روشهاي نشر انديشه و شناخت (1 ) ۱۵/۸/۸۵
| روشهاي نشر انديشه و شناخت | ۱۵/۸/۸۵ |
| الف ـ فراهم آوردن زمينه مساعد واضرب لهم مثلا اصحاب القريه اذا جاهاالمرسلون اذارسلنا اليهم اثنين فكذبوهما. فعززنا بثالث فقال : انا اليكم مرسلون قالوا : ما انتم الابشر مثلنا و ما انزل الرحمن من شي ان انتم الاتكذبون قالو : ربنا يعلم انا اليكم لمرسلون ... و جا من اقصاالمدينه رجل يسعي قال : يا قوم اتبعواالمرسلين اتبعوا من لايسالكم اجرا و هم مهتدون و مالي لااعبدالذي فطرني و اليه ترجعون (سوره ياسين 16 ـ 13 و ـ22 ـ 20 ) اهل آن قريه رابراي ايشان مثل بزن كه فرستادگان ما بدانجا رفتند چون دوتن را نزد مردم آن سامان فرستاديم آنان را دروغگو خواندند اين شد كه با فرستاده سومي آن دو را تقويت كرديم و آنان به آن مردم گفتند : ما را به نزد شما به رسالت فرستاده اند اهل قريه گفتند : شما جز آدميزاده هايي همچون ما نيستند خدا چيزي نفرستاده است و شما دروغ مي گوييد فرستادگان گفتند : پروردگار ما مي داند كه ما رسولانيم مامور هدايت شما ... و مردي از كنار شهر دوان آمد و گفت : اي مردم ! از فرستادگان پيروي كنيد از كساني پيروي كنيد كه مزدي از شما نخواهند و خود راه يافته اند چرا نبايد كسي را پرستش كنم كه مرا آفريده است و شما به سوي او باز خواهيد گشت ولقد آتينا ابراهيم رشده من قبل و كنا به عالمين اذقال لابيه و قومه : ما هذه التماثيل التي انتم لها عاكفون قالوا : وجدنا ابانالها عابدين قال : لقد كنتم انتم و آباوكم في ضلال مبين قالوا : اجئتنا بالحق ام انت من اللاعبين قال : بل ربكم رب السماوات والارض الذي فطرهن و انا علي ذلكم من الشاهدين و تالله لاكيدن اصنامكم بعد ان تولوا مدبرين (سوره انبيا 57 51 ـ) به ابراهيم از پيش رشد و راهشناسي داديم و ما به شايستگي او دانا بوديم يادكن آن هنگام را كه به عمو و قوم خود گفت كه اين تنديسها چيست كه به پرستش آنها مي پردازيد گفتند : ديديم كه پدران ما نيز به پرستش آنهامي پرداختند گفت : شما و پدرانتان بوديد در گمراهي آشكار بوديد گفتند : آيا پيامي جدي و راستين بر ما عرضه مي داري يا از سر شوخي سخن مي گويي گفت : (شوخي و بازي نيست ) بلكه پروردگار شما همان پروردگار آسمانها و زمين است او آنها را آفريده است و من در اين باره نزد شما گواهي مي دهم و به خداي سوگند كه چون رفتيد و بدينجا پشت كرديد كاري چاره ساز بر سربتان شما خواهم آورد ب ـ اقدام كردن و درگيرشدن فقاتل في سبيل الله لاتكلف الا نفسك و حرض المومنين ...(سوره نسا آيه 84 ) (اي پيامبر!) تو خود در راه خدا كارزار كن كه جزتو كسي بدان مكلف نيست ومومنان را نيز بدان ترغيب كن ... فجعلهم جذاذا الا كبيرا لهم لعلهم اليه يرجعون قالوا : من فعل هذا بالهتنا انه لمن الظالمين قالوا : سمعنا فتي يذكرهم يقال له ابراهيم (انبيا 60 ـ 58 ) پس آنگاه ابراهيم (به درون بتخانه پاي نهاد) و آن بتها را ريزه ريزه كرد مگر بت بزرگ را تا شايد(براي رسيدگي ) به نزد او بازآيند( و دريابند كه آن بتان چيزي نيستند و تواني ندارند) (و چون بازآمدند) گفتند : چه كسي با خدايان ما چنين كرده هر كه هست از ستمكاران است (برخي در پاسخ ) گفتند : شنيديم جواني از آنها به بدي ياد مي كرد كه او را ابراهيم خوانند | |
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۹ تیر ۱۳۸۶ ساعت توسط مهدی
|
ما را شب دیدار بود هر شب جمعه