باغ سبز غزل

 

 

 

  

دلم ز هجر تو در اضطراب مي‌افتد

بسان زلف تو در پيچ و تاب مي‌افتد

شبي كه بي‌توام، اي ماه انجمن آرا!

دلم ز هجر تو از صبر و تاب مي‌افتد

تو آن مهي كه اگر مِهرِ رخ برافروزي

ز چشم اهل نظر، آفتاب مي‌افتد

تو آن گلي كه ز پاكي، طراوتي داري

كه گل به پيش تو از رنگ و آب مي‌افتد

به ياد روي تو اي گل، عبور خاطر من

به باغ سبز غزل‌هاي ناب مي‌افتد

اگر به گوشة چشمي نظر كني، اي دوست!

دعاي خسته دلان مستجاب مي‌افتد