باغ
باغ سبز غزل
دلم ز هجر تو در اضطراب ميافتد
بسان زلف تو در پيچ و تاب ميافتد
شبي كه بيتوام، اي ماه انجمن آرا!
دلم ز هجر تو از صبر و تاب ميافتد
تو آن مهي كه اگر مِهرِ رخ برافروزي
ز چشم اهل نظر، آفتاب ميافتد
تو آن گلي كه ز پاكي، طراوتي داري
كه گل به پيش تو از رنگ و آب ميافتد
به ياد روي تو اي گل، عبور خاطر من
به باغ سبز غزلهاي ناب ميافتد
اگر به گوشة چشمي نظر كني، اي دوست!
دعاي خسته دلان مستجاب ميافتد
+ نوشته شده در جمعه ۲۳ شهریور ۱۳۸۶ ساعت توسط مهدی
|
ما را شب دیدار بود هر شب جمعه