مي تواند به يك روزه داري سالم كمك كند.

توصيه هايي براي افطار

1 – بيشتر انرژي بدن بايد با خوردن سحري تامين شود. پس افطار را سبك بخوريد تا شكم سنگين نشود.

2 – غذاي افطار بايد سبك و پركالري بوده و سريع هضم شود. مثل: خرما  ، شله زرد  ، مقداري كمي شير و چاي  كمرنگ. شما هم حتماً از غذاهاي كم حجم استفاده كنيد تا به معده فشاري وارد نشود.

3 – بهتر است با چاي شيرين و خرما روزه خود را باز كنيد و حتي المقدور از نوشيدن آب زياد بپرهيزيد؛ چون اين كار باعث بي حالي، ضعف و درد معده خواهد شد.

 غذاي افطار بايد سبك و پركالري بوده و سريع هضم شود. مثل: خرما ، شله زرد ، مقداري كمي شير و چاي كمرنگ.

4 – موقع افطار مايعات زيادي مصرف نكنيد؛ چرا كه مصرف مايعات در اين زمان، سبب سوء هاضمه مي شود، اگرچه در ساعات بعد از افطار نوشيدن آب زياد مفيد است.

5 – در زمان افطار و سحر از خوردن غذاهاي پرچرب خودداري كنيد.

توصيه هايي براي سحري

1 – فراموش نكنيد كه پرخوري در هنگام سحر نه تنها از احساس گرسنگي در ساعات انتهايي روز جلوگيري نمي كند، بلكه در ساعات ابتدايي بعد از سحر، فشار زيادي را به معده و دستگاه گوارشي فرد وارد مي كند كه سبب بروز علائمي نظير سوء هاضمه، درد و نفخ معده مي شود.

2 – در ماه رمضان سعي كنيد شب ها زود بخوابيد تا بتوانيد سحر به موقع ( تقريباً 5/1 ساعت قبل از اذان صبح ) بيدار شويد. با اين روش از ورود مقدار زيادي غذا و مايعات به معده و تجمع آنها جلوگيري مي كنيد و هضم غذا نيز راحت تر خواهد بود.

3 – بيدار نشدن براي سحري كاملاً اشتباه است و در طولاني مدت سبب ضعف و بي حالي روزه داران خواهد شد.

4 – در سحر از مواد غذايي پروتئين دار ( تخم مرغ  ، حبوبات  ، لبنيات  و گوشت ) استفاده كنيد و به جاي نوشيدن آب زياد، ميوه هاي آب دار بخوريد.

5 – مايعات توصيه شده براي سحري بايد به تدريج نوشيده شوند. يك ليوان آب ميوه و يك ليوان شربت عسل  يا قند اثر مفيدي خواهد داشت.

 در سحر از مواد غذايي پروتئين دار ( تخم مرغ ،حبوبات ، لبنيات و گوشت ) استفاده كنيد و به جاي نوشيدن آب زياد، ميوه هاي آب دار بخوريد.

6 – رژيم غذايي سحر بهتراست شامل مواد غذايي متنوع باشد. اين نكته براي نوجوانان اهميت بيشتري دارد و بايد از مواد غذايي قندي، پروتئين دار و پر انرژي استفاده كنند.

7 – از مصرف نمك  زياد خودداري كنيد، چون نمك زياد سبب دفع مايعات از بدن و احساس تشنگي در ساعات روز خواهد شد. با يك رژيم غذايي معمولي، نمك كافي به بدنتان خواهد رسيد و نيازي به مصرف نمك اضافي نيست.

8 – بعد از خوردن سحري حتي الامكان نخوابيد، چون وضعيت درازكش، سبب برگشت مواد به مري و ترش كردن مي شود و گذشته از آن فرداي آن روز احساس خوبي نخواهيد داشت. اين كار در دراز مدت باعث سوزش سردل و بيماري " رفلكس معده و مري " مي شود. در اين بيماري غذا از معده و مري بر مي گردد و به اصطلاح احساس " ترش کردن" را گويند.

توصيه هايي ديگر براي روزه داران

1 –اول ساعات بعد از سحري و سپس ساعات بعد از افطار به ترتيب براي مطالعه دانش آموزان و دانشجويان وقت مناسبي است.

2 – ورزشكاران در ماه رمضان نسبت به افراد عادي نياز بيشتري به پروتئين ، قند و ويتامين ها دارند. بايد حدود 3 ساعت بعد از افطار ورزش را شروع کرد تا غذاي مصرف شده فرصت هضم پيدا كند. بين خوردن غذا و شروع ورزش بايد فاصله اي باشد كه جريان خون بتواند به راحتي به عضلات بدن برسد.

3 – درماه رمضان تمرينات ورزشي سبك تر باشد، زيرا بدن نمك و آب زيادي در جريان ورزش از دست مي دهد و در ورزش هاي شديد منجر به ضعف شديد بدن مي شود. ورزشكار بايد تا سحر به تدريج مايعات زيادي مصرف كند كه نيازهاي بدنش تامين شود.

4 – خرما  ، سوپ، سبزيجات و شير براي افطار ورزشكاران توصيه مي شود.

5 – در صورتي كه فردي بعد از افطار قصد تمرين ورزش سنگين يا مسابقه ورزشي را دارد بهتر است قبل از شروع مسابقه، هنگام افطار از گوشت، زرده تخم مرغ و ماهي استفاده كند. مصرف مايعات فراوان از جمله آب ميوه ها قبل از ورزش هم مناسب است.

6 – ميزان انرژي تامين شده از پروتئين در ورزشكاران بايد حدود 15 درصد و حداكثر 20 درصد باشد؛ چون پروتئين زياد، مناسب نيست و سبب توليد مواد زايد در خون و احساس خستگي در حين ورزش مي شود.

منبع : ماهنامه دنياي تغذيه

بخشي از دعاي امام سجاد عليه السلام در طليعه ماه مبارک رمضان

بخشي از دعاي امام سجاد عليه السلام در طليعه ماه مبارک رمضان "

سپاس خدايي را که ماه رمضان را بر امت اسلام اهدا نمود و آن را ماه پاکيزگي و تصفيه از گناهان قرار داد.

او که ماه رمضان را، ماه قيام – براي نماز در شبها – و يکي از راههاي احسان قرار دارد.

خدايي که اين ماه را بر ماههاي ديگر برتري داد و آن را گرامي داشت و فضايل را درآن هويدا نمود.

خدايا ! ما را در شناخت اين ماه و اداي حقش و دوري گزيدن از اعمال حرام توفيق ده، تا از دستان و پاهايمان در راه حرام استفاده نکنيم ، مال حرام نخوريم و زبانمان جز به بيان گهرهاي قرآن ، پيامبر اکرم و ائمه معصومين عليه السلام گشوده نشود.

پروردگارا ! ما را دراين ماه بر اوقات نمازهاي يوميه و احکامش موفق فرما ، ما را در نماز همچون کساني قرار ده که مراتب شايسته آنرا يافته اند .

الهي ! به ما توفيق عنايت فرما که دراين ماه با نيکي و بخشش فراوان ، با خويشان خود رفتار نمائيم و با احسان از همسايگان جويا شويم.

خدايا ! کمک کن که مال خود را خالص و آراسته نماييم .

الهي! توفيق ده که دراين ماه به سوي تو تقرب جوييم .

بار خدايا! ما را درتوحيد و عدم شرک نسبت به خود ياري فرما.

بار الها ! هر روز که از ماه رمضان مي گذرد و ازآن کاسته مي شود ، از گناهان ما بکاه و با به پايان رسيدن روزهايش ، بديها و گرفتاريها را دفع نما.

پروردگارا! اگر دراين ماه از راه راست عدول نموديم، ما را هدايت فرما.

خدايا ! به عدد تمامي کساني که دراين ماه بر آنها درود فرستاده اي و چندين برابر آنها که فقط خود قادر به شمارش آن هستي بر ما درود فرست.

چهل حدیث در مورد روزه



1-پايه‏هاى اسلام

قال الباقر عليه السلام:

بنى الاسلام على خمسة اشياء، على الصلوة و الزكاة و الحج و الصوم و الولايه.

امام باقر عليه السلام فرمود:

اسلام بر پنج چيز استوار است، برنماز و زكات حج و روزه و ولايت (رهبرى اسلامى).فروع كافى، ج 4 ص 62، ح 1


2-فلسفه روزه

قال الصادق عليه السلام:

انما فرض الله الصيام ليستوى به الغنى و الفقير.

امام صادق عليه السلام فرمود:

خداوند روزه را واجب كرده تا بدين وسيله دارا و ندار (غنى و فقير) مساوى گردند.

من لا يحضره الفقيه، ج 2 ص 43، ح 1


3-روزه آزمون اخلاص

قال اميرالمومنين عليه السلام:

فرض الله ... الصيام ابتلاء لاخلاص الخلق‏امام على عليه السلام فرمود:

خداوند روزه را واجب كرد تا به وسيله آن اخلاص خلق را بيازمايد.

نهج البلاغه، حكمت 252


4-روزه ياد آور قيامت

قال الرضا عليه السلام:

انما امروا بالصوم لكى يعرفوا الم الجوع و العطش فيستدلوا على فقر الاخر.

امام رضا عليه السلام فرمود:

مردم به انجام روزه امر شده‏اند تا درد گرسنگى و تشنگى را بفهمند و به واسطه آن فقر و بيچارگى آخرت را بيابند.

وسائل الشيعه، ج 4 ص 4 ح 5 علل الشرايع، ص 10


5-روزه زكات بدن

قال رسول الله صلى الله عليه و آله لكل شيئى زكاة و زكاة الابدان الصيام.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

براى هر چيزى زكاتى است و زكات بدنها روزه است.

الكافى، ج 4، ص 62، ح 3


6-روزه سپر آتش

قال رسول الله صلى الله عليه و آله:

الصوم جنة من النار.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

روزه سپر آتش (جهنم) است. «يعنى بواسطه روزه گرفتن انسان از آتش جهنم در امان خواهد بود.»

الكافى، ج 4 ص 162


7-اهميت روزه

الصوم فى الحر جهاد.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

روزه گرفتن در گرما، جهاد است.

بحار الانوار، ج 96، ص 257


8-روزه نفس

قال اميرالمومنين عليه السلام

صوم النفس عن لذات الدنيا انفع الصيام.

اميرالمومنان على عليه السلام فرمود:

روزه نفس از لذتهاى دنيوى سودمندترين روزه‏هاست.

غرر الحكم، ج 1 ص 416 ح 64


9-روزه واقعى

قال اميرالمومنين عليه السلام

الصيام اجتناب المحارم كما يمتنع الرجل من الطعام و الشراب.

امام على عليه السلام فرمود:

روزه پرهيز از حرامها است همچنانكه شخص از خوردنى و نوشيدنى پرهيز مى‏كند.

بحار ج 93 ص 249


10-برترين روزه

قال اميرالمومنين عليه السلام

صوم القلب خير من صيام اللسان و صوم اللسان خير من صيام البطن.

امام على عليه السلام فرمود:

روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شكم است.

غرر الحكم، ج 1، ص 417، ح 80


11-روزه چشم و گوش

قال الصادق عليه السلام

اذا صمت فليصم سمعك و بصرك و شعرك و جلدك.

امام صادق عليه السلام فرمود:

آنگاه كه روزه مى‏گيرى بايد چشم و گوش و مو و پوست تو هم روزه‏دار باشند.«يعنى از گناهان پرهيز كند.»

الكافى ج 4 ص 87، ح 1


12-روزه اعضا و جوارح

عن فاطمه الزهرا سلام الله عليها

ما يصنع الصائم بصيامه اذا لم يصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه.

حضرت زهرا عليها السلام فرمود:

روزه‏دارى كه زبان و گوش و چشم و جوارح خود را حفظ نكرده روزه‏اش به چه كارش خواهد آمد.

بحار، ج 93 ص 295


13-روزه ناقص

قال الباقر عليه السلام

لا صيام لمن عصى الامام و لا صيام لعبد ابق حتى يرجع و لا صيام لامراة ناشزة حتى تتوب و لاصيام لولد عاق حتى يبر.

امام باقر عليه السلام فرمود:

روزه اين افراد كامل نيست:

1 - كسى كه امام (رهبر) را نافرمانى كند.

2 - بنده فرارى تا زمانى كه برگردد.

3 - زنى كه اطاعت‏شوهر نكرده تا اينكه توبه كند.

4 - فرزندى كه نافرمان شده تا اينكه فرمانبردار شود.

بحار الانوار ج 93، ص 295.


14-روزه بى ارزش

قال اميرالمومنين عليه السلام

كم من صائم ليس له من صيامه الا الجوع و الظما و كم من قائم ليس له من قيامه الا السهر و العناء.

امام على عليه السلام فرمود:

چه بسا روزه‏دارى كه از روزه‏اش جز گرسنگى و تشنگى بهره‏اى ندارد و چه بسا شب زنده‏دارى كه از نمازش جز بيخوابى و سختى سودى نمى‏برد.

نهج البلاغه، حكمت 145


15-روزه و صبر

عن الصادق عليه السلام فى قول الله عزوجل

«واستعينوا بالصبر و الصلوة‏»

قال: الصبر الصوم.

امام صادق عليه السلام فرمود: خداوند عزو جل كه فرموده است: از صبر و نماز كمك بگيريد، صبر، روزه است.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 298، ح 3


16-روزه و صدقه

قال الصادق عليه السلام

صدقه درهم افضل من صيام يوم.

امام صادق عليه السلام فرمود

يك درهم صدقه دادن از يك روز روزه مستحبى برتر و والاتر است.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 218، ح 6


17-پاداش روزه

قال رسول الله صلى الله عليه و آله: قال الله تعالى

الصوم لى و انا اجزى به

رسول خدا فرمود خداى تعالى فرموده است:

روزه براى من است و من پاداش آن را مى‏دهم.

وسائل الشيعه ج 7 ص 294، ح 15 و 16 ; 27 و 30


18-جرعه نوشان بهشت

قال رسول الله صلى الله عليه و آله

من منعه الصوم من طعام يشتهيه كان حقا على الله ان يطعمه من طعام الجنة و يسقيه من شرابها.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

كسى كه روزه او را از غذاهاى مورد علاقه‏اش باز دارد برخداست كه به او از غذاهاى بهشتى بخورانند و از شرابهاى بهشتى به او بنوشاند.

بحار الانوار ج 93 ص 331


19-خوشا بحال روزه داران

قال رسول الله صلى الله عليه و آله

طوبى لمن ظما او جاع لله اولئك الذين يشبعون يوم القيامة

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

خوشا بحال كسانى كه براى خدا گرسنه و تشنه شده‏اند اينان در روز قيامت‏سير مى‏شوند.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 299، ح‏2.


20-مژده به روزه‏داران

قال الصادق عليه السلام

من صام لله عزوجل يوما فى شدة الحر فاصابه ظما و كل الله به الف ملك يمسحون وجهه و يبشرونه حتى اذا افطر.

امام صادق عليه السلام فرمود:

هر كس كه در روز بسيار گرم براى خدا روزه بگيرد و تشنه شود خداوند هزار فرشته را مى‏گمارد تا دست‏به چهره او بكشند و او را بشارت دهند تا هنگامى كه افطار كند.

الكافى، ج 4 ص 64 ح 8; بحار الانوار ج 93 ص 247


21-شادى روزه دار

قال الصادق عليه السلام

للصائم فرحتان فرحة عند افطاره و فرحة عند لقاء ربه

امام صادق عليه السلام فرمود:

براى روزه دار دو سرور و خوشحالى است:

1 - هنگام افطار 2 - هنگام لقاء پروردگار (وقت مردن و در قيامت)

وسائل الشيعه، ج 7 ص 290 و 294 ح‏6 و 26.


22-بهشت و باب روزه‏دارن

قال رسول الله صلى الله عليه و آله

ان للجنة بابا يدعى الريان لا يدخل منه الا الصائمون.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

براى بهشت درى است‏بنام (ريان) كه از آن فقط روزه داران وارد مى‏شوند.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 295، ح‏31.

معانى الاخبار ص 116


23-دعاى روزه‏داران

قال الكاظم (عليه السلام)

دعوة الصائم تستجاب عند افطاره

امام كاظم (عليه السلام) فرمود:

دعاى شخص روزه‏دار هنگام افطار مستجاب مى‏شود.

بحار الانوار ج 92 ص 255 ح 33.


24-بهار مومنان

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)

الشتاء ربيع المومن يطول فيه ليله فيستعين به على قيامه و يقصر فيه نهاره فيستعين به على صيامه.

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

زمستان بهار مومن است از شبهاى طولانى‏اش براى شب زنده‏دارى واز روزهاى كوتاهش براى روزه دارى بهره مى‏گيرد.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 302، ح 3.


25-روزه مستحبى

قال الصادق (عليه السلام)

من جاء بالحسنة فله عشر امثالها من ذلك صيام ثلاثة ايام من كل شهر.

امام صادق عليه السلام فرمود:

هر كس كار نيكى انجام دهد ده برابر آن پاداش دارد و از جمله آنها سه روز روزه در هر ماه است.

وسائل الشيعه، ج 7، ص 313، ح 33


26-روزه ماه رجب

قال الكاظم (عليه السلام)

رجب نهر فى الجنه اشد بياضا من اللبن و احلى من العسل فمن صام يوما من رجب سقاه الله من ذلك النهر.

امام كاظم (عليه السلام) فرمود:

رجب نام نهرى است در بهشت از شير سفيدتر و از عسل شيرين‏تر هركس يك روز از ماه رجب را روزه بگيرد خداوند از آن نهر به او مى‏نوشاند.

من لا يحضره الفقيه ج 2 ص 56 ح 2

وسائل الشيعه ج 7 ص 350 ح 3


27-روزه ماه شعبان

من صام ثلاثة ايام من اخر شعبان و وصلها بشهر رمضان كتب الله له صوم شهرين متتابعين.

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

هر كس سه روز آخر ماه شعبان را روزه بگيرد و به روزه ماه رمضان وصل كند خداوند ثواب روزه دو ماه پى در پى را برايش محسوب مى‏كند.

وسائل الشيعه ج 7 ص 375،ح 22


28-افطارى دادن(1)

قال الصادق (عليه السلام)

من فطر صائما فله مثل اجره

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

هر كس روزه دارى را افطار دهد، براى او هم مثل اجر روزه دار است.

الكافى، ج 4 ص 68، ح 1


29-افطارى دادن (2)

قال الكاظم (عليه السلام)

فطرك اخاك الصائم خير من صيامك.

امام كاظم (عليه السلام) فرمود:

افطارى دادن به برادر روزه دارت از گرفتن روزه (مستحبى) بهتر است.

الكافى، ج 4 ص 68، ح 2


30-روزه خوارى

قال الصادق (عليه السلام)

من افطر يوما من شهر رمضان خرج روح الايمان منه

امام صادق (عليه السلام)فرمود:

هر كس يك روز ماه رمضان را (بدون عذر)، بخورد - روح ايمان از او جدا مى‏شود

وسائل الشيعه، ج 7 ص 181، ح 4 و 5

من لا يحضره الفقيه ج 2 ص 73، ح 9


31-رمضان ماه خدا

قال اميرالمومنين

شهر رمضان شهر الله و شعبان شهر رسول الله و رجب شهرى

امام على (عليه السلام) فرمود:

رمضان ماه خدا و شعبان ماه رسول خدا و رجب ماه من است.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 266، ح 23.


32-رمضان ماه رحمت

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)

... و هو شهر اوله رحمة و اوسطه مغفرة و اخره عتق من النار.

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

رمضان ماهى است كه ابتدايش رحمت است و ميانه‏اش مغفرت و پايانش آزادى از آتش جهنم.

بحار الانوار، ج 93، ص 342


33-فضيلت ماه رمضان

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)

ان ابواب السماء تفتح فى اول ليلة من شهر رمضان و لا تغلق الى اخر ليلة منه

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

درهاى آسمان در اولين شب ماه رمضان گشوده مى‏شود و تا آخرين شب آن بسته نخواهد شد.

بحار الانوار، ج 93، ص 344


34-اهميت ماه رمضان

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)

لو يعلم العبد ما فى رمضان لود ان يكون رمضان السنة

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

اگر بنده «خدا» مى‏دانست كه در ماه رمضان چيست [چه بركتى وجود دارد] دوست مى‏داشت كه تمام سال، رمضان باشد.

بحار الانوار، ج 93، ص 346


35-قرآن و ماه رمضان

قال الرضا (عليه السلام)

من قرا فى شهر رمضان اية من كتاب الله كان كمن ختم القران فى غيره من الشهور.

امام رضا (عليه السلام) فرمود:

هر كس ماه رمضان يك آيه از كتاب خدا را قرائت كند مثل اينست كه درماههاى ديگر تمام قرآن را بخواند.

بحار الانوار ج 93، ص 346


36-شب سرنوشت‏ساز

قال الصادق (عليه السلام)

راس السنة ليلة القدر يكتب فيها ما يكون من السنة الى السنة.

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

آغاز سال (حساب اعمال) شب قدر است. در آن شب برنامه سال آينده نوشته مى‏شود.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 258 ح 8


37-برترى شب قدر

قيل لابى عبد الله (عليه السلام)

كيف تكون ليلة القدر خيرا من الف شهر؟ قال: العمل الصالح فيها خير من العمل فى الف شهر ليس فيها ليلة القدر.

از امام صادق (عليه السلام) سوال شد:

چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟

حضرت فرمود: كار نيك در آن شب از كار در هزار ماه كه در آنها شب قدر نباشد بهتر است.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 256، ح 2


38-تقدير اعمال

قال الصادق (عليه السلام)

التقدير فى ليلة تسعة عشر و الابرام فى ليلة احدى و عشرين و الامضاء فى ليلة ثلاث و عشرين.

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

برآورد اعمال در شب نوزدهم انجام مى‏گيرد و تصويب آن در شب بيست ويكم و تنفيذ آن در شب بيست‏سوم.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 259


39-احياء شب قدر

عن فضيل بن يسار قال:

كان ابو جعفر (عليه السلام) اذا كان ليلة احدى و عشرين و ليلة ثلاث و عشرين اخذ فى الدعا حتى يزول الليل فاذا زال الليل صلى.

فضيل بن يسار گويد:

امام باقر (عليه السلام) در شب بيست و يكم و بيست‏سوم ماه رمضان مشغول دعا مى‏شد تا شب بسر آيد و آنگاه كه شب به پايان مى‏رسيد نماز صبح را مى‏خواند.

وسائل الشيعه، ج 7، ص 260، ح 4


40-زكات فطره

قال الصادق (عليه السلام)

ان من تمام الصوم اعطاء الزكاة يعنى الفطرة كما ان الصلوة على النبى (صلى الله عليه و آله) من تمام الصلوة.

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

تكميل روزه به پرداخت زكاة يعنى فطره است، همچنان كه صلوات بر پيامبر (صلى الله عليه و آله) كمال نماز است.

وسائل الشيعه، ج 6 ص 221، ح 5

روزه

رمضان، نامى از نام هاى خدا


رمضان از اسماء الله است
رمضان اسمى از اسماء الهى مى‏باشد و نبايست‏به تنهائى ذكر كرد مثلا بگوئيم، رمضان آمد يا رفت، بلكه بايد گفت ماه رمضان آمد، يعنى ماه را بايد به اسم اضافه نمود، در اين رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) گوش فرا مى‏دهيم.
 
هشام بن سالم نقل روايت مى‏نمايد و مى‏گويد: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر (عليهما السلام) بوديم، پس سخن از رمضان به ميان آورديم.
 
 
امام عليه السلام فرمود: نگوئيد اين است رمضان، و نگوئيد رمضان رفت و يا آمد، زيرا رمضان نامى از اسماء الله است كه نمى‏رود و نمى‏آيد كه شى‏ء زائل و نابود شدنى مى‏رود و مى‏آيد، بلكه بگوئيد ماه رمضان، پس ماه را اضافه كنيد در تلفظ به اسم، كه اسم اسم الله مى‏باشد، و ماه رمضان ماهى است، كه قرآن در او نازل شده است، و خداوند آن را مثل و عيد قرار داده است همچنانكه پروردگار بزرگ عيسى بن مريم (سلام الله عليهما) را براى بنى اسرائيل مثل قرار داده است،
 
و از حضرت على بن ابى طالب (عليه السلام) روايت‏شده كه حضرت فرمود: «لا تقولوا رمضان و لكن قولوا شهر رمضان فانكم لا تدرون ما رمضان‏» شما به راستى نمى‏دانيد كه رمضان چيست (و چه فضائلى در او نهفته است). واژه رمضان و معناى اصطلاحى آن رمضان از مصدر «رمض‏» به معناى شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل... معنا شده است، انتخاب چنين واژه‏اى براستى از دقت نظر و لطافت‏خاصى برخوردار است.
 
چرا كه سخن از گداخته شدن است، و شايد به تعبيرى دگرگون شدن در زير آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش،زيرا كه رمضان ماه تحمل شدائد و عطش مى‏باشد، عطشى ناشى از آفتاب سوزان يا گرماى شديد روزهاى طولانى تابستان.
 
و عطش ديگر حاصل از نفس سركشى كه پيوسته مى‏گدازد، و سوزشش براستى جبران ناپذير است.
 
در مقايسه اين دو سوزش، دقيقا رابطه عكس برقرار است، بدين مفهوم كه نفس سركش با چشيدن آب تشنه‏تر مى گردد، وهرگز به يك جرعه بسنده نمى‏كند، و پيوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذير جهت ارضاى تمايلات خود وا مى‏دارد. و در همين رابطه است كه مولوى با لطافت هرچه تمامتر اين تشبيه والا را به كار مى‏گيرد و مى‏گويد:
 
آب كم جو تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست تا سقا هم ربهم آيد جواب تشنه باش الله اعلم بالصواب زين طلب بنده به كوى حق رسيد درد مريم را به خرما بن كشيد اما از سوى ديگر، عطش ناشى از آفتاب سوزان سيرى پذير است، و قانع كننده.

باغ

باغ سبز غزل

 

 

 

  

دلم ز هجر تو در اضطراب مي‌افتد

بسان زلف تو در پيچ و تاب مي‌افتد

شبي كه بي‌توام، اي ماه انجمن آرا!

دلم ز هجر تو از صبر و تاب مي‌افتد

تو آن مهي كه اگر مِهرِ رخ برافروزي

ز چشم اهل نظر، آفتاب مي‌افتد

تو آن گلي كه ز پاكي، طراوتي داري

كه گل به پيش تو از رنگ و آب مي‌افتد

به ياد روي تو اي گل، عبور خاطر من

به باغ سبز غزل‌هاي ناب مي‌افتد

اگر به گوشة چشمي نظر كني، اي دوست!

دعاي خسته دلان مستجاب مي‌افتد

 

امام رضا )ع(

فراق محبوب

سلام بر روشنی چشم مومنان!

 

امام عليّ بن موسي الرضا(ع) ـ كه روز جمعه را روز ظهور حضرت مهدي(ع) مي‌داند ـ ، در يكي از بهترين لحظات نيايش خود يعني قنوت نماز ظهر جمعه سرود بي‌قراري و انتظار سر مي‌دهد و براي فرج و ظهور آن بزرگوار دعا مي‌كند:

 

« اَللّهُمَّ اَصْلِحْ عَبْدَ كَ وَ خَليفَتَكَ، بِما اَصْلَحْتَ بِهِ اَنْبِيائَكَ وَ رُسُلَكَ، وَ حُفَّهُ بِمَلائِكَتِكَ، وَ اَيِّدْهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ مِنْ عِنْدِكَ، وَ اسْلُكْهُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً، يَحْفَظُونَهُ مِنْ كُلِّ سُوءٍ،وَ اَبْدِلْهُ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِ اَمْناً، يَعْبُدُ كَ لا يُشْرِكُ بِكَ شَيْئاً، وَ لاتَجْعَلْ لِاَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ عَلي وَ لِيِّكَ سُلْطاناً، وَ ائْذَنْ لَهُ فى جِهادِ عَدُوّ ِكَ وَعَدُوّ ِه، وَ اجْعَلْني مِن اَنْصارِهِ، اِنَّكَ عَلي كُلِّ شيْ ءٍ قَدير(1)

بارالاها، كار ظهور بندة شايسته و خليفة راستينت (امام مهدي) را اصلاح فرما، همانگونه كه كار پيامبر و فرستادگانت را اصلاح نمودي، و از فرشتگانت نگاهباناني بر او بگمار، و از سوي خويش با «روح القدس» او را ياري و پشتيباني فرما، ديده‌باناني ازپيش رو و پشت‌سر همراه وی گردان، تا از هر بدی نگاهش دارند، ترس و هراس او را به امن و امان دگرگون ساز، كه او تو را مي پرستد و هيچ چيز را همتا و همانند تو نمي داند، پس براي هيچيك ازآفريدگانت برتري و چيرگي نسبت به «ولي» خودت قرار مده، و او را درجهاد با دشمنت و دشمنش اجازت فرما، و مرا از ياران او بشمارآور،كه همانا تو بر هر كاري توانایی.

 

 

 

 

 با عنايت به مضــامين زيباي فوق، روشــن

مي‌گردد كه امـام هشتم(ع) عــالي‌ترين و

بلندترين زمزمه‌هاي محبّت را چگونه با سوز

و از سر شوق در اين مناجات كوتاه بر زبان جاري مي‌سازد! هم محبوب خود را معرفي مي‌نمايد و هم آرزوي سلامتي و ظهور او را دارد و از خدا مي‌خواهد تا بيعت هيچ ستمگري بر گردن آن حضرت نباشد. آن‌گاه براي جهاد در ركاب او اعلام آمادگي نموده بدين وسيله ارتباط معنوي و عاطفي خود را ب آن بزرگوار ابراز مي‌فرمايد.(2)

دوستان عزیز!

بیایید ما هم همانند امام رضا (ع) این دعای زیبا را در قنوت

نمازهایمان قرائت نماییم باشد که خداوند ظهور ایشان را نزدیک بفرماید.

1. بحار/ج89- مصاح المتهجد/367- جمال السبوع/413

2. آفتاب در نگاه خورشيد، ص 21

حدیث

امام صادق‏عليه السلام : عَلَيكُم بِالصَّلاةِ في الْمَساجِدِ
بر شما باد به نمازگزاردن در مساجد

الكافى ، ج 2 ، ص 63

پيامبرصلى الله عليه وآله : لا تَهتَمَّ لِرِزقِ غَدٍ فَإنَّ كُلَّ غَدٍ يَأتي بِرِزقِهِ
غم روزىِ فردا را مخور ، زيرا هر فردايى روزىِ خود را مى‏آورد

تحف العقول ، ص 14

پيامبرصلى الله عليه وآله : مَن يَزرَعْ خَيراً يُوشِكْ أن يَحصُدَ خَيراً
هر كه خوبى بكارد ، زود است كه خوبى بدرود

مكارم الأخلاق ، ص 460

پيامبرصلى الله عليه وآله : رَحِمَ اللَّهُ والِداً أعانَ وَلَدَهُ على‏ بِرِّهِ
خداوند رحمت كند ، پدرى را كه فرزندش را بر نيكى كردن بر خود كمك كند

ميزان الحكمة ، ح 22744

پيامبرصلى الله عليه وآله : اِسْتَحىِ مِنَ اللَّهِ كَما تَستَحيي مِنَ الرَّجُلِ الصّالِحِ مِن قَومِكَ
از خدا شرم كن ، چنان كه از مردِ صالح خاندان خود شرم مى‏كنى

روضة الواعظين ، ص 460

امام جوادعليه السلام : اِعلَمْ أنَّكَ لَن تَخلُوَ مِن عَينِ اللَّهِ فَانْظُر كَيفَ تَكُونُ
بدان كه از ديد خداوند پنهان نيستى ، پس بنگر چگونه‏اى

تحف العقول ، ص 455

پيامبرصلى الله عليه وآله : إيّاكَ وهِجرانَ أخِيكَ فَإنَّ الْعَمَلَ لا يُتَقَبَّلُ مَعَ الْهِجرانِ
بپرهيز از قهر كردن با برادرت كه در آن حال ، عملى پذيرفته نمى ‏شود

مكارم الأخلاق ، ص 470

امام مهدى ‏عليه السلام : إنَّ لي في إِبنَةِ رَسُولِ اللَّهِ اُسوَةٌ حَسَنَةٌ
دختر رسول خداصلى الله عليه وآله براى من سرمشقى نيكو است

الغيبة ، طوسى ، ص 286

نماز

نماز در آيينه قرآن

نماز بازدارنده از فحشاء و منکرات

سوره عنکبوت ، آيه :45

اتل ما اوحي اليک من الکتاب واقم الصلاه ان الصلاه تنهي  عن الفحشاء والمنکر ولذکر الله اکبر والله يعلم ما تصنعون

هر چه را از اين کتاب بر تو وحي شده است تلاوت کن و نماز بگزار ،که نماز آدمي را از فحشا و منکر باز مي دارد و ذکر خدا بزرگ تر است وخدابه کارهايي که مي کنيد آگاه است

 

ياد خدا مايه آرامش دلها

سوره رعد ، آيه 28 :

الذين آمنوا وتطمئن قلوبهم بذکر الله الا بذکر الله تطمئن القلوب

آنان که ايمان آورده اند و دلهايشان به ياد خدا آرامش مي يابد آگاه باشيد که دلها به ياد خدا آرامش مي  يابد

 

نماز سبب رستگاري

سوره اعلي ، آيه 15 :

وذکر اسم ربه فصلي

آنان که نام پروردگار خود را بر زبان آوردند و نماز گزاردند

 

نماز و ياد خدا

سوره طه ، آيه 14 :

انني انا الله لا اله الا انا فاعبدني واقم الصلاه لذکري

خداي  يکتا من هستم هيچ خدايي جز من نيست پس مرا بپرست و تا مرا ياد کني نماز بگزار

 

نماز، کارخانه انسان سازي

سوره معارج ، آيه -21 25 :

((21 واذا مسه الخير منوعا ((22 الا المصلين

و چون مالي به دستش افتد بخل مي ورزد . مگر نماز گزارندگان :

((23 الذين هم علي صلاتهم دائمون

آنان که به نماز مداومت مي ورزند ،

( 24) والذين في اموالهم حق معلوم

و آنان که در اموالشان حقي است معين ،

( 25) للسائل والمحروم

براي گدا و محروم

 

نمازهاي پنج گانه روزانه

سوره طه ، آيه 130 :

( 130) فاصبر علي ما يقولون وسبح بحمد ربک قبل طلوع الشمس وقبل

( 130 ) غروبها ومن آناء الليل فسبح واطراف النهار لعلک ترضي

بر آنچه مي  گويند شکيبا باش و پروردگارت را پيش از طلوع خورشيد و پيش از غروب آن به پاکي بستاي و در ساعات شب و اول و آخر روز تسبيح گوي شايد خشنود گردي

 

نماز و وقت شناسي

سوره روم ، آيه 18 :

وله الحمد في السماوات والارض وعشيا وحين تظهرون

سپاس اوراست در آسمانها و زمين ، به هنگام شب و به هنگامي که به نيمروز مي  رسيد

 

ثابت بودن وقت نماز

سوره نساء ، آيه :103

فاذا قضيتم الصلاه فاذکروا الله قياما وقعودا وعلي جنوبکم فاذا

اطماننتم فاقيموا الصلاه ان الصلاه کانت علي المؤمنين کتابا موقوتا

و چون نماز را به پايان برديد خدا را ايستاده يا نشسته و يا به پهلوخوابيده ياد کنيد چون از دشمن ايمن گشتيد نماز را تمام ادا کنيد که نماز بر مؤمنان در وقتهاي معين واجب گشته است

 

اهميت نماز ظهر

سوره بقره ، آيه 238 :

حافظوا علي الصلوات والصلاه الوسطي وقوموا لله قانتين

نمازها و نماز ميانين را پاس داريد و مطيعانه براي خدا قيام کنيد

 

آداب نماز

سوره اسراء ، آيه 110 :

قل ادعوا الله او ادعوا الرحمن ايا ما تدعوا فله الاسماء

الحسني ولا تجهر بصلاتک ولا تخافت بها وابتغ بين ذلک سبيلا

بگو : چه الله را بخوانيد چه رحمان را بخوانيد ، هر کدام را که بخوانيد،نامهاي  نيکو از آن اوست صدايت را به نماز بلند مکن و نيز صدايت رابدان آهسته مکن و ميان اين دو راهي  برگزين

 

مواظبت بر نمازها

سوره معارج ، آيه 34 :

والذين هم علي صلاتهم يحافظون

و کساني که بر نمازهاشان مواظبت دارند ،

 

اخلاص در نماز

سوره انعام ، آيه :163

لا شريک له وبذلک امرت وانا اول المسلمين

او را شريکي نيست به من چنين امر شده است ، و من از نخستين مسلمانانم

 

رکوع و سجود

سوره حج ، آيه 77 :

يا ايها الذين آمنوا ارکعوا واسجدوا واعبدوا ربکم وافعلوا

الخير لعلکم تفلحون

اي  کساني که ايمان آورده ايد ، رکوع کنيد و سجده کنيد و پروردگارتان رابپرستيد و کارهاي نيک به جاي آوريد ، باشد که رستگار گرديد

 

 

ناظر به افعال

سوره شعراء ، آيه :219

وتقلبک في  الساجدين

و نماز خواندنت را با ديگر نمازگزاران مي  بيند

 

اثر سجده

سوره علق ، آيه :19

کلا لا تطعه واسجد واقترب

نه ، هرگز ، از او پيروي مکن و سجده کن و به خدا نزديک شو

 

آسان بودن نماز براي  خاشعان

سوره بقره ، آيه :45

واستعينوا بالصبر والصلاه وانها لکبيره الا علي  الخاشعين

از شکيبايي و نماز ياري جوييد و اين دو ، کاري دشوارند ، جز براي اهل خشوع :

 

نماز و رستگاري

سوره مومنون ، آيه 2:

(1) قد افلح المؤمنون

(1) به تحقيق رستگار شدند مؤمنان :

(2) الذين هم في صلاتهم خاشعون

(2) آنان که در نمازشان خشوع مي ورزند ،

 

نماز و بازار

سوره نور ، آيه :37

رجال لا تلهيهم تجاره ولا بيع عن ذکر الله واقام الصلاه وايتاء

الزکاه يخافون يوما تتقلب فيه القلوب والابصار

مرداني  که هيچ تجارت و خريد و فروختي از ياد خدا و نمازگزاردن و زکات دادن بازشان ندارد ، از روزي که دلها و ديدگان دگرگون مي شوند هراسناکند

 

سبک شمردن نماز

سوره ماعون ، آيه 5:

الذين هم عن صلاتهم ساهون

که در نماز خود سهل انگارند ،

 

نماز از روي  کسالت

سوره نساء ، آيه :142

ان المنافقين يخادعون الله وهو خادعهم واذا قاموا الي  الصلاه

قاموا کسالي يراؤون الناس ولا يذکرون الله الا قليلا

منافقان خدا را فريب مي دهند ، و حال آنکه خدا آنها را فريب مي دهد و چون به نماز برخيزند با اکراه و کاهلي برخيزند و براي خودنمايي  نمازکنند و در نماز جز اندکي خداي را ياد نکنند

 

توصيه به حضرت مريم براي  نماز

سوره آل عمران ، آيه :43

يا مريم اقنتي لربک واسجدي وارکعي مع الراکعين

اي مريم ، از پروردگارت اطاعت کن و سجده کن و با نمازگزاران نماز بخوان

 

 

 

 

امام حسین)ع(

امام حسين آرزوى غلام را برآورد

امام حسين

روزى امام حسين عليه السّلام در جمع عدّه‌اى از اصحابش حضور يافت و آنها را مورد خطاب قرار داد و فرمود:

از نظر من صحّت قول رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ثابت است كه فرمود: بهترين اعمال و كارها بعد از نماز صبح، دلى را شاد گرداندن است، به وسيله آنچه كه سبب گناه نشود.

و سپس افزود: روزى غلامى را ديدم كه با سگى هم غذا بود، وقتى سبب آن را از او پرسيدم ، در پاسخ گفت : اى پسر رسول خدا! من غمناك و ناراحت هستم، مى خواهم با خوشحال كردن اين سگ ، خودم را شادمان و مسرور گردانم .

غلام ادامه داد: من داراى اربابى يهودى هستم كه آرزو دارم ، شايد بتوانم از او جدا شده و آسوده گردم .

امام حسين عليه السّلام مى فرمايد: من با شنيدن سخنان غلام ، نزد ارباب او آمدم و تصميم گرفتم تا مبلغ دويست دينار به عنوان قيمت غلام تحويل أ ربابش دهم و او را خريدارى نمايم .

پس چون يهودى از تصميم من آگاه شد، اظهار داشت: اى پسر رسول خدا! آن غلام فداى قدمت باد، او را به تو بخشيدم و اين باغ را هم به او بخشيدم؛ و سپس پولها را هم نيز برگرداند.

امام حسين عليه السّلام فرمايد: من پولها را به او پس دادم؛ و اظهار داشتم : من هم اين پول را به تو مى‌بخشم .

يهودى گفت: پولها را پذيرفتم و به غلام بخشيدم .

امام عليه السّلام افزود: من غلام را آزاد كردم و باغ را هم به او بخشيدم؛

پس همسر يهودى كه شاهد اين جريان بود مسلمان شد و مهريه خود را به شوهرش بخشيد.

و در پايان يهودى چون چنين برخوردى را ديد، گفت: من نيز مسلمان شدم و اين خانه مسكونى را به همسرم بخشيدم .

 

سخنراني استاد رضا الهي  سخنان كوبنده عليه دشمنان امام زمان (عج)

  حتما بشنويد  تا از دستتان نرود واقا حيفه از دست بره

با كليك بر روي play  بشنوید  وبا كليك بر روي download فايل را دريافت كنيد.

با موضوع :حکومت جهاني مصلح حقيقي حضرت بقية الله الاعظم ( عج )

سخنراني 1 Play Download
سخنراني 2 Play Download
سخنراني 3 Play Download
سخنراني 4 Play Download
سخنراني 5 Play Download
سخنراني 6 Play Download
سخنراني 7 Play Download
سخنراني 8 Play Download
سخنراني 9 Play Download

نظر

اهالي محترم شهرستان خدابنده :

 

چرا نظر نمي دهيد تا شما هم يكي از جوايز هيئت

محبان اهل بيت (ع) را برنده شويد؟

پس همين حالا و بدون معطلي در مورد وبلاگ ، هئيت ،

اعضاي هيئت نظر خود را درج كنيد و در مراسم هفتگي

هيئت شركت كنيد وجايزه خود را دريافت كنيد.!!!!(بدون قرعه كشي)

السلام علیک یا ابا صالح المهدی (عج)

ولادت آقا امام زمان حضرت مهدی موعود بر شما

عاشقان آن حضرت مبارکباد.

به همین مناسبت ویزه برنامه ای

در روز چارشنبه مصادف با میلاد امام زمان (عج) به آدرس ذیل برگزار خواهد شد :

خ امام بلوار رسول اکرم کوچه مهتاب ۳

منزل آقای حاجیلو

زمان : چهارشنبه ۷/۶/۸۶ ساعت ۸:۳۰

از عموم عاشقان مهدی موعود (عج) دعوت می گردد در این جشن فرخنده شرکت نمایند.

مولودی

 

مولودی به مناسبت نیمه شعبان

Download Play کريمي اباصالح اي ماه زيباي من
Download Play کريمي يابن زهرا بيا بيا
Download Play کريمي اي عشق آسماني اباصالح
Download Play کريمي همه وجودم سوخته در تب و تاب تو
Download Play طاهري عزيز فاطمه عشق ما همه
Download Play طاهري اي راحت جانم مولا صاحب الزمان
Download Play طاهري خوش آمدي گل زهرا
Download Play طاهري مهدي اي هستي من
Download Play طاهري من کيم فرزند زهرا
Download Play خلج آمده جانان من سيدي يابن الحسن
Download Play واعظي اي گل رويت بهار من
Download Play سازور اي تک سوار عشق خدايي بيا
Download Play نبوي اي يوسف زهرا چشمي به سوي ما
Download Play آيينه چي گل نرگس يا مولا
Download Play هوشيار هستي و جانم به فداي تو
Download Play ارضي نگار بي همتا ماه ولا آمد
Download Play بني فاطمه يابن الحسن
Download Play بختياري يا اباصالح سرمستم از جام تو

آگاهى امام زمان (عليه السلام) از اعمال ما

آگاهى امام زمان (عليه السلام) از اعمال ما

 آيا امام زمان (عليه السلام) از اعمال و رفتار ما آگاه هستند؟
بنابر آنچه در قرآن مجيد و روايات معصومين(عليهم السلام)آمده است، همه ى ائمه و از جمله امام زمان (عليه السلام) از اعمال و رفتار ما آگاه هستند.
قرآن مجيد مى فرمايد:
( وقل اعملوا فسيرى الله عملكم ورسوله والمؤمنون ... ) سوره توبه ، آيه  105.
 بگو: هر عملى مى خواهيد انجام دهيد، پس خدا، رسولش و مؤمنان عمل شما را مى بينند ...
در رواياتى كه در تفسير آيه آمده است، گفته شده كه مراد از مؤمنان در اين آيه ائمه ى معصومين(عليهم السلام)هستند. پس اصل آگاهى امام زمان (عليه السلام) از اعمال و رفتار ما امرى مسلّم است، ولى چگونگى حصول اين عمل از راه هاى مختلفى است از جمله:
1 ـ
خداى تبارك و تعالى به ايشان چشمى داده است كه همه چيز را مى بينند. حضرت عيسى (عليه السلام) ـ كه بعد از ظهور امام زمان (عليه السلام)مى آيد و پشت سر آن بزرگوار نماز مى خواند ـ طبق گفته ى قرآن مجيد از آنچه مردم در خانه هايشان ذخيره كرده بودند و آنچه مى خوردند خبر مى داد، بدون اين كه آن ها را در ظاهر ديده باشد سوره آل عمران، آيه 49. با توجه به اين كه مقام حضرت مهدى (عليه السلام) از حضرت عيسى (عليه السلام) بالاتر است، پس حتماً از اعمال و رفتار ما آگاهى دارد.
2 ـ
ملائكه بر امام زمان (عليه السلام) نازل مى شوند و نامه ى اعمال بندگان را به حضرت مهدى (عليه السلام) عرضه مى كنند. در روايات آمده است كه هفته اى دو بار نامه ى اعمال بندگان به امام زمان (عليه السلام) عرضه مى شود. در برخى از روايات مى خوانيم كه در روزهاى دوشنبه و پنج شنبه نامه ى اعمال بندگان به حضرت عرضه مى شود
 « ان الاعمال تعرض على النبى (صلى الله عليه وآله وسلم) فى كل اثنين و خميس فيعلمها وكذلك تعرض على الائمة (عليه السلام) فيعرفونها ».
 بحارالانوار، ج 5، ص 329.
3 ـ
ملائكه بر حضرت نازل مى شوند و اين علوم را بر ايشان القا مى كنند. غير از اين راه ها، ممكن است راه هاى ديگرى هم باشد كه ما از آن ها بى خبريم. البته اين علم و آگاهى حضرت، به اعمال و رفتار ظاهرى ما منحصر نمى شود، بلكه آن بزرگوار از نيت هاى ما هم آگاه است

گزيده سخنان امام مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف

گزيده سخنان امام مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف

1ـ توجه امام مهدى (عج) به شيعيان خويش
انا غير مهملين لمراعاتكم, و لا ناسين لذكركم, و لو لا ذلك لنزل بكم اللاواه, واصطلمكـم الاعداء. فـاتقـوا الله جل جلاله و ظاهـرونـا.(1)
ما در رعايت حال شما كوتاهى نمى كنيم و ياد شما را از خاطر نبرده ايم,كه اگر جز ايـن بود گرفتاريها به شما روى مىآورد و دشمنان, شما را ريشه كـن مى كردند. از خدا بترسيد و ماراپشتيبانى كنيد.
2ـ عمل صالح و تقرب به اهل بيت عليهم السلام

فليعمل كل امرء منكم بما يقرب به من محبتنا,وليتجنب ما يدنيه من كراهيتنا و سخطنـا, فـان امـرا يبغته فجـاه حيـن لا تنفعه تـوبه, و لا يتجيه مـن عقـابنــا ندم على حوبه.(2)
هريك از شما بايد به آنچه كه او را به دوستى ما نزديك مى سازد,عمل كند واز آنچه كه خـوشايند ما نبـوده وخشـم ما در آن است, دورى گزيند, زيرا خـداوند به طور ناگهانى انسان را مىگيرد, در وقتى كه توبه برايـش سودى ندارد وپشيمانى او را از كيفـر مـا به خـاطـر گنـاهـش نجـات نمـى دهــد.
3ـ تسليـم در مقـابل دستـورهـاى اهل بيت عليهم السلام

فاتقو الله و سلموا لنا و ردو الامر الينا,فعلينا الاصدار,كما كان منا الايراد, و لا تحاولوا كشف ما غطـى عنكـم, و اجعلـوا قصـدكـم الينا بالمـوده علـى السنه الـواضحه.(3)
از خـدا بتـرسيد و تسليـم ما شـويد , كارها را به ما واگذاريـد, برماست كه شما را از سرچشمه, سيراب برگردانيـم, چنان كه بـردن شما به سرچشمه از ما بود, در پى كشف آنچه از شما پـوشيده شده نرويد. مقصد خود را با دوستى مـا بـر اساس راهـى كه روشـن است به طـرف مـا قـرار دهيــد.
4ـ تحقق حتمى حق

ابى الله عزوجل للحق الا اتماما وللباطل الا زهوقا, و هو شاهد على بمااذكره.(4)

خـداوند مقدر فرموده است كه حق به مرحله نهايى و كمال خود برسد و باطـل از بيـن رود, و او بـر آنچه بيـان نمـودم گواه است.
 5ـ خلقت هدفدار و هدايت پايدار

ان الله تعالى لم يخلق الخلق عبثا و لا اهملهم سدى بل خلقهم بقدرته و جعل لهم اسماعا و ابصارا و قلوبا و البابا ثـم بعث اليهم النبيين عليهم السلام مبشريـن و منذريـن يـامرونهم بطاعته و ينهونهم عن معصيته و يعرفونهم ما جهلوه مـن امر خالقهم و دينهم و انزل عليهم كتابـا, و بعث اليهم ملائكـه ياتيـن بينهم و بيـن مـن بعثهم اليهم بــالفضل الذى جعله لهم عليهم.(5)

خداوند متعال, خلق را بيهوده نيافريده و آنان را مهمل نگذاشته است,بلكه آنان را به قـدرتـش آفريـده و بـراى آنها گـوش وچشـم ودل و عقل قرار داده , آن گاه پيامبرانراكه مژده دهنده و ترساننده هستنـد به سـويشان برانگيخت تا به طاعتـش دستـور دهند واز نافرمانـى اش جلـوگيرى فـرمايند و آنچه را از امـر خـداونـد و دينشان نمى دانند به آنها بفهمانند و بر آنان كتاب فرستاد وبه سـويشان فرشتگان بـرانگيخت تـا آنهاميان خـدا و پيامبـران ـ به واسطه تفضلـى كه بـر ايشان روا داشته ـ واسطه باشند.
6ـ ظهور حق

اذا اذن الله لنـا فـى القـول ظهر الحق و اضمحل الباطل و انحسر عنكـم. (6)

هرگاه خداوند به ما اجازه دهد كه سخن گـوييم, حق ظاهر خـواهد شد و باطل از ميـان خـواهـد رفت وخفقـان از ( سـر) شمـا بـرطـرف خـواهـد شـد.
7ـ تفتيش ناروا

من بحث فقد طلب, ومن طلب فقد دل, و من دل فقد اشاط و من اشاط فقد اشرك.(7) حضرت مهدى(عج)در خصوص كسانى كه در جستجوى او بوده اند تا به حاكم جور تحويلش دهنـد فرمـوده است: آن كه بكاود, بجويد و آن كه بجـويد دلالت دهـد وآن كه دلالت دهـد به هـدف رسـد و هـر كه (در مـورد مـن) چنيـن كنـد, شـرك ورزيـده است.
8ـ ظهور حق به اذن حق

فلاظهور الا بعد اذن الله تعالـى ذكـره و ذلك بعد طـول الامد و قسوه القلوب و امتلاء الارض جورا.(8)

ظهورى نيست , مگر به اجازه خداوند متعال و آن هم پس از زمان طولانى و قساوت دلها و فراگير شدن زمين از جورو ستم.
9ـ مدعيان دروغگو

سياتى الى شيعتى من يدعى المشاهده. الا فمن ادعى المشاهده قبل خروج السفيانى و الصيحه فهو كذاب مفتـر ولاحـول و لا قـوه الا بـالله العلـى العظيـم. (9)

آگاه بـاشيـد به زودى كسانـى ادعاى مشاهده (نيابت خـاصه) مـرا خـواهند كرد. آگاه باشيد هر كـس قبل از ((خروج سفيانى)) و شنيدن صداى آسمانى , ادعاى مشاهد مرا كند دروغگـو و افتـرا زننـده است حـركت و نيرويـى جز به خـداى بزرگ نيست.
10ـ دنيا در سراشيبى زوال

ان الدنيا قد دنا فنائها و زوالها واذنت بالـوداع و انى ادعوكم الى الله و رسـوله(ص) و العمل بكتـابه وامـاته البـاطل و احيـاء السنه. (10)

دنيا فنا و زوالـش نزديك گرديده و در حال وداع است, و مـن و شما را به سوى خدا و پيامبرش ـ كه درود خدا بر او و آلـش بادـ و عمل به قرآنش وميراندن باطل و زنده كرن سنت, دعوت مىكنم.
11ـ ذخيره بزرگ

انا بقيه من آدم وذخيره من نـوح ومصطفى من ابراهيم و صفوه من محمد(ص).(11)
مـن باقيمانده از آدم و ذخيره نوح و برگزيده ابراهيم و خلاصه محمد(درود خـدا بر همگى آنان باد) هستم.
12ـ حجت خدا

زعمت الظلمه ان حجه الله داحضه و لـو ادن لنـا فـــى الكلام لزال الشك. (12)

ستمگران پنداشتند كه حجت خدا از بين رفته است, در حالى كه اگر به ما اجازه سخـن گفتـن داده مـى شـد, هـر آينه تمـام شكها را از بيـن مـى بـرديـم.
13 عطسه, نشانه سلامت
الا ابشـرك فـى العطـاس فقلت بلـى قـال: هـو امـان من الموت ثلاثه ايام.(13)

نسيـم, خـدمتكـار حضـرت مهدى (عج) گـويـد: آن حضـرت به مـن فـرمـود: آيا تو را در مورد عطسه كردن بشارت دهم؟ گفتم:آرى. فرمود: عطسه, علامت امان از مرگ تا سه روز است. 14ـ نماز,طرد كننده شيطان
مـا ارغم انف الشيطـان بشـىء مثل الصلـوه فصلها و ارغم انف الشيطــان.(14)
هيچ چيز مثل نماز بينى شيطان را به خاك نمى مالد پس نماز بخوان و بينى شيطان را به خاك بمال.
15ـ اذن مالك
لايحل لاحـد ان يتصـرف فـى مـال غيـره بغيـر اذنه.(15)
تصـرف درمـال هيچ كـس بـدون اجـازه او جـايز نيست.
16ـ استعاذه به خدا
اعوذ بالله من العمى بعد الجلاء و من الضلاله بعدالهدى و من موبقات الاعمال و مرديات الفتن.(16)

پناه به خدا مى برم از نابينايى بعد از بينايى و از گمراهى بعد از راهيابـى و از اعمـال نـاشـايسته و فـرو افتـادن در فتنه ها.
17ـ اسوه هاى حقيقت
ان الحق معنـا و فينـا , لا يقـول ذلك سـوانـا الا كذاب مفتــر.(17)
حق با ما و در ميان ماست, كسى جز ما چنين نگويد, مگر آن كه دروغگو و افترا زننده باشد.
18ـ ظهور فرج به اذن خدا
و امـا ظهور الفـرج فانه الى الله عزوجل, كذب الوقاتـون. و اما قول من زعم ان الحسيـن(ع) لـم يقتل, فكفـر و تكذيب و ضلال.(18)
اما ظهور فرج,مـوكـول به اراده خداوند متعال است و هر كس براى ظهور ما وقت تعيين كند دروغگوست. و اما گفته كسانى كه پنداشته اند امام حسين(ع)كشته نشده كفرو دروغ و گمراهى است.
19ـ شناخت خدا
ان الله تعالى هوالذى خلق الاجسام و قسم الارزاق لانه ليس بجسم و لاحال فى جسم (( ليـس كمثله شـىء و هـو السميع العليم)).(19)
همانا خداوند متعال, كسى است كه اجسام را آفريده و ارزاق را تقسيم فرموده, او جسـم نيست ودر جسمى هم حلول نكرده,(( چيزى مثل او نيست و شنوا وداناست)).
20ـ ائمه (ع) دست پرورده هاى پروردگار
ان الله معنا و لا فاقه بنا الى غيره والحق معنا فلن يوحشنا من قعد عنا و نحن صنائع ربنا و الخلق بعد صنائعنا.(20)
خـداوند با ماست, وبه جز ذات پـروردگار به چيزى نياز نـداريم, و حق با ماست. اگر كسانى با ما نباشند, هرگز در ما وحشتـى ايجاد نمـى شـود, ما دست پرورده هاى پـروردگـارمـان , ومـردمـان , دست پـرورده هـاى مـا هستند.
21ـ دانش حقيقى
العلـم علمنـا و لاشـىء عليكـم مـن كفـر مـن كفــر.(21)
دانـش , دانـش مـاست , از كفـر كـافـر,گزنـدى بـر شمـا نيست.
22ـ اتفاق و وفاى به عهد
لو ان اشياعنا و فقهم الله لطاعته علـى اجتماع من القلوب فى الوفاء بالعهد عليهم لما تـاخـر عنهم اليمـن بلقائنا و لتعجلت لهم السعاده بمشاهـدتنا.(22)
اگرشيعيان ماـ كه خداوند آنها را به طاعت و بندگى خويش موفق بداردـ در وفاى به عهد و پيمان الهى اتحاد اتفاق مى داشتند و عهد و پيمان را محترم مـى شمردند, سعادت ديـدار مـا به تـاخـيـر نمـى افتـاد و زودتـر به سعادت ديـدار ما نـائـل مى شدند.
23ـ پيروان نادان
قـد آذانا جهلاء الشيعه و حمقائهـم , و من دينه جناح البعوضه ارجح منه.(23)
حضـرت مهدى(عج) به محمـد بـن علـى بـن هلال كـرخـى فـرمـوده انـــد: نادانان و كـم خـردان شيعه و كسانـى كه بال پشه از دينـدارى آنان محكمتـر است مارا آزردند
24ـ بيزارى از غاليان
انا برىء الى الله والـى رسـوله ممـن يقول انا نعلم الغيب ونشاركه فى ملكه اويحلنـا محلا سـوى المحل الذى رضيه الله لنـا.(24)
من از افرادى كه مى گويند: ما اهل بيت ( مستقلا از پيـش خود وبدون دريافت از جانت خداوند ) غيب مى دانيم و در سلطنت و آفرينـش موجـودات با خدا شريكيـم, يا ما را از مقامى كه خداوند براى ما پسنديده بالاتر مى برند, نزد خدا و رسـولـش , بيزارى مى جويم.
25ـ سجده شكر
سجده الشكر من الزم السنن و اوجها.(25)
سجده شكر واجبترين مستحبات است.
26ـ فضيلت تعقيبات نماز
ان فضل الدعاء و التسبيح بعدالفرائض على الدعاء بعقيب النوافل كفضل الفرائض على النوافل.(26)
فضيلت دعا و تسبيح بعد از نمازهاى واجب در مقايسه بـادعا و تسبيح پــس از نمازهاى مستحبى ,مانند فضيلت واجبات بر مستحبات است.
27ـ سجده مخصوص خداست .
فاما السجود على اقبر فلايجوز.(27)
سجده بر قبر جايزنيست.
28ـ راه اندازى كار مردم
ارخص نفسك و اجعل مجلسك فـى الـدهليز واقض حـوائج النـاس. (28)
خودت ر (بـراى خـدمت) در اختيار مـردم بگذار, ومحل نشستن خويش را در ورودى خـانه قـرار بـده , و حـوائج مـردم را بــرآور.
29ـ امنيت بخش زمين
انـى امـان لاهل الارض كمـا ان النجـوم امـان لاهل السماء.(29)
وجود من براى اهل زمين, سبب امان و آسايش است, همچنان كه ستارگان سبب امان آسمان اند.
30ـ رجوع به راويان حديث
و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الى رواه حديثنا فانهم حجتى عليكم و انا حجه الله عليهم.(30)
در پيشامـدهاى مهم اجتماعى به راويان حديث ما مراجعه كنيد, زيرا كه آنان حجت مـن بـر شمـا هستنـد و مـن هـم حجت خـدا بـر آنـان هستم.
31ـ مطاع, نه مطيع كسى
انه لم يكن احد من آبائى الا وقد وقعت فى عنقه بيعه لطاغيه زمانه و انى اخرج حيـن اخـرج و لا بيعه لاحـد مـن الطـواغيت فـى عنقـى.(31)
هر يك از پدارنم بيعت يكى از طاغوتهاى زمان به گردنشان بود, ولى من در حالى قيـام خـواهـم كـرد كه بيعت هيچ طـاغوتـى به گـردنـم نبـاشـد.
32ـ آفتاب پشت ابر
و امـا وجه الانتفـاع بـى فـى غيبتـى فكـالانتفـاع بـالشمس اذا غيبها عن الابصار السحاب.(32)
كيفيت بهره ورى از من در دوران غيبت, مانندكيفيت بهره ورى از آفتاب است هنگامى كه ابر آن را از چشمها پنهان سازد.
33ـ سبقت اراده خدا بر همه چيز
ولكـن اقـدار الله عزوجل لاتغالب و ارادته لاترد , و تـوفيقه لايسبق.(33)
به راستـى كه مقـدرات خـداونـد متعال, مغلـوب نشـــود واراده الهى مـردود نگـردد و چيزى بـر تـوفيق او پيشـى نگيـرد.
34ـ علت اصلى غيبت امام(ع)
واما عله مـا وقع مـن الغيبه فـان الله عزوجل قال: (( يا ايها الذين آمنوا لاتسئلوا عن اشياء ان تبدلكم تسئكم .(34)
امـا علت و فلسفه آنچه از دوران غيبت اتفـاق افتاده ( كه درك آن براى شمـا سنگين است) آن است كه خـداونـد در قـرآن فـرموده:(( اى مـومنان از چيـزهايـى نپـرسيـد كه اگـر آشكـارتـان شـود, بـدتـان آيـد.))(35)
35ـ آگاهيهاى امام(ع)
انـا يحيط علمنـا بـانبـائكـم , و لايعزب عنـا شـىء مـن اخبـاركـم.(36)
علـم ودانـش مابه خبرهاى شما احاطه دارد وچيزى از اخبار شما بر ما پـوشيده نمى ماند.
36ـ دعاى فروان
اكثـر و الـدعا بتعجيل الفـرج فـان ذلك فـرجكـم.(37)
براى تعجيل فرج زياد دعا كنيد, زيرا همين دعا كردن, فرج و گشايش شماست.
37ـ سوال نامطلوب
فاغلقوا ابواب السوال عما لايعنيكم .(38)
درهـاى سـوال راازآنچه كه مطلـوب شمـا نيست ببنـديــد.

38ـ آخرين اوصيا
انـا خـاتـم الاوصيـاء و بـى يـدفع الله البلاء عن اهلـى و شيعتى . (39)
مـن آخـريـن نفـر از اوصيا هستـم, خـداوند به وسيله من بلا را از خانواده و شيعيانم بر طرف مى گرداند.
39ـ حجت خدا در زمين
ان الارض لاتخلـوا مـن حجه امـا ظاهـرا و مـا مغمـورا.(40)
زميـن خـالـى از حجت خـدا نيست, يـا آشكـار است و يا نهان.
40ـ علمدار هدايت در هر زمان
كلما غاب علم بـدا علـم, و اذا افل نجم طلع نجـم.(41)
هرگاه علم و نشانه اى پنهان شـود, علم ديگرى آشكار گـــردد, و هــر زمان كه ستاره اى افول كند , ستاره اى ديگر طلوع نمايد.

داستان مادر امام زمان (عليه السلام)

داستان مادر امام زمان (عليه السلام)
مادر امام زمان (عليه السلام) كيست؟
مادر امام زمان (عليه السلام) نرجس خاتون دختر يوشعا پسر قيصر روم از نسل شمعون يكى از حواريين حضرت عيسى (عليه السلام) است كه به دنبال يك سلسله وقايع معجزه آسا از روم به سامرّا مى آيد و سپس به افتخار همسرى امام عسكرى (عليه السلام) نايل مى گردد.
خلاصه سرگذشت ايشان از زبان خودشان بدين شرح است:
جدّ من قيصر مى خواست مرا در سن سيزده سالگى براى برادر زاده خود تزويج كند وقتى مجلس عقد برپا شد و قيصر برادرزاده خود را روى تخت مخصوص نشاند ... ناگهان صليب ها فرو ريخت، پايه هاى تخت شكست و پسر عمويم با حالت بى هوشى از بالاى تخت بر روى زمين افتاد و مجلس به هم خورد ولى باز دستور دادند تا مجلس را از نو سامان دهند تا اين مراسم به اجرا درآيد ولى همان حادثه دوباره تكرار شد ... همه پراكنده شدند.
همان شب من در خواب ديدم كه حضرت عيسى و شمعون وصى او و گروهى از حواريين در قصر جدّم اجتماع كرده اند و منبرى از نور در آنجا قرار داده شده است، طولى نكشيد پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) و داماد و جانشينان آنحضرت وارد شدند; حضرت عيسى (عليه السلام) به استقبال ايشان شتافتند، حضرت محمد (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمودند (خطاب به حضرت عيسى (عليه السلام)) يا روح الله من به خواستگارى دختر وصى شما شمعون براى فرزندم آمده ام و در اين هنگام اشاره به امام حسن عسكرى (عليه السلام) كردند كه او نيز موافقت كرد ... آنگاه حضرت محمد (صلى الله عليه وآله وسلم) بالاى منبر رفته و خطبه اى خواندند و مرا به تزويج فرزندشان امام عسكرى (عليه السلام) در آوردند ... از خواب بيدار شدم و از ترس، آن واقعه را به كسى نقل نكردم ولى محبت به امام عسكرى (عليه السلام)باعث شد كه كم كم رنجور گردم و از خوردن و آشاميدن باز مانم و ... بالاخره مريض شدم ... چهارده شب بعد باز در خواب واقعه عجيب ديگرى ديدم و آن اينكه ديدم دختر پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) به همراهى حضرت مريم و ... به عيادت من آمدند و من از اينكه حضرت عسكرى (عليه السلام) به ديدن من نمى آيند گله و شكايت كردم حضرت فاطمه (عليه السلام) فرمودند: اگر مى خواهى خداوند، عيسى و مريم از تو خشنود باشند و ميل دارى فرزندم به ديدنت بيايد شهادت به يگانگى خدا و نبوّت پدرم پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) بده و من آنچه كه او فرمودند تكرار كردم; آنگاه حضرت فاطمه(عليهم السلام)مرا در آغوش گرفتند و اين كار باعث بهبودى من شد آنگاه فرمودند: اكنون به انتظار فرزندم عسكرى (عليه السلام)باش كه او را نزد تو خواهم فرستاد ...
وقتى از خواب بيدار شدم شعف و خوشحالى عجيبى تمام وجود من را فرا گرفته بود تا اينكه از شب بعد امام را پيوسته در خواب مى ديدم تا اينكه يكى از شب ها حضرت فرمودند: فلان روز جدّت قيصر لشكرى را به جنگ مسلمانان مى فرستد تو مى توانى به طور ناشناس در لباس خدمتگزاران همراه با عده اى از كنيزان كه از فلان راه مى روند به آنها ملحق شوى و من هم چنين كردم و در نهايت جزو اسيران جنگى به اسارت مسلمانان در آمدم و بالاخره به بغداد آورده شدم و در آنجا بود كه توسط نماينده امام على النقى (عليه السلام) يعنى بشر بن سليمان خريدارى شده به خدمت آنحضرت رسيدم و آنحضرت هم مرا به خواهرشان حكيمه خاتون سپردند، او آموزشهاى به من دادند ... پس از آموزش فرايض دينى و تعليمات اسلامى به همسرى امام عسكرى(عليه السلام) در آمدم ...
و در سال 255 هجرى روز 15 شعبان در سامرّا حضرت مهدى (عليه السلام) از اين بانوى بزرگوار متولد شد.
بشربن سليمان نحاسى كه از فرزندان ابوايّوب انصارى و يكى از دوستان دو امام گرانقدر حضرت هادى و عسكرى(عليهما السلام) و همسايه آن دو بزرگوار در سامرّا است، آورده است كه:
من احكام و آگاهيهاى لازم در مورد بردگان و اسيران را از سالارم حضرت هادى (عليه السلام) آموختم. و آن گرانمايه، اين حقوق و احكام را به گونه اى به من تعليم فرمود كه من بدون اجازه او نه برده اى مى خريدم و نه مى فروختم و همواره از موارد نامعلوم و نامشخّص، تا روشن شدن حكم آن دورى مى جستم و حلال و حرام را در اين مورد به شايستگى درك مى كردم.يكى از شبها كه در منزل بودم و پاسى از شب گذشته بود درب خانه به صدا درآمد و يكى از خدمتگزاران حضرت هادى (عليه السلام) كه «كافور» نام داشت مرا مخاطب ساخت و گفت كه حضرت هادى (عليه السلام) مرا فرا خوانده است.
لباس خويش را به سرعت پوشيدم و به هنگامى كه وارد خانه آن جناب شدم، ديدم امام هادى با فرزندش حضرت عسكرى (عليه السلام) و خواهرش «حكيمه» آن بانوى آگاه و پرواپيشه، در حال گفتگو هستند.پس از سلام، نشستم كه آن حضرت فرمود: «بشر! تو از فرندان انصار هستى و دوستى و مهر انصار همچنان نسل به نسل به پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) و خاندانش به ارث مى رسد و شما بر آن صفا و محبّت باقى هستيد و مورد اعتماد خاندان پيامبر.اينك! مى خواهم تو را به فضيلت و امتيازى مفتخر سازم كه هيچ كس از پيروان ما در اين فضيلت به تو پيشى نگرفته است و تو را به رازى آگاه سازم كه كسى را آگاه نساخته ام و آن اين است كه: تو را مأموريت مى دهم تا بانويى بزرگ و آگاه را كه بظاهر در صف كنيزان است،
خريدارى نمايى و او را به سر منزل مقصود و محبوبش راه نمايى.»آنگاه نامه اى به خطّ و لغت رومى مرقوم داشت و با مهر مخصوص خويش آن را مهر زد و بسته ويژه اى كه زرد رنگ بود و در آن 220 دينار بود به من داد و فرمود: «بشر! اين نامه و كيسه زر را برگير و بسوى بغداد حركت كن و پس از ورود بدان شهر، فلان روز، در كنار پل بغداد، منتظر كشتيهاى اسيران «روم» باش. هنگامى كه قايق حامل اسيران رسيد و خريداران كه بيشتر آنها فرستادگان مقامات رژيم بنى عباس هستند اطراف آنها حلقه زدند تو از دور مراقب باش تا مردى بنام «عمر بن يزيد نخّاس» را كه در ميان صاحبان برده است بيابى.
او كنيزى را با ويژگيهاى خاصّ خود در حالى كه لباس حرير ضخيم بر تن دارد براى فروش آورده است، امّا آن كنيز خود را پوشانده و از دست زدن و نگاه كردن خريداران سخت جلوگيرى مى كند، چرا كه بظاهر در ميان بردگان است و خود در حقيقت از بانوان باشخصيّت و پاك و آزاده مى باشد.فروشنده او را تحت فشار قرار مى دهد تا او را بفروشد امّا او فرياد آزادى و نجابت سر مى دهد و به خريدارى كه حاضر مى شود سيصد دينار به صاحب او بپردازد مى گويد: «بنده خدا! پول خودت را از دست مده! اگر تو در لباس سليمان و برقدرت و شوكت او هم درآيى، من ذره اى به تو علاقه نشان نخواهم داد.» و بدينگونه خريدارى را كه شيفته شكوه و عظمت و عفّت و پاكى اوست، نمى پذيرد و او را مى راند.سرانجام «عمربن يزيد» به او مى گويد: «من ناگزيرم تو را بفروشم پس خودت بگو راه حل چيست؟»او خواهد گفت:
 «در اين كار شتاب مكن! من تنها فرد امين و درستكار و شايسته كردارى كه برايم دلپسند باشد مى پذيرم»در اين هنگام برخيز و به «عمر» بگو: «من نامه اى به زبان رومى دارم كه يكى از شايستگان نوشته و ويژگيهاى مورد نظر اين بانو، در شخصيت نگارنده آن جلوه گر است. شما اين نامه را به او بده تا بخواند اگر تمايل داشت من وكيل نگارنده نامه هستم و اين كنيز را براى او خريدارم.»«بشر» فرستاده امام هادى (عليه السلام)اضافه مى كند كه: «من، برنامه را همانگونه كه امام دستور داده بود به دقّت پياده كردم تا نامه را به او رساندم هنگامى كه نامه را دريافت داشت و بدان نگريست،
 سيلاب اشك امانش نداد و بشدّت گريست و به «عمر بن يزيد» گفت: «اينك! مى توانى مرا به صاحب اين نامه بفروشى.» وسوگندهاى سختى ياد كرد كه اگر به صاحب نامه نفروشد خود را خواهد كشت و هرگز كسى را نخواهد پذيرفت.من بافروشنده براى خريد وارد گفتگو شدم و پس از تلاش بسيار كار به آنجا رسيد كه «عمر بن يزيد» به همان پولى كه سالارم امام هادى (عليه السلام) داده بود راضى شد و پس از دريافت همه آن 220 دينار، كنيز مورد نظر را تحويل من داد و در حاليكه از شادمانى در پوست خود نمى گنجيد به منزل بازگشتيم تا او را به خانه حضرت هادى (عليه السلام) ببرم. همراه او به خانه رسيديم، امّا او قرار و آرام نداشت نامه سالارم را گشود و پس از بوسه باران ساختن آن، نامه را به سر و صورت خويش ماليد و به روى ديدگانش نهاد.من كه از رفتار او شگفت زده شده بودم، گفتم: «آيا شما نامه اى را كه هنوز نگارنده آن را نمى شناسى بوسه باران مى سازى؟»او گفت: «بنده خدا! تو با اينكه فردى درست انديش وامانتدار و فرستاده بنده برگزيده و محبوب خدا هستى، در شناخت فرزندان پيامبران ناتوانى.
 پس گوش به سخنان من بسپار و با دل توجّه كن تا خود را معرّفى كنم و جريان شگفت انگيز خويش را برايت بازگويم.» آنگاه گفت: من «مليكه» هستم دختر «يشوعا» و نوه قيصر روم.مادرم از فرزندان حواريّون است و دختر «شمعون»، جانشين حضرت مسيح(عليه السلام)داستان من شگفت انگيزترين داستانهاست. من سيزده ساله بودم كه جدم قيصر «روم» تصميم گرفت مرا به عقد برادر زاده خويش در آورد، به همين جهت بيش از سيصد نفر كشيش و راهب از نسل حواريّون و هفتصد نفر از اشراف و شخصيّتهاى سرشناس كشور و چهار هزار نفر از فرماندهان ارتش و افسران و درجه داران لشكر روم و رؤساى عشائر را، در كاخ خود گرد آورده و تخت بسيار بلند و پرشكوهى را كه از انواع زر و سيم ساخته شده بود، در سالن بزرگ كاخ قرار داد و برادرزاده اش را بر فراز آن دعوت كرد تا طىّ مراسم ويژه اى، مرا به ازدواج او، درآورد.امّ هنگام كه فرزند برادرش بر فراز تخت قرار گرفت و صليبها گرداگرد او، آويخته شد و اسقفها در برابر او تعظيم كردند و انجيل مقدّس گشوده شد، بناگاه صليبها از جايگاههاى بلند خود، فرو غلطيدند و ستونهاى تخت در هم شكست و آن جوان نگون بخت از فراز تخت به زمين افتاد و بيهوش گرديد.بر اثر حادثه ناگوار، رنگ اسقفها پريد و بندهاى وجودشان به لرزه درآمد و بزرگ آنان به نياى من، قيصر روم گفت:
 « شاها! ما را از كارى كه شومى آن از زوال آيين مسيح خبر مى دهد، معذور دار!»
جدّم آن حادثه تكان دهنده را به فال بد گرفت و به اسقفها دستور داد تا ستونها را برافراشته دارند و صليبها را بالا برند و بجاى آن جوان نگون بخت، برادرش را بياورند تا مرا به ازدواج او درآورد و بدينوسيله شومى پديد آمده را، با نيكبختى و سعادت فرد دوّم، برطرف سازد.
امّا هنگامى كه اُسقفها به دستور قيصر روم عمل كردند، همان تلخى كه براى برادرزاده اوّل او پيش آمده بود براى دوّمى نيز رخ داد. مردم وحشتزده پراكنده شدند. نياى بزرگم، قيصر روم، اندوهگين و ماتم زده برخاست و وارد قصر خويش شد و پرده هاى كاخ افكنده شد و ماجرا تمام شد و در هاله اى از ابهام و نگرانى قرار گرفت.
شب فرا رسيد و آن روز دهشتناك سپرى شد. من همان شب در خواب ديدم كه حضرت مسيح (عليه السلام) به همراه وصىّ خود «شمعون» و گروهى از حواريّون وارد كاخ جدّم قيصر روم شدند و منبرى پرفراز و شكوهمند در همان نقطه اى كه جدّم تخت خود را قرار داده بود برپا ساختند، درست در همين لحظات بود كه حضرت محمد (صلى الله عليه وآله وسلم) با گروهى از جوانان و فرزندان خويش وارد شدند. حضرت مسيح (عليه السلام) به استقبال آن حضرت شتافت و او را در آغوش كشيد.
پيامبر اسلام به او فرمود: «من آمده ام تا مليكه، دختر شمعون را براى پسرم خواستگارى كنم.» و در همانحال ديدم كه آن حضرت با دست خويش به امام حسن عسكرى، اشاره فرمود.مسيح نگاهى به شمعون كرد و گفت: «افتخار بزرگى به سويت آمده است، با خاندان پيامبر پيوند كن و دخترت را به فرزند او بده.»و شمعون هم گفت: «پذيرفتم.»پيامبر اسلام بر فراز منبر رفت و مرا به ازدواج پسر خود درآورد و بر اين ازدواج مسيح (عليه السلام) و حواريّون و فرزندان محمد (صلى الله عليه وآله وسلم) گواه بودند.
از خواب خوش آن شب جاودانه بيدار شدم امّا ترسيدم خواب خود را بر پدر و جدّم بازگويم.از آن پس قلبم از محبّت حضرت عسكرى، مالامال شد به گونه اى كه از آب و غذا دست شستم و به همين جهت بسيار ضعيف و ناتوان شدم و به بيمارى سختى دچار گشتم.جدّم بهترين پزشكان كشور را يكى پس از ديگرى براى نجات من فرا خواند، امّا بيهوده بود و آنان كارى از پيش نبردند و هنگامى كه جدّم از نجات من نوميد شد به من گفت: «نور ديده ام! دخترم! براى نجات جان و شفاى بيماريت چه كنم؟ آيا چيزى به نظرت نمى رسد؟»
من گفتم: «نه! درهاى نجات را به روى خود مسدود مى نگرم،
 شما اگر ممكن است دستور دهيد اسيران مسلمان را از زندانهاو شكنجه گاهها آزاد و كُند و زنجير از دست و پاى آنان بردارند و بر آنان مهر ورزند و آزادشان سازند، اميد كه در برابر اين مهر به اسيران و غريبان، حضرت «مسيح» و مادرش «مريم» مرا شفا بخشند.»جدّم به خواسته من جامه عمل پوشاند و براى شفاى من: همه اسيران مسلمان را آزاد ساخت و من نيز خويشتن را اندكى سالم و با نشاط نشان دادم و كمى غذا خوردم و جدّم شادمان گرديد و بر محبّت بر اسيران و احترام به آنان تأكيد كرد.چهار شب از آن رؤياى شكوهبار گذشته بود كه خواب ديگرى ديدم.گويى دخت گرانمايه پيامبر، سالار بانوان گيتى به همراه مريم و هزار نفر از دوشيزگان بهشتى، به ديدار من آمدند.مريم پاك، رو به من كرد و گفت: «اين، سالار بانوان جهان، فاطمه (عليها السلام) دخت گرانمايه پيامبر و مادر همسر آينده تو است.»
من دامان آن بانوى بزرگ را سخت گرفتم و گريه كنان از اينكه حضرت عسكرى از ديدار من سرباز مى زند و به خوابم نمى آيد به مادرش شكايت بردم.
فاطمه (عليها السلام) فرمود: «مليكه! پسرم به ديدار تو نخواهد آمد چرا كه مشرك هستى. اين خواهرم «مريم» است كه از دين شما بيزارى مى جويد، اگر براستى دوست دارى خشنودى خدا و مسيح (عليه السلام) و مريم را بدست آورى و به ديدار حسن من، مفتخر گردى بگو « اشهد ان لا اله الا الله و انّ ابى محمد رسول الله.»
من به دعوت دخت گرانقدر پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)اسلام آوردم و به يكتايى خدا و رسالت محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) گواهى دادم. بانوى بانوان مرا در آغوش كشيد و خوش آمد گفت و فرمود: « اينك در انتظار ديدار پسرم باش!...»
از خواب برخاستم، امّا شور و شوق ديدار ابو محمّد، حضرت عسكرى، كران تا كران وجودم را فرا گرفته بود. در انتظار ديدارش قرار و آرام نداشتم كه شب فرا رسيد و او به خواب من آمد. هنگامى كه او را ديدم به او گفتم: «سرورم! محبوب قلبم! پس از اينكه، قلب مرا لبريز از مهر و عشق پاك خود كردى، به من بى مهرى نمودى؟»
فرمود: «تنها دليل تأخير ديدارت، شرك تو بود و اينك كه به راه توحيد و توحيد گرايى گام سپرده اى، همواره به ديدارت خواهم آمد تا خداوند ما را يك جا گرد آورد.»
و آن گرانمايه از آن روز تاكنون مرا ترك نكرده و هر شب به خواب من آمده است.»
«بشر» فرستاده امام هادى (عليه السلام)مى گويد: من كه از سرگذشت عجيب او غرق در حيرت شده بودم، از او پرسيدم: «با اين شرايط، شما چگونه به اسارت رفتى و در صف اسيران قرار گرفتى؟»گفت: «حضرت عسكرى، شبى در عالم رؤيا به من خبر داد كه بزودى جدّت، سپاهى گران براى نبرد با مسلمانان گسيل خواهد داشت، شما نيز با گروهى از دوشيزگان در لباس خدمتگزار و بطور ناشناس همراه آنان بيا...»من طبق رهنمود «ابومحمد» چنين كردم و طلايه داران سپاه مسلمين، ما را به اسارت گرفتند وتا الان كه سرگذشت خويش را به تو بازگفتم، هيچ كس نمى داند كه من دختر پادشاه «روم» هستم.»
پرسيدم: «شگفتا! شما كه دختر پادشاه روم هستى چگونه به زبان عربى سخن مى گويى؟»پاسخ داد: «اين بخاطر شدّت محبّت جدّم نسبت به من بود كه مرا با همه وجود وامكانات به آموزش، دانش و بينش تشويق كرد و بانوى مترجم و زبانشناسى را همواره در خدمت من قرار داد تا با كوشش و تلاش بسيار، زبان عربى را بطور شايسته و بايسته به من آموخت.»«بشر» فرستاده امام هادى (عليه السلام) مى افزايد:
 «هنگامى كه او را به سامرّا و به محضر حضرت هادى (عليه السلام) آوردم امام (عليه السلام) ضمن خوش آمد و احترام به او پرسيد: «پيروزى اسلام و مسلمانان و شكست روميان را چگونه ديده است؟ و در مورد شكوه و عظمت خاندان وحى و رسالت چه فكر مى كند؟»نرجس گفت: «شما كه از من، بر اين واقعيّتها داناتريد، من چه گويم؟»حضرت به او فرمود: «من در اين انديشه ام كه مقدم شما را گرامى دارم. اينك، كدامين يك از اين دو راه را براى گراميداشت خود مى پسندى: دريافت سرمايه كلانى از طلا و نقره همچون ده هزار درهم يا بشارت و نويد به افتخار ابدى و هميشگى، كداميك؟»پاسخ داد:
 «سرورم! دوّمى را، مژره به شرافت و نيكبختى جاودانه را.»امام هادى (عليه السلام) فرمود: «پس تو را نويد باد به فرزند گرانمايه اى كه حكومت عدل و داد را در جهان، پى خواهد افكند و بر شرق و غرب گيتى حكومت خواهد نمود و زمين را لبريز از عدالت و دادگرى خواهد ساخت همانگونه كه از ظلم و بيداد لبريز باشد.»پاسخ داد: «سرورم! چه كسى و چگونه؟»فرمود: «از همان شخصيت والايى كه پيامبر در آن شب جاودانه تو را از مسيح و شمعون براى او خواستگارى كرد و در حضور مسيح و جانشين او، تو را به عقد او درآورد. اينك آيا او را مى شناسى؟»پاسخ داد: «آرى! از همان شب جاودانه اى كه به دست مادر گردانقدرش فاطمه(عليها السلام) اسلام آوردم،
 تاكنون شبى بدون عشق و ارادت معنوى به وجود مقدّس او سحر نكردم و هر شب نيز خواب او را ديده ام.» امام هادى (عليه السلام)به يكى از خدمتگزاران فرمود: «كافور! خواهر گرانقدرم «حكيمه» را فرا خوان.»هنگامى كه آن بانوى بزرگ وارد شد امام هادى (عليه السلام) خطاب به او فرمود: «حكيمه! اين همان دوشيزه است... .»و حكيمه او را در آغوش كشيد و مورد تكريم و مهر قرار داد وشادمانى خويش را از ديدار او اعلان كرد.
حضرت هادى (عليه السلام) به خواهر گرانقدرش فرمود: «دختر پيامبر! اينك او را نزد خويش ببر و مقررّات و قوانين دين را آنگونه كه مى بايد به او بياموز كه او همسر گرانقدر پسرم حسن و مادر پرافتخار «قائم» خواهد بود.»

توقيعى به شيخ مفيد (ره)

نامه امام زمان (عج) به شيخ مفيد (ره)

احمدبن على بن على بن ابيطالب طبرسى در كتاب «احتجاج» مى‏نويسد: مكتوبى در اواخر ماه صفر سال 410 (هجرى) از ناحيه مقدسه امام زمان عليه السلام به شيخ مفيد محمدبن محمدبن نعمان - قدس اللّه روحه - رسيد. رساننده آن مكتوب گفته است كه آن را از ناحيه‏اى متصل به حجاز آورده است. آن توقيع اين است :

بسم الله الرحمن الرحيم

سلام بر تو اى دوست مخلص در دين كه در اعتقاد به ما با علم و يقين امتياز دارى. ما شكر وجود تو را به پيشگاه خداوندى كه جز او خدائى نيست برده و از ذات بىزوالش مسئلت مى‏نمائيم كه رحمت پياپى خود را بر آقا و مولى و پيغمبر ما محمد و اولاد طاهرين او فرو فرستد و به تو كه پروردگار توفيقاتت را براى يارى حق مستدام بدارد و پاداش تو را با سخنانى كه از جانب ما مى‏گويى با صداقت افزون گرداند. اعلام مى‏داريم كه به ما اجازه داده شده كه تو را به شرافت مكاتبه مفتخر سازيم و موظف بداريم كه آنچه به تو مى‏نويسيم به دوستان ما كه نزد تو مى‏باشند برسانى. خداوند آنها را به طاعت خود عزيز بدارد و با حفظ و عنايات خود مشكلات آنها را برطرف سازد.

خداوند تو را با امداد خود بر دشمنانش كه از دينش بيرون رفته‏اند پيروز گرداند و در رسانيدن به كسانى‏ كه اطمينان به آنها دارى به طرزى كه انشاء الله مى‏نويسيم عمل كن:

هر چند ما در جائى منزل كرده‏ايم، كه از محل سكونت ستمگران دور است و اين هم به علتى است كه خداوند صلاح ما و شيعيان با ايمان ما را تا زمانى كه دولت دنيا از آن فاسقان مى‏باشد در اين ديده است. ولى در عين حال از اخبار و اوضاع شما كاملاً آگاهيم و چيزى از آن بر ما پوشيده نمى‏ماند.

ما از لغزش‌هايى كه از شما (شعيان) سر مى‏زند از وقتي كه بسيارى از شما ميل به بعضى از كارهاى ناشايسته‏اى نموده‏اند كه نيكان گذشته از آنها احتراز مى‏نمودند و پيمانى كه از آنها براى توجه به خداوند و دورى از زشتى‏ها گرفته شده و آنها آن را پشت سر انداخته‏اند اطلاع داريم. گويا آنها نمى‏دانند كه ما در رعايت حال شما كوتاهى نمى‏كنيم و ياد شما را از خاطر نبرده‏ايم و اگر جز اين بود از هر سو گرفتارى به شما رو مىآورد و دشمنان شما، شما را از ميان مى‏بردند.

پس تقوى پيشه سازيد و به ما اعتماد كنيد و چاره اين فتنه و امتحان را كه به شما رو آورده از ما بخواهيد. امتحانى كه هر كس مرگش رسيده باشد، در آن نابود مى‏گردد و آن كس كه به آرزوى خود رسيده باشد از ورطه آن به سلامت مىرود، آن فتنه و امتحان علامت حركت ما و امتياز شما در برابر اطاعت و نافرمانى ماست. خداوند هم نور خود را كامل مى‏گرداند هر چند مشركان نخواهند.

خود را از دشمنان نگاهداريد و از افروختن آتش جاهليت بپرهيزيد. كسانى كه در اين فتنه به جاهاى پنهان، پناه نبرده و در سرزنش آن راه پسنديده گرفته‏اند، چون ماه جمادى الاولى سال‏ جارى فرا رسيد، بايد از آنچه در آن ماه روى مى‏دهد عبرت بگيريد و از آنچه بعد از آن واقع مى‏شود. از خواب غفلت بيدار شويد: به زودى علامت آشكارى از آسمان براى شما پديد مى‏آيد و نظير آن در زمين نيز ظاهر مى‏شود كه مردم را اندوهگين مى‏كند و به وحشت مى‏اندازد.

آنگاه مردمى كه از اسلام خارج شده‏اند بر عراق مسلط مى‏گردند و به واسطه سوء اعمال آنها اهل عراق دچار ضيق معيشت مى‏شوند سپس ابن محنت با مرگ يكى از اشرار از ميان مى‏رود و از مردن او پرهيزكاران خير انديش خشنود مى‏گردند و مردمى كه از اطراف عالم آرزوى حج بيت الله دارند، با آرزوى خود مى‏رسند و به حج مى‏روند.

سپس هر مردى از شما عمل مى‏كند به آنچه كه به وسيله به دوستى ما تقرب مي‌جست و از آنچه مقام او را پست مى‏گرداند و خوش آيند ما نيست اجتناب كند. چه كه خداوند به طور ناگهانى انسان را برانگيخته مى‏كند آن هم در وقتي كه توبه سودى به حال او ندارد و پشيمانى او را از كيفر ما نجات نمى‏دهد. خداوند تو را بر رشد و كمال الهام بخشد و با لطف خود، شما را به رحمت واسعه خود توفيق دهد.

منبع:

مهدى موعود (ترجمه جلد سيزدهم بحار الانوار چاپ قديم)

 

 

و در امید آن روز که رهبر عزیزمان

از پس پرده غیبت به در آید که می ترسم

 مبادا نباشم  و او بیاید

چرا از فیض دیدار امام زمان محروم هستیم ؟

 

چرا از فیض دیدار امام زمان محروم هستیم ؟

    

    1     - مهمترین دلیلی که ما را از دیدن امام زمانمان محروم می کند سرپیچی از وظایف شرعی ایست که برایمان مشخص شده است یا به عبارت

روانتر مهمترین دلیل  عدم تشرف خدمت امام زمان ،  گناه می باشد

2  _  اینگونه مقرر شده است که اکثر مردم ا ز دیدن در زمان غیبت محروم باشند

3 – عدم وفای به عهدیکه شیعیان به خرج می دهند و به عهد و نذرهای که می کنند ؛ عمل نمی کنند

4- عدم اطمینان و یقین به حضرت بقیه الله

5- نداشتن صداقت و درستکاری

6-نبودن  عشق و محبت وافعی در دل به امام زمان

7- نداشتن ظرفیت برای دیدن

8- داشتن ضعف  دید (بواسطه ی انجام گناهان متعدد )

9- نداشتن آمادگی کامل

10-امور پنهان و پوشیده جذابیت بیشتری داشته و عموم را برای شناخت بیشتر تحریض می کند

11- مردم به محبوب ندیده بیشتر عشق می ورزند

12 – مردم به بلوغ فکری کامل نرسیده اند

13 –  انتظار باعث دوام بیشتر میشود بهمین خاطر است که انتظار از افضل اعمال است و انسان را در رسیدن به حضرت دوست یاری می کند و باعث کنرل شدیدی در اعمال می شود

14 – به جهت محک زدن شیعیان مخلص

موارد فوق از متن بسیاری از روایات گرفته شده است که  اهم آن دلایل همان انجام گناه می باشد  که ما را از دیدن حضرت محروم می دارد